کد خبر : 71652
/ 23:00
دکتر جواد اصغری راد در گفتگو با شهرآرا:

مشهد هر چه مذهبی‌تر باشد زائران به اسلامیت نظام بیشتر پی‌می‌برند

جواد اصغری‌راد، دکترای مطالعات آمریکا از دانشگاه فرایه برلین دارد و مطالعات گسترده‌ای درباره دیپلماسی عمومی ایران و آمریکا انجام داده، چنان‌که در این زمینه صاحب چندین عنوان مقاله و کتاب‌پژوهشی چون «درآمدی بر دیپلماسی عمومی» و « جامعه‌شناسی فراروایت عاشورا در جامعه ایرانی» نیز هست.

مشهد هر چه مذهبی‌تر باشد زائران به اسلامیت نظام بیشتر پی‌می‌برند

ذالکی/ نیک نژاد- او در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور استان خراسان شمالی است و مطالعات خود را با مراکز پژوهشی چون مرکز ملی مطالعات جهانی شدن، موسسه مطالعات آمریکا و مرکز دیپلماسی عمومی- دانشگاه کالیفرنیای جنوبی- آمریکا ادامه می‌دهد. «استفاده از ظرفیت مشهد در راستای استفاده از دیپلماسی عمومی» موضوعی است که درباره آن با دکتر اصغری راد به گفتگو نشسته‌ایم.

 

شاید اصطلاح دیپلماسی در بین عموم مردم جا افتاده‌ نباشد. مردم این کلمه را زیاد شنیده‌اند اما تعریف دقیقی از دیپلماسی عمومی ندارند. برای شروع صحبت بفرمایید اصولا دیپلماسی عمومی چیست و در آن به دنبال چه چیزی هستیم؟

وقتی از دیپلماسی عمومی صحبت کنیم در اصل از قدرت صحبت می‌کنیم. قدرت دو بعد دارد که ما آن‌ها را تحت عنوان قدرت نرم و قدرت سخت می‌شناسیم. قدرت سخت شامل نیروی نظامی و اقتصادی کشورهاست. اما قدرت نرم نیروی فرهنگی افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و کشورها را شامل می‌شود. اگر قدرت را به معنای توانایی انجام کار‌ یا متقاعد کردن کسی برای انجام کاری در نظر بگیریم، قدرت سخت استفاده از ابزار نظامی و اقتصادی برای این است که کسی کاری را انجام دهد یا توانایی اقناع کسی برای انجام کاری است. دیپلماسی عمومی ابزاری است که زیرمجموعه قدرت نرم قرار می‌گیرد. در دیپلماسی عمومی شما با فعل خودخواسته‌‌ طرف مقابل طرف هستید. یعنی در ذهن او تاثیر می‌گذارید تا آنچه شما می‌خواهید، انجام دهد؛ بدون اینکه احساس کند مجبور شده است. به عبارتی دیپلماسی عمومی، استفاده از مجموعه ابزارهایی است که برای تاثیرگذاری کوتاه‌مدت و دراز‌مدت در بستر جامعه هدف استفاده می‌شود. در دیپلماسی عمومی نکته مهم این است که ما با یک اقدام یک شبه مواجه نیستیم. بلکه مجموعه‌ای از اقدامات متنوع فرهنگی به صورت زنجیره‌ای با هم جمع می‌شوند و در یک بازه زمانی نسبتا طولانی تاثیر می‌گذارند.

 

نقش مردم در دیپلماسی عمومی چطور تعریف می‌شود؟ چون برداشت مردم از دیپلماسی این است که یکسری سیاست‌مدار خبره کار را انجام می‌دهند. اما چیزی که از اسم دیپلماسی عمومی بر می‌آید، این است که نقشی هم برای مردم تعریف شده است.

در دیپلماسی سنتی شما تعامل بین دیپلمات‌ها و سیاست‌مداران دو یا چند دولت را دارید. اما در دیپلماسی عمومی یا ارتباط بین دیپلمات‌های یک دولت و مردم یک جامعه هدف است یا بین مردم یک جامعه مبدا و مردم یک جامعه مقصد. درهرحال حداقل یک طرف قضیه با عموم مردم سروکار دارد.

 

به جز «سازمان‌های مردم‌نهاد» یا «عموم مردم» مولفه‌های دیگری هم در دیپلماسی عمومی پیش‌برنده هستند؟

در دیپلماسی عمومی هم از بخش خصوصی و هم از بخش عمومی صحبت می‌کنیم. در بخش دولتی ابزار و امکانات دیپلماسی عمومی تقریبا مشخص است. مثلا استفاده از رسانه‌های بین‌المللی مثل شبکه تلویزیونی پرس‌تی‌وی در مورد ایران. یا برنامه‌های تبادلی و تعاملی فرهنگی که دولت حامی آن‌هاست و دانشگاهیان، روزنامه‌نگاران و نخبگان جامعه هدف را مدنظر قرار می‌دهند. اما در جهان امروز نقش خاصی را هم برای بخش خصوصی قائل هستند. تقریبا تمام این کار‌ها را بخش خصوصی هم می‌تواند انجام دهد. بخش خصوصی هم می‌تواند رسانه‌ای داشته باشد و در کنار منافع خودش از منافع کشوری که این رسانه متعلق به بخش خصوصی آن هست هم دفاع ‌کند. رسانه‌های آمریکا معمولا این شکل را دارند. مثلا سی‌ان‌ان یک رسانه خصوصی است ولی در امتداد دیپلماسی عمومی آمریکا هم فعالیت می‌کند. ما ابزارهای مختلفی را داریم. مثلا اگر دانشگاه‌های ما چه دانشگاه‌های خصوصی و چه دولتی؛ در تربیت دانشجویان خارجی فعال‌تر باشند بخشی از برنامه‌های دیپلماسی عمومی کشور می‌شوند. اگر حوزه‌های علمیه ما مخاطب بین‌المللی جذب کنند بخشی از بازوی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران می‌شوند.

 

یکی از ظرفیت‌هایی که در جهت گسترش دیپلماسی عمومی انقلاب اسلامی روی آن مانور داده می‌شود، ظرفیت زائران مشهد است. شاید کمتر شهری را داشته باشیم که سالانه بیست میلیون زائر داخلی و دو میلیون زائر خارجی را به خود ببیند. اصل بحث ما از اینجا شروع می‌شود که چطور می‌توانیم از این فرصت در جهت دیپلماسی انقلاب اسلامی استفاده کنیم؟ 

دیپلماسی عمومی وقتی موفق است که بر پایه واقعیت استوار باشد. یعنی آن چیزی که نیستیم یا برعکس چیزی را که هستیم، نباید تبلیغ کنیم. این یک نکته مهم در دیپلماسی عمومی است. بله ذائقه جامعه بین‌الملل مهم است اما در بحث‌های برندسازی دیپلماسی عمومی کارآمد معتقدند آنچه واقعا هستید، باید منعکس کنید. وقتی صحبت از جمهوری اسلامی می‌کنید صحبت از جمهوریت و اسلامیت می‌کنید. یعنی هم جمهوری بودن ایران و هم اسلامی بودن آن مهم است. اگر بخش اسلامی‌بودن ایران را بخواهیم بازنمایی کنیم، طبیعتا بخش عمده‌ای از مخاطبان جامعه بین‌المللی اسلامی خواهند بود. آن وقت پای شهرهای مهم مذهبی ما مثل مشهد به میان می‌آید. گاهی اشتباه ما این است که می‌خواهیم عین آن چیزی که غربی‌ها به ما نشان می‌دهند را به آن‌ها نشان بدهیم. مثلا غربی‌ها خودشان بهترین پیست‌های اسکی را دارند و به بهترین نحو آن را انجام می‌دهند. اینکه ما تبلیغ کنیم مشهد بهترین منطقه اسکی دنیاست، نه با واقعیت سازگار است و نه حتی با آن چیزی که مخاطب درباره جمهوری اسلامی می‌داند،منطبق است.

 

یعنی در واقع سعی نکنیم چیزی را به مشهد الصاق کنیم؟

بله. حالا یک وقت هست که ما یک ویژگی را ایجاد می‌کنیم و آن را منعکس می‌کنیم. این اشکالی ندارد ولی نباید غیرواقعی باشد. صحبت از برندسازی مشهد تقریبا مشابه دیپلماسی عمومی است منتها این قضیه با یک رویکرد نسبتا اقتصادی‌تر مطرح می‌شود. از‌آنجا‌که مشهد یک شهر مذهبی است، برند آن هم یک برند مذهبی است. از این حیث در امتداد دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران قرار می‌گیرد. هر چقدر مشهد مذهبی‌تر باشد، زائران و توریست‌هایی که به مشهد سفر کنند طبیعتا بیشتر به اسلامیت جمهوری اسلامی ایران پی می‌برند. این باعث می‌شود که مشهد جایگاه ویژه‌ای 

پیدا کند. من اکثر متروپل‌های معروف دنیا مثل نیویورک، شیکاگو، لندن، برلین، رم، بارسلون و پاریس را دیده‌ام. شخصا معتقدم مشهد تقریبا تمام ویژگی‌های لازم برای شکوفایی یک برند اسلامی را دارد. رقیب آن شاید کربلا و مکه باشد. حتی به جرات می‌توانم بگویم از اصفهان که تبلیغات بیشتری هم نسبت به اینکه پایتخت فرهنگی ایران است می‌شود، پتانسیل‌های بیشتری دارد برای این که به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران معرفی شود. ما مرقد امام هشتم(ع) را در مشهد داریم که این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها و پتانسیل‌های مذهبی مشهد است. از زمانی که مشهد به عنوان یک مکان توریستی مدیریت شده است، زیرساخت‌های خوبی را برای پذیرش و جابه‌جایی توریست فراهم کرده. اگر ما توریسم را به عنوان یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی در نظر بگیریم و بعد توریسم مذهبی و فرهنگی را یکی از مهم‌ترین ابزارهای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی به حساب بیاوریم، آن وقت جایگاه مشهد خیلی باارزش می‌شود.

 

البته نگاه‌های متفاوتی از بابت توریستی بودن یا زائرپذیر‌بودن به مشهد است. بخش مهمی از توسعه‌ای که در مشهد شاهد آن هستیم با توجه به این دیدگاه بوده که ما نیازمند یک شهر توریست‌پذیر هستیم که ادامه‌اش همان موضوعاتی است که به زور به آن الصاق می‌شود. شما پیست اسکی را مثال زدید. ما الان اینجا پارک‌های متنوع آبی را داریم که خیلی سعی می‌شود این ها را به عنوان برند در مشهد جا بیندازند.

اگر مشهد را به عنوان یک فرد در نظر بگیریم که وجهه مذهبی دارد، اینکه یک دفعه لباس ورزشی بپوشد و فوتبال بازی کند، خیلی مناسب نیست. در واقع وقتی ما درباره برند شهری صحبت می‌کنیم، باید ببینیم اصل ماجرای مشهد چیست؟ اصل مشهد به زائرپذیر‌بودن آن است. مشهد از ابتدا به جز بارگاه امام هشتم(ع) چیز خاصی نداشته و اگر هم چیزی به آن اضافه شده باز به برکت وجود امام هشتم بوده است. یک نگاه می‌تواند این باشد که مشهد را بر اساس همین پتانسیل تقویت کنیم. من مخالف این نیستم که برنامه‌های فرهنگی دیگری داشته باشیم اما برنامه‌های فرهنگی دیگر باید متوجه این پتانسیل اساسی باشند. یعنی ما می‌توانیم موسیقی داشته باشیم اما موسیقی ما باید موسیقی مذهبی باشد.

 

البته فکر می‌کنم صحبت غالب شما این بود که ما باید سعی کنیم وجهه و رویکرد مذهبی مشهد یعنی «همان چیزی که هست» را بهتر جا بیندازیم.

بله. موضع من در این رابطه واضح است. ما ادعا می‌کنیم مشهد می‌تواند به عنوان یک شهر برجسته ایرانی و اسلامی مطرح شود. چه اشکالی دارد که ما به لحاظ موسیقی اسلامی هم مطرح شویم؟ چه اشکالی دارد که به عنوان یک شهر سینمایی که سینمای اسلامی را ترویج و تبلیغ می‌کند، مطرح شویم؟ همه این‌ها زیرمجموعه فرهنگ قرار می‌گیرند. موج‌های آبی خوب است ولی مشهد را در فرایند تغییر برند قرار می‌دهد. 

باید ببینیم می‌خواهیم برند مشهد را از یک شهر توریستی مذهبی به سمت توریستی تفریحی ببریم یا نه؟ مثلا بازار مشهد می‌تواند رونق بگیرد اما بازاری باید باشد که متوجه توریست مذهبی باشد نه بازار مدنظر توریست تفریحی. آن‌ها می‌توانند در حاشیه‌ مطرح شوند اما نباید مرکز باشند.

..........................................

 

چرا مشهد باید یک شهر مذهبی باقی بماند؟

من معتقدم مشهد هرچه دارد از مذهبی بودنش دارد و می‌تواند ظرفیت بیشتری هم ایجاد کند. نباید به خاطر ایجاد شغل بیشتر در مشهد سراغ تفریحاتی از جنس تفریحات لاس وگاس بروند. می‌توانند به گونه‌ای پیش بروند که به جای دو میلیون زائر غیر‌ایرانی، ۵‌میلیون جذب کنند. این پتانسیل وجود دارد. یک کار ساده می‌تواند این باشد که سبک معماری بناهای غیرتاریخی هم شبیه بناهای تاریخی مذهبی باشد.

 

شما همه این‌ها را به عنوان مولفه‌های دیپلماسی عمومی تعریف می‌کنید؟

بله زیرمجموعه دیپلماسی عمومی هستند. بعضی مربوط به مسئولان و مردم مشهد و بعضی مربوط به بخش خصوصی می‌شود. گاهی هم صحبت از نقش دولت در دیپلماسی عمومی می‌کنیم. یعنی دولت هم وقتی می‌خواهد در مورد مشهد برنامه‌ریزی کند باید این بحث «برندسازی مشهد» را مدنظر قرار دهد. فکر نمی‌کنم کسی در دولت ما باشد که با جمهوری بودن و اسلامی بودن ایران مخالفتی داشته باشد، به عنوان رئیس جمهور و نمایندگان مجلس همه سوگند یاد کرده و به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند. وقتی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی را تعریف می‌کنیم طبیعی است که به دنبال مذهبی بودن شهر مشهد باشیم و آن را تشویق کنیم یا مثلا به «کیش» می‌توان به عنوان یک گزینه تفریحی فکر کنیم، هیچ اشکالی هم ندارد. ولی این خلط مبحث کردن باعث می‌شود که مشهد نه مشهد امام رضا(ع) باشد و نه مشهد تفریح.

 

ما هویت مشهد و کارکردهایش را به عنوان یک شهر مذهبی تعریف کردیم. از این به دنبال چه هستیم؟ آن دیپلماسی عمومی رابطه‌اش با این هویت چطور تعریف می‌شود؟

ما وقتی یک شهر نمونه مذهبی ایرانی را ساخته‌ایم، به عبارتی داریم یک جامعه نمونه اسلامی را نشان می‌دهیم. تمام تلاش تمرین‌کننده دیپلماسی عمومی این است. مثلا ما می‌گوییم جمهوری اسلامی نظام خوبی است. پیام دیپلماسی عمومی هر کشوری این است که ما خوبیم. ایالات متحده دیپلماسی عمومی را استفاده می‌کند که بگوید من به عنوان یک کشور لیبرال دموکراسی خوبم. روی دموکراسی و لیبرالیسم خودش تاکید می‌کند. ما در مورد جمهوری اسلامی ایران روی جمهوریت و اسلامیت تاکید می‌کنیم و می‌گوییم: ای ملت‌های دنیا، این بهترین مدل حکومت و بهترین مدل جامعه است. در این صورت معرفی مشهد به عنوان یک شهر الگوی اسلامی تاثیر زیادی برای کسی دارد که به عنوان توریست مذهبی وارد مشهد می‌شود. چون قرار است آنچه می‌بینند بازنمایی صحیح جمهوریت و اسلامیت ایران باشد که در شهر مشهد خلاصه شده است.

 

اگر بخواهیم کمی مصداقی‌تر و عملیاتی‌تر در مورد دیپلماسی عمومی صحبت کنیم، چه کارهایی باید در این زمینه اتفاق بیفتد؟ ما نقش‌های مختلفی را در شهر داریم. فکر می‌کنم حتی وظیفه کسانی که مسافر جابه‌جا می‌کنند ذیل دیپلماسی عمومی‌ تعریف می‌‌شود.

هنگام تبلیغ یک شهر اسلامی به اشکال مختلف آن شهر که جنبه اسلامی دارد، اشاره می‌کنیم. شهر موفق توریستی اسلامی چند ویژگی دارد. مثلا کیفیت مکان‌های طبیعی، هنری و تاریخی مهم است اما زیارت در وهله اول اهمیت است. طبیعتا حرم باید از لحاظ زیرساختی هر چه می‌تواند ظرفیت‌سازی شود. رفتار خادمان حرم وحتی زائران یا مجاوران در بازنمایی تصویر صحیح و در عین حال اسلامی از مشهد موثر است. هر کدام از کسانی که در مشهد زندگی می‌کنند، چه راننده  تاکسی چه مغازه‌دار یا پلیسی که سر چهارراه خدمت می‌کند، همه انگار فروشنده‌های مغازه‌ هستند که اگر تمیز نباشد، فروشنده بداخلاق باشد و در برخورد با شما تکبر بورزد و احساس اعتماد به او در شما شکل نگیرد، امکان دارد دیگر به آن مراجعه نکنید. در برند اسلامی همه در عرصه بین‌المللی رقابت می‌کنند.

 

99964.png

 

..........................................

 

  • دیدگاه یک/ از «مشهد ۲۰۱۷ » باید در جهت آگاهی بخشی به مردم استفاده کنیم

 

ما بحث مشهد ۲۰۱۷ را داریم که شروع شده است. از ظرفیت‌های این چنینی که به طور مقطعی ایجاد می‌شود، چطور می‌توان در راستای دیپلماسی عمومی انقلاب استفاده کرد؟ 

ما در مورد مشهد ۲۰۱۷ دواستفاده بزرگ می‌توانیم ببریم؛ یکی این است که با تبلیغاتی که می‌شود میزان توریست‌پذیری مشهد را در این سال خاص، افزایش دهیم. اما یکی از بهترین فرصت‌ها آگاهی‌بخشی به خود شهروندان مشهد است. یعنی برای آن‌ها آگاهی ایجاد شود و مشهد را یک برند مذهبی ببینند و در آن مسیر تلاش کنند. 

با کمک سازمان‌های مردم‌نهاد و سازمان‌های فرهنگی، مردم مشهد را آماده کنیم که بفهمند مشهد به عنوان یک مکان توریستی مذهبی یعنی چه؟ مشهد به عنوان یک مکان توریستی مذهبی در حرم امام رضا(ع) خلاصه نمی‌شود. 

کیفیت مکان‌ها و بناهای تاریخی و هنری، در رفتار شهروندان و دولت‌مردانشان هم نمود دارد. مسئولان مشهدی هم باید به این نتیجه برسند که تک‌تک جملاتی که به کار می‌برند، چه در مقابل زواری که در مشهد حضور دارد و چه در مقابل کسانی که از بیرون به مشهد نگاه می‌کنند، برای برند مشهد تاثیرگذار است. 

در اقشار مختلف برای کسانی که به مردم خدمات می‌دهند کارگاه آموزشی رفتار پذیرایی از توریست‌های مذهبی برگزار شود. مثلا شاید تاکسی‌دار متوجه نقش خودش در زائر یا توریست پذیری نباشد اما باید بداند در ذهنیتی که در توریست ایجاد می کند تاثیر فراوانی خواهد داشت. امکان دارد این برخورد تمام ذهنیت او را در مورد جمهوری اسلامی ایران شکل بدهد. بنابراین ما از مشهد ۲۰۱۷ باید در جهت آگاهی بخشی بیشتر به مردم مشهد که در بخش‌های مختلف فعالیت می‌کنند، استفاده کنیم.

 

آیا از رویداد های این چنینی این توقع می‌رود که بعدا بتوانیم اثرات آن را بیرون از ایران ببینیم؟ 

طبیعتا این مدنظر هست. صحبت از حدود دو میلیون زائرغیرایرانی یعنی صحبت از دو میلیون مخاطب بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران. 

اگر آن‌ها دلارهای خود را در ایران هزینه نکنند و شغل یک شهروند مشهدی فراهم نشود، دولت جمهوری اسلامی خود باید آن شغل را ایجاد کند. یعنی منفعت مشهد، منفعت جمهوری اسلامی ایران است. دولت‌مردان ما در سطوح پایتختی باید این نکته را درک کنند. می‌خواهم بگویم وقتی شما صحبت از دو میلیون زائر غیرایرانی می‌کنید صحبت از دیپلماسی عمومی و تاثیرگذاری می‌کنید. 

اگر شما پذیرایی خوبی از این دو میلیون نفر داشته باشید، وقتی به کشورشان برگشتند در صورت بروز مشکلی در سیاست خارجی ایران و آن کشور،این ها سرباز شما خواهند بود. البته مشکل بزرگی که در بازخورد گرفتن از دیپلماسی عمومی به‌ویژه در برنامه‌های دراز مدت داریم، این است که برنامه‌های فرهنگی پیوسته‌اند و به راحتی قابل اندازه‌گیری نیستند. همه کارها را شهرداری‌ها یا دولتمردان مرکزی نمی‌توانند انجام دهند. 

در مشهد بخش خصوصی قوی داریم. برای آن‌ها باید کارگاه گذاشته شود و اهمیت مسائل برای آن‌ها روشن شود. مثلا در معماری اسلامی این آگاهی‌بخشی را ایجاد کنید که گسترش برند مشهد که یک برند مذهبی است، طبیعتا به نفع همه است. مثلا یک بافت قدیمی بازاری داریم و فکر می‌کنیم که در شأن مشهد و اطراف حرم نیست ولی نمی‌دانیم که خیلی از توریست‌ها می‌آیند تاریخ اسلامی ایرانی را در همین بازار مشاهده کنند. این کار فرهنگی از جنس استفاده از سازمان‌های مردم‌نهاد است.

..........................................

 

  • دیدگاه دو / «مشهد » یک برند ارگانیک است

 

در مکه مشکلاتی پیش آمد و مسئولان حکومتی عربستان به گونه‌ای رفتار کردند که از حضور زائرهای ایرانی محروم شدند. حالا این در سطح رسمی بود. اگر مغازه‌دارهای مکه یا خادمان حرم با شما برخورد بدی داشته باشند، تاثیرگذار است. مشهد هم همین ویژگی را دارد. اگر مسئولان و شهروندانش خوش برخورد باشند، در دیپلماسی عمومی می‌تواند موفق ظاهر شود. در بحث موسیقی یک وجهه قضیه این است که موسیقی غیرمذهبی در مشهد جایگاهی نباید داشته باشد. ما معتقدیم مشهد یک شهر مذهبی است و طبیعتا این برند باید حفظ شود. اما کنار آن شما از یک روحانی یا فرد مذهبی انتظار ندارید برخورد خشنی با اطرافیانش داشته باشد. این‌ها نکات ریزی است که باید حواسمان به آن‌ها باشد. تمام صحبت‌ها در دیپلماسی عمومی معطوف به جذب مخاطب است. چه مسئولان و چه مردم تمام تلاش‌شان را به خرج دهند که جذب کنند.

 

اگر بخواهیم به این سمت برویم از کجا باید شروع کنیم؟ آیا صرفا یک فرهنگ‌سازی طولانی مدت است که الان شروع کنیم و تا ۲۰سال دیگر امیدوار باشیم که اینجا به شهری با این مولفه‌ها تبدیل بشود و بتواند وظیفه خودش را در دیپلماسی عمومی ایفا کند؟

اولا که ما در این کار شروع و انتها نداریم. ما در میانه آن قرار داریم. برند مشهد یک برند ارگانیک است و ساختگی نیست. «هویت شهری ساختگی» یعنی چیزی نبوده و مولفه‌هایی در آن ایجاد کرده‌ و براساس آن در دنیا معرفی می‌کنند. مثلا لاس‌وگاس چیزی نداشته و چند قمارخانه در آن ایجاد کرده‌اند و شده یک شهر توریستی. مشهد به واسطه وجود بارگاه مقدس امام هشتم(ع) به صورت ارگانیک رشد کرده و حتی در یک بازه زمانی پایتخت بوده است. یعنی همواره نقشی مانند یک دیپلمات عمومی اسلامی داشته است. بنابراین نقطه پایانی وجود ندارد. نباید در ذهنمان این باشد که بیست سال تلاش می‌کنیم و بعد به نتیجه می‌رسیم و تمام می‌شود. نه؛ این فرایندی است که در آینده پیوسته باید ادامه پیدا کند. الان مشهد از لحاظ بافت حرم توسعه خوبی پیدا کرده. حمل و نقل عمومی باید توسعه پیدا کند. من به عنوان کسی که از بیرون به مشهد مراجعه کرده‌ام، می‌بینم این آگاهی میان شهروندان مشهدی وجود دارد که روحیه آن‌ها از محل وجود بارگاه مقدس و زوار بارگاه مقدس است. بنابراین برخورد نسبتا خوبی با زوار می‌شود. اما می‌تواند بهتر باشد. مثلا تجربه‌ شخصی من این است که مشهدی‌ها در بحث کرایه‌ها خوب برخورد نمی‌کنند. 

گاهی وقت‌ها کرایه صد متر با هزار متر برای مسافر غیرمشهدی یکی است. یا مثلا امنیت شب‌های مشهد را باید گسترش بدهند. پیش‌زمینه‌اش این است که آن پلیسی که می‌خواهد امنیت را ایجاد کند، بفهمد که اگر تلاش کند و شب بیدار باشد در نهایت منفعت آن متوجه خود و خانواده‌اش خواهد شد. این موضوع نه تنها منفعت اسلامی و حق است؛ بلکه منفعت مالی و اقتصادی و در نهایت منفعت بین‌المللی هم برای جمهوری اسلامی خواهد داشت. یعنی اگر زوار عراقی به مشهد مراجعه کنند و مشهدی‌ها هزینه‌ای بیش از هزینه معمول را از آن‌ها دریافت کنند، به هر حال این قضیه بعد از مدتی مشخص خواهد شد و بعد تصویری که از مشهدی ایرانی در ذهن آن عراقی باقی می‌ماند، تصویر نسبتا خوبی نخواهد بود و تاثیرش را در تصویر جمهوری اسلامی خواهد گذاشت.

زائر یا گردشگر از شهرهای مختلف ایران گذر کرده و به عبارتی آن‌ها را ندیده و به سمت مشهد آمده است. در مشهد نمونه‌ای از ایران به او نشان داده می‌شود که اگر ما نمونه خوبی را به او نشان ندهیم، نه تنها برای مشهد هزینه خواهد داشت، بلکه برای ایران هزینه اقتصادی، بین‌المللی و سیاسی هم دربردارد.

 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی