کد خبر : 71647
/ 21:33
برای شما که مواجهه با برخی صحنه‌ها دلتان را می‌آزارد و به دنبال راهی برای کمک به نیازمندان در جامعه هستید؛

فقر تماشایی

قبول داریم که شناسایی نیازمندان واقعی کار سختی است و مشکلات اقتصادی هم فرصتی برای ریزشدنمان در احوالات دیگران نگذاشته، اما نمی‌توان و درست‌تر بگوییم نباید به این بهانه‌ها از حال و روز جامعه غافل شد.

فقر تماشایی

معصومه متین‌نژاد- چند شب پیش، توی هوای سرد زمستونی که داشتم از سرکار برمی‌گشتم، توی راسته سم‌فروش‌ها، چشمم به یک مادر و دختر افتاد. خیلی باشتاب از کنارشان گذشتم. صدای خفه زن که بیشتر شبیه یک پچ‌پچ بود تا استمداد، مثل تزریقی برق‌آسا، شتابی را که پاهایم برداشته بود به کرختی ارادی تبدیل کرد. شاید ده متری از آن‌ها فاصله گرفته بودم، برگشتم و خریدارانه نگاهی به آن دو کردم. زن آرام و موقر سرش را پایین انداخته بود و دخترک از سرما خودش را به مادرش ‌پیچانده بود. زن از اینکه راه رفته را برگشته بودم تا از او سوالی بپرسم و شاید هم رفع نیازی بکنم، لبخند بی‌رمقی بر لبان از سرما خشکیده‌اش نشست. نمی‌دانم چرا باز یاد داستان غمگین پسرک افتادم؛ «کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک در‌حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف‌ جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد و انگاری با چشم‌هایش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در‌حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود، بیرون آمد.

-آهای، آقا پسر!

پسرک برگشت و به سمت صدا رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد. پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟

-نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

-آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!»

..........................................

 

قبول داریم که شناسایی نیازمندان واقعی کار سختی است و مشکلات اقتصادی هم فرصتی برای ریزشدنمان در احوالات دیگران نگذاشته، اما نمی‌توان و درست‌تر بگوییم نباید به این بهانه‌ها از حال و روز جامعه غافل شد؛ چراکه ما هرچقدر هم مشکل داشته باشیم، باز به قدر یک دستگیری کوچک، ‌توان بازکردن گره از مشکل دیگران را داریم. تجربه هم ثابت کرده که معمولا مشکل بیشتر ما در پیدا کردن راه‌حل است، نه مشتاق نبودن به انجام چنین کارهایی. برای همین اگر بتوان یک سازوکار ساده و البته کم‌‌دردسر چه به لحاظ هزینه و چه وقت و انرژی برای کمک مستمر و روزانه به دیگران تعریف کرد، به‌طورحتم خیلی‌ها پای کار می‌آیند. ازاین‌رو امروز قصد داریم چند مدل آزمایش شده از این جنس را باهم بررسی کنیم تا هرکسی متناسب با شرایط خودش یکی از این شیوه‌ها را انتخاب کند.

 

قطره‌چکانی سنتی

قبل از رفتن سراغ مدل‌های پیچیده و وقت‌گیر برای کمک کردن به دیگران، می‌خواهیم یک ضرب و تقسیم ساده انجام بدهیم؛ میزان درآمد شما در ماه چقدر است؟ حاضرید چه میزان از این پول را صرف کمک به رفع نیاز دیگران بکنید؟ حتم دارم جواب هرکسی با فرد کنار دستی‌اش فرق دارد. اما جواب همه ما به این سوال که «با۵٠٠‌تومان در روز چه چیزهایی می‌توان خرید؟» یکسان است؛ کار زیادی با آن نمی‌توان کرد، اما برای بیشتر ما این امکان وجود دارد که هرروز همین مبلغ را کنار بگذاریم، بدون آنکه خلائی در زندگی‌مان احساس کنیم. روزی ۵٠٠‌تومان یعنی ماهی حدود ١۵‌هزار تومان. حالا اگر ۵٠٠‌هزار نفر از جمعیت سه میلیونی شهر خودمان روزانه همین مبلغ را کنار بگذارند، پولی حدود ٧‌میلیارد و ۵٠٠‌میلیون تومان در ماه می‌شود.

به‌نظرتان با این مبلغ چه کارهایی می‌توان کرد و گره از مشکل چه کسانی می‌توان باز کرد؟ این دقیقا مصداق «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود» است و انجامش نیاز به کمی آگاهی و تبلیغات بین فردی در بین جمع‌های دوستانه‌مان دارد. یادتان باشد تا زمانی که جعبه یا صندوقی برای پس‌انداز این پول‌ها نداشته باشید و این کار را روزانه انجام ندهید، این اتفاق نخواهد افتاد. درپایان هرماه هم درصورت داشتن یک برنامه‌ خاص که حتما باید گروهی باشد، می‌توان آن را تخلیه پیگیری کرد، درغیر این‌صورت بهتر است یکی از صندوق‌های صدقات خانگی کمیته امداد یا هر خیریه دیگری را که خودتان صلاح می‌دانید، برای این کار انتخاب کنید و مبلغ جمع‌آوری شده را به آن‌ها تحویل دهید.

 

قطره‌چکانی مدرن

اگر اهل پس‌انداز به سبک سنتی نیستید یا پس از پس‌انداز کردن پول‌ها با رساندنشان به مستحقش مشکل دارید یا شاید هم وسوسه می‌شوید که پول‌های جمع‌آوری شده را فعلا خرج و بعد جایگزینش کنید، می‌توانید به سراغ روش‌های امروزی‌تر بروید. سامانه‌های بسیاری برای این منظور تعریف شده که بخشی از آن‌ها در رسانه‌های رسمی هم تبلیغ می‌شوند و قابل اعتماد هستند. در این روش‌ها شما می‌توانید یا مبلغی را به طور کلی و به یک‌باره پرداخت کنید یا به صورت روزانه و به میزان بسیار کمتر.

حواستان باشد هر سایت و سامانه‌ای قابل اعتماد نیست و همیشه افرادی وجود دارند که از نیت خیر شما سوءاستفاده کنند. یکی از این سامانه‌های معتبر، سایت رسمی کمیته امداد امام‌خمینی(ره) است که تا دلتان بخواهد محلی برای خرج‌کرد این‌ نوع پول‌ها دارد؛ از تهیه جهیزیه و کمک خرجی گرفته تا سرپرستی ایتام و بی‌سرپرست‌ها. برای این منظور وارد سایت کمیته امداد (www.emdad.ir) شوید و در بخش پایین صفحه، گزینه خدمات الکترونیکی را انتخاب کنید و آیکن پرداخت اینترنتی را بزنید. در این مرحله باید موضوع نیکوکاری و استان محل خرج کمک کرد آن را انتخاب کنید تا کمک شما هر اندازه هم که ناچیز باشد صرف همان نیت و افراد مدنظرتان شود.

 

محافل صمیمی دوستان

در همسایگی محله همه ما خیریه‌هایی وجود دارد که یا به صورت تخصصی یا کلی درحال جمع‌آوری کمک‌های مردمی هستند، همچنین شعبه‌هایی از کمیته امداد که می‌توانند محل مطمئنی برای انواع و اقسام کمک‌های پاره وقت ما باشند.

هرچند حتم دارم که اگر با هرکدامشان ارتباط نزدیکی بگیرید، دیگر امکان جدای از آنجا و نیاز به گشتن به دنبال محلی برای خرج‌کرد کمک‌های خیرخواهانه‌تان نخواهید داشت. با این وجود بهتر است که به دنبال نیازمندان نزدیک به خودتان در اقوام و خویشان و همسایگان باشید؛ چراکه اولویت کمک‌های شما آن‌ها هستند و خدای ناکرده اگر در آخرت هم قراری به جواب پس‌دادن باشد باید به‌خاطر بی‌اطلاعی از احوال این دسته از نیازمندان باشد نه سایرین.

به شما توصیه می‌کنیم برای کارآمدتر شدن این فعالیت خیرخواهانه‌تان در یکی از محافل مجازی مانند تلگرام که جمع دوستان هم‌نفس جمع جمع است و نیازی به وقت صرف برای تبادل نظر نیست، این موضوع را مطرح کنید. خوبی که این گروه‌های دوستانه یا فامیلی دارند، این است که افراد نیازمند برای اعضای این گروه‌ها یا دست‌کم یکی از آن‌ها به خوبی شناخته شده‌اند و می‌توان کمک‌ها را هدفمند خرج کرد. درضمن انگیزه بیشتری برای افراد گروه در شناسایی و بررسی احوال نزدیکانشان ایجاد می‌شود که به لحاظ معنوی هم کارکردهای خوبی مانند به‌جا آوردن صله‌رحم دارد. به عبارتی این گروه‌ها را می‌توان شکل مدرنیزه جلسات و محافل خانگی چند دهه قبل دانست که بسیاری از اتفاقات خوب از دل آن‌ها بیرون می‌آمد.

 

کمک‌‌های بسیار محترمانه 

شاید تعجب کنید اگر بشنوید که قرض دادن پول به دیگران بیشتر از صدقه دادن و کمک بلاعوض در درگاه خداوند پاداش و ارج و قرب دارد. طبق احادیث و روایات معتبر در این معامله شما بیشتر از آنچه خرج کنید، سود خواهید کرد. پس اگر قصد کمک کردن به دیگران را در قالبی محترمانه دارید؛ درفکر ایجاد یک صندوق گروهی یا خصوصی برای وام دادن به دیگران باشید؛ وام‌هایی بدون بهره و با اقساط بلند مدت که فرد بتواند به راحتی پولی را بدون منت بگیرد و به مرور زمان آن را پرداخت کند تا همین پول، دوباره گره‌گشای مشکل فرد دیگری شود. یادتان باشد در این نوع وام دادن‌هایی که هدف کمک محترمانه و معامله صرف با خداست، نه فعالیت اقتصادی، دیگر نباید به دنبال بازپس‌گیری سفت و سخت پول بود، بلکه باید در پی ایجاد یک سیستم گردشی منظم برای این پول باشید که بتواند مشکل تعداد بیشتری از افراد نیازمند را حل کند. اگر صندوقی که می‌خواهید ایجاد کنید گروهی است، نیاز به حساب و کتاب دقیق‌تری دارید و صدالبته دردسرهایتان هم بیشتر می‌شود ولی اگر قصد ایجاد یک صندوق شخصی را دارید، می‌توانید به هر میزان که تمکن مالی دارید به این افراد پول قرض بدهید و به مرور زمان بر مبلغ سرمایه‌گذاری اخروی خود بیفزایید.

 

هم ماهی، هم ماهیگیری

همان‌طور که گفتیم؛ برای کمک به دیگران راه‌های بسیاری وجود دارد؛ مراکز خیریه، انجمن‌های حمایت از کودکان کار و خیابان، مراکزی که به افراد بی‌بضاعت خدمات یا آموزش می‌دهند، مراکز نگهداری از معلولان، خانه سالمندان و…. مراکزی که به طور حتم از حمایت و کمک ما در اشکال مختلف استقبال می‌کنند، حال این کمک مادی باشد یا معنوی. به طور مثال اگر یک معلم هستید می‌توانید در هفته چند ساعت را برای آموزش به کودکان کار و خیابان اختصاص دهید، اگر پزشک هستید زمانی را برای ویزیت نیازمندان اختصاص دهید، اگر خیاط هستید زمانی را برای آموزش خیاطی به زنان سرپرست خانوار درنظر بگیرید، اگر تخصص خاصی هم ندارید ساعاتی را برای فعالیت در یک خانه سالمندان اختصاص دهید، خلاصه اینکه راه‌های کمک به دیگران و رسیدن به آرامش بسیار زیاد است، فقط کافی است بخواهیم.

..........................................

 

گزارشی که موجی از احساس همدردی و تاثر را در جامعه برانگیخت

صورت مسئله را پاک نکنید!

99959.png«هر کدام به داخل یک قبر سُر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتوهای مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آن‌ها مرگ را زندگی می‌کنند. خیلی که هوا سرد می‌شود، دنبال چوب می‌گردند برای درست‌کردن آتش و گرم‌شدن در گورهایی که پایان زندگیست برای همه، اما برای این‌ها شده سرآغاز و سرپناه. زن، مرد و کودک؛ کارتن‌خواب‌هایی که در قبر نشسته می‌خوابند. ... یک ماهی می‌شود که سرما کارتن‌خواب‌ها را راهی کرده تا اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار ساکن شوند. عده‌ای درون گورستان و در قبرهای از پیش آماده شده و...»

این مطالب بخشی از گزارش «زندگی در گور» روزنامه شهروند است که چند روز پیش منتشر و موجی از اظهارنظر و تاثر را دربین مردم ایجاد کرد. موضوع آن به نحوه زندگی بخشی از هموطنانمان در یکی از گورستان‌های نصیرآباد شهریار برمی‌گردد که حکایت از بی‌خبری مردم و مسئولان دارد. بی‌خبری که نه به معنای ندیدن، بلکه نادیده گرفتن است؛ چون دیدنش چیزی ‌جز درد و تعهد برای عده‌ای و بازخواست برای عده دیگری ندارد.

نمی‌خواهم چیزی درباره علت به‌وجود آمدن چنین اتفاق‌هایی درجامعه بگویم که همه ما به سهمی متفاوت در آن نقش داریم؛ رسانه‌ای که نابخردانه مردم را به‌خاطر دوست نداشتن ایجاد گرم‌خانه‌ها در اطراف محل سکونتشان و رانده شدن آن‌ها به سمت گورها متهم می‌کند، مسئولی که آن‌ها را معتاد متجاهر می‌خواند، نه کارتن خواب! هنرمند و ورزشکاری که فقط اظهار تاثر کردن می‌داند، مسئولی که خودش را مبرا از هر قید و تعهد و مسئولیتی می‌داند و برای دیگران نسخه می‌پیچد، آن‌ها که سر این ماجرا هم از مظلومیت حزب سیاسی‌شان دم می‌زنند و حریف را به بی‌عرضه می‌خوانند که گویی دیروز از این خبرها نبوده و فردا هم نخواهد بود و من وشمایی که فقط مسئولان و نحوه عملکردشان را عامل این اتفاق می‌دانیم و انگار نه انگار که ما هم با همین قدر بضاعتمان وظیفه‌ای داشته و داریم! ما که سخت می‌کوشیم زندگی‌مان هرروز بهتر از دیروز باشد.

و چه خوب همه ما می‌دانیم که چگونه دفاع جانانه‌ای از وجدانمان بکنیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی