کد خبر : 71644
/ 18:55
گپ و گفت با پدر و پسری از محله راه‌آهن که مغازه‌ای ویژه بازی‌های فکری راه انداخته‌اند؛

بچه‌های زرنگ و اتاق درنگ

همین که پای فضای مجازی و تلفن همراه وسط آمد، کم‌کم بازی‌های فکری هم به فراموشی سپرده شد. دیگر به‌جای قدرت تفکر، همه از قدرت انگشت استفاده می‌کردند تا پرنده‌ای را به‌سمت خوک‌ها پرتاب، یا میوه بخت‌برگشته را از وسط نصف کنند تا امتیاز بگیرند.

بچه‌های زرنگ و اتاق درنگ

کاملان- پیش‌از پیدا‌شدن سروکله بازی‌های عجیب‌و‌غریب امروز، «منچ» و «مار و پله» و «راز جنگل» و «فکر بکر» جزو معدود بازی‌هایی بودند که پشت ویترین اسباب‌بازی‌فروشی‌ها آقایی می‌کردند. اصلا در هر خانه، دست‌کم یکی از این بازی‌ها بود و همین بهانه‌ای می‌شد برای اینکه اعضای خانواده دور هم جمع شوند. اما همین که پای فضای مجازی و تلفن همراه وسط آمد، کم‌کم بازی‌های فکری هم به فراموشی سپرده شد. دیگر به‌جای قدرت تفکر، همه از قدرت انگشت استفاده می‌کردند تا پرنده‌ای را به‌سمت خوک‌ها پرتاب، یا میوه بخت‌برگشته را از وسط نصف کنند تا امتیاز بگیرند. در روزگار فرمانروایی بازی‌های رایانه‌ای و فضای مجازی، مجید مشیری شهروند پنجاه‌ساله محله راه‌آهن و پسرش، مغازه‌ای خاص در نقطه‌ای از مرکز شهر (محله راه‌آهن) راه انداخته‌اند که امکان ندارد از جلویش رد شوید و با دیدن ویترین و اسم آن، به داخل مغازه سرک نکشید؛ مغازه‌ای پر از بازی‌های فکری که نمونه برخی از آن‌ها اصلا در مشهد نیست. در ادامه گفتگوی شهرآرامحله منطقه۳ را با این پدر و پسر خلاق بخوانید.

..........................................

 

آغاز کار فروشگاه متفاوت

بازنشسته‌شدن برای خیلی‌ها یعنی استراحت در خانه و لذت‌بردن و استفاده از سود پاداش پایان‌خدمتی که در بانک سپرده‌گذاری شده است ولی بازنشستگی آقای مشیری، کمی متفاوت است و سرآغازی می‌شود برای کاری جدید و البته کاملا خاص؛ «در دورانی که در دانشگاه فردوسی مشغول به کار بودم، همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که باید کاری را شروع کنم که دست‌کم برای مردم مفید باشد. بعد‌از اینکه بازنشسته شدم، هم وقت و هم فکرم آزاد شد. در قدم اول، این مغازه را که پیش از این فروشگاه نوشت‌افزار بود و چندان مشتری نداشت، اجاره کردم و با‌توجه‌به ذهنیتی که از قبل داشتم، تصمیم گرفتم کاری را آغاز کنم که کمترین تاثیرش ارتقای سطح فکری و علمی نه‌تنها کودکان و نوجوانان، بلکه همه مردم و در درجه نخست، اهالی محله باشد.»

علی مشیری بیست‌و‌پنج‌ساله که از ابتدا کنار پدرش بوده است، در ادامه صحبت‌های او می‌گوید: «تفکر چه در اسلام و چه در دیگر مکاتب، ارزش بسیار دارد. از‌آنجاکه فضاهای مجازی در‌میان مردم فراگیر شده است و جامعه در‌حال حرکت به‌سمت فردگرایی است، نیاز به تفکر و دورهم‌جمع‌شدن خانواده احساس می‌شود. از طرف دیگر، بافت جوان محله و تراکم زیاد فضاهای آموزشی در این محدوده، ما را به این سمت‌ سوق داد که کار متفاوتی برای این جوان‌ها انجام دهیم و ثمره‌اش شد فروشگاه سرگرمی‌های فکری. در آغاز کارمان، هنوز این تعداد زیاد بازی را وارد مغازه نکرده بودیم و با دوسه‌نوع شروع کردیم؛ هرقدر جلوتر رفتیم، استقبال مردم نشان داد که راه را درست آمده‌ایم. هرروز با درخواست‌های بسیاری روبه‌رو بودیم که تنوع کار را بیشتر و بازی‌های جدیدی به مجموعه‌مان اضافه کنیم.»

 

مردم برای فروشگاه ما نام انتخاب کردند

اتاق فکر؛ این نامی است که آقای مشیری و پسرش برای فروشگاهشان انتخاب کرده‌اند. شاید اغراق نباشد اگر به گفته آن‌ها بخش زیادی از مشتریان این مغازه به‌واسطه همین اسم خاص، جذب آن شده‌ باشند. آقای پدر، ماجرای انتخاب این نام را این‌طور برایمان تعریف می‌کند: «تا‌جایی‌که یادم است، حدود یک‌سال‌واندی مغازه همان نام قبلی خود را داشت و فرصتی پیش نیامده بود که آن را عوض کنیم. یک روز یکی از مشتریانمان وارد فروشگاه شد و بعداز خریدکردن، پیشنهاد داد که نام «اتاق فکر» را روی اینجا بگذاریم. پس‌از اینکه این پیشنهاد را کمی سبک‌و‌سنگین کردیم، دیدیم که بهترین اسم ممکن برای کاری که ما انجام می‌دهیم، همین است. چیزی نگذشت که دیگر ما را به اسم اتاق فکر می‌شناختند.»

علی، صحبت‌های پدرش را این‌گونه تکمیل می‌کند که: «شاید باور نکنید اما این نام آن‌قدر خاص و بین مردم شناخته شده است که بارها پیش آمده که وقتی می‌خواهند نشانی بدهند از آن نام می‌برند؛ برای نمونه می‌گویند من کنار اتاق فکر هستم. همین موضوع به مشهور‌شدن ما بسیار کمک کرده است. ضمن اینکه بسیاری از عابران با دیدن این نام کنجکاو می‌شوند که به داخل مغازه بیایند و ببینند که اینجا چه خبر است.»

 

پیش از هرکسی خودمان بازی می‌کنیم

هرگوشه از اتاق فکر را که نگاه می‌کنیم، بازی‌های فکری عجیب‌و‌غریبی را می‌بینیم که نه تا‌به‌حال آن‌ها را دیده‌ایم و نه حتی اسمشان به گوشمان خورده است. وقتی جریان را با مشیریِ پسر درمیان می‌گذاریم، عنوان می‌کند: «انتخاب بازی‌های فکری برای عرضه در فروشگاه برای خودش فرایندی دارد. در یک بخش از این فرایند، پدرم هستند که به دیگر مراکز عرضه مراجعه می‌کنند و بازی‌های فکری‌ای را که آنجاست و عمدتا همکاران ما علاقه‌ای به فروش آن‌ها ندارند، انتخاب می‌کنند. بخش دیگر انتخاب بازی به من برمی‌گردد. بازی‌های دیگری نیز تولید شده‌اند که برای مردم جذابند ولی به هردلیلی در مشهد پیدا نمی‌شوند. من در فضای مجازی و سایت‌ها جستجو و فهرستی از این بازی‌ها تهیه می‌کنم و درصورت تایید پدر، آن‌ها را تهیه و عرضه می‌کنیم.»

او در ادامه حرف‌های جالب‌تری از این فرایند انتخاب بازی می‌زند. می‌گوید: «پدر وسواس شدیدی روی انتخاب بازی‌های فکری برای فروش در مغازه دارند و می‌گویند تا من نفهمم که این بازی چیست و مطمئن نشوم که ضرری برای مخاطب ندارد، آن را عرضه نمی‌کنم. به همین دلیل بسیاری از مواقع پیش از مشتری‌ها ما خودمان نخستین مخاطب بازی‌های فکری هستیم و بارها پیش آمده است که در‌کنار دیگر اعضای خانواده، چند نفری پای یک بازی نشسته‌ایم تا از زیروبم آن سر دربیاوریم.»

 

فروش بازی همراه با خدمات پس از فروش

هما‌ن‌طور‌که انتخاب بازی‌ها برای فروشگاه، تخصصی و با وسواس دنبال می‌شود، فروش آن‌ها هم کاملا تخصصی انجام می‌گیرد. مشیری پدر می‌گوید حاضر نیست به هیچ عنوان بازی‌ای را که مناسب سن مخاطبش نیست، به او بفروشد و می‌افزاید: «هر یک از این بازی‌های فکری ویژه سنی خاص هستند و روی جعبه یا بسته‌بندی آن‌ها این سن خاص درج شده است. بارها پیش آمده که من، محصولی را به مشتری پیشنهاد کرده‌ام و آن‌ها گفته‌اند که فرزند من با این بازی ارتباط برقرار نکرده است و آن را دوست ندارد. پس‌از اینکه ته‌و‌توی ماجرا را درمی‌آورم، متوجه می‌شوم زمانی آن بازی را برای فرزندشان خریده‌اند که اصلا مناسب او نبوده و کسی هم راهنمایی‌شان نکرده است. برای همین وقتی مشتری وارد مغازه می‌شود، با او صحبت می‌کنم. اگر بازی را برای فرزندش بخواهد از سن او می‌پرسم و چندین و چندسوال دیگر تا سلیقه‌اش و نیازی را که دارد کاملا درک کنم؛ بعد بازی مورد‌نظر را به او می‌دهم. جالب است بدانید گاهی هم پیش آمده که مشتری، دست روی بازی‌ای گذاشته که اصلا مناسب او نبوده است و من با اصرار نگذاشته‌ام که آن را بخرد و برعکس. خیلی‌ها از‌جمله پسرم و خانواده به رفتار من اعتراض می‌کنند اما همین کار باعث شده که همان افراد، هم خودشان دوباره برای خرید بیایند و هم افراد دیگری را با خودشان بیاورند.»

اما ویژگی دیگری که این فروشگاه را خاص کرده، خدمات پس‌از فروشی است که ارائه می‌کند. آقای مشیری می‌گوید: «من همیشه به مشتریانمان می‌گویم که اگر بازی فکری را خریدند و به هردلیل نتوانستند از آن سردربیاورند و بازی کنند، می‌توانند دوباره به مغازه بیایند تا من برایشان جزئیات کار را توضیح بدهم؛ زیرا بعضی از این بازی‌ها ایرانی نیست و توضیحاتش به زبان انگلیسی است و همین موضوع، گاهی کار را سخت می‌کند. هرچندکه خودمان برای تعدادی از بازی‌ها، توضیحات را به زبان فارسی ترجمه کرده‌ایم و در‌اختیار مشتری قرار می‌دهیم.»

 

از گلشهر تا کشورهای حاشیه خلیج فارس

آوازه فروشگاه اتاق فکر، حسابی در مشهد پیچیده است و نه‌تنها از اهالی محدوده خیابان شهیدهاشمی‌نژاد که از همه شهر و حتی خارج از کشور هم مشتری دارد؛ «خیلی‌ها وقتی مشاهده می‌کنند که ما در مرکز شهر چنین مغازه‌ای را راه انداخته‌ایم، با کمال تعجب می‌گویند که چرا نرفتید مثلا در احمدآباد و سجاد فروشگاه باز کنید، درحالی‌که نه‌تنها در این نقطه شهر که ما از همه‌جای مشتری داریم. از گلشهر و طلاب گرفته تا سناباد و احمدآباد، حتی از همین کشورهای حاشیه خلیج‌فارس هم به اینجا آمده و بازی فکری برای سوغات خریده‌اند و جالب است که از دیدن چنین فروشگاهی آن هم در شهر مشهد، کاملا شگفت‌زده شده‌اند.»

 

جوان‌ها خجالت می‌کشند بگویند برای خودمان بازی می‌خواهیم

بازی‌های فکری، سن‌وسال نمی‌شناسد. از بچه دو‌سه‌ساله تا پیرمرد و پیرزن نودونُه‌ساله می‌توانند ساعت‌ها پای آن بنشینند و سرگرم شوند، بدون اینکه گذر زمان را حس کنند. این را مشیری پدر می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بازی‌های فکری از هر قشری که فکرش را بکنید، مشتری دارد. از پدر و مادری که برای کودک دوساله‌شان بازی می‌خواهند، گرفته تا مادربزرگی که به اینجا می‌آید تا برای خودش و نوه‌هایش محصول فکری تهیه کند، حتی جالب است بدانید که زوج‌های جوان بسیاری به فروشگاه می‌آیند تا برای خودشان بازی بخرند. وقتی طبق معمول از آن‌ها می‌پرسم که بازی را برای چه کسی می‌خواهید، پاسخی نمی‌دهند. چرا؟ چون خجالت می‌کشند که بگویند خودمان می‌خواهیم بازی فکری بکنیم. متاسفانه برای مردم، این موضوع جانیفتاده که برخی از این بازی‌ها اصلا برای بزرگ‌سالان ساخته شده است.»

علی هم بیان می‌کند: «بعضی‌ها هنوز ذهنیت خوبی از این بازی‌ها ندارند اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تعداد زیادی از روحانیان جزو مشتری‌های ثابت ما هستند و این نشان می‌دهد که بوردگیم‌ها(بازی‌های فکری) هیچ مشکلی ندارند.»

 

99953.jpg

 

بازی، نوعی مهارت‌آموزی است

امروز در بیشتر کشورهای دنیا از بازی‌های فکری برای مهارت‌آموزی به کودکان استفاده می‌کنند تا هم برخی مفاهیم سخت و پیچیده را به آن‌ها یاد بدهند و هم اینکه قوه تفکر و خلاقیت آنان را تقویت کنند. مغازه‌دار خلاق منطقه ما اتفاقا به این همین مسئله اشاره می‌کند و می‌گوید: «نسل امروز جامعه ما بعضی مهارت‌ها را به هیچ عنوان یاد نمی‌گیرند و وقتی بزرگ می‌شوند، شاید دیگر برای یاد گرفتن آن مهارت دیر شده باشد؛ برای نمونه بسیاری از جوانان و نوجوانان دست‌به‌آچار نیستند و حتی از باز کردن پیچی ساده کاملا ناتوانند ولی خیلی از این مهارت‌ها را می‌شود با همین بازی‌های ساده به بچه‌ها آموخت؛ مثلا ما اینجا بازی‌هایی داریم که در آن، کودک باید خودش با پیچ و مهره و آچار، وسیله‌های گوناگون بسازد یا حتی بازی‌هایی داریم که مفاهیمی‌ مانند انرژی‌های نو را به‌سادگی هرچه تمام‌تر به آن‌ها یاد می‌دهد. برای این کار هم روبات‌های ساده‌ای هست که با خورشید یا آب نمک، کار می‌کند و خود کودک آن را سرهم می‌کند و از این طریق می‌فهمد که یک وسیله چگونه با انرژی خورشید کار می‌کند. وقتی کسی این چیزها را از بچگی یاد بگیرد، در آینده، دولت و جامعه برای جاانداختن آن درمیان مردم، بی‌شک هزینه کمتری پرداخت خواهد کرد.»

 

فروشگاه مجازی

فروشگاه اتاق فکر چند ماهی می‌شود که صفحه‌ای در یکی از شبکه‌های اجتماعی دارد و در فضای مجازی هم کم‌وبیش فعال است. مشیریِ پسر که افزون بر مغازه، صفحه فروشگاه را هم اداره می‌کند، می‌گوید: «چند وقت پیش در هنگام اجرای یک پروژه دانشگاهی فهمیدم که می‌شود از ظرفیت فضای مجازی برای تبلیغ محصولاتمان استفاده کنم؛ به‌همین دلیل به‌سرعت صفحه‌ای با نام اتاق فکر در یکی از شبکه‌های اجتماعی درست کردم. زودتر از آن چیزی که فکرش را می‌کردم، آمار دنبال‌کننده‌هایمان افزایش یافت و پی بردم که بازی‌های فکری، هنوز جذابیت خودش را از دست نداده است. در آن صفحه هم کار عجیب‌وغریبی انجام نمی‌دهیم. معمولا عکسی را از بازی منتشر می‌کنم و توضیحاتی درباره تاریخچه و نحوه بازی کردن می‌نویسم. همان‌طور که گفتم، استقبال مردم از صفحه تا اینجا خوب بوده است. اغلب پیام می‌دهند و توضیحات اضافه‌تری می‌خواهند، حتی نشانی مغازه را می‌گیرند و گاهی هم سفارش بازی می‌دهند که ما با پیک رایگان برایشان ارسال می‌کنیم.»

 

مسابقات بازی‌های فکری را راه می‌اندازیم

مشیری‌ها در این فکر هستند که در آینده همچون برخی کشورها بتوانند دست‌کم در شهر مشهد، مسابقات بازی‌های فکری را برگزار کنند، اما برگزاری چنین مسابقاتی نیازمند ایجاد شرایطی است که هنوز فراهم نیست. علی عنوان می‌کند: «الان در بسیاری از کشورهای دنیا لیگ بازی‌های فکری مثل اتللو و دیگر بازی‌ها برپا می‌شود، ولی متاسفانه در ایران و مشهد هنوز زمینه برگزاری چنین مسابقاتی آماده نیست؛ چون هنوز بسیاری از مردم ما با این‌گونه بازی‌ها غریبه هستند و درصد بسیار کمی‌ از آن‌ها بازی فکری انجام می‌دهند. برگزاری مسابقات هم نیازمند این است که دست‌کم جمعیت پذیرفته‌شده‌ای با آن بازی آشنا باشند؛ البته ما یک‌بار دست به چنین کاری زدیم و اعلام کردیم که هرکس بتواند بازی لونپوس را که بازی به‌ظاهر آسان ولی درحقیقت سختی است، انجام دهد و معمای آن را حل کند، به او جایزه می‌دهیم. تا امروز هنوز کسی پیدا نشده است که بتواند این بازی را انجام بدهد. ما امیدواریم که در آینده و با فراگیر شدن استفاده از بازی‌های فکری، بتوانیم مسابقاتش را هم در حد توانایی خودمان برگزار کنیم.»

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی