کد خبر : 71626
/ 17:17
شهرآرا مشکلات موجود در نام‌گذاری معابر مشهد را بررسی می‌کند؛

تهرانیزاسیون!

امروز نام‌های هویتی مشهدی از خاطره‌ها در حال محوشدن هستند و از آن‌ها فقط «پایین‌خیابان»، «بالاخیابان»، «سراب»، «سناباد» و «احمدآباد» برجای مانده‌اند.

تهرانیزاسیون!

ندا علیزاده- «نوغان»، «دستگرد»، «تُروغ»، «گرد سلوک»، «شادکن»، «تلگرد»، «دنگان»، «اِسفِریزی»، «سمزقند»، «زیرکن»، «خایگان»، «طول بابا»، «سرده»، «سعدآباد»، «حنوقان»، «بوسنجد»، «سناباد»، «سرِآب»، «بالا‌خیابان و پایین‌خیابان» و... هویت مشهد هستند، اسامی قدیمی که حکایت از گذشته‌ای تاریخی و با هویت این دیار دارند، مشهدی که به‌مرور با گسترش خود، از همین روستاهای کوچک و بزرگ شکل گرفته‌است، اما امروز نام‌هایی این‌چنینی از خاطره‌ها در حال محوشدن هستند و از آن‌ها فقط «پایین‌خیابان»، «بالاخیابان»، «سراب»، «سناباد» و «احمدآباد» برجای مانده‌اند، اما در مقابل، این روزها به‌خصوص در مناطق و نواحی تازه‌تاسیس و در حال گسترش مانند مناطق ۹، ۱۰ و ۱۲ شاهد نام‌هایی هستیم که صرفا کپی‌برداری از اسامی معابرشهر تهران است و هیچ هویتی پشت آن وجود ندارد مانند: «الهیه»، «مجیدیه»، « زعفرانیه»، «تجریش»، «اقدسیه»، «سجادیه»، «ولی‌عصر»، «لویزان»، «شهرک غرب»، «نیاوران» و... نخست اینکه چرا از اسامی تاریخی و متناسب با فرهنگ و گویش مشهد برای معابر جدید استفاده نمی‌شود و دوم، همین مسئله نیز پای عده‌ای سودجو را برای رونق‌دادن به بازار خود باز کرده‌است که با القای اینکه اینجا همچون محلات بالانشین تهران است، سودها به جیب می‌زنند.

برای بررسی این موضوع با «مهدی سیدی» پژوهشگر و مشهدشناس که هشت سالی نیز عضو شورای نام‌گذاری شهر مشهد بوده‌است هم‌کلام می‌شویم. او که به این واسطه بر مشکلات این حوزه به‌خوبی واقف است، چند عامل را برای گریز از هویت تاریخی مشهد و علاقه به کپی‌برداری از شهری مانند تهران در نام‌گذاری‌هایمان بیان می‌کند.

 

مهاجرت، تسلط خرده‌فرهنگ‌ها و مشهدگریزی

نخستین عاملی که سیدی به آن اشاره می‌کند مهاجرت است: از شهرهای مختلف به مشهد مهاجرت کرده‌اند که خرده‌فرهنگ خودشان برایشان اصل‌تر است تا فرهنگ مشهدی.

او با بیان اینکه این مهاجران و غیرمشهدی‌ها حتی مشهدگریزی دارند، نمونه‌ای را به عنوان شاهدی بر این مدعا بیان می‌کند: زمانی بحث تقویت و صحبت به گویش مشهدی مطرح شد که به دنبال این مسئله، فردی نیشابوری که عضو شورای شهر بود علیه ما جبهه گرفت که مگر مشهد مال شما مشهدی‌هاست؟! ما و شهرهای دیگر هم در آن ساکنیم. یعنی چه که می‌گویید گویش مشهدی؟! اصلا از این گویش بیزاریم. این واکنش نزدیک بود به جدال تبدیل شود.

به باور این پژوهشگر و مشهدشناس، این مسئله بر کل قضیه تاثیر گذاشته‌است، به‌گونه‌ای که تصمیم‌گیرندگان درباره هویت مشهد مشهدی نیستند و نه‌تنها تعلق خاطری به فرهنگ این شهر ندارند، بلکه می‌خواهند خرده‌فرهنگ خودشان را جا بیندازند.

 

۳۰ درصد ساکنان شهر، مشهدی اصیل هستند

سیدی با بیان اینکه شاید ۳۰درصد ساکنان شهر، مشهدی اصیل هستند که درصد کمی را شامل می‌شود، با اشاره به یکی از کتاب‌های خود به نام «نفوس ارض اقدس» یا «مردم مشهد قدیم» می‌گوید: ۱۰۰سال پیش از انقلاب اسلامی، فردی از دانش‌آموختگان دارالفنون آماری از مشهد گرفته که در این کتاب آورده‌ام. براساس آمار او، مشهد ۵۷هزار نفر جمعیت داشته‌است که بخشی از آن‌ها را مهاجران تشکیل می‌دادند. 

او در مقایسه‌ با آن زمان، آمار جمعیت کنونی مشهد را حدود ۳میلیون بیان می‌کند و یادآور می‌شود: همه این جمعیت که نتیجه زاد ولد مشهدی‌ها نبوده‌است، بلکه از شهرهای کوچک و روستاها بعد از اصلاحات ارضی به مشهد آمده‌اند که خرده‌فرهنگ خود را می‌خواهند و فرهنگ حاکم بر مشهد را پس‌می‌زنند.

 

مشهد قدیم از دروازه قوچان تا دروازه سراب

این پژوهشگر و مشهدشناس با اشاره به کتاب دیگر خود به نام «جغرافیای تاریخی شهر مشهد» اظهار می‌کند: در این کتاب آورده‌ام که ۱۴۵‌روستای اطراف مشهد طی ۹۰‌سال گذشته ضمیمه شهر شده‌اند که ساده‌ترین و دم‌دست‌ترین آن‌ها روستاهای سمزقند، احمدآباد، الندشت و تقی‌آباد هستند. به‌واقع، مشهد در این مدت ۳۰برابر شده‌است. 

او به تشریح محدوده مشهد قدیم می‌پردازد و یادآور می‌شود: دور مشهد قدیم دیواری بود که به آن «باره» یا «بَره» می‌گفتند که از دروازه قوچان شروع می‌شد و با گذر از خیابان کاشانی، دروازه نوغان، دروازه پایین‌خیابان، دروازه عیدگاه و دروازه ارگ، به دروازه سراب می‌‌رسید. 

چاو در تشریح مشکلی که این شرایط به وجود آورده‌است، به بیان نمونه‌هایی می‌پردازد: خواستیم خیابان خواجه‌ربیع۵۴ را به دلیل قرارداشتن قلعه سمزقند در آن محدوده، با اسم باهویت «سمزقند» نام‌گذاری کنیم، اما اهالی آن کوچه اعتراض کردند که نمی‌خواهیم اسم روستا بگذارید و گفتند ما از روستا به مشهد آمده‌ایم و نمی‌خواهیم فامیلمان بگویند شما دوباره ساکن ده شده‌اید.

 

نجفی شد لویزان و نیاوران

مهجوریت روستای «نجفی» نیز نمونه دیگری است که به آن اشاره می‌کند: روستای نجفی که نیاوران و لویزان نام‌گذاری شده‌است روستایی باهویت است که قلعه آن ۵۰۰سال قدمت دارد، اما اکنون فقط یک فرد گاودار در آن زندگی می‌کند، اما حتی مردمانی که در ۲۰قدمی آن زندگی می‌کنند درباره آن چیزی نمی‌دانند و حتی نمی‌خواهند اسم آن را بشنوند و می‌خواهند بگویند که اینجا از اول نیاوران بوده‌است!

سیدی با بیان اینکه چنین واکنشی ناشی از احساس حقارت و ازخودگریزی است، می‌گوید: البته مشهدی‌های اصیلی که حتی پسوند فامیلشان هم اسم روستایشان است خوش‌حال می‌شوند از این نام‌گذاری مانند سمزقندی، خایگانی (خایقانی) و... .

 

خایقان شد حرعاملی

این مشهدشناس همچنین با اشاره به وجود روستایی به نام خایگان (خایقان) در محدوده حرعاملی، اظهار می‌کند: در اطراف مشهد، روستاهایی به نام‌های خلوقان، خایگان(خایقان)، دلنگان، شادکن، زیرکن، تله‌گرد و... وجود داشته‌اند که به دلیل گسترش شهر، به آن پیوسته‌ و به عنوان محلات آن با همین‌ نام‌ها شده‌اند.او با ارائه این توضیح که در مشهد قدیم روستاهایی با پسوند «گرد» و «کن» به معنای «آبادی» زیاد بوده‌اند، ادامه می‌دهد: اکنون نوعی مقابله بین ساکنان مهاجر با مشهدی‌های اصیل نیز دیده می‌شود. برای نمونه، فردی که مال روستای خایگان بوده و پسوند فامیلش هم این است دوست دارد امروز که روستایش در شهر تلفیق شده نام محله‌اش خایگان شود، اما فرد دیگری می‌گفت که من از فلان ده قوچان آمده‌ام مشهد و نمی‌خواهم اسم روستا اینجا باشد.

به گفته این پژوهشگر، مشهدی‌های اصیل با افتخار از الندشت، احمدآباد، شادکن، زیرکن، نیزه، رده، تی‌‌بی‌تی، صحرایی، تیلگرد، سمزقند، سناباد، بوسنجد و... به عنوان نام روستای خود یاد می‌کنند و می‌خواهند این اسامی دوباره زنده شوند.

 

روستای چهارچشمه که تبدیل به کوثر جنوبی شد

نمونه دیگری که سیدی به آن اشاره می‌کند، روستای چهارچشمه است که تبدیل به کوثر جنوبی شد: در انتهای این بولوار، روستای چهارچشمه وجود داشت. برای همین این نام را روی این خیابان گذاشته‌بودند. حتی به چهارراه آنجا نیز چهارچشمه می‌گفتند، اما سال‌ها خانمی به شورای شهر می‌آمد و تقاضای تغییر نام آن به کوثر جنوبی را داشت و می‌گفت که دختر دم‌بخت دارد و نمی‌خواهد وقتی به خواستگارهایش آدرس می‌دهد اسم چهارچشمه را که یک روستاست بیاورد. گویا این خانم آن‌قدر به شورای شهر رفت‌وآمد کرد تا سرانجام موفق شد به خواسته خودش برسد.

به گفته سیدی، همین افراد بودند که اسامی بدون هویت را برای معابرنام‌گذاری کردند که حتی رسمیت هم ندارد. درعین حال اعضای شورای شهر در این زمینه باید مقاومت داشته‌باشند و اجازه ندهند که تابلوهای اسامی عوض شوند.

 

نداشتن نام تکراری و استفاده از اسامی با هویت اصیل اولیه

او همچنین گریزی به کمیته نام‌گذاری خیابان‌های مشهد در گذشته می‌زند و یادآور می‌شود: زمانی که هنوز شورای شهر شکل نگرفته‌بود، مدیر روابط عمومی مسئول تشکیل کمیته‌ای بود که پیشنهاد نام‌گذاری خیابان‌ها را می‌داد. بدین ترتیب، کمیته نام‌گذاری پیشنهاد خود را می‌داد و پس از آن، تصمیم با شهردار بود.به گفته این مشهدشناس، این کمیته متشکل از یک نفر زبان‌شناس و ادیب بود که از نظر ساختاری و روان‌بودن اسم، آن را بررسی کند، یک جامعه‌شناس که باید به انعکاس اجتماعی اسم می‌پرداخت، من به عنوان مشهدشناس و تاریخ‌دان و مدیر روابط عمومی شهرداری نیز بود، اما این ترکیب در دوره جدید بر هم خورده‌است.

به گفته سیدی، نداشتن نام یکسان و تکراری در دو نقطه شهر نخستین اصلی بود که در این کمیته نام‌گذاری رعایت می‌شد. همچنین توجه به بعد تاریخی و هویتی محلات و مناطق شهری دیگر اصل مهم بود.

 

گزارش کامل را در روزنامه شهرآرا بخوانید:

ورود به صفحه گزارش روزنامه شهرآرا ۱۱ دی

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی