کد خبر : 71581
/ 21:26
نگاهی به فیلم «سلام بمبئی» به بهانه رکوردشکنی‌های فروش فیلم؛

فیلم فارسی با سس هندی

فیلم سینمایی «سلام بمبئی» ساخته قربان محمدپور، اولین محصول مشترک سینمای هند و ایران است که این روزها فروش بالایش حرف و حدیث‌های بسیاری را در فضای فرهنگی کشور به‌وجود آورده است.

فیلم فارسی با سس هندی

ناصر نداف- محمدپور که پیش از این، فیلم‌های «آنچه مردان درباره‌ زنان نمی‌دانند»، «دل بی‌قرار» و «زبان مادری» را ساخته، در چهارمین ساخته خود به‌سمت ملودرامی عاشقانه رفته است. «سلام بمبئی» داستان آشنایی یک دختر هندی و یک پسر ایرانی را روایت می‌کند که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و درگیر اتفاقات پیچیده‌ای می‌شوند. این فیلم که از ابتدا فقط به فروش بالا و گیشه فکر کرده، از بازیگرانی چون محمدرضا گلزار، بنیامین بهادری و شایلی محمودی استفاده کرده که بتواند خیالش را از فروش گیشه‌اش راحت کند. 

 

۸میلیارد تومان برای ساخت فیلمی بی‌کیفیت

به نقل از جواد نوروزبیگی، تهیه‌کننده فیلم، «سلام بمبئی» به دلیل اینکه در خارج از ایران ساخته شده، ۸میلیارد تومان هزینه داشته است. این اظهارنظر دور از ذهن، یعنی هزینه ۴برابری از ساخت یک فیلم در ایران خبر می‌دهد. یعنی نتیجه می‌گیریم که صرف ۸میلیارد تومان که می‌توان هزینه حداقل دو فیلم بسیار آموزنده برای کشورمان شود، صرف یک فیلم بی‌کیفیت در بستر سینمای بدنه و گیشه شده و فقط برای سینمای ما، افتخار مشترک تولید اولین فیلم سینمای پرافتخار ایران با سینمای بی‌افتخار هند را لقب زده است. نسخه فیلم «سلام بمبئی» در ایران و هند یکسان است و زمان هر دو ۱۰۴دقیقه در نظر گرفته شده است.

 

رکودشکنی گیشه‌ای با فیلم کلیشه‌ای

اولین حاشیه را مراسم افتتاحیه فیلم «سلام بمبئی» رقم زد. پیش‌فروش بلیت‌های ۳۰۰ هزار تومانی. اتفاقی که لغو شد و رسانه‌ها علت را فروش نرفتن بلیت‌ها اعلام کردند اما تهیه‌کننده فیلم با رد این ادعا که مخاطب استقبال نکرده، عدم همکاری اداره اماکن را علت اصلی عنوان کرد و گفت: «در روز اول پیش‌فروش بلیت‌های مراسم، نیمی از بلیت‌ها توسط مردم خریده شد و صادر نشدن مجوزها توسط اداره اماکن تنها دلیل برگزار نشدن مراسم افتتاحیه در برج میلاد بود.» فیلم پر سر و صدای سلام بمبئی که اکرانش حواشی زیادی را در پی داشت، موفق شد تنها در دو روز حدود یک میلیارد و ده میلیون تومان فروش کند و رکورد سریع‌ترین فروش فیلم سینمایی در ایران را که پیش از این در اختیار فیلم فروشنده بود، پشت سر بگذارد. نکته جالب توجه این است که «سلام بمبئی» با فروش بیش از ۵۰۰میلیون تومان، توانسته رکورد روز افتتاح سینمای ایران را بشکند.

 

افزایش کمی مخاطب یا کاهش کیفی مخاطب

«سلام بمبئی» که از ۱۱آذر ماه به سرگروهی سینما استقلال اکران شده، تاکنون در همین چند هفته به فروش ۷میلیارد رسید. کمپانی موشن پیکچر، تهیه‌کننده بالیوودی «سلام بمبئی»، قرار است این فیلم را در سه هزار سینمای هند به نمایش درآورد. همچنین قرار است «سلام بمبئی» در پاکستان، بنگلادش، سریلانکا، آمریکا، کانادا، استرالیا، انگلستان، آلمان، سوئد، نروژ، دانمارک، هلند و کشورهای عربی اکران عمومی شود. این فیلم تاکنون در ایران که پخش آن توسط فیلمیران است، از منظر فروش روزانه توانسته رکورد جدیدی را به‌وجود بیاورد و برخی معتقدند رکورد فروش فیلم‌های پرفروش تاریخ سینماهای کشور چون «فروشنده» را بشکند. اگر این اتفاق بیفتد که دور از ذهن نیست، متولیان هنر کشورمان همان‌طور که کلاهشان را به بالا می‌اندازند، باید در سیاست‌هایشان تغییراتی ایجاد کنند و به این سوال پاسخ دهند که چه بلایی بر سر سینمای کشور آمده که این همه ذائقه مخاطب کاهش یافته است؟ چرا فیلمی که از نظر منتقدان سطحی است اما مخاطب را تا این حد جذب می‌کند؟

 

نامه عاشقانه به سینمای فیلم‌فارسی

«سلام بمبئی» از نظر شکل، فرم، ساختار و حتی درام کاملا هندی است تا جایی که حس خواهید کرد که قربان محمدزاده بیشتر نویسنده است و کارگردانی فیلم را یک فرد هندی به عهده دارد. داستان و ساختار هندی فیلم نکته‌ای است که به زعم برخی منتقدان داستان را به سمت فیلم‌فارسی برده است و در بخش‌های مختلف آن را به فیلمی سطحی تبدیل می‌کند. «سلام بمبئی» ادامه روندی است که سینمای ایران با «من سالوادور هستم» رقم زده است یعنی استفاده از واژه «فیلم بین‌المللی» و همچنین به‌کارگیری چهره‌های مشهور برای ساخت فیلمی که کوچک‌ترین قواعد فیلم‌سازی و محتوا در آن رعایت نشده است. اثر جدید قربان محمدپور نه یک اثر عاشقانه است و نه می‌تواند یک کمدی لذت‌بخش باشد. فیلم شباهتی کامل به آثار بی‌کیفیتی دارد که این روزها سر از شبکه نمایش خانگی درمی‌آورند با این تفاوت که یک گلزار و هندوستان و دیا میرزا دارد که احتمالاً باید نفرات بسیاری را روانه سینما کند. «سلام بمبئی» را باید نامه عاشقانه قربان محمدپور به سینمای فیلم‌فارسی و فیلم هندی دهه ۷۰ و ۸۰ عنوان کرد که حتی به آن آثار نیز پهلو می‌زند».

 

رقص و آواز در هر شرایطی یعنی ابتذال

سینما و فرهنگ ایران، باید پیش از این‌ها از رنگ و عشق می‌گفت، جوان‌های زیبا و ترانه‌های شنیدنی از وصل و همراهی روی پرده می‌آورد، باید عوض ترسیم مدام مسیر سیاه، عوض سرمشق قراردادن پیش‌فرض‌های غلطی از جمله اینکه: «دوران داستان‌گویی به پایان رسیده»، «پیروزی قهرمان و خوشبخت شدن زوج اصلی، یعنی ساده‌انگاری»، «رقص و آواز در هر شرایطی یعنی ابتذال»، «ارزش شکست همیشه بیش از پیروزی است و ارزش جدایی بیش از وصل»، به کار ساختن فیلم‌هایی این چنین هم برای مردمش روی می‌آورد، تا مجبور نباشیم که پس از این همه سال، تازه از پله «سلام بمبئی» شروع کنیم. اما خوشحالیم که فرهنگ سینمای مردمی هند به کمک قصه آمده و داستان عاشقانه‌ای را که متاسفانه، دیگر امکان تعریف کردن آن را در خیابان‌های کشور خودمان از دست داده‌ایم، در کشور هند و به مدد شور و شیدایی و عشق حفظ شده در آن فرهنگ، یک بار دیگر تعریف کنیم».

 

مصداق بارز ولنگاری فرهنگی

«سلام بمبئی» فیلمی است که می‌توان آن را بازگشت به نقطه صفر سینمای ایران و هند دانست. «سلام بمبئی» مصداق تام و بارز «ولنگاری فرهنگی» در عرصه سینماست. فقدان استراتژی و چشم‌انداز در تولیدات سینمایی و به‌ویژه تولیدات مشترک با خارج از کشور، گیشه‌گرایی صرف، بدون در نظر گرفتن تأثیر فرهنگی و تخلیه محصولات عامه‌پسند از محتوا، نتیجه‌ای جز این فیلم ندارد. دردناک اینکه چنین آثاری توسط سینماداران و اداره‌کنندگان پیدا و پنهان سینمای ما در صدر قرار می‌گیرند و بسیاری از فیلم‌های فاخر، پای چنین آثاری قربانی می‌شوند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی