کد خبر : 71517
/ 18:26
فرهیختگان محله پورسینا خواستار توجه جدی مسئولان به مزار شهدای ۱۰دی هستند؛

رویای بدل شدن به مجموعه فرهنگی

«پارک آلاله‌ها» به قبرستان مشهور بود؛ در‌واقع به هرکسی می‌گفتم پارک آلاله، فوری اسم قبرستان را می‌آورد و برخی دیگر هم آنجا را بازار اجناس دزدی می‌نامیدند.

رویای بدل شدن به مجموعه فرهنگی

نجفی- فروشنده‌ها با قبور شهدا فاصله‌ای نداشتند؛ سه شهید ۱۰دی که به نظر می‌آید نه‌تنها اهالی شهر که اهالی منطقه هم کمتر از حضورشان اطلاع دارند. مرکز آلاله‌ها قبلا، مرکزی نیمه‌تعطیل بوده که جز یک کتابخانه کوچک و قرائتخانه‌ای برای کنکوری‌ها، فعالیت دیگری نداشته است. البته برنامه‌های غبارروبی در مزار شهدا در روز ۱۰دی که مصادف می‌شود با ایام شهادت این سه شهید در همین مکان برگزار می‌شود؛ با‌این‌حال طبق وعده‌ای که داده شده، هنوز این مکان به یک مرکز فرهنگی بزرگ تبدیل نشده است. پتانسیل خوب و حضور پر‌برکت این سه شهید می‌تواند از این کتابخانه، یک مرکز فرهنگی بزرگ با کاربری‌های مختلف برای اهالی محروم خیابان پورسینا فراهم کند. اما این مرکز در حال حاضر چه می‌کند و قرار است چه برنامه‌هایی در آن اجرا شود؟

..........................................

 

فروشنده‌ها اینجا تجمع می‌کنند

مسئول کتابخانه مرکز آلاله‌ها می‌گوید در ابتدا کاربری این مرکز برای برگزاری همایش‌ها و سمینارها بوده و به‌مرور به کتابخانه و جایی برای توسعه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی ارتقا پیدا کرده است؛ «اینجا ۵۰۰متر زیربنا دارد. کاربری اولیه‌ای که برای اینجا درنظر گرفته بودند، برای برگزاری همایش‌ها بوده که بعدها به کتابخانه تغییر یافته است؛ درواقع چون در این محله و محله‌های دیگر، قرائتخانه و به‌طورکلی کتابخانه‌ای وجود ندارد، این تغییر انجام شده است.»

سیداحمد موسوی درباره تجمع معتادان و فروشندگان اجناس دست دوم می‌گوید: «دو‌سه‌سالی می‌شود که اینجا تجمع می‌کنند. محل اولیه تجمع این افراد در کوچه مسجد جامع بود که بعداز اعتراض امام جماعت مسجد و کمک نیروی انتظامی، خواسته یا ناخواسته به این محل منتقل شدند 

و چندسالی است که اینجا مستقرند. الان کمی هوا سرد شده و جمعیتشان زیاد نیست ولی در روزهای دیگر، وضع از این هم بدتر می‌شود. اول اینجا تعدادی انگشترفروش‌ تجمع می‌کردند

ولی حالا شما هر جنس دزدی را که بخواهید، می‌توانید اینجا پیدا کنید.» موسوی تاکید می‌کند که برای رفع این مشکل تا‌به‌حال مکاتبات زیادی با کلانتری و شهرداری منطقه انجام شده

ولی به نتیجه نرسیده است؛ «خود آقای جلیلی معاون فرهنگی شهرداری از این مکان بازدید کرده‌ و وضعیت را از نزدیک دیده‌اند؛ وعده‌هایی هم داده‌اند مبنی‌بر اینکه قرار است اینجا به مرکز فرهنگی تبدیل شود.»

 

نمی‌خواهیم اینجا بچه‌ها فقط کتاب کنکور مطالعه کنند

موسوی در ادامه، درباره برنامه‌های جدیدی که این مرکز به‌دنبال اجرای آن است، می‌گوید؛ از برنامه‌های کارآفرینی تا کلاس‌هایی که برای تقویت بنیه علمی دانش‌آموزان و حضور فیزیکی آن‌ها برگزار می‌شود؛ «برای اینجا برنامه‌های زیادی درنظر گرفته‌ایم. از اجرای برنامه‌های کارآفرینی بگیرید تا برگزاری کلاس‌هایی تقویتی در فصل امتحانات برای دانش‌آموزان. برنامه‌هایی هم داریم که گروه‌های مختلف دانش‌آموزی در روزهای هفته به دیدن مجموعه نمایشگاهی ما بیایند. از طرف دیگر می‌خواهیم گروه‌های مختلف نوجوانان اینجا بیایند و کتاب‌خوانی را بینشان گسترش بدهیم. اما نکته‌ای که وجود دارد، این است که کتاب‌های این مجموعه بیشتر، کتاب‌های کنکوری است که متعلق به چند دهه قبل است. همان‌طور‌که می‌دانید کتاب‌های کنکور ماندگاری زیادی ندارد و ما هم دوست نداریم اینجا صرفا تبدیل به مکانی شود برای اهالی کنکور. فکر می‌کنم هزینه‌کردن زیاد برای کتاب‌های کنکور فایده بلند‌مدتی ندارد. ما باید با هزینه‌کردن و خریدن کتاب‌هایی که بُنیه علمی دانش‌آموزان را تقویت می‌کند، حضور آن‌ها را در این مرکز افزایش دهیم. چنددانش‌آموز شاهنامه یا کتاب‌های کلاسیک ایرانی را مطالعه کرده‌اند؟ یکی از برنامه‌های ما جانمایی میزهای مختلف تخصصی برای دانش‌آموزان است؛ مثلا میز شیمی با تمام ابزارها و کتاب‌های مورد‌نیاز، میز ریاضی و میزهای دیگر. 

وی می‌افزاید: ما می‌خواهیم رفت‌و‌آمد کودکان و نوجوانان و سنین پایه را نیز به اینجا هموار کنیم که طبیعتا حضور آن‌ها با سر‌و‌صداهای زیاد همراه است و باید این موضوع را نیز مدنظر داشته باشیم. به‌طورکلی، سال‌۹۳ مدیریت این مجموعه به دست دوستانی بوده که انصافا خیلی خوب کار کرده‌اند ولی متاسفانه سال بعد از آن، دوباره مدیریت تغییر کرده است.»

 

مدیریت مراکز فرهنگی باید بلند‌مدت باشد

مسئول کتابخانه مرکز آلاله‌ها می‌گوید برخی قوانین و تغییر هر‌ساله مدیریت این مجموعه، دلیل بی‌ثباتی و ناهماهنگی این مجموعه است؛ «تازه مدیریت این مجموعه را بر‌عهده گرفته‌ام و فقط دو ماه زمان می‌برد تا اینجا را نظافت کنیم و کمی بتوانیم بر تجهیزاتش بیفزاییم. حالا چطور می‌توان ظرف یک سال، برنامه‌های فرهنگی مدنظر را اجرا کرد و موثر هم بود؟ شخصا به این رویه انتقاد دارم و فکر می‌کنم ما باید مدیریت این مرکز را از حالت کوتاه‌مدت به بلند‌مدت تغییر دهیم. 

رضا حیدری، مدیر مرکز فرهنگی «آلاله‌ها» که بعد‌از گپ‌و‌گفت ما با سید‌احمد موسوی به کتابخانه می‌آید، درباره اهداف و برنامه‌های آینده این مرکز می‌گوید: در پاسخ به این سوالتان که بنیاد شهید و باقی نهادهای وابسته و غیر‌وابسته برای اینجا چه کرده‌اند، باید بگویم که هیچ! تنها برنامه را با نام «خانه موزه شهدای ده‌دی» مدیریت گردشگری طرح‌ریزی کرده و قرار است شهرداری منطقه۶ اجرا کند. حیدری می‌گوید: البته در این سال‌ها شوراهای اجتماعی محلات در‌قالب برنامه غبارروبی به مزار شهدا می‌آمدند و برنامه‌ها در همین حد بوده است ولی برای ۱۰دی امسال، برنامه ویژه‌ای ترتیب داده‌اند. قرار است ۱۳۵۷نخبه ورزشکار در این برنامه شرکت کنند. ۱۰نفر از این ورزشکاران مقام جهانی دارند، ۵۷تا از آن‌ها هم مقام کشوری و باقی در سطح استانی و محلات مقام‌هایی کسب کرده‌اند. این برنامه قرار است در سالن ورزشی رجا برگزار شود. البته برای برنامه‌های مختلف اینجا قول‌های مختلفی داده شده که خروجی یکی از آن‌ها این برنامه است.

 

رویکردمان سلبی و همراه با خشونت نیست

حیدری همچنین درباره تجمعات اطراف قبور شهدا و همچنین کنار درِ ورود و خروج کتابخانه و مرکز فرهنگی آلاله‌ها نکات شایان‌توجهی را گوشزد می‌کند؛ «ما با رویکرد حضور پلیس و زدوخورد و خشونت موافق نیستیم. رویکرد ما فرهنگی و اجتماعی است و می‌خواهیم از این طریق وارد شویم. وقتی اینجا به یک مرکز فرهنگی خوب تبدیل شد، خودبه‌خود از این تجمعات کاسته می‌شود. برنامه‌هایی هم که اینجا می‌خواهیم اجرا کنیم، در همین راستاست. در‌واقع فضای فرهنگی و معنوی آن‌قدر غلبه می‌کند که دیگر نمی‌توانید اثری از این تجمعات اینجا ببینید. مثلا در برنامه‌ای ورزشی که روز ۱۰دی قرار است اجرا شود، قصد داریم عکس نخبگان ورزشی منطقه را چاپ کنیم تا اهالی بدانند که چه سرما‌یه‌هایی در این محله و منطقه زندگی می‌کنند. منطقه‌ای که به نماد خشونت و بزه تبدیل شده است، چنین سرمایه‌هایی هم دارد که کمتر کسی آن‌ها را می‌بیند. در پایان این برنامه ورزشی قرار است ورزشکاران به‌صورت پیاده به مقبره شهدای ۱۰دی بیایند. محله، در واقعه ۱۰دی، چهار شهید داشته که سه‌تن ازآن‌ها اینجا و یک نفر در بهشت رضا دفن است.

 

99781.jpg

 

شهید سیدمحمد سیدی

پیش‌ از آذر سال۵۷ در تهران، کارگاه ژاکت‌بافی داشته اما اواخر پاییز همان سال همراه همسر و فرزندانش راهی مشهد می شود. به‌دلیل شرکت در فعالیت‌های انقلاب، کارگاهش را تعطیل می‌کند و وقف انقلاب می‌شود. برادر در آن مدت، کمک‌خرج محمد می‌شود و حقوقش را با او نصف می‌کند. روز ۱۰دی وقتی داشته از منزل خارج می‌شده تا خود را به منزل آقای شیرازی برساند، یکی از مخالفان انقلاب سرِ راهش را می‌گیرد و می‌گوید: «می‌خواهی بروی پول نفت بگیری؟» شهید می‌گوید: «نه، می‌خواهم بروم و از ناموسم دفاع کنم» و بعد راهی می‌شود. عصر۱۰دی روبه‌روی منزل آقای شیرازی شهید می‌شود. تا سه‌روز هیچ‌کس از سرنوشتش اطلاعی نداشته تا اینکه برادرش، عکس محمد را در‌میان عکس شهدا می‌بیند. پرس‌وجو که می‌کند، می‌شنود: «جنازه در سردخانه بیمارستان امام رضاست و ساواک اجازه دفن نمی‌دهد.» جنازه را تحویل می‌گیرد و به منزل می‌آورد. قرار می‌شود شبانه و به‌صورت پنهانی، او را به بهشت رضا ببرند اما امام جماعت مسجد فاطمه الزهرا(س) مانع می‌شود و می‌گوید: «دستور امام(ره) است که شهدا را در محله دفن کنید. این شهید محله ماست. بگذارید همین‌جا دفن شود و تا همیشه کنار ما باقی بماند.» این می‌شود که پیکر او هم درکنار شهید معقول و شهریور علیا در بوستان آلاله‌ها آرام می‌گیرد.

 

شهید محمدعلی شهریور کامه‌علیا

پسر یوسفعلی و فاطمه خندان است. متولد۱۳۳۵، این یعنی او هم مثل سه شهید دیگر کوچه پورسینا وقت شهادت ۲۲سال بیشتر نداشته است. قدیمی‌های محله، یادشان است که محمدعلی شاگرد صافکاری بوده و عصرها در تعمیرگاه برادرش که سابق‌بر‌این در همین کوچه بوده، کار می‌کرده است. آشنایی‌اش با جریان انقلاب را بگذارید به حساب آمدوشدش به خانه آیت‌ا... شیرازی. این را شاهدان عینی می‌گویند، وقتی میان نقل‌قول‌هایشان می‌شنویم که جلوی در خانه حاج‌‌آقا شیرازی، گلوله‌ای می‌نشیند پشت گردنش تا امروز او شهید این محله نام بگیرد. پیش‌از او هم تعدادی از هم‌محله‌ای‌هایش، عضو ستاد انقلابی آقای شیرازی بوده‌اند. از شهیدشهریور کامل‌علیا بیش از این چیزی نمی‌دانیم و ما هم دلمان می‌خواست اطلاعات بیشتری در دست داشتیم اما با‌توجه‌به اینکه مادر شهید شهریور سال۵۸ و پدرش در سال۶۲ فوت کرده‌اند، هیچ‌گونه اطلاعی از وی، خانواده و احتمالا اسامی خواهرها یا برادرانش در دست نیست. بررسی پرونده‌های بنیاد شهید منطقه۲ نشان می‌دهد که محمدعلی در زمان حیات، مجرد و کمک‌خرج خانواده بوده است. در سال۱۳۵۳ به‌دلیل کهولت سن پدر، از رفتن به خدمت سربازی معاف می‌شود و پس از آن هم جسته‌وگریخته در برنامه‌های انقلابی مسجد محله شرکت می‌کرده است. در روز ۱۰دی سال۵۷ پیش از اذان ظهر هم به شهادت می‌رسد.

 

شهید علی اصغر معقول

علی‌اصغر خیلی کوچک بوده که مادرش می‌شنود امام در یکی از سخنرانی‌هایش می‌گوید: «سربازان من در گهواره هستند.» آن روزها به پسرش نگاه می‌کند و می‌گوید: «تو با این قرآن‌خواندنت حتما یکی از آن‌هایی». مسجد محله شلوغ می‌شود و این اولین نشانه‌های انقلاب است که او با چشم‌های خودش می‌بیند. سال‌ها بعد، علی‌اصغر یکی می‌شود از هزاران دلداده به امام در زمستان سال۵۷. شب قبل از شهادت، مادرش را به منزل خود می‌آورد و از او حلالیت می‌طلبد. تا صبح قرآن می‌خواند و سر سفره صبحانه از همسرش خداحافظی می‌کند. صورت دو فرزندش را می‌بوسد و در جواب اصرار مادرش به ماندن در خانه می‌گوید: «حتی اگر نان خشک بخورم، اجازه نمی‌دهم این ناجوانمردها، نوامیس مملکت مرا ببرند.» بعداز گفتن این جمله، راهی منزل آیت‌ا... شیرازی می‌شود. شاهدان عینی تعریف کرده‌اند وقتی تانک‌ها نزدیک منزل آقای شیرازی می‌رسند، او می‌ایستد جلوی تانک‌ها و می‌گوید: «برای رسیدن به این خانه، باید از روی جنازه من رد شوید.» همین می‌شود که دژخیمان رژیم طاغوت به سمت او شلیک می‌کنند.

 

شهید حسین جاقوری

نام او در‌میان شهدای دفن‌شده در بوستان آلاله‌ها خالی است. او رفیق گرمابه و گلستان شهیدان معقول و سیدی بود. روز حادثه همراه آنان در تظاهرات خیابان بهار و چهارراه شهدا دیده شده. قدیمی‌ها می‌گویند: ساواک اجازه انتقال شهدا به بهشت رضا و دفن آنان را نمی‌داد، به‌طوری‌که بیش‌از ۱۰۰جنازه در سردخانه بیمارستان امام رضا(ع) باقی‌مانده بود. خانواده شهید‌جاقوری، پیکر فرزندشان را همان روز از بیمارستان تحویل می‌گیرند و به خانه می‌آورند اما به‌جای دفن او در‌کنار دوستانش، موفق می‌شوند پیکر شهید را شبانه و پنهانی سوار بر وانت کرده و به بهشت رضا ببرند و به خاک بسپارند. از او هم بیش‌از اینکه جوان متدین و پاکی بوده، حرف دیگری در‌میان اهالی پورسینا نیست؛ یکی از اعضای ستاد آیت‌ا... شیرازی در مشهد که ظهر روز درگیری در چهارراه شهدای فعلی، با اصابت چند گلوله آسمانی می‌شود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی