کد خبر : 71228
/ 23:12
آیت ا... علم الهدی : انتقاد من از دولت‌ها از روی دشمنی نیست؛

از حق پایمال شده مردم دفاع می کنم

آیت‌ا... علم‌‌الهدی با تاکید بر آنکه معیشت و اقتصاد مردم و تلاش برای رفاه و همچنین محرومیت‌زدایی از ارکان مطالبات جریان انقلابی است، گفت: منافع ملی نه‌تنها تزاحمی با آرمان‌های انقلاب اسلامی ندارند؛ بلکه ملازم با آن است.

از حق پایمال شده مردم دفاع می کنم

این عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین افزود: انقلابی‌ها دنبال تعامل سازنده با همه کشورهای دنیا هستند و تنها با استکبار مخالفند که آمریکا تنها مصداق آن در جهان امروز است. به گفته وی اعتبار این مهم نیز تا زمانی است که آمریکا خوی استکباری داشته باشد. امام جمعه مشهد، درباره خطبه‌هایی که می‌خواند نیز می‌گوید، دشمن روحانی نیستم اما امام جمعه‌ام و نهی‌از‌منکر و دفاع از حقوق مردم وظیفه ذاتی امام جمعه است. گفتگوی تفصیلی تسنیم با امام جمعه مشهد را در ادامه می‌خوانید.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی با طرح «انقلابی» و «غیرانقلابی» آرایش جدیدی بر فضای سیاسی و اجتماعی حاکم کردند؛ به نظر شما مهم‌ترین شاخصه‌‌هایی که انقلابی را از غیرانقلابی تمیز می‌کند، چیست؟

انقلاب مقدس اسلامی ما که توسط امام بنیان‌گذاری شد و بعد هم در نقطه عطف به تشکیل نظام منجر شد، دارای اصول مشخصی است و کسانی که پایبند به این اصول هستند، بی‌شک انقلابی هستند و کسانی که این اصول را قبول ندارند و در بینش‌ سیاسی- اجتماعی و حتی رفتار فردی به این اصول پایبند نیستند و زمانی هم که شعار انقلابی می‌دهند، برای تامین اهداف سیاسی و منافع شخصی است، نمی‌توانند در جریان انقلابی تعریف شوند.

 

موضع جریان انقلابی در قبال معیشت و رفاه مردم چیست؟ برخی، انقلابی‌ها را متهم به بی‌توجهی به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم می‌کنند و مدعی می‌شوند که انقلابی‌ها تنها آرمان بین‌المللی دارند و حوزه فکری‌شان تنها در سیاست خارجی و مبارزه با آمریکا تعریف می‌شود.

کسانی که تصور می‌کنند انقلابی‌ به معنای بی‌توجهی به رفاه و معیشت مردم است نگاهی انحرافی و سکولار دارند. تصور می‌کنند که معیشت و رفاه مردم در مقابل اصول انقلاب است، در‌حالی‌که اصلا این‌طور نیست و ما معتقدیم که معیشت و رفاه مردم از اصول انقلاب است. ما معیشت و اقتصاد را در نظام خاص خودش قبول داریم. انقلاب اسلامی بر اساس یکسری اهداف و اصول شکل گرفته است؛ شئون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ما همه در حاکمیت ارزش‌ها معنا پیدا می‌کند و در این باره ما جامعه خودمان را در آموزش و تربیت دینی باید بسازیم و سازندگی را به تمام جهان اسلام توسعه بدهیم.

 

اینکه می‌فرمایید با حاکمیت ارزش‌ها به تمام شئون و اهداف انقلاب در همه حوزه‌‌ها حتی حوزه‌های اقتصادی و معیشتی باید برسیم، شعار نیست؟

نه. نه‌تنها شعار نیست؛ بلکه یک جریان جدی است. نظام اسلامی بر همین اساس تشکیل شده است؛ ما انقلاب نکردیم که کشوری لائیک بسازیم. مستشاران و مزدوران آمریکا را بیرون کردیم تا بتوانیم در همه حوزه‌ها روی پای خودمان بایستیم. نظام، اهرمی برای اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی است. وقتی، نظام برای توسعه انقلاب اسلامی اهرم می‌شود، پس تمام برنامه‌ریزی این نظام در مدیریت اقتصادی کشور و جامعه و در مدیرت عمرانی و امنیتی باید روی اصول و مبانی تنظیم شود.

 

رابطه این اصول با منافع ملی چیست؟ آیا باهم تلازم دارند یا تزاحم؟

اگر بخواهیم منافع ملی را تعریف کنیم، منافع ملی برای ملت انقلابی در سایه توسعه اصول و ارزش‌های انقلاب تفسیر‌شدنی است. یعنی نظام برنامه‌ریزی و اقتصادی ما باید محرومیت‌زدایی کند؛ یعنی قشر محروم را به قشر مرفه نزدیک کرده و محرومین را از محرومیت نجات دهد. در نظام اقتصادی مورد نظر، نظام اسلامی از استخدام تمام امکانات در خدمت قشر مرفه جلوگیری می‌شود. یکی از اصول انقلاب اسلامی همین است که از محرومین، محرومیت‌زدایی شود. البته که ما با توسعه اقتصادی مدل غربی مخالفیم و توسعه اقتصادی جهشی را قبول نداشته و نداریم ما توسعه اقتصادی رفرمیستی را قبول داریم چون توسعه اقتصادی باید تامین‌کننده عدالت اجتماعی که از اصول انقلاب است، باشد. تنها در سایه عدالت اجتماعی می‌توان از محرومیت‌زدایی سخن گفت و دنبال محرومیت‌زدایی از محرومین بود.

 

۳۷سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و شما می‌فرمایید که عدالت اجتماعی از اصول انقلاب اسلامی بوده است. آیا این اصول در اجرا، محقق شده است؟

تا به امروز اگر در حوزه عدالت اجتماعی کسری وجود دارد، به این دلیل است که حفظ مردم‌سالاری جزو اصول انقلاب است؛ برای حفظ همین مردم‌سالاری، طبیعی است که مردم در روی کار آوردن مدیران و دولت فراز و نشیب‌ها را طی کردند. در این فراز و نشیب‌ها بود که سیاست اقتصادی در چارچوب عدالت اجتماعی با چالش مواجه شده و بعضاً اجرا نشده است. وقتی شرایط طوری می‌شود که مردم نمی‌توانند نیروی انقلابی را که معتقد به عدالت اجتماعی است، انتخاب کنند و برنامه‌ریزی ما به مشکل می‌خورد. متاسفانه بعضا برخی منتخبین مردم با پشت‌کردن به اعتماد مردم همین مشکلات را در حوزه اقتصادی به وجود آورده‌اند. اگر انتخاب‌ها با معیارهای انقلابی باشد قطعا در حوزه اجرا ما بهترین نتیجه را در رفاه، امنیت و معیشت مردم خواهیم داشت.

 

آیا جریان انقلابی در حوزه سیاست خارجی تنها مواضع سلبی دارد؟ می‌گویند انقلابی‌ها تنها برنامه‌شان مبارزه با آمریکاست. نظر حضرت‌عالی در این‌باره چیست و جریان انقلابی چه موضعی در قبال کشورهای مختلف جهان دارد؟

یک اصل از اصول انقلاب، استکبار‌ستیزی است اما همه دنیا استکبار نیست؛ کسانی که چنین اتهاماتی را به جریان انقلابی می‌زنند، یا ناآگاهند یا وابسته به جریان فکری غرب‌گرا هستند؛ ما خواهان ارتباط سالم با همه کشورهای دنیا بوده و هستیم.

 

استکبار دقیقا یعنی کدام کشورها؟ 

کسانی که فکر می‌کنند دنیا یعنی استکبار، می‌گویند ما با همه دنیا مخالفیم. نه، استکبار اصلی فقط یک کشور است و آن هم آمریکاست تا زمانی که مستکبر باشد. پس بنای ما بر استکبارستیزی است نه آمریکا‌ستیزی. اما چون امروز آمریکا نماد و مصداق برجسته استکبار است مبارزه با استکبار، آمریکا‌ستیزی معنا پیدا کرده است. اگر روزی ایالت متحده از هم بپاشد و ایالت‌ها به صورت مستقل موضع مبتنی بر منطق داشته باشند ما همانند برخی کشورهای استقلال‌یافته از شوروی با آن‌ها ارتباط خواهیم داشت. چون ما با سرزمین آمریکا مخالف نیستیم بلکه با خود دولت مستکبر آمریکا مخالفیم. البته برخی کشورهای طاغوت که مزدور آمریکا هستند هم بحثشان همانند استکبار است نه اینکه این‌ها خود مستکبر باشند؛ بلکه مزدور آمریکای مستکبر هستند .بنابراین دنیا، آمریکا نیست در همین اجلاس غیرمتعهدها که آمریکا خیلی تلاش کرد برگزار نشود، دیدیم که اکثریت کشورهای غیرمتعهد برخلاف ادعای آمریکا شرکت کردند. ما دنیا را آمریکا نمی‌دانیم اما کسانی که می‌دانند، برخورد با آمریکا را برخورد با دنیا می‌دانند و نبود ارتباط با آمریکا را ارتباط‌نداشتن با دنیا می‌دانند اما ما این‌طور فکر نمی‌کنیم. در کل کره زمین با مزدورپروری که آمریکا دارد، نفرت از آمریکا بیش از محبوبیتش است پس تعامل با آمریکا یک مسئله است و تعامل با دنیا مسئله دیگر. بنای ما بر دنیازدایی نبوده و نیست.

 

به عنوان آخرین سوال، توصیه شما به نیروها و جریان‌های انقلابی در آستانه انتخابات چیست؟

جریان‌ها، گروه‌ها و نیروهای انقلابی باید به سمت گزینه انقلابی بروند؛ همه وقتی انقلاب را قبول دارند وحدت حاصل شده است اینکه همه بنشینیم دور هم تا وحدت داشته باشیم‌، جواب نداده است. باید روی «اصول» وحدت کنند تا به نتیجه برسیم.

..........................................

 

  • امام جمعه باید حرف دل مردم را بزند

 

موضوع مهم دیگری که امروز کشور با آن درگیر است، بحث معضلات اجتماعی است. جریان انقلابی چه برنامه‌ای برای بهبود وضعیت و رفع نیازهای جوانان دارد؟

در حوزه معضلات اجتماعی مرتبط با جوانان، جریان انقلابی برنامه دارد نه جریانی که نگاه ابزاری به جوانان دارد. کسانی که حقوق‌ها و وام‌های نجومی می‌گیرند چطور می‌توانند به فکر جوانانی باشند که برای ازدواج و وام چند میلیونی در کشور سرگردان می‌شوند؟ جوانان به ما می‌گویند دریافت وام ازدواج مصیبت بزرگی برایشان شده است و درست می‌گویند. واقعا جای تاسف دارد که یک جوان برای وام کم مدام باید در بانک‌ها سرگردان باشد اما آقایان تنها در یک صندوق چند هزار میلیارد فساد کنند؟ اگر اصول انقلاب اسلامی در دستگاه اجرایی حاکم باشد، دیگر یک دختر و پسر نباید نگران موانع ازدواجشان باشد.

 

دولتی‌ها از مطالبی که در خطبه‌های شما در نقد دولت گفته می‌شود نگران هستند، آیا خودتان به این موضوع قائل هستید؟

امام جمعه جناحی نیست؛ وظایف و مسئولیتی دارد که باید انجام بدهد. بحث این است که آقایان می‌‌گویند خرابکاری و اختلاس در یک نهاد رسمی نباید از خطبه‌های نماز جمعه گفته شود؛ درحالی‌که امام جمعه مدافع حقوق مردم و منافع ملی است و نمی‌تواند دربرابر این معضلات بی‌توجه باشد.

 

می‌گویند مثلا وقتی شما می‌گویید در فلان نهاد دولتی فساد مالی صورت گرفته، مردم ملتهب می‌شوند؟

ما مردم را ملتهب می‌کنیم یا مردم ملتهب هستند؟ ائمه جمعه جلوی التهاب مردم را می‌گیرند. مردم وقتی ببیند در وضعیت فعلی که جوانانشان شغل ندارند، رکود بر کشور حاکم است، مشکلات معیشتی کشور را گرفته و در عین حال اختلاس و فساد می‌شود و برخی حقوق و وام نجومی می‌گیرند اما هیچ‌کس هم حرف آن ها را نمی زند، اینجا مشکل روانی و التهاب پیدا می‌کنند یا اگر امام جمعه بیاید حرف دل مردم را پشت تریبون بزند؟ تریبون نماز جمعه باید تریبون مردم باشد و حرف دل مردم را بزند و من هم حرف دل مردم را می‌زنم.

 

مثلا در بحثی که شما درباره فساد مالی بزرگ در صندوق فرهنگیان داشتید، گفتند که رقمی که شما طرح کردید درست نبوده و موجب نگرانی در جامعه شده است؟

آقای معاون حقوقی رئیس‌جمهور در همین باره با من تماس گرفت و گفت، این موضوع صندوق فرهنگیان آن‌طور که شما گفتید نبوده است و بخشی از این مبلغی که شما می‌گویید در صندوق فرهنگیان اختلاس شده برای این صندوق نیست. من به ایشان گفتم از جیب هر معلمی که هزاران مشکل دارد چند میلیون تومان پول برداشته شده است و من به عنوان امام جمعه شرعا نمی توانم سکوت کنم. اگر این مبلغ اختلاس نبوده چرا این‌ها را برکنار، بازداشت و محاکمه کردند؟ ما دم خروس را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس‌ را. این بانک در سال ۹۴، حدود ۹۰‌درصد سرمایه‌اش را به ۳۰‌نفر داده است خب من امام جمعه با کدام مجوز شرعی باید ساکت باشم و حرف معلمان را نزنم؟ آقایان ادعا می‌کنند نصف آن مبلغ اختلاس شده، خب فرض که نصفش بوده، این پول مال معلمان و مردم هست یا نه؟ خب فرض که ۸ میلیون از هر معلم اختلاس نشده، ۴ میلیون شده. از جیب هر فرهنگی ۴‌میلیون دزدیده شده آیا این مبلغ کمی است و ارزش اعتراض ندارد؟ معلمی که برای ۱۰۰‌هزار تومان معطل است و برای وام ۲ میلیونی گرفتار بانک‌‌ها شده نیاز به ۴ میلیونی که مسئولان از او دزدیده‌اند، ندارد؟

 

می‌گویند شما چرا همین اعتراض‌ها را به دولت گذشته نمی‌کردید؟

۶ ماه بیشتر از دولت نهم نگذشته بود که من در خطبه‌های نماز جمعه از دولت نهم انتقاد کردم و واقعا یک منتقد صریح دولت بودم. این حرف‌ها بی‌انصافی است. مکانیزم غلط در اجرای یارانه‌ها را برای اولین بار گفتم. متاسفانه خیلی از دوستان ما هم گرفتار این دام‌های رسانه‌ای می‌شوند. رسانه‌های جبهه مقابل از تکنیک‌های ژورنالیستی برای برجسته‌سازی یک موضوع در میان دیگر موضوعات می‌کنند تا بتوانند به هدف اصلی خود که تخریب موضوع و شخص مطرح‌کننده است، برسند. این سوال را باید از جبهه رسانه‌ای انقلاب که خود شما نیز جزوی از آن هستید، بپرسید. من یک خطیب هستم و به فراخور وظیفه شرعی و اجتماعی خودم امر به معروف و نهی از منکر می‌کنم. رسانه‌های جبهه مقابل نهی از منکر را بزرگ می‌کنند و حتی در بین نهی از منکر‌ها آن یکی که پتانسیل جنگ روانی دارد را بولد می‌کنند. اینجا جبهه رسانه‌ای انقلاب است که باید در مقابل این تهاجم رسانه‌ای از ترفند‌های تدافعی و تهاجمی استفاده کند. اینجا نقدی بر من گوینده نیست.

 

می‌گویند تریبون نماز جمعه مشهد توسط شما همواره علیه آقای روحانی و دولت ایشان روشن می‌شود؟ نظر خودتان در این‌باره چیست؟

بنده در همان اول از دولت آقای روحانی و شخص آقای روحانی تجلیل و حمایت کردم. حمایت‌های من از ایشان و دولتشان مستند و در سایت شخصی من موجود است. من سال ۵۴ با آقای روحانی آشنا شدم، از آن مدت تا الان ۴۶‌سال یک مورد تعارض بین من و ایشان وجود نداشته است. در بحث سیاسی هم تعارضی نبوده. ایشان و بنده‌، هردو از اعضای جامعه روحانیت بودیم.‌ وقتی آقای روحانی به مشهد آمد، در سخنرانی رسمی به ایشان خیرمقدم گفتم و از ایشان بارها تجلیل کردم. دشمن آقای روحانی نبوده و نیستم اما چطور می‌توانم در مقابل خرابی‌‌هایی که دولت دارد، سکوت کنم؟ آقای وزیر خرابکاری می‌کند، من سکوت کنم؟ یک امام جمعه حداقل وظیفه‌اش این است از پایمال شدن حقوق مظلومین دفاع کند و نهی از منکر کند و ما بیشتر از این نگفته‌ایم.

..........................................

 

  • دریچه یک/ آنچه اصالت دارد رای مردم است نه تعدد سلایق

 

برخی منتقدین شما می‌گویند، آقای علم‌الهدی کل مشهد را در اختیار دارد، نمایندگان مجلس و اکثر اعضای شورای شهر گرفته تا شهردار و اخیرا تولیت آستان قدس رضوی، همه کسانی هستند که مورد حمایت شما بوده و هستند؟ آیا واقعا شما برای هماهنگ کردن نهادهای مشهد با خودتان، تلاش کرده‌اید؟

از همین شورای شهر بپرسید، از نمایندگان مجلس بپرسید، آیا حتی کمتر از یک دانه گندم برای منافع شخصی من قدمی برداشته‌اند؟ آیا من درخواستی از آن‌ها داشته‌ام؟ این‌ها را مردم انتخاب کرده‌اند. این سخن توهین به مردم شریف مشهد است. 

مردم دوست دارند هرکسی را برای مسئولیت‌های متعدد شهری و استانی و ملی و فراملی بر گزینند. ممکن است این افراد از یک فکر و سلیقه یا متعدد باشند. 

نمی‌توان به واسطه اینکه بعضی از این جریانات همفکر هستند مردم را زیر سوال برد. آنچه اصالت دارد رای مردم است نه تعدد سلایق. نمایندگان کنونی مجلس و شورای شهر و مدیریت‌های استانی و شهری و تولیت آستان قدس رضوی هر‌کدام بر اساس مکانیزم‌های قانونی انتخاب شدند و همه افراد متدین و انقلابی و دلسوز و خدومی هستند و من افتخار می‌کنم که بنده را نیز از جرگه ایشان بدانند.

از همه این عزیزان به خاطر خدماتشان متشکرم و با تمام قوا حمایت می‌کنم. در این شهر نماینده مجلس‌، مدیرکل، استاندار و شهردار، همگی به وظایف قانونی خود عمل می‌کنند. 

بنده هیچ‌گاه به هیچ یک از مسئولان محترم شهری یا استانی یا ملی و فراملی نگفتم فلان کار را بکنید یا نکنید. البته به این معنا نیست هر کاری کردند مورد تایید بنده باشد. این‌ها خودشان مستقل عمل می‌کنند. 

بنده در جلسات و ملاقات‌هایی که با این عزیزان دارم فقط نکته‌ای، انتقادی یا توصیه‌ای به صلاح عمومی که به نظرم درست است، مطرح می‌کنم و استدلالم را هم ارائه می‌دهم. 

این عزیزان هم کار کارشناسی خودشان را روی آن انجام می‌دهند یا می‌پذیرند و اجرا می‌کنند یا بنا به استدلال و مستنداتی نمی پذیرند و اجرا نمی‌کنند، خودشان مسئول هستند و باید در برابر خدا، مردم و قانون پاسخ‌گو باشند. مثلا به آقای شهردار گفتم که شیب شهر باید عوض شود چون شیب شهر به سمت مرفهین است بهترین خیابان‌ها و بولوارها و... سمت مناطق مرفهین است که خوشبختانه وضع تغییر کرده و وضعیت در حاشیه شهر بهتر شده است.

 

درست است که مردم رای دادند اما می‌شود منکر قدرت و نفوذ اجتماعی شما در مشهد شد؟

با فرض درست بودن این ادعا به نظر شما قدرت و نفوذ اجتماعی را چطور کسب کرده‌ام؟ پول داشته‌ام؟ لشکر دارم که با لشکر‌کشی قدرتمند شده باشم؟ واقعا این اسمش قدرت نیست. هر انسانی بر اساس ظرفیتی که دارد نفوذ اجتماعی می‌تواند پیدا کند؛ علم‌الهدی که ظرفیتی ندارد. ظرفیت ما خدا، دین، پیامبر و اسلام است. من نه به مردم پول می‌دهم که طرفدارم باشند و نه عاشق چشم و ابروی من هستند. مردم براساس اعتقاد دینی خودشان عمل می‌کنند. مگر من گفتم به این‌ها رای بدهند؟ خود مردم اهل تشخیص هستند.

 

برخی منتقدین شما به مزاح یا کنایه می‌گویند جمعه که می‌شود باید خود را آماده نقدهایی تریبون نماز جمعه مشهد کرد.

اینکه بد نیست، خوب هم هست. این مدح است نه ذم. همه ما باید همیشه آماده امر به معروف و نهی از منکر باشیم.

..........................................

 

  • دریچه دو/ ‌سایه جنگ را مدافعان حرم برداشتند نه برجام!

 

جریان انقلابی چگونه امنیت تولید می‌کند؟

همین مدافعان حرم. جوان‌ها و نوجوان‌های انقلابی هزاران کیلومتر از مرزها دور شده‌اند تا امنیت ایران را تامین کنند و اگر آن‌ها نبودند چه کسی می‌توانست امنیت کشور را در مقابل تروریست‌هایی که می‌گویند هدفشان ایران است، تامین کند؟

 

برخی مقامات ارشد دولتی صراحتاً می‌گویند، برجام سایه جنگ را از کشور برداشته و امنیت را تامین کرده است در‌حالی‌که شما می‌گویید مدافعان حرم و جریان انقلابی امنیت مردم تامین کرده است. 

از بعد پایان جنگ تحمیلی تا همین امروز، دشمن ادعای حمله نظامی به ایران را مطرح می‌کند اما موفق نمی‌شود. برجام که عمرش ۲سال است. اگر برجام سایه جنگ را برداشته چرا پیش از برجام به ما حمله نظامی نکردند؟ چرا آمریکایی که تمام اطراف ما را گرفته، ۲۶‌سال گذشته پیش از برجام به ما حمله نکرد؟ از بعد جنگ تحمیلی تا امروز، آمریکا از خشکی و دریا ما را محاصره کرده و جرئت حمله ندارد. پس جنگ هیچ ربطی به برجام نداشته و ندارد .‌سایه جنگ را مدافعان حرم که به عراق و شام رفته‌اند، از کشور برداشته‌اند نه برجامی که تا کنون هیچ اثری نداشته است. 

 

جریان انقلابی چقدر به رای و نظر مردم احترام می‌گذارد؟ و چرا در این باره اتهاماتی را متوجه جریان انقلابی می‌کنند از این قبیل که جریان انقلابی به دموکراسی و نظر مردم اعتقاد جدی ندارد.

جالب است کسانی که در فتنه‌۸۸ علیه رای مردم شورش کردند و برخی از آن‌ها امروز در دستگاه اجرایی حضور دارند، چنین اتهامی را به ما که خود را مدام در معرض رای مردم می‌گذاریم و در هر صورت نتیجه و نظر مردم را محترم می‌شماریم، می‌زنند. خب، اصلا خود این‌ها که الان سرکار هستند و تمام دستگاه اجرایی را گرفته‌اند با چه مکانیزمی روی کار آمده‌اند؟ مردم به این‌ها رای دادند. مثلا در همین رای اعتماد مجلس به وزرا، نمایندگان مردم به کسی که در جریان فتنه سابقه داشته، رای دادند تا وزیر شود. 

اگر جریان انقلابی برای رای مردم ارزشی قائل نبود، چرا تن به انتخابات می‌دهد و خود او نامزد می‌شود؟ مگر خود بنده در انتخابات اخیر خبرگان شرکت نکردم؟ اگر رای مردم را قبول نداشتم که نامزد انتخابات نمی‌شدم. نظام ما مثل قلعه‌ای است که دیوار بلند و محکمی دارد که هیچ‌کس از این دیوار نمی‌تواند بالا برود. منتهی یک دروازه بزرگ مردم‌سالاری دارد که از طریق انتخابات و رای مردم، افراد از این دروازه وارد نظام می‌شوند. چون مردم‌سالاری دینی در این کشور حاکم است. اگر مردم‌سالاری دینی حاکم نبود برخی از همین آقایان نمی‌توانستند در معرض رای مردم قرار بگیرند.

 

برخی می‌خواهند جریان انقلابی را در مقابل خواست و رای مردم قرار دهند و خود را مدافع رای مردم و جریان انقلابی را مقابل آن تعریف کنند، آیا چنین دو‌قطبی می‌تواند در مردم اثرگذار باشد؟

آیا این افرادی که الان در راس قدرت هستند مولود رای مردم نیستند؟ اگر رای مردم نبود چطور می‌توانستند به قدرت برسند؟ اگر خودشان را مولود رای مردم می‌دانند پس باید بدانند که در چارچوب نظام مردم‌سالاری دینی به قدرت رسیده‌اند. همه ما مدافع رای مردم هستیم و در مقابل فتنه علیه رای مردم، می‌ایستم. برخی‌‌ها در سال۸۸ می‌خواستند با فتنه به قدرت برسند و رای مردم را وتو کنند اما جریان انقلابی ایستاد و از مردم‌سالاری دینی و رای مردم تا پای جان دفاع کرد. سال‌‌۸۸ می‌گفتند ۱۳میلیون از ۲۵ میلیون بزرگ‌تر است حتی یک سند هم برای تقلب نداشتند و در نهایت اعتراف کردند که تقلب نشده اما فکر می‌کردند فتنه، تزویر و پول بر رای مردم قالب می‌شود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی