کد خبر : 71224
/ 21:29
اگر فرزند معلولی دارید و به لحاظ روحی هنوز با این مسئله کنار نیامده‌اید، خواندن این مطلب را به شما توصیه می‌کنیم؛

زندگی شیرین می‌شود

احساس گناه و خجالت، نگرانی از آینده مبهم، دست‌و‌پنجه نرم‌کردن با مشکلات و کم‌آوردن دربرابر هزینه‌های جاری، تنها بخشی از این دغدغه‌هاست که نمی‌گذارد این والدین دست‌کم در چندسال اول، شیرینی زندگی را احساس کنند.

زندگی شیرین می‌شود

معصومه متین‌نژاد- شقیقه‌هایش تندتند می‌زد. احساس می‌کرد سرش پر از هیاهوی خالی است. یک ربع، بیست دقیقه‌ای می‌شد که همان‌طور صم بکم نشسته بود و دکتر هم همین‌طور مدام برایش از حکمت الهی و موردهای مشابهی که در طول ۲۳‌سال فعالیت حرفه‌ای‌اش دیده بود و شرایط سخت‌تر از این‌ها می‌گفت و داشت به خیالش او را آرام می‌کرد و او فقط لب زدنش را دیده بود. یادش نمی‌آمد چطور از دکتر خداحافظی کرده و خودش را به پشت پنجره شیشه‌ای اتاق نوزادان رسانده بود؛ ظاهر بچه چیزی نشان نمی‌داد یا دست‌کم او نمی‌دید.

چه خواب‌ها که در این یک سال برای خانواده سه نفری‌شان ندیده بود و حالا می‌دید که چگونه به یک‌باره کاخ خوشبختی‌شان روی سرش آوار شده است. جرئت به زبان‌آوردن آنچه را دکتر گفته بود هم نداشت، چه رسد به اینکه به آینده پیش ‌رویش با یک بچه علیل فکر کند. به زبانش آمد: «ای کاش مرده بود به‌جای اینکه‌...» سست شد و زانوهایش به رعشه درآمد. بغض بدجوری گلویش را چنگ می‌زد و نفسش بالا نمی‌آمد. احساس عذاب وجدان می‌کرد و فقط دوست داشت گم‌وگور شود.

امروز هم پس از ۹‌سال باز همان عذاب وجدان به سراغش آمده، با این تفاوت که این بار عذابش از یادآوری آن روزها و آرزویی است که جرئت کرد بر زبان بیاورد و فرشته کوچک زندگی‌اش را نادیده بگیرد. در وبلاگش که مدام برای دیگر پدر و مادرها از تجربه یک زندگی شیرین با یک کودک معلول می‌گوید، نوشته است:

«امیر حتی یک کودک خاص هم نیست، او یک فرشته است که میهمان خانه ما شده و این رازی است که فقط من و تو می‌دانیم».

..........................................

 

مطلع شدن از معلولیت فرزند چه بلافاصله پس از تولد کودک باشد و چه در سال‌های بعد درد و رنج بسیاری را برای والدین به بار می‌آورد و این والدین احساس می‌کنند چیزهای باارزش زیادی را در زندگی از دست داده و تمام امیدها و آرزوهای شیرینشان برای آینده و خوشبختی فرزندشان از بین رفته و نقش بر آب شده است. احساس گناه و خجالت، نگرانی از آینده مبهم، دست‌و‌پنجه نرم‌کردن با مشکلات و کم‌آوردن دربرابر هزینه‌های جاری، تنها بخشی از این دغدغه‌هاست که نمی‌گذارد این والدین دست‌کم در چندسال اول، شیرینی زندگی را احساس کنند. واقعیت امر این است؛ تا زمانی که این والدین در پذیرش شرایط جدید با خودشان کنار نیایند، مشکلی حل نخواهد شد و این مسئله هم بدون کمک گرفتن از مشاوران مجرب در این زمینه و نشستن پای صحبت کسانی که آن‌ها هم این شرایط را دارند، ممکن نیست. در مطلب پیش‌رو سعی کرده‌ایم راهکارهای مفید و کاربردی را برای مواجهه بهتر با مشکلات شایعی که والدین فرزندان معلول با آن مواجه هستند، ارائه دهیم.

 

در مرحله انکار درجا نزنید 

بسیاری از خانواده‌ها تا مدت‌ها این مسئله را انکار می‌کنند و مدت‌زمان زیادی طول می‌کشد تا درباره معلولیت فرزندشان به باور و پذیرش برسند. پدر و مادرهایی که مدت زمان زیادی را در مرحله انکار به‌سرمی‌برند، هم به‌خود و هم به فرزندشان آسیب‌های زیادی وارد می‌کنند، چون بسیار دیر به فکر درمان، حل‌مسئله و به‌کارگیری راهکارهایی برای سازگاری با این مشکل می‌افتند و همین موضوع گاهی مشکلات جدیدی را ایجاد می‌کند.

 

با هم همدل و همراه باشید

هنگامی که فرزندی با نیازهای خاص در خانواده‌ای متولد می‌شود، باید بروز عواطف و احساسات، ابراز محبت و علاقه و همچنین همراهی و همدلی بین زن و شوهر و همه اعضای خانواده بیشتر از حد عادی باشد. همدلی و همراهی اعضای خانواده با یکدیگر و درک متقابل به شما کمک می‌کند بهتر با این مسئله کنار بیایید، با آن سازگاری پیدا کنید و از پس مسئولیت‌هایی که برعهده دارید، برآیید. تولد فرزند معلول نباید باعث شود شما نقش همسری‌تان را از یاد ببرید. بنابراین همواره در کنار همسرتان باشید، درصورت لزوم او را دلداری دهید و فرصتی را هم برای با هم بودن به‌خودتان اختصاص دهید.

 

کاسه‌کوزه‌ها را سرهم نشکنید

خیلی وقت‌ها زن و شوهر به جای مقابله با فشارهای ناشی از تولد فرزند معلول، تنش‌ و خشم و ناراحتی‌های حاصله را سر یکدیگر خالی می‌کنند یا نسبت به یکدیگر رفتار تلافی‌جویانه از خود نشان می‌دهند. شاید بعد از اینکه این کار را کردید به آرامش لحظه‌ای برسید اما بدانید با این کار به رابطه با همسرتان لطمه می‌زنید. باید بدانید که اگر رابطه شما با شریک زندگی‌تان دچار مشکل شود، به خوبی نخواهید توانست به‌عنوان والد به وظایفتان در قبال فرزندان عمل کنید.

 

موفقیت‌ دور از دسترس نیست

خانواده‌های زیادی وجود دارند که با وجود نقص و کم‌توانی فرزندشان توانسته‌اند فردی مفید و موفق را پرورش دهند. شما هم می‌توانید یکی از آن‌ها باشید و فرزندی را تربیت کنید که با وجود نقص عضو نه‌تنها بتواند از پس زندگی خودش بربیاید؛ بلکه بتواند برای جامعه‌اش هم مفید و مایه افتخار شما باشد. پس همواره امیدوار باشید و امیدتان را از دست ندهید، به خدا توکل کنید، آگاهی‌های لازم را در این زمینه کسب کنید، از اطرافیان آگاه و متخصصان امر کمک بگیرید و از هیچ تلاشی فروگذار نکنید.

 

با فرزندان‌ به عدالت رفتارکنید

وقتی در خانواده‌ای فرزند معلولی به دنیا می‌آید، احتمال اینکه پدر و مادر، بیشتر انرژی‌شان را صرف توجه، محبت، مراقبت و نگهداری از فرزند معلول کنند زیاد است، البته عکس این مطلب هم اتفاق می‌افتد. پس حواستان باشد‌ با رعایت انصاف و عدالت بین فرزندان حس حسادت را بین آن‌ها ایجاد نکنید. درست است که فرزند معلول شما نیاز به توجه، محبت و مراقبت بیشتری دارد اما شما در قبال فرزندان دیگر هم مسئول هستید و باید وظایفتان را در قبال آن‌ها به درستی انجام دهید.

 

ازحمایت اطرافیان بهره ببرید

درصورتی‌که دوستان و بستگان شما می‌توانند در برخی مسئولیت‌هایی که به‌عهده دارید به شما کمکی کنند، دست رد به سینه آن‌ها نزنید و حمایت آن‌ها را صمیمانه بپذیرید. عضویت در نهادهای اجتماعی هم کمک زیادی به شما می‌کند. این نهادها هم می‌توانند در زمینه اقتصادی و مالی کمک‌هایی را به شما ارائه بدهند و هم اینکه فرصتی را فراهم کنند که شما با خانواده‌هایی که فرزندشان مشکلی مشابه مشکل فرزند شما دارد آشنا شوید و تجربیات‌ مفیدتان را با یکدیگر به اشتراک بگذارید.

 

مهارت‌های لازم را بیاموزانید

قبل از اینکه فرزندتان وارد اجتماع شود، باید مهارت‌های اجتماعی را به او بیاموزید تا بتواند در گروه قرار بگیرد و ارتباط نسبتا مناسبی را با دیگران برقرار کند. همچنین باید مهارت‌هایی مثل ابراز وجود، کنترل خشم، قدرت نه‌گفتن، نادیده گرفتن حرف دیگران، دفاع‌کردن از خود و‌... را به او بیاموزید تا درصورتی‌که در اجتماع با برخورد نامناسبی از سوی دیگران مواجه شد، بتواند واکنش صحیح و مناسبی نشان بدهد.

 

به مراکز آموزشی سر بزنید

به مراکز آموزشی مخصوص کودکان معلول که در شهرتان وجود دارد، سر بزنید. این حضور هم برای شما خوب است و هم برای کودکتان. بودن چند ساعته فرزندتان در این محیط می‌تواند برای شما مانند یک زنگ تفریح باشد تا برای ساعات بعدی روز شارژ شوید. کودکتان هم در این محیط خود را میان افرادی می‌بیند که مثل او هستند و سطح توانایی‌شان شبیه هم است.

البته کودکتان در این میان می‌تواند آموزش‌هایی را هم مرتبط با توانایی‌های شخصی‌ خود دریافت کند. احتمال دارد برای رسیدن به این مراکز آموزشی مجبور باشید هزینه‌ای بیشتر از حد معمول متحمل شوید یا دوری راه و نبود امکانات حمل و نقل را تحمل کنید. اما عقب نکشید، به نتیجه‌ای که به دست می‌آورید فکر کنید و کودکی شادتر و تواناتر.

 

از بازی و گردش غافل نشوید

آموزش‌ها و رقابت‌های ورزشی وضعیت زندگی افرادی را که دچار معلولیت‌‌های جسمی و ذهنی هستند بهبود می‌بخشد و در نتیجه بر زندگی همه‌ کسانی که با آن‌ها در تماس هستند، تأثیر مثبت می‌گذارد. درضمن بازی، گردش و بازدیدهای علمی و تفریحی، سیر و سفر، میهمانی‌ و گردش‌های دسته‌جمعی توانمندی‌های کودک را در زمینه‌های جسمی، عاطفی، هوشی و شناختی پرورش می‌دهد؛ مانند احساس‌ وجود داشتن، اعتماد به‌ نفس‌، خودیابی‌، درک‌ محبت‌ و دوست‌ داشتن‌،‌ موفقیت‌ و پیروزی‌ وغم‌ و شادی، پس با تمام سختی‌ها از این نکات هم غافل نشوید.

 

همه باهم خدا را شکر کنید 

بروز معلولیت یا نقص عضو فرزندتان گرچه علل مادی طبیعی یا غیرطبیعی دارد، اما در چارچوب نظام احسن الهی هیچ رویدادی بدون هدف و حکمت رخ نمی‌دهد. چه بسا این‌گونه اتفاقات ناگوار آزمونی در برابر شخص معلول و اطرافیان او باشد تا درصورت موفقیت، به پاداش‌های بزرگ‌تری نائل شوند.

پس خداوند را به‌خاطر این‌فرصت تازه برای کمال بخشیدن به ایمان خود شاکر باشید. ارتباط فرزندتان با مسائل دینی و اعتقادی را هم محکم‌تر کنید تا او زندگی موفق‌تر و شاداب‌تر داشته باشد.

..........................................

 

به قول سهراب برای لذت‌بردن از زندگی؛ چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید

دخترم #سندرم‌_دان

به نظر من، یعنی فکر می‌کنم نظر بقیه هم همین باشد که داشتن یک بچه معلول آن هم از نوع ذهنی، همان که ما به اسم سندرم‌دان می‌شناسیمش آخر آخر ناچاری و درماندگی باشد برای یک مادر شاید هم یک پدر؛ چیزی که زاده نگاه و اندیشه ما به هر مسئله و مشکلی است. ولی امروز توی دور دورهای اینترنتی خودم به دلنوشته‌هایی برخوردم که جای احسنت، بارک‌ا... داشت. نفیسه مرشدزاده، سردبیر سابق مجله همشهری داستان و یک مادر؛ کسی که نه تنها از داشتن دختر معلولش احساس ناخوشایندی ندارد؛ بلکه او را سوژه بسیاری از نوشته‌هایش هم می‌کند و از روزمرگی‌هایش می‌گوید. برخلاف خیلی‌ها که تا تقی به توقی می‌خورد با خودشان هم قهر می‌کنند چه برسد به زندگی.حتما می‌گویید: «نه بابا ما که این‌طوری نیستیم!» یا شاید هم «لابد همه چیز توی زندگی این خانم میزونه و غیر این بچه‌ش دغدغه دیگه‌ای نداره!» خوب، به شما پیشنهاد می‌کنم سری به اینستاگرام نفیسه مرشدزاده بزنید تا منظور من و این جمله سهراب سپهری را بهتر درک کنید: چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

«تازگی‌ها به عکاسی علاقه پیدا کرده. از زمین و زمان عکس می‌گیرد. دوربین را با خودش برده خانه مادربزرگ و در این صحنه سوژه‌اش یک خانم خسته است که روی پله مسجد نشسته. خانم خسته، گیج و متعجب ما را نگاه می‌کرد که ایستادیم و از ژست زهرا ذوق می‌کنیم و دختر سندرم‌دان که با افه عکاس حرفه‌ای دگمه می‌فشارد. سوژه طفلک فکر می‌کرد خواب می‌بیند و یک چیزی در دنیا ریخته به هم. تسبیح توی دستش روی دانه قبل از آخر ماند و ذکر روی لبش خشک شد».

«خونه خاله‌اش امشب روضه بوده، من نرفتم چون در میگرن شدید بودم. الان رسیده خونه و حسش اینه که چون من نبودم باید همه چی رو برام تعریف کنه، از جای نشستن هرکس تا این که کی غذا داده و آقا تو بلندگو چی گفته. یه جور وظیفه زنونه در این مورد حس میکنه. خلاصه‌ای که از روضه برام تعریف می‌کنه از روضه همه مداح‌ها گریه دارتره. می‌گه مادره افتاده بوده زمین بچه‌هاش گریه می‌کردن. تو کوچه. هرچی می‌گم دیگه چی، می‌گه همین دیگه مادرشون خورده زمین».

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی