کد خبر : 71218
/ 19:06
واقعه ۲۳ آذر ۵۷ بیمارستان امام رضا(ع) بازسازی خواهد شد؛

ثبت تجسمی ۲۳ آذر

مشهد در روزهایی که انقلاب به اوج خود رسیده بود، مرکز حوادثی شد که هر یک از این حوادث، ضمن ثبت در دفتر خاطرات این شهر، در روند پیروزی انقلاب نیز تأثیرگذار بودند.

ثبت تجسمی ۲۳ آذر

واقعه ۲۳‌آذر‌۱۳۵۷ و حمله رژیم شاهنشاهی به بیمارستان امام رضا(ع) یکی از آن خاطراتی است که برای همیشه در تاریخ مبارزات سیاسی مردم شهرمان به ثبت رسید، خاطره‌ای که از ذهن‌ها پاک نمی‌شود. رژیمی که کودک و نوجوان یا بزرگ‌سال برایش معنا ندارد و بی‌رحمانه به بخش اطفال بیمارستان حمله می‌کند. گفته‌ها حاکی از آن است که در شب عاشورا عده‌ای از مردم، مجسمه شاه در فلکه تقی‌آباد (میدان شریعتی)، میدان شاه(میدان شهدا) و داخل محوطه بیمارستان شاه‌رضا (امام‌رضا فعلی) را تخریب و پایین می‌آورند. پیوستن پزشکان و کادر بیمارستان‌ها به جنبش انقلاب اسلامی در کشور از‌جمله مشهد و به‌خصوص تبدیل بیمارستان امام رضا(ع) به پایگاه نهضت اسلامی، خشم دستگاه امنیتی رژیم شاهنشاهی را در سال‌های نخستین انقلاب برانگیخت. آن‌ها که از تداوم حضور و نقش‌آفرینی کادر بیمارستان، به‌ویژه پزشکان و استادان دانشگاه نگران شده بودند، عده‌ای چماق‌دار را اجیر و روانه بیمارستان کردند. در روز ۲۲‌آذر از درِ شرقی بیمارستان هفده‌شهریور (‌۶‌بهمن سابق) وارد بیمارستان شدند و نگهبانان بیمارستان را مضروب کردند و در ۲۳‌آذر چماق‌به‌دستان با حمایت نیروهای امنیتی از درِ جنوبی وارد باغ بیمارستان امام رضا شدند. ابتدا ماشین‌های پزشکان و پرسنل بیمارستان را مورد هجوم قرار دادند و شیشه‌های آن‌ها را شکستند. سپس در ادامه حرکت خود به بخش اطفال بیمارستان هجوم آوردند و ضمن شکستن اثاثیه، شروع به تیراندازی کردند. هنگام ورود به این بخش، نگهبانان مقاومت کردند که تعدادی از آنان بر‌اثر درگیری مجروح شدند اما هنگامی‌که با مقابله انبوه کارکنان بخش روبه‌رو شدند، به شلیک گاز اشک‌آور و تیراندازی هوایی پرداختند. این تهاجم چندان دوام نیاورد، زیرا مردم به محض اطلاع به‌طرف بیمارستان حرکت کردند و هنگامی‌که به آنجا رسیدند، چماق‌به‌دستان فرار را بر قرار ترجیح دادند. بر همین اساس بیمارستان امام رضا به یکی از کانون‌های اصلی مبارزه تبدبل شده بود و اغلب راهپیمایی‌ها به آنجا ختم می‌شد. اهمیت این واقعه و فعالیت‌های انقلابی در بیمارستان امام رضا(ع) سبب شد تا معاونت فرهنگی شهرداری مشهد طراحی و بازسازی فضای آن روزها در قالب هنرهای تجسمی در خیابان بهار، مکان ورود چماق‌به‌دست‌ها به بیمارستان را در دستور‌کار خود قرار دهند تا بدین وسیله یاد و خاطره آن روزها را زنده نگه‌دارند.

.................................................

 

سید‌مصطفی صالح‌شریف، کارشناس گردشگری شهرداری مشهد می‌گوید: مدتی است شهرداری تلاش دارد یادمان‌های ایثار و شهادت را در فضاها و اماکن مهم دوران انقلاب و هشت‌سال دفاع مقدس احیا کرده و فضای آن روزها را بازسازی کند. این مساجد، مدارس و نقاطی که حادثه‌خیز بوده‌اند بنا به میزان اهمیتشان انتخاب می‌شوند. صالح‌شریف می‌گوید: منطقه۸ یکی از مناطقی است که در دوران انقلاب، حوادث زیادی به خود دیده است. در این منطقه میدان ده‌دی، بیمارستان امام رضا(ع)، چهارراه لشکر، دیدگاه لشکر و چهارراه استانداری هر‌یک به‌نوعی، دفتر خاطراتی از آن روزها هستند. با‌توجه‌به تعداد زیاد این اماکن در سطح مناطق، طبق اولویت‌ها آن‌ها را در دستور‌کار خود قرار داده و برنامه‌ریزی می‌کنیم. بیمارستان امام رضا(ع) یکی از مکان‌های تاثیرگذار در آن ایام بوده است. در خیابان بهار از دیواره بیمارستان امام رضا(ع) به‌عنوان گالری استفاده می‌شود. عکس، مطالب و مستندات موجود به‌صورت گالری محتوایی به نمایش گذاشته خواهد شد.

وقایع انقلاب، بخشی از تاریخ معاصر ماست و با‌توجه‌به اینکه جوانان و نوجوانان ما اطلاعات اندکی درباره این تاریخ دارند، هدف ما از برگزاری چنین طرح‌هایی، اطلاع‌رسانی و روشنگری نسل جوان است.

 

خاطرات را زنده نگه داریم

مسلم ابراهیم‌زاده، معاون فرهنگی منطقه۸ درباره این طرح توضیح می‌دهد: طرح بیمارستان امام رضا(ع) حدود شش‌ماه است که به تصویب رسیده و اکنون به مرحله اجرا و عقد قرارداد در‌آمده است. این طرح، دوبعد فنی و هنری دارد که بُعد فنی را شهرداری منطقه و بُعد هنری را مدیریت هنری تایید می‌کند.

هدف از برگزاری طرح، این است که شهروندان به‌ویژه جوانان و نوجوانان ما به یاد بیاورند، بیمارستان امام رضا(ع) در دوران انقلاب، پایگاه مقاومت بوده که یکی از حوادث آن، ماجرای ۲۳آذر و حمله به بخش اطفال است. انجام این طرح بستگی به بودجه دارد. برآورد هزینه را ۵۰۰میلیون‌تومان در‌نظر گرفته‌ایم که امیدواریم به‌خوبی با این بودجه اجرا شود. این طرح در خیابان بهار روبه‌روی فروشگاه اتکا به متراژ ۱۵۰متر اجرا می‌شود.

در منطقه ما میدان ده‌دی، چهارراه لشکر، خیابان بهار، خیابان دانشگاه (دبیرستان حکمت)، خیابان دانش (مسجد امام حسن)، اتفاقاتی را در خود از دوره انقلاب یا دفاع مقدس ثبت کرده‌اند. به‌تصویر‌کشیدن هر یک از این اتفاقات در این مکان‌ها هزینه می‌خواهد که در حال حاضر به تفکیک اولویت، اجرای طرح را از بیمارستان آغاز کرده‌ایم. در فاز دوم، دبیرستان حکمت با محوریت جوان و نوجوان با هنرهای تجسمی به تصویر کشیده می‌شود و پس از آن هم طرح را در میدان ده دی و مسجد امام حسن(ع) اجرا خواهیم کرد.

 

99414.jpg

 

دو گروه حق و باطل

علیرضا زارعی، پیمانکار این طرح می‌گوید: در حادثه ۲۳آذر دوگروه حضور داشتند، گروهی مهاجم که به بیمارستان امام رضا(ع)حمله کرده بودند و در‌مقابل آن‌ها مردم.

بر همین اساس چهار المان(مجسمه) در‌نظر گرفته‌ایم که دونفرنماد مهاجمان و چماق به دستان و دونفر هم نمادی از دکتر و پرستار باشند. در‌کنار آن‌ها یک خودروی نظامی و یک ماشین ژیان قرار می‌دهیم که خودروی ژیان در آن حادثه مورد تهاجم قرار گرفته است. در ابتدای مسیر، سنگواره‌ای نصب می‌شود که تمام ماجرا و توضیحات بر آن نوشته شده و در انتهای آن هم سنگواره‌ای قرار می‌گیرد که تصویر شهید محمد منفرد بر آن کشیده شده است. ساختمان بیمارستان، خشتی کار شده است که ثبت ملی شده؛ به همین دلیل، مصالح به‌کاربرده‌شده در این طرح، متناسب‌با نمای بیمارستان است.

 

خاطرات تلخ از ذهن پاک نمی‌شود

برای شنیدن خاطرات آن روزها به‌سراغ تعدادی از اهالی منطقه‌مان رفتیم تا خاطرات آن روزها را از زبان مردم بشنویم. سید‌امیر شوشتری آزاده هشت‌سال دفاع مقدس از آن روزها برایمان این چنین می‌گوید: سال۵۷ حدود ۱۴سال داشتم. برادران بزرگ‌ترم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردند و فعالیت‌های انقلابی زیادی داشتند. آن‌ها خطر حضور در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های انقلابی را می‌دانستند و برای حضور من در این مراسم‌، محدودیت قائل می‌شدند. برای همین هر وقت فرصت پیدا می‌کردم و می‌دیدم برادران بزرگ‌ترم نیستند، خودم را به این برنامه‌ها می‌رساندم. می‌دانستم میدان شریعتی و میدان شهدا مرکز تجمع مردم است؛ برای همین آن روز هم مثل همیشه خودم را به تقی‌آباد رساندم. به هوای همیشه، بی‌خبر از اینکه آن روز چه اتفاقی افتاده است، از چهارراه لشکر رد شدم. به سمت بیمارستان شاه‌رضای سابق که رفتم، دیدم همه‌چیز به هم ریخته و وضعیت غیر‌عادی است. همان‌طور‌که به حاشیه بیمارستان نزدیک می‌شدم، می‌دیدم که روی زمین کفش، کلاه، روسری افتاده است. از آن سکوت و وضعیت ترسیده بودم. جلوتر رفتم. دیدم قسمتی از نرده‌های بیمارستان کنده شده است. آن‌قدر ترسیده بودم که نمی‌دانستم چه کنم. همان‌طور در فکر بودم که چه اتفاقی افتاده است که ناگهان دیدم یک جیپ از سمت تقی‌آباد به خیابان بهار آمد. سریع کف جوی خوابیدم تا نظامی‌ها از آنجا رد شوند. پس‌از عبور آن‌ها سرآسیمه وارد بیمارستان شدم تا از دید نظامی‌ها پنهان شوم. متوجه شدم اوضاع بیمارستان خیلی آشفته است. پرستاران سرآسیمه بودند. برخی گریه می‌کردند. فهمیدم که به قسمت اطفال حمله کرده‌اند. رد کفش‌ سربازان روی تخت‌ها بود و سرم‌های رها‌شده را می‌دیدم. وضعیت بدی بود؛ شاید بتوان گفت ترس آن روز سبب شد که پس‌از این همه سال و خاطرات شش‌سال‌‌و‌نیم اسارت، هنوز هم آن را به‌خاطر داشته باشم.

محمد‌حسین محمدی‌طلب، یکی دیگر از انقلابیونی است که در آن روز به‌اتفاق برادرش در جمع راهپیمایان حضور داشته است. او برایمان این‌چنین تعریف می‌کند: همراه مردم از خیابان بهار به‌سمت فرودگاه ارتش می‌آمدیم. سمت بیمارستان شلوغ شده بود. ماموران نظامی محدوده را گرفته بودند و مردم را می‌زدند. در همان درگیری‌ها برادرم افتاد و پایش آسیب دید. مجبور شدم او را به خانه ببرم؛ فردای آن روز متوجه شدیم محمد منفرد به شهادت رسیده است.

 

بی‌گناهان را هم می‌کشتند

عبداللهی، یکی دیگر از ساکنان منطقه ما از خاطرات آن روز، این‌چنین تعریف می‌کند: سن و سال چندانی نداشتم اما در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردم. راهپیمایی، پیر و جوان یا زن و مرد نمی‌شناخت؛ همه دوشادوش هم شرکت می‌کردند و برای رسیدن به هدفشان از چیزی هراس نداشتند. بیشتر روزها از منزل آیت‌ا... شیرازی به‌سوی حرم تظاهرات می‌کردند. آن روز، جمعیت به نزدیکی بیمارستان رسید و درگیری با عمال رژیم شروع شد. خیلی‌ها برای اینکه از اصابت گلوله در‌امان بمانند، به داخل بیمارستان رفتند؛ غافل‌از اینکه برای آن‌ها بیمارستان و غیر‌بیمارستان ندارد 

و نظامیان به بیمارستان حمله کرده‌اند. وضعیت شلوغی بود؛ چماق‌داران به مردم حمله می‌کردند و همه را می‌زدند؛ آن‌ها به هیچ کس رحم نمی‌کردند. این درگیری به بخش اطفال کشیده شد اما آن‌ها بی‌توجه به کودکان بی‌گناه بر تخت آن‌ها می‌رفتند و سرم‌ها را از دست کودکان می‌کشیدند. هیچ‌کس جلودار آن‌ها نبود و برای هیچ‌کدامشان هم مهم نبود که افرادی که روی این تخت‌ها خوابیده‌اند، بی‌گناه و بیمار هستند. دستشان که به مهره‌های اصلی نمی‌رسید، مردم بی‌گناه را هدف قرار می‌دادند.

 

99413.jpg

 

قساوت رژیم بر کسی پوشیده نیست

فریدون فرهادی، یکی از ساکنان محله بهشتی می‌گوید: آن زمان در شرکت برق کار می‌کردم و یک لندکروز دستم بود.

آن روز پیاده به سمت خانه می‌رفتم. هرچه به سمت چهارراه لشکر و بیمارستان شاه‌رضای سابق نزدیک می‌شدم، بیشتر متوجه شلوغی و وضعیت آشفته مردم و نظامیان می‌شدم. نزدیک

بیمارستان دیدم مردم به‌سمت بیمارستان می‌دوند و عده‌ای نیز فروشگاه ارتش را به آتش کشیدند. سربازان رژیم به داخل بیمارستان حمله کردند و صدای رگبار گلوله می‌آمد. هر کس به سمتی می‌دوید. من برای دور‌ماندن

از گلوله پشت درخت‌ها قایم شدم که دیدم سربازها به‌سمت بخش اطفال رفتند و پرستاران هر یک به سویی می‌دویدند. آنجا بود که قساوت 

آن‌ها برایم بیشتر از قبل ملموس شد؛ هرچند قساوت آن‌ها بر کسی پوشیده نبود. بعد از این اتفاق شنیدم که محمد منفرد در آن حادثه به شهادت رسیده است.

 

می‌خواستند مردم را متفرق کنند

حامد فتحی متولد‌۱۳۲۸ از دیگر ساکنان منطقه ما از خاطرات آن روزها این‌چنین برایمان می‌گوید: آن زمان، دانشجوی دانشکده علوم در خیابان دانشگاه بودم. ۲۳آذر هم مثل روزهای دیگر کلاس داشتیم. آن زمان بیمارستان هم یکی از مکان‌های فعال انقلابی و تبدیل شده بود به محل تجمع و سخنرانی شهید هاشمی‌نژاد و مقام معظم رهبری. آن روز مردم برای شنیدن سخنرانی تجمع کرده بودند. داخل بیمارستان تجمع بود. نیروهای نظامی برای متفرق‌کردن مردم از درِ جنوبی بیمارستان در خیابان بهار به بیمارستان حمله کردند. ما شنیدیم تعدادی پزشک و کودک مجروح شدند اما چند نفر به شهادت رسیدند. بعدها متوجه شدم محمد منفرد هم در این حادثه به شهادت رسیده است.

 

99412.jpg

 

99411.jpg

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی