کد خبر : 71202
/ 07:58
محمدسرور رجایی

این روزهای خوش همدلی

این روزهای خوش همدلی

این‌روزها زیاد به وطن فکر می‏‌کنم، به غربتی که سال‏‌هاست رفیقم شده است و بیشتر از آن به دوستانی که در غربت، با مهربانی جشن همدلی را با ما برپا کردند. نخستین جشنواره روایت همدلی را ٩ سال پیش با همکاری جمعی از خوبان روزگارم در باقرشهر ری برگزار کردیم. حالا با جمع دیگری از همراهان همدل با یادآوری آن‌روزها هم لذت می‌بریم و هم انرژی می‏‌گیریم. به‌دنبال برگزاری ششمین روایت همدلی، نه شب می‌شناسیم و نه روز.
این‌روزها دیدارها و گفتارهای بسیاری را در بین فرهنگیان ایران و افغانستان شاهد هستیم که برای همدلی‏‌های بیشتر راه‌اندازی شده است یا می‏‌شود. آیا با این‌همه دیدارها و گفتارهای همدلانه، زمان آن نرسیده است که زبان فارسی را زبانی واحد بدانیم و با سه نام فارسی، فارسی دری و فارسی تاجیکی نخوانیم؟
این‌روزها با شناخت بهتر و همدلی بیشتر می‏‌توانیم تعاملات فرهنگی میان دو کشور اسلامی افغانستان و ایران را تقویت کنیم. یقینا رسانه‏‌های دو کشور و فرهنگیان نیک‏‌اندیش دو ملت بزرگ ایران و افغانستان می‏‌توانند گام‏‌های بلندتری بردارند. خوشبختانه زمینه چنین‌مناسباتی بیش از هر زمان دیگر فراهم شده است. این‌روزها چقدر خبرهای خوب همدلی می‏‌شنویم؛ همدلی‏‌هایی که کم‏‌کم همگانی می‏‌شود. بخش‏‌های خصوصی علاقه‏‌مند به میدان می‏‌آیند. سیاست‏‌هایی که کم‏‌کم فرهنگی می‏‌شود.
فرهنگیانی که فارغ از جغرافیای سیاسی، در یک جغرافیای فرهنگی با هم حرف می‏‌زنند. در محافل فرهنگی و هنری، در رسانه‏‌ها با هم حرف می‏‌زنند و نیکوتر از آن کانال‏‌های گفت‏گوی مجازی می‏‌سازند. این‌ روزهای خوش را باید قدر بدانیم و باور کنیم. باور کنیم که خانم معلم بازنشسته ایرانی نذر کرده که برای کارگر گل‏‌فروشی محلش که یک مهاجر افغانستانی است، سواد بیاموزد؛ با این شرط که آن کارگر هم بعد از یادگیری به دیگران بیاموزاند و اجازه بدهد که دخترش هم تحصیل کند. چنین‌ماجرایی اصل روایت همدلی است که ما درپی برگزاری آنیم.

 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی