کد خبر : 71198
/ 23:12

به نام اسلام،به کام انگلستان

حجت‌الاسلام دکتر علیرضا ایمانی می گوید: شیعه انگلیسی و سنی افراطی برای ایجاد اختلاف، هردو از یک جا خط می گیرند.

به نام اسلام،به کام انگلستان

ذالکی/ ظریفیان- حجت‌الاسلام علیرضا ایمانی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و عضو گروه مطالعات تاریخ تشیع در دانشکده شیعه‌شناسی است. او از آغاز سال‌های دفاع مقدس با مسئولیت‌های مختلف از قبیل معاونت فرهنگی و تبلیغات و اداره امور روحانیون و فرماندهی عملیات جنگ‌های روانی و... در جبهه‌های غرب و جنوب کشور حضور یافت. با تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان به این کشور مهاجرت کرده و طی سال‌های متمادی با مسئولیت‌هایی چون سرپرستی نمایندگی ولی فقیه در سپاه سوریه و لبنان، معاونت تبلیغات و آموزش، عضو شورای فرماندهی و... در شکل‌گیری و سامان‌دهی نیروهای مقاومت اسلامی(حزب‌ا...) فعالیت کرده و نزدیک به سه دهه این ارتباط را حفظ کرده‌ است. 

در سال۸۳ طی حکمی مسئول هماهنگی امور فرهنگی و تبلیغی در ۲۲کشور خاور میانه عربی و شمال آفریقا شده و دفتر مرکزی را در بیروت و دفاتر منطقه‌ای را در بحرین و دمشق و مغرب قرار داد. ایمانی که طی سال‌ها تجربه حضور در عرصه بین‌الملل با مذاهب مختلف شیعه و سنی نشست و برخاست داشته، معتقد است پس از پیروزی انقلاب اسلامی و موضع‌گیری‌های سیاسی امام(ره) در راستای وحدت شیعه و سنی که منجر به خلع سلاح دشمنی که شد که همه تلاش خود را در جهت تفرقه بین ۹۲درصد شیعه و ۸درصد اهل تسنن کشور می‌کرد، شد. بنابراین پس از سه دهه ناکامی در سال‌های اخیر داخل بیت شیعی شد و شیعه را مقابل شیعه قرار دارد. 

گفتگو با حجت‌الاسلام ایمانی را که به مناسبت آغاز هفته وحدت اسلامی صورت گرفته است، در ادامه بخوانید.

 

در مورد وحدت شیعه و سنی طی سال‌های گذشته بحث‌های زیادی صورت گرفته اما به نظر می‌رسد تا زمانی که این مباحث بین مردم نیاید و جاری نشود کماکان حرف‌ها در سطح نخبگان خواهد ماند. به نظر می‌رسد باید نسخه اجرایی برای عموم مردم تهیه کرد. البته این بدان معنا نیست که مردم با وحدت مشکل دارند، واقعیتی که می‌بینیم این است که عموم مردم اصلا این موضوع را کاملا قبول دارند و اکثر حرف‌های مخالف وحدت از سوی یک قشر با اهداف سوء بیان می‌شود...

مسئله وحدت یک ضرورت در فرهنگ دینی ماست. دین ما اسلام، پیامبرمان حضرت محمد(ص)، پروردگارمان خدا، کتاب آسمانی‌مان قرآن و قبله‌مان هم یکی است. با توجه به اینکه در تمام این اصول مشترکیم این همه تفرقه در جهان اسلام‌ امر مطلوبی نیست. اگر تاریخ را مورد مطالعه قرار دهیم، می‌بینیم در اختلافات تمامی فرقه‌های اسلامی کج‌فهمی‌ها، افراط‌ها و تفریط‌ها دخالت داشته‌اند. در فرهنگ قرآنی از تفرقه به عنوان یک عذاب الهی و از وحدت به عنوان نعمت نام ‌برده می‌شود.

قرآن می‌گوید به یاد بیاورید که قبل از پیامبر چه اختلاف‌ها و تفرقه‌هایی داشتید و چگونه پس از آن به نعمت الهی متحد شدید. پس وحدت یعنی نعمت و تفرقه یعنی عذاب. آیات صریح قرآن در این زمینه هم امر و هم نهی دارد. حتی دستور می‌دهد اگر دو طایفه‌ اسلامی با هم درگیر شدند آستین بالا بزنید و آن‌ها را آشتی بدهید. 

مرحوم شیخ ادیب ابراهیم از علمای دو نسل قبل لبنان تحقیق عمیقی در مباحث اعتقادی و فقهی شیعه و سنی انجام داده و اثبات کرده که شیعه و سنی در ۹۱درصد مباحث اعتقادی و ۷۹درصد مسائل فقهی با هم مشترکند. یعنی عمده اختلاف‌ها در موارد احکامی و در حدود ۱۰درصد است. در ۹۰درصد دیگر اشتراک دارند. بنابراین این تفرقه و اختلاف‌ها جای تامل دارد.

 

یک تحلیل در این مورد وجود دارد که می‌گوید ایجاد تفرقه بین مسلمین با انگیزه سیاسی است. این نگاه سیاسی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

اگر با نگاه سیاسی بنگریم، می‌بینیم از اول انقلاب، دشمن ما را زیر ذره‌بین داشت که این انقلاب چه ماهیتی دارد که در برابر شرق و غرب ایستاده است؟

امام(ره) در اولین موضع‌گیری فرمودند سفارت اسرائیل در تهران باید بسته شود. این سفارت‌ مهم‌ترین سفارت‌خانه رژیم اشغال‌گر قدس در کل منطقه بود. 

امام (ره) به این اکتفا نکرد و گفت سفارت فلسطین به جای آن بازگشایی شود. فلسطینی که نه دولت داشت و نه در هیچ کجای دنیا سفارت. ایشان اصرار کردند و آن موقع ابوعمار یاسر عرفات آمد و آقای قاضی الحسن را به عنوان اولین سفیر فلسطین معرفی کرد. 

سومین موضع‌گیری سیاسی امام(ره) اعلام روز جهانی قدس در آخرین جمعه ماه رمضان بود. 

به عنوان موضع چهارم نیز دستور برائت از مشرکان را در موسم حج دادند که چندین سال ادامه پیدا کرد. همه این‌ها را دشمن زیر ذره‌بین داشت. مواردی که مثال زدم صبغه اسلامی دارد نه شیعی.

محرم و صفر اولین سال انقلاب، امام(ره) فرمود: عزاداری‌ها به همان شکل سنتی برگزار شود. امام(ره) می‌آمد در حسینیه جماران و مرحوم کوثری هم روضه می‌خواند. امام(ره) آن دستمال سفید بزرگ را در می‌آورد و می‌انداخت روی صورتش و شروع می‌کرد های‌های گریه‌کردن. عکاسان هم این صحنه را به تمام دنیا می‌فرستادند. بعد از محرم و صفر به ماه ربیع‌الاول رسیدیم. مسئولان نظام خدمت امام(ره) آمدند و گفتند اهل سنت ۱۲‌ربیع‌الاول را ولادت پیامبر می‌داند، بعضی از علمای شیعه هم همین‌طور. اما بیشتر علمای شیعه ۱۷ربیع‌الاول و هم‌زمان با ولادت امام صادق(ع) را ولادت پیامبر(ص) می‌دانند. ما چه کار کنیم؟ امام(ره) فرمودند از ۱۲ تا ۱۷‌ربیع الاول ولادت و جشن و هفته وحدت است.

تازه دشمن متوجه شده بود که نهضتی که امام(ره) شروع کرده نه یک نهضت توحیدی و شیعی است؛ بلکه یک نهضت اسلامی است و امام(ره) با این بیان می‌خواهد اسلام را در دنیا تبلیغ کند.

 

درواقع معتقد هستید که هفته وحدت گام مهمی در راستای ترویج اسلام ناب بود؟

وقتی امام(ره) هفته وحدت را نام گذاری و آغاز کردند دشمن خلع سلاح شد؛ چراکه قبل از آن تبلیغ می‌کرد تا آن هشت درصد اهل سنت کشور را علیه ۹۲‌درصد شیعه تحریک کند. دنبال توطئه و تفرقه بود که اسناد آن در لانه جاسوسی آمریکا بعدا کشف شد. 

دشمن نزدیک به سه دهه برای جنگ شیعه و سنی فعالیت ‌کرد اما هرچه بیشتر پیش رفت کمترین موفقیت را کسب کرد. در سال‌های اخیر داخل بیت شیعی شد و شیعه را مقابل شیعه قرار دارد. یک شیخ به نام اللهیاری از قم را جلو انداختند و از وی حمایت کردند.

 

منظورطیف صادق شیرازی‌ است؟

از جمله طیف شیرازی‌ها، یا مثلا طیف یاسر الحبیب؛ مداحی که در کویت لعن خلفا می‌کرد و حکومت کویت او را به زندان انداخت بعد با قید ضمانت آزاد شد. بار دوم که خیلی فحاشی می‌کرد و اهل سنت را علیه شیعه تحریک می‌کرد، حبس ابد خورد. سفارت انگلستان در بندر الاحمدی کویت متوجه او شد که عجب لقمه چرب و نرمی را شناسایی کرده است. پول ضمانت را به حکومت کویت داد و او را تحت‌الحمایه خود به لندن برد. در آنجا ساختمان چهار طبقه و تلویزیون فدک و شبکه ماهواره‌ای فدک حوزه الامامین العسکریین را در اختیارش قرار داد. 

جالب است که اخیرا او ادعا کرده ملکه الیزابت دوم سیده بوده و پولی که او از ملکه انگلستان می‌گیرد، پول اهل بیت است. 

جالب‌تر اینکه شبکه وصال که ضد شبکه فدک است و علیه مقدسات شیعه فحاشی می‌کند و همین‌طور شبکه فدک که علیه مقدسات اهل سنت فحاشی می‌کنند، هر دو را پولشان را انگلستان و ملکه انگلیس تامین می‌کند.

 

این اسناد و مدارک و شواهد برای خودشان کافی نیست؟

سردمداران این جریانات، انحرافی‌ و مواجب بگیرند اما آن‌قدر با مقدمات و مطالعات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی جلو می‌آیند که خیلی‌ها باور می‌کنند. وقتی حضرت امام (ره) روز جمعه آخر ماه رمضان را روز قدس اعلام کردند، این‌ها گفتند بقیع برای ما از قدس مهم‌تر است. هفته اول ماه شوال را که هشتم شوال مصادف با جنایت وهابیت خبیث در تخریب و جسارت به قبور مقدس ائمه بقیع است، هفته بقیع اعلام کردند. هفته قبل از وحدت را هم به بهانه واهی که نهم ربیع‌الاول تاریخ کشته شدن خلیفه دوم است، هفته برائت از اهل سنت اعلام کردند؛ در‌حالی‌که طبق شواهد تاریخی نهم ربیع تاریخ قتل عمر سعد به دست مختار بن ابوعبید ثقفی است.

الان دو طیف در جهان اسلام داریم که هر دو به اندازه هم به اسلام ضربه می‌زنند. طیف اول وهابیت سلفی تکفیری از خدا بی‌خبری است که فقط خودش را مسلمان می‌داند و تمام انشعابات اسلام اعم از شیعه و غیرشیعه را کافر می‌داند. به همان موازات، شیعه‌های افراطی تشیع را در قمه‌زنی خلاصه کرده‌اند.

دقیقا؛ قرآن صریحا می‌گوید کسانی که غیر خدا را می‌پرستند، به مقدسات و بت‌های آن‌ها توهین نکنید. این دو طیف حتی به این آیات توجه ندارند و داخل بیت اسلامی به افرادی که ادعای مسلمانی دارند، بدترین تعبیرها و جسارت‌ها را می‌کنند. مقام معظم رهبری به صراحت فرمودند اهانت به مقدسات بقیه مذاهب شرعا حرام است. این نگاه ایشان فتوای فقهی نیست که فقط بر مقلدان ایشان واجب باشد. حکم حاکم است و همه مراجع می‌گویند اگر حاکم امت اسلامی حکمی کرد، مقلدین دیگر مراجع و حتی خود مراجع باید از این امر تبعیت کنند. آقا به عنوان یک حکم فرمودند نه شیعه حق دارد به مقدسات سنی توهین کند و نه برعکس.

 

فراهم‌کردن فضای تقریب چقدر به فضای فرهنگ عمومی مردم مربوط می‌شود و در این موضوع بخش‌‌های مدیریتی هر شهر مثل شورای شهر، شهرداری و... چه نقشی را می‌توانند ایفا کنند؟

برخی کارها، از آن نوعی است که باید بعد از فرهنگ‌سازی طولانی انجام شود. مثلا خبرهای نماز وحدت در مشهد را خواندم و شنیدم. کار خوبی است که با فرهنگ‌سازی قبل از آن، توسط دفتر امام جمعه و بقیه نهادهای فعال در شهر، می تواند نتیجه بهتری بگیرد.

 

99388.jpg

 

..........................................

 

  • اسرائیلِ اسلام کُش...

 

نگاه افراطی در سال‌های اخیر که به اسم ترویج دست به بدعت‌هایی مثل تشیع دهه‌های عزاداری محسنیه و... زده موجب تفرقه بیشتر شده‌است. در سیره ائمه ما چگونه با این تفکر مقابله شده است؟

در اصول کافی مرحوم کلینی و کتاب تهذیب شیخ طوسی که از کتب اربعه شیعه هستند، حدیث صریح آمده که شخصی از عراق پیش امام صادق(ع) در مدینه رفت و گفت: یابن‌الرسول ا... ما بین سنی‌ها زندگی می‌کنیم. چطور با آن‌ها معامله و برخورد کنیم؟ امام صادق(ع) ‌فرمودند: «مگر ما امام شما نیستیم؟ از روی دست ما نگاه کنید و یاد بگیرید. همان‌طور که ما با این‌ها برخورد می‌کنیم شما هم برخورد کنید. به خدا قسم ما در نماز جماعت آن‌ها شرکت می‌کنیم، در تشییع جنازه‌شان حضور داریم، مریض می‌شوند به عیادتشان می رویم و اگر ما را به شهادت له یا علیه آن‌ها طلب کنند، می‌رویم. یعنی مثل مسلمان با آن‌ها برخورد می‌کنیم.» آن وقت این نگاه تند افراطی که امروز به عنوان مدافع شیعه حرکت می‌کند، اصلا آن‌ها را مسلمان نمی‌داند. در کتاب‌هایشان می‌نویسند نه تنها غیبت سنی جایز است، بلکه اگر مالش را هم بدزدی جایز است، خونش را هم بریزی جایز است. خب نتیجه این نگاه، کشتارهای بی‌حساب و کتابی است که این چند ساله شاهد هستیم. باز همین کتاب تهذیب شیخ طوسی و فروع کافی مرحوم کلینی عین عبارت امام صادق(ع) را آورده که می‌فرماید: «در نماز جماعت اهل تسنن در صف اول به آن‌ها اقتدا کنید. هر که با آن‌ها در صف اول نماز جماعت اقتدا کند، انگار پشت سر پیامبر اقتدا کرده.» امام صادق(ع) نمی‌خواهد بگوید نماز این‌ها درست است یا غلط. آن‌قدر بحث تقریب و وحدت ضرورت دارد که امام این‌طور تشبیه می‌کند تا شیعه را تشویق شود.

در زندگی شخصی حضرت امام(ره) می‌خوانیم وقتی مکه مشرف بودند، دو ساعت قبل اذان می‌رفتند در صف اول جا می‌گرفتند که وقتی نماز جماعت اقامه می‌شود بتوانند به این حدیث عمل کنند. این‌ها الگوهای ما هستند. ما باید به عملکرد علمای شیعه و روشن‌ضمیرمان نگاه کنیم. آیت‌ا... شبیری‌زنجانی جزو مراجع سینه چاک انقلاب اسلامی نیست اما در عین حال رسما در مقابل این دهه‌سازی‌ها مقابله کرده و گفته وقتی دهه محسنیه و‌... راه می‌اندازید، مردم اصل عزاداری را زیر سوال می‌برند و نفرت پیدا می‌کنند. بعد از انقلاب، دهه کرامت رضوی راه افتاد. چرا همه دهه‌ها فقط مال عزاداری است؟ سنی‌های مصر از اول ماه شعبان تا دهم آن ده روز را به عنوان دهه ولادت امام حسین(ع) جشن می‌گیرند. حالا ما به عنوان شیعه دم از امام حسین(ع) می‌زنیم و فقط یک روز برای امام حسین (ع) جشن می‌گیریم و دو ماه عزاداری می‌کنیم. این خودبه‌خود جوان ما را از دین دور می‌کند.

 

با وجود ۹۱‌درصد اشتراک عقاید و ۸۹‌درصد اشتراک در فقه، اما افتراق بین تشیع و اهل تسنن بسیار بزرگ‌تر جلوه داده شده‌ است.

حضرت امام(ره) همیشه می‌فرمود اگر کاری کردید که دشمن برایتان کف زد و به‌به و چه‌چه کرد، بدانید ریگی به کفشتان است. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم جماعتهای این طیفی که در مقابل وحدت و تقریب مذاهب اسلام کار می‌کنند، مورد تشویق اسرائیل و آمریکا و انگلیس هستند و آن‌هایی که دم از تقریب و وحدت می‌زنند، مورد حمله قرار می‌گیرند. 

هر کسی که با الفبای مسائل سیاسی آشنا باشد، می‌تواند این را درک کند. اسرائیل دلش به حال شیعه و سنی نسوخته. او می‌خواهد ما را به جان هم بیندازد. یک و نیم میلیارد مسلمان داریم که ۳۰۰ تا ۳۵۰میلیون شیعه با همه انشعابات آن است ولی ما شیعه‌ها با آن یک میلیارد و ۲۰۰میلیون مشکل خاصی نداریم. مشکل ما با این ۱۰، ۱۵میلیون وهابی سلفی است که همه امت را کافر می‌‌دانند.

..........................................

 

  • دریچه یک/ ضربه تشیع انگلیسی به اسلام بیشتر از دشمنان است

 

کسانی که حرف‌های ضد وحدت می‌زنند یا برایند کارشان بر‌خلاف وحدت مسلمین است را می‌توان مزدور نامید اما عده‌ای دیگر با همین عملکرد، اعتقادشان ترویج اسلام و تشیع است... این کار را می‌کنند اما جواب نمی‌گیرند. گمان می‌کنم اگر در خروجی عملکرد خودشان بنگرند خواهند دید یعنی حتی اگر بخواهیم کسی را با این راه‌ها مسلمان بکنیم در دنیای امروزی جواب نمی دهد.

یکی از آقایانی که جزو علمای اهل سنت در زمان مبارک بود، شیعه شد و به نجف و سپس به قم رفت و در دام همین تشیع افراطی افتاد. به او گفته بودند چون تو مدتی شیخ اهل سنت بودی، اگر می‌خواهی حضرت زهرا(س) از تو راضی باشد باید روی منبر به این‌ها(اهل سنت) فحش بدهی. او هم می‌رفت و برای رضای خدا روی منبر فحاشی می‌کرد! روز ولادت امام زمان(عج) عده ای به خانه اش ریختند و با چوب و چماق او را شهید کردند. ضربه‌ای که ما در خیلی از جاها از این جماعت افراطی خوردیم، از وهابیت نخوردیم، درواقع این بلا را آن عده افراطی بر سر این عالم شیعه شده آوردند. من سال‌های سال کارم در عرصه بین‌الملل بوده و این را دیده‌ام. حسنی مبارک آن‌قدر جلوی حرکت انقلاب اسلامی و حضرت امام(ره) را نتوانست بگیرد که این جماعت گروه صادق شیرازی گرفتند.

 

مقام معظم رهبری چه راهکارهای عملی در این خصوص داشتند؟

بعد از رحلت امام(ره)، مقام معظم رهبری نماینده‌ای برای خود در بلوچستان در امور اهل سنت بلوچستان تعیین کردند که آن موقع آقای سیدحسن ربانی بود. یکی از ابتکارات آقای ربانی این بود که هر سال همایشی برگزار می‌کرد و علمای شیعه و سنی در سه کمیسیون فقهی، کلامی و اجتماعی تقسیم می‌شدند و روی موضوعات علمی بحث می‌کردند. یکی از این علمای اهل سنت مقاله‌ای در مورد بداء نوشته و گفته بود بداء توهین به خداست. من بلند شدم و گفتم: «بداء یعنی تغییر در تقدیر الهی؛ آن هم به خاطر اختیاراتی که خدا به انسان داده. امام صادق(ع) فرموده هر کس گمان کند برای خدا علم جدید حادث می‌شود از او تبرّی بجویید...» 

در پایان روز دوم همایش علمای کمیسیون کلامی شیعه و سنی جمعا امضا کردند که اگر بداء این است که علمای شیعه می‌گویند ما هم بداء را قبول داریم. عکسش هم اتفاق می‌افتاد. مثلا آن سال در کمیسیون فقهی بحث بر این بود که آیا می‌شود نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را با هم خواند یا نه؟ اهل سنت می‌گویند نمی‌شود مگر در سه حالت: در مسافرت، موقع باران یا در هنگام خطر. علمای شیعه می‌گویند می‌شود. هر کدام ادله‌ای دارند. علمای شیعه گفتند: «بله ائمه ما تاکید کرده‌‌اند که نمازها را در پنج وقت بخوانید. اما برای اینکه کار را آسان کنند اجازه با هم خواندن آن‌ها را در شرایط عادی هم داده‌اند. اما اولویت با تفکیک نمازهاست. یکی از ۱۵‌دستورالعمل اخلاقی حضرت امام(ره) هم این است که نمازها را در پنج وقت بخوانید.» 

برای اولین بار علمای شیعه نوشتند که از نظر معرفت اهل بیت، این نمازها تفکیک شود بهتر است. می‌خواهم بگویم مقام معظم رهبری یک الگوی عملی برای وحدت پیاده کردند. اما شبکه خبیث المستقله در لندن که به زبان عربی و مربوط به دکتر هاشمی وابسته و مزدور است؛ یک آخوند شیعه و یک آخوند سنی را دعوت می‌کند و این‌ها را به جان هم می‌اندازد. آخوند سنی ضعف‌های علمای شیعه را از کتاب‌ها پیدا می‌کند و به رخ شیعه می‌کشد و آخوند شیعه هم متقابلا همین‌طور. یعنی الگوی تقریب و بحث علمی جهان غرب شبکه المستقله است که بیشتر ضعف‌های امت اسلامی را به رخ می‌کشد. الگویی که مقام معظم رهبری نمونه‌اش را پیاده کردند، کنفرانس وحدت اسلامی در زاهدان است.

..........................................

 

  • دریچه دو/ آن قدر تقریب و وحدت ضروری است که نباید افراط کنیم

 

بحث‌های علمی در تقریب مذاهب تشیع و تسنن چه جایگاهی دارد؟

دعا کردن بین خودمان که بگوییم خدایا صلوات و سلام بی‌پایانت را بر محمد و آلش و لعنت و عذابت را به دشمنان پیامبر و اهل بیت بفرست سرجای خود را دارد. رهبری این‌ها را نهی نکردند. کسی نگوید که پس چرا زیارت عاشورا می خوانیم؟ زیارت عاشورا می‌گوید «خدایا لعنت کن اولین ظالم و آخرین ظالم را.. هرکس را که به اهل بیت ظلم کرده که تو بهتر می‌دانی، به لعنت و عذاب ابدی گرفتار کن.» این ربطی به فرمایش حضرت آقا که فرمودند اهانت و تحریک کردن عواطف مسلمانان و جسارت به مقدسات اهل سنت و جسارت به همسران پیامبر به‌ویژه عایشه جایز نیست، ندارد. 

خدا می‌داند کتاب‌هایی مثل کتاب یاسر الحبیب که در آن به عایشه همسر پیامبر توهین کرده و علمای شیعه به شدت با آن مقابله کرده‌اند، چه ضربه‌ای به ترویج تشیع زد. 

آخوند بزرگ وهابی‌ها در عربستان آقای شیخ عبدالعزیز آل‌شیخ رسما از آخوندهای شیعه تشکر کرد. می‌گفت جوان‌های ما داشتند منحرف می‌شدند؛ منظورش این است که داشتند شیعه می‌شدند. گفته است: با این کتابی که نوشتید زحمت ما را کم کردید. بعد از انتشار این کتاب در مغرب بسیاری از اهل سنت که اسم دخترهایشان فاطمه، زهرا، صدیقه، طاهره، طیبه و سایر القاب حضرت زهرا بود، برای اعتراض اسمشان را عوض کردند.

 

مردم عادی چه نقشی می‌توانند ایفا کنند؟ چون فکر می‌کنم بخشی از این فاصله انداختن‌ها متوجه هیئات مذهبی مردمی است.

تصور عوام شیعه و سنی این است که وقتی صحبت از وحدت می‌شود، می‌خواهند به سنی بگویند دست از سنی‌گری بردارد یا شیعه دست از شیعی‌گری بردارد. 

این تصور اشتباه است. اتفاقا تقریب یعنی اینکه سنی به سنی‌گری خودش بماند، شیعه هم همین‌طور، اما به مشترکات در جامعه اسلامی عمل کنند. یعنی وقتی در یک مجتمع عام هستند، اختصاصات خودشان را برجسته نکنند که باعث تحریک گروه مخالف شوند. اما در عین حال وقتی با پیروان خودشان هستند، معارف مذهب خودشان را بگویند. 

الان مخالفت‌هایی که می‌شود به دلیل این ذهنیت است که در تقریب شیعه‌ها نباید معارف شیعه را گویند و از جنایات دشمنان اهل بیت نباید حرفی بزنند. آن‌ها هم که همه وجودشان حب اهل بیت و نفرت از دشمنان اهل بیت است، زیر بار نمی‌روند. این مسئله باید درست تبیین شود. 

در جلسه نقد یک کتاب پیرامون همین موضوع در دانشگاه ادیان و مذاهب، من به عنوان ناقد و شخص دیگری به عنوان طرفدار حضور داشتیم. آن آقای طرفدار می‌گفت تقریب و وحدت آن‌قدر خوب است که ما اگر در این زمینه افراط هم بکنیم باز جا دارد. نوبت به من که رسید گفتم آنقدر امر تقریب و وحدت ضرورت دارد که ما نباید حتی یک ذره افراط کنیم. هر مشکلی که تا حالا داشتیم به خاطر همین افراط و تفریط‌هایمان بوده است. گفتم به خاطر تندروی‌های ما ۱۸‌سال است که کنفرانس وحدت در تهران تشکیل می‌شود و هنوز بعضی از مراجع حاضر نشدند یک نماینده بفرستند. 

جوان‌هایی که امروز قمه می‌زنند و به اسم دفاع از اهل بیت، علنا در برابر نظام و انقلاب می‌ایستند ضدیتی با انقلاب ندارند. این‌ها پیروان واقعی اهل بیتند، منتها تصورشان این است که اگر بخواهند یک ذره به اندیشه تقریب نزدیک شوند، نگاه ولایی‌شان کم می‌شود. جوان سنی هم همین طور. چرا جوان سنی عقل‌گرای حنفی شرق کشور یا سنی شافعی دوستدار اهل بیت غرب و جنوب کشور ما به دام سلفیت و وهابیت می‌افتند؟ این تندروی‌های ما را می‌رساند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی