کد خبر : 71136
/ 22:30
واکاوی ۳ دهه فعالیت شورای عالی انقلاب فرهنگی به مناسبت سالروز تشکیل آن؛

نبرد فرهنگی در کنار میدان

۳۲سال از عمر شورای عالی انقلاب فرهنگی گذشت، سال‌هایی که توام با رویدادها و اتفاقات بزرگی چه در عرصه علم و فرهنگ و چه در عرصه اقتصاد و سیاست بود.

نبرد فرهنگی در کنار میدان

حاتم مهجوری- اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکنون در نظریه ‍‌پردازی و بسترسازی و فرماندهی این رویدادها چه کرده‌است محل بحث بوده و باید پرسید شورای عالی در این سال‌ها و در پاسخ به نیازها و ضرورت‌ها و بایستگی‌های جامعه چه مواجهه‌ای داشته‌است.

گرچه نمی‌توان درمورد مشکلات و ضعف‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی به طور کامل روی یک دلیل ایستاد، مجموعه‌ای از عوامل سبب عدم پویایی و نقش‌آفرینی ملموس آن در جهت تعالی جامعه شده که به مناسبت سالروز تاسیس این شورا در نوزدهم آذرماه سال۶۳ ، عملکرد سه دهه آن را نقد و بررسی کرده و با برخی اعضای این شورا نیز به گفتگو نشسته‌ایم.

 

ترکیب اعضای شورا

بارزترین نقد از شورای عالی انقلاب فرهنگی چهره‌های حقوقی این شوراست که اغلب به نظر می‌رسد به دلیل گرفتاری‌های بالا، ناشی از مسئولیت‌های اجرایی متعدد، کمتر امکان تمرکز بر سیاست‌گذاری‌های کلان و راهبردی را دارند و نیز با توجه به غلبه سایر اولویت‌ها (اجرایی) بر سیاست‌گذاری‌ها، عمده بحث‌ها ناظر بر اجرائیات باقی می‌ماند. 

همچنین، اعضای حقوقی به دلیل ارتباط بودجه‌ای که با جای دیگری دارند، خود را دربرابر خواست و انجام تعهدات شورا ملزم نمی‌بینند و طبیعی است که کار در سازمان و نهاد متبوعه‌شان پیش‌نخواهدرفت، چراکه این اعضا اغلب مشاغل متعدد فکری و اجرایی در سطح بالا داشته و عموما حضورشان در جلسات نه از برای فرماندهی و قرارگاهی، که امری عادی و روتین تلقی شده‌است.

این نقد را در سخنان ابراهیم فیاض هم می‌بینیم که گفته‌است: چندشغله‌بودن اعضای شورا و غیبت برخی در این جلسات یک آسیب است، به نحوی که برخی اعضا ۱۰مسئولیت سنگین دارند که یک تیم هم نمی‌تواند آن‌ها را انجام دهد.

این همه در حالی است که رهبر معظم انقلاب تاکید کرده‌اند تشکیل منظم جلسات، مطالعه سازنده، صرف وقت و همت کافی همه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در دستور کار قرار گیرد.

 

جایگاه قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی

در باب انتقاد مهم دیگری بر این شورا، درصد و میزان تحقق مصوبات آن چقدر است؟ همچنین، ضمانت اجرای این مصوبات چیست؟ این درست است که در نظر و نه در عمل، مصوبات شورا الزام قانونی دارد، اما سوال اینجاست که اگر دستگاه و سازمانی در راستای مصوبات شورای عالی گام برنداشت، چه می‌شود؟ مهم‌تر اینکه دستگاه‌های مختلف کشور تا چه حد از مصوبات و رویکردهای شورای عالی مطلع‌اند که بخواهند به آن عمل کنند یا نکنند؟ از همین زاویه، درصد تحقق مصوبات شورا محل سوال می‌شود.

به نظر می‌رسد به رغم وجود اختیاراتی در قانون، اما جایگاه این شورا همچنان در قانون اساسی و نیز در ارتباط با دیگر نهادها و ارکان نظام تبیین نشده‌است؛ لذا در هر دوره، بسته به اینکه رویکرد مجلس یا دولت نسبت به مصوبات شورا و منویات رهبری چگونه باشد، ضریب نفوذ احکام و برنامه‌ها و اسناد این شورا در عمل مشخص می‌شود، چراکه در مصوبات دیده می‌شود اگر اراده‌ای (در نهادها و سازمان‌های اجرایی) برای همراهی با شورای عالی وجود نداشته‌باشد، مصوبات این شورا صرفا روی کاغذ می‌ماند.

 

ارتباط با بدنه علمی و نخبگانی کشور

نقد دیگر ارتباط و تعامل شورای عالی انقلاب فرهنگی با بدنه علمی و نخبگانی کشور است. این شورا چقدر با پژوهشگاه‌ها و دانشگاه‌ها و موسسات علمی معتبر و استخوان‌دار کشور در ارتباط دوسویه و ارگانیک است و سطح این ارتباط به لحاظ کیفی کجاست؟ در واقع، ضعف و بیگانگی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ارتباط با بدنه علمی و نخبگانی کشور، علاوه‌بر بهره‌نبردن از این ظرفیت، سبب شکاف در نظریه‌پردازی‌ها هم شده‌است.

دکتر عماد افروغ در همین باره می‌گوید: ضعف اصلی شورای عالی این است که به نظریه و فکر بها نمی‌دهد و نگاه کمیت‌گرا و مکانیکی بر فرایندهایش حاکم است. دکتر رحیم‌پور ازغدی نیز در این‌خصوص گفته‌است: بنده در این ۳۲سال رنج می‌بردم از اینکه چرا شورای عالی انقلاب نتوانست اصلاحاتی در فرهنگ دانشگاهی ما ایجاد کند.

به عنوان نمونه، فقر نظریه‌پردازی در حوزه‌های مختلف اعم از نگاه‌های توسعه‌گرا، مباحث کلان اقتصادی، بانکداری و بیمه، انواع معاملات در جامعه، مسئله وحدت در جهان اسلام، سبک زندگی، تمدن اسلامی‌ایرانی و... از جمله این‌هاست که شورا و مجموعه‌های اقماری کمترین پردازشی به این مسائل نداشته‌اند.

 

شورای عالی انقلاب فرهنگی و تهاجم فرهنگی

در طول سالیان بعد از انقلاب، فشارهای روزافزون در عرصه‌های مختلف فرهنگی بر کشور وارد شد. بارها تعابیر مختلفی از سوی مسئولان نظام دراین‌باره گوشزد شد. دربرابر تمام شبهات عملی و نظری درون جامعه اعم از اشرافیگری، مصرف‌گرایی، تجمل‌گرایی، زدودن دین از جامعه و... شورای عالی در مقام «ستاد عالی فرماندهی فرهنگی» چه کرد؟ کدام خط مقدم را فرماندهی کرد؟ شورا در اغلب این سال‌ها نشان داده یا زاویه دید مناسبی ندارد یا انگیزه و پویایی لازم را در خود نمی‌بیند وگرنه شورا در مصاف تن‌به‌تن جوانان و خانواده‌ها با این تهاجمات فرهنگی، کجای ماجراست؟

در این سال‌ها هشدارهای رهبری و دغدغه‌های ایشان هم برای مسائل فرهنگی و زیربنا پنداشتن فرهنگ برای جامعه کارگر نیفتاد و شاید از همین روست که حسن رحیم‌پور ازغدی به عنوان یکی از اعضای این شورا، از محافظه‌کاری دیگر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، زبان به گلایه می‌گشاید که: برخی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به قدری مودب هستند که سال‌هاست هیچ موضعی اتخاذ نکرده‌اند!

جالب اینکه در حاشیه جلسه‌ای، از حیدر رحیم‌پور ازغدی سوالی درباره مشکلات شورای عالی انقلاب فرهنگی پرسیده‌بودند که وی این‌گونه پاسخ داده‌بود: این شورا مشکلی ندارد، چون کاری نمی‌کند. مشکلات برای جاهایی است که کار می‌کنند. سوال اساسی این است چرا آن پیشرفتی که در علوم مهندسی، پزشکی و صنایع ما پس از انقلاب صورت گرفت، در علوم انسانی به وجود نیامد!

 

مسئله‌شناسی غلط

دغدغه‌ها و ابهامات شورا به نظر کمتر به عنوان دغدغه‌های اصلی و متناسب با وظایف خطیر این شوراست. نگاهی به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی نشان می‌دهد که مسائل مطرح‌شده در شورا اعم از انتخاب روسای دانشگاه، موافقت با ایجاد فلان رشته، نام‌گذاری‌های تقویم و.... است که روزمره تلقی می‌شوند، نه راهبردی و سیاست‌گذار و نه در موضع فرماندهی و قله تصمیم‌گیر فرهنگی کشور.

پرداختن به مسائل جاری و آنی جامعه گرچه به درست یا غلط از وظایف این شوراست، آیا اصولا شورا برای مسائل کلان بحران هویتی نسل‌های جامعه فکری کرده؟

آیا در باب پرداختن به موضوع و نیز آثار فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی اعم از ایرانی و خارجی و آثار بلندمدت آن و نیز بازی‌های رایانه‌ای و فضای مجازی و معضلات گاه‌و‌بیگاه آن، به رغم هشدارهای مکرر مراجع عظام تقلید، اندیشیده‌است؟

آیا مثلا وقتی مسئله موسیقی و اکران آن در کشور حاشیه‌ساز می‌شود، شورا به خود امکان ورود داده و آیا اصولا می‌بایست واکنشی هم می‌داشت یا اینکه بگذارد تا زمان همه‌چیز را حل کند؟!

 

کدام وسط میدان؟!

آنچه گفته‌شد، صرفا بخشی از نقدهای مطرح‌شده به‌اختصار در این باب است که همین اندک، ما را به این نقطه می‌رساند که به رغم تاکیدات مکرر رهبری معظم انقلاب برای حضور در «وسط میدان»، شاهد حضورنداشتن شورای عالی در وسط میدان‌های نبرد فرهنگی باشیم، میدانی که هرروز با سیاست‌گذاری‌های ازپیش‌تعیین‌شده رقبا و دشمنان، آرایش‌های نوبه‌نو به خود گرفته و می‌گیرد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی