کد خبر : 71054
/ 23:21
هم‌زمان با روز دانشجو، وضعیت کیفی و کمی دانشگاه‌ها بررسی شد؛

تحصیل «بیکاری» در دانشگاه‌ها

عده‌ای به شوق علم، عده‌ای به عشق مدرک، گروهی از سر جبر زندگی یا خانواده، گروهی دیگر بدون انگیزه و هدف، گروهی کثیر هم به امید کسب‌وکار و رسیدن به جایگاه شغلی، حالا جمعیت ۴میلیون‌و‌نیمی «دانشجویان» کشور را تشکیل می‌دهند.

تحصیل «بیکاری» در دانشگاه‌ها

محدثه شوشتری- عده‌ای به شوق علم، عده‌ای به عشق مدرک، گروهی از سر جبر زندگی یا خانواده، گروهی دیگر بدون انگیزه و هدف، گروهی کثیر هم به امید کسب‌وکار و رسیدن به جایگاه شغلی، حالا جمعیت ۴میلیون‌و‌نیمی «دانشجویان» کشور را تشکیل می‌دهند، جمعیتی که از دهه‌های۸۰ تا۹۰ با ظهور پی‌درپی دانشگاه‌های غیرانتفاعی و علمی‌‌کاربردی، دوبرابر شده و حالا تب کنکور را به جای دانش‌آموزان دهه‌های قبل از ۸۰ ، دست‌اندرکاران دانشگاه‌های پولی دارند تا صندلی‌های دانشگاه‌هایشان خالی از دانشجو نماند؛ چنان‌که در همین استان خودمان، خراسان‌رضوی، فقط طی یکی‌دو سال اخیر، چندین دانشگاه با خالی‌ماندن صندلی‌هایشان، رو به انحلال رفتند.

با توجه به فرارسیدن «روز دانشجو»، در ادامه، در گفتگو با برخی دانشجویان و استادان دانشگاهی، نگاهی کرده‌ایم به وضعیت دانشگاه‌های شهرمان و اینکه چقدر خروجی این دانشگاه‌ها با نیاز جامعه متناسب است.

 

با یک حساب سرانگشتی، نزدیک به ۲۰سال، از الفبای تحصیل تا اتمام دوره دانشجویی، پشت نیمکت‌های مدرسه و دانشگاه زمان می‌برد تا بشوی فارغ‌التحصیل دانشگاهی و مدرک بگیری. گویا ۲۰سال که تمام می‌شود، تازه می‌فهمیم رشته تحصیلی‌ای که عمری برای کسب مدرک آن شبانه‌روز زحمت کشیده و ایام پردلهره‌ای را برای ادامه تحصیل گذرانده‌ایم، هیچ‌گونه نیازی برای آن در جامعه نیست. نه از بازار کار خبری می‌شود و نه از درآمد. فقط وقتی تلف شده و عمری هدر رفته و حاصل آن یک برگ مدرکی شده که به هیچ دردی نمی‌خورد. از یک طرف، به شغل نان‌وآب‌دار و آبرومندی نیاز داری و ازطرف دیگر، زندگی‌ات بلاتکلیف می‌ماند تا زمانی که آیا شغلی برایت دست و پا شود یا نه.

این وضعیت، چشم‌انداز پیش‌روی جمعیت ۴میلیون‌ونیمی دانشجویی است که با جمع‌زدن فارغ‌التحصیلان سال‌های قبل، به جمعیتی بزرگ‌تر می‌رسیم که همگی یا سرشکسته از راه رفته یا بلاتکلیف و به امید اثربخش‌بودن مدرک دانشگاهی‌شان هستند.

مصطفی توکلی‌زاده یکی از همین دانشجویانی است که چند سالی از فارغ‌التحصیلی‌اش گذشته و حالا بعد از ناامیدشدن از به دست آوردن کسب‌وکاری با مدرک تحصیلی‌اش، در یکی از فست‌فودهای منطقه هاشمیه مشهد به کار رفت‌وروب و خدمات مشغول است.

او در پاسخ به این سوال که با چه هدفی سراغ مدرک مهندسی عمران رفته و ارزیابی خودش از کارایی‌نداشتن مدرکش چیست، عنوان می‌کند: در رشته ریاضی و فیزیک، جزو نخبه‌های کلاس بودم و بر همین اساس، رتبه‌ای سه‌رقمی در کنکور آوردم. هنگام انتخاب رشته، فکر می‌کردم کلاس و پرستیژ رشته‌های مهندسی از هر رشته‌ای بالاتر است و فقط به امید اینکه شخص بزرگی در عرصه مهندسی شوم، رشته‌ام را انتخاب کردم، اما در دوران دانشجویی و الان که سه سال از فارغ‌التحصیلی‌ام گذشته، می‌بینم که هزاران نفر در همین شهر مشهد مدرک مهندسی دارند، اما هیچ نیازی به آن‌ها نیست. در حال حاضر هم از روی ناچاری و به دلیل تشکیل خانواده، مجبورم به هر طریقی، حتی انجام رفت‌وروب با مدرک مهندسی، درآمد زندگی‌ام را تامین کنم.

حمید سلطانی دیگر دانشجویی است که در حال حاضر، در ترم آخر رشته شیمی محض در دانشگاه پیام نور مشغول به تحصیل است. او در پاسخ به این سوال که در آستانه فارغ‌التحصیلی، چه آینده‌ای را برای ادامه تحصیل و اشتغال خود در نظر دارد، می‌گوید: اشتباه کردم، اشتباه. فقط برای کسب مدرکی از دانشگاه، هر رشته‌ای که به رتبه کنکورم می‌خورد را انتخاب کردم و حالا چهار سال است که بدون انگیزه و حتی با ناامیدی از آینده، در حال تحصیل هستم. وقتی می‌بینم دیگر فارغ‌التحصیلان رشته‌ خودم با مسافرکشی تا فروشندگی پوشاک و کار در رستوران، نهایت تلاششان برای اشتغال بوده، احساس پشیمانی‌ام چندبرابر می‌شود؛ اینکه چرا صرفا برای گرفتن مدرک، بیهوده دانشجوی رشته‌ای شده‌ام که نیازی به آن نیست. به سراغ دانشجویان دیگر هم می‌رویم. فهمیه طالبی دانشجوی مقطع کارشناسی‌ارشد مدیریت است. او از روزها و شب‌هایی می‌گوید که خودش را در اتاقش حبس می‌کرد تا بتواند از سد کنکور کارشناسی‌ارشد برای پذیرش در دانشگاهی دولتی عبور کند. حالا هم‌رشته‌های خودش را می‌بیند که حتی بعد از فارغ‌التحصیلی، مدرکشان بدون‌کاربرد برای آن‌ها مانده‌است.

او می‌گوید: امروز با یک واقعیت غیرقابل‌تردید روبه‌رو هستیم و آن این است که نظام آموزشی ما در سطوح آموزش و پرورش و آموزش عالی بیمار است و باید دست‌اندرکاران به فکر انقلابی در این نظام آموزشی باشند. امروز بازار از بسیاری از رشته‌ها اشباع شده و تا چند سال آینده هم با کمبود نیرو روبه‌رو نیستیم که در این‌باره لازم است مسئولان طی بررسی‌های کارشناسانه، چنین رشته‌هایی را شناسایی و از پذیرش دانشجو در آن رشته‌ها خودداری نمایند. در مقابل هم در بالابردن ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته‌هایی که نیاز روز بازار است اهتمام جدی داشته‌باشند.

 

آفت مدرک‌گرایی

هم‌کلام‌شدن با دانشجویان رشته‌های مختلف، چند آسیب مهم دانشگاه‌ها را به ما یادآوری می‌کند. آفت مدرک‌گرایی، تعریف‌نشدن مبانی کاربردی و تحقیقاتی و کم‌رنگ‌شدن انجام کارهای آزمایشگاهی و عملی سبب شده‌است تا در دوران کنونی، موجی از فارغ‌التحصیلانی داشته‌باشیم که مدرک آن‌ها هیچ کاربردی برایشان ندارد.

بدیهی است برای حل معضلی که امروز با آن روبه‌رو هستیم، باید به فکر هدفمندنمودن رشته‌های تحصیلی باشیم؛ یعنی از همان بدو ورود دانشجو به دانشگاه‌ها، بازار کار همان رشته را هم برایش تعریف و تبیین نماییم. از طرفی هم برخی رشته‌های دانشگاهی موردنیاز جامعه ما نیست و لازم است به حذف چنین رشته‌هایی مبادرت کنیم، اما از همه این موارد مهم‌تر این است که در اولین فرصت، به فکر ایجاد پیوندی میان فنی‌وحرفه‌ای و دانشگاه‌ها باشیم و این دو نهاد مهم آموزشی را بیشتر به هم نزدیک کنیم.

چنان‌که مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خراسان‌رضوی می‌گوید، میزان فارغ‌التحصیلان بیکار استان در دو جنس زن و مرد از متوسط کشوری بالاتر است.

 

انتقاد از ارائه آموزش‌های صرفا نظری به دانشجویان، بدون کسب مهارت‌های لازم

محمود احمدی در گفتگو با خبرنگار ما، با انتقاد از ارائه آموزش‌های صرفا نظری به دانشجویان در دانشگاه‌ها بدون کسب مهارت‌های لازم، اظهار می‌کند: متاسفانه علاوه‌بر اینکه رشته‌های دانشگاهی با بازار کار و نیازهای جامعه تناسب ندارند، دانشجویان در دوران تحصیل، مهارت‌های کافی را نیز فرا‌نمی‌گیرند.

وی تصریح می‌کند: اگر دانشجویان در حال تحصیل در همین رشته‌های موجود دانشگاهی از مهارت کافی برخوردار شوند، می‌توانند وارد بازار کار شوند، اما متاسفانه در دانشگاه‌هایی نظیر علمی‌کاربردی، صرفا به دانشجویان مدرک ارائه می‌شود، نه مهارت و آموزش‌های مورد‌نیاز. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خراسان‌رضوی می‌افزاید: متاسفانه دانشجویان دانشگاه‌های علمی‌کاربردی هم انگیزه تحصیل و کسب مهارت‌های لازم را ندارند و صرفا برای دریافت مدرک، واحدهای درسی خود را می‌گذرانند.

به گفته وی، در رشته‌های علوم مدیریت، روان‌شناسی، علوم انسانی و فنی، عمده فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها از مهارت کافی برخوردار نیستند و در دوران تحصیل، صرفا علوم نظری را فرا‌گرفته‌اند.

احمدی با اشاره به اینکه رشته‌های دانشگاهی باید متناسب با نیاز جامعه و بازار کار باشند، خاطرنشان می‌کند: در کلان‌شهر مشهد، به فارغ‌التحصیلان رشته‌هایی همچون گردشگری یا مترجمی زبان انگلیسی و عربی نیاز داریم، اما متاسفانه فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها در پایان دوران تحصیل، از مهارت کافی برخوردار نیستند و این موضوع سبب بیکار‌ماندن آن‌ها می‌شود.

وی همچنین ازدیاد فارغ‌التحصیلان رشته‌های فنی و مهندسی در مشهد را نیازمند بازنگری در میزان جذب این رشته‌های دانشگاهی از سوی متولیان می‌داند و می‌گوید: در برخی رشته‌ها، بیش از حد نیاز دانشجو پذیرش می‌شود که نتیجه‌ای جز تلنبار‌شدن فارغ‌التحصیلان بیکار ندارد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی