کد خبر : 70992
/ 00:26

قول‌های محضری

اگر در این‌روزهای خوش‌یُمن ربیع قصد رفتن به محضر ازدواج را دارید، حتما این مطلب را بخوانید تا از قوانین مهم سند ازدواج با خبر شوید؛

قول‌های محضری

متین‌نژاد- قدیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترها، یعنی دقیقا زمانی که مردم قبیله‌ای برای خواستگاری از دختری می‌رفتند و بعد کلی جناح‌بندی و بگو و مگو سر هر چیزی، از تعداد میهمان‌های شب عروسی گرفته تا میزان مهریه، به توافق نهایی می‌رسیدند؛ صحبت از کی داده و کی گرفته مهریه بود که اتفاقا دوطرف به زبان خوش هم می‌دادند و هم می‌گرفتند، چون پای همه این حرف‌ها، تعهد یک فامیل بود. 

اما حالا که جوان‌ها خودشان می‌برند و می‌دوزند و برای پوشیدنش خانواده‌هایشان را خبردار می‌کنند، همه چیز فرق کرده است؛ توافق‌ها خیلی راحت‌تر و بیشتر شده، اما بی‌دوام. مهریه را هم نمی‌دهند و هم می‌گیرند، البته به زور چماق قانون! هزار و یک شرط و شروط گذاشته می‌شود و دریغ از وفا به عهدی یکی، چون قرار است پای همه این حرف‌ها، فقط تعهد ماده و تبصره‌های قانونی باشد. قانون هم که فقط زبان سند و مدرک می‌شناسد و بس!

فکر می‌کنم شما هم با من موافقید؛ وقتی قرار باشد شیرازه زندگی از هم بپاشد و دیگر خواستنی در کار نباشد، هیچ قانونی نمی‌تواند آن آشیان را نگه‌ دارد یا دوباره از نو بسازد، اما گاهی همین قانون می‌تواند ما را ملتزم به یکسری تعهدات بکند که گریزی از آن نیست. منظورم به هیچ وجه تعیین مهریه‌های سنگین یا عجیب و غریب نیست، چون تجربه زندگی‌های ناموفق اطرافیانمان نشان داده که همیشه راهی برای بی‌اعتبار کردن آن‌ها وجود دارد.

مقصود شروط ضمن عقدی است که دوطرف آگاهانه یا ناآگاهانه در سرخوش‌ترین لحظات زندگی‌شان پای آن را مهر و امضا می‌کنند، بدون آنکه به عواقبش بیندیشند. پس اگر در این‌روزهای خوش‌یُمن ربیع قصد رفتن به محضرخانه را برای بستن عقد نکاح دارید، حتما این مطلب را بخوانید تا بدانید موضوع از چه قرار است. 

..........................................

 

چه نیازی به شرط ضمن عقد؟

در قانون مدنی، شوهر در برابر زن حقوق و اختیاراتی دارد که زن فاقد آن است، ازجمله طلاق دادن زن، ازدواج مجدد، تعیین محل سکونت و زندگی خانوادگی که اگرچه این حقوق همراه با تکالیفی است که شوهر در برابر زن و خانواده خود دارد، اما ممکن است برخی مردان از این حقوق قانونی سوءاستفاده کنند، بنابراین طبق مجوز قانون مدنی زنان نیز می‌توانند با استفاده از شروط ضمن‌العقد تا حدودی محرومیت‌های قانونی خود را جبران کنند که این راه‌حل در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی بیان شده است:

«طرفین عقد می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر مطرح کنند، مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود، یا ترک انفاق کند یا علیه حیات زن سوءقصد کند یا سوءرفتاری کند که زندگی آن‌ها با یکدیگر تحمل‌ناپذیر شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه نهایی خود را مطلقه سازد.»

آنچه در این ماده قانونی ذکر شده، جنبه تمثیلی دارد و زوجین می‌توانند افزون بر شروط چاپ شده در قباله نکاحیه، هر شرط دیگری را نیز تعیین کنند، مشروط به اینکه با فلسفه عقد در تضاد نباشد. یادتان باشد این شروط تنها راه‌حلی است برای جبران مشکلاتی که ممکن است در آینده در زندگی مشترک خانوادگی‌تان بروز کند، به ویژه برای شما خانم‌ها و نباید به آن به عنوان حربه‌ای برای در تنگنا قرار دادن شریک زندگی‌تان نگاه کنید. 

هرچند طبق قانون سردفتر‌های ازدواج مکلف هستند قبل از اجرای صیغه عقد دست‌کم شروط مندرج در سند ازدواج را برای زوجین قرائت و مفهوم آن‌ها را به طرفین برسانند تا هر شرطی که مورد قبول آن‌هاست، امضا شود، ولی معمولا به هزار و یک دلیل مانند کمبود وقت یا در آسمان سیر کردن عروس و داماد این اتفاق به درستی نمی‌افتد و زوجین فقط تُندتُند امضا می‌زنند، برای همین قصد داریم شما را دست‌کم با این شروط کمی بیشتر آشنا کنیم تا بدانید که با هر امضایی که می‌زنید زیر بار چه تعهدی می‌روید.

 

حق تحصیل: 

زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب کند، مخیر می‌سازد؛ یعنی خانم اجازه ادامه تحصیل در هرشرایطی و در هرکجایی و تا هر مقطعی را که بخواهد دارد.

 

حق اشتغال: 

اشتغال زنان از آن مباحث پرحرف و حدیث و معمولا مشکل‌آفرین در زندگی مشترک است و ازآنجایی‌که مطابق قانون، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد، مرد می‌تواند همسر خود را از آن شغل منع کند و تفسیرهای مختلفی از این متن قانونی وجود دارد، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج یعنی زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب کند، صاحب اختیار می‌داند.

 

حق مسکن:

به طور معمول حق مسکن با مرد است و برطبق این شرط حق انتخاب مسکن و تعیین شهر یا محلی که زندگی مشترک در آنجا ادامه پیدا می‌کند، با زن خواهد بود.

 

وکالت جواز خروج از کشور: 

مطابق قانون گذرنامه، زنان متأهل فقط با اجاره‌ کتبی همسر خود می‌توانند از کشور خارج شوند. با توجه به اینکه این مسئله در عمل مشکلاتی را برای زن ایجاد می‌کند، برطبق این شرط زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می‌دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد از شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور هم به صلاحدید خود زن است.

 

تقسیم اموال موجود پس از جدایی: 

براین اساس، مرد متعهد می‌شود که هرگاه طلاق به‌درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسرداری یا سوءاخلاق و رفتار او نباشد، نصف دارایی موجود را که در ایام زناشویی با او به‌ دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه، بلاعوض به همسرش منتقل کند. 

 

حضانت فرزندان پس از طلاق: 

طبق قانون حضانت فرزندان از سن خاصی با پدر است و زوجین می‌توانند توافق ‌کنند که اولویت در حضانت فرزندان در صورت طلاق با مادر باشد یا با هر کدام از والدین که بنابر مصلحت طفل است و این تعیین مصلحت هم برعهده کارشناس یا داور بی‌طرف خواهد بود.

 

وکالت مطلق زوجه در طلاق: 

مرد به همسرش وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر (وکالت شخص دیگری) می‌دهد تا در هر زمان و با هر شرایطی از جانب مرد اجازه داشته باشد که خود را از قید زوجیت مرد به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه رها کند. با این اجازه زن با مراجعه به دادگاه و اخذ مجوز قانونی براساس شرایط زیر یا هر شرط مکتوب دیگری که طرفین به توافق برسند، پس از انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه می‌کند؛

خودداری شوهر از دادن نفقه و ایفای سایر حقوق واجبه زن به مدت ۶ماه به هر عنوان و اینکه اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد.

سوء رفتار یا سوء معاشرت مرد به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه تحمل‌ناپذیر کند.

ابتلای مرد به امراض صعب‌العلاج (سخت درمان) به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌انگیز باشد.

جنون مرد در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد. (منظور جنون ادواری است)

رعایت نکردن دستور دادگاه درباره منع اشتغال مرد به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زن باشد. (مانند گدایی کردن)

محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات ۵سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که درمجموع منتهی به ۵سال یا بیشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد. در تمام این موارد، در صورتی حق طرح دعوای طلاق برای زن ایجاد می‌شود که حکم قطعی محکومیت شوهر صادر شود و مرد در زندان باشد.

ابتلای مرد به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی را برای زن دشوار کند.

مرد زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند (تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است) یا ۶ ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند.

محکومیت قطعی مرد در اثر ارتکاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه باشد. تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت خانوادگی بوده، با توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.

در‌صورتی‌که پس از گذشت ۵ سال، زنوجه از شوهر خود به دلیل عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود.

درصورتی‌که مرد مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زن به دادگاه پیدا نشود.

مرد بدون رضایت زن همسر دیگری اختیار کند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار نکند.

..........................................

 

مهریه شما عندالمطالبه است یا عندالاستطاعه؟

پیشکشی ازدواج 

در قانون مدنی تعریفی از مهریه نشده است ولی مبنای مهریه، ایجاد یک حق مالی برای زن در ارتباط با عقد زوجیت است. بنابراین قانونا هرچیزی را که مالکیت داشته باشد و قابل تملک باشد می‌توان به عنوان مهریه برای زن تعیین کرد. با این وصف به هیچ وجه شرعی و قانونی حداقل و حداکثر برای مهریه وجود ندارد. البته متأسفانه در شرایط فعلی، مهریه به نوعی به انحراف کشیده شده و بیشتر جنبه‌ رقابتی و تجملی پیدا کرده است. درحالی‌که مرد قطعا باید، دست‌کم درباره مهریه‌های عندالمطالبه، قدرت ایفای دین مسلم خود یعنی پرداخت مهریه را از زمان جاری شدن صیغه عقد داشته باشد.

این روزها صحبت‌های زیادی درباره عندالمطالبه و عندالاستطاعه مهریه می‌شود که طبق قانون به عنوان یک شرط مختار به سندهای ازدواج اضافه شده تا کار برخی از زوج‌ها خیلی زود به دادگاه و بعد هم زندان نکشد. هرگاه برای پرداخت مهریه، زمان و مدت تعیین نشود، مهریه‌ عندالمطالبه است، همان که در قدیم رسم بود. دراین صورت به محض عقد، زن مالک مهر است و هر زمان که بخواهد می‌تواند مهریه‌ خود را مطالبه کند، اما در مهریه عندالاستطاعه، زمان پرداخت مهریه زمانی است که زوج، توانایی و استطاعت پرداخت را داشته باشد، پس پرداخت آن منوط به استطاعت مرد می‌شود. البته زوجین می‌توانند به صورت موجل نیز مهریه را تعیین کنند که در این صورت پرداخت مهریه باید در زمان مقررِ مورد توافق (به طورمثال ۱۰ سال پس از ازدواج) باشد. زوجین در زمان خواندن صیغه عقد مختارند هرکدام از این گزینه‌ها را که می‌خواهند تعیین و آن را کتبی ضمانت قانونی کنند؛ چراکه مهریه‌ مندرج در سند رسمی و حتی در سند عادی ازدواج، دین مسلم زوج است و باید به هر طریقی پرداخت شود؛ کامل یا اقساط و حتی درمواردی هم که مرد ناتوان از پرداخت به صورت اقساطی باشد تا زمان رفع اعتبار و تنگدستی، پرداخت مهریه به تاخیر می‌افتد، پس آن را جدی بگیرید. البته موارد اندکی هم وجود دارد که پرداخت مهریه از گردن مرد ساقط می‌شود، مانند اینکه قبل از تعیین مهر در حالی‌که عقد نکاح منعقد شده باشد و قبل از ایجاد رابطه زناشویی، یکی از زوجین فوت کند یا چنانچه عقد نکاح قبل از رابطه زناشویی به علتی غیر از ناتوانی جنسی مرد، فسخ شود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی