کد خبر : 70917
/ 22:01
به بهانه اکران موفق این روزهای فیلم سینمایی نفس در سینماهای کشور به سراغ موضوع مهم خیال‌پردازی در دنیای کودکان رفتیم؛

خیـالتان جمـع!

کودکان در سنین قبل از دبستان علاقه بسیار زیادی به بازی‌ها و موضوعات تخیلی دارند.

خیـالتان جمـع!

علیرضا گرانپایه- زندگی یک کودک در سن قبل از مدرسه، از محدودیت‌های بسیار تشکیل شده، او بر‌اساس نظر والدین خود زندگی می‌کند. در واقع کودک به بازی‌های خیالی علاقه دارد‌، زیرا می‌تواند آن‌طور که می‌خواهد باشد و زندگی کند؛ خارج از قید و بندها و محدودیت‌هایی که والدین برای او تعیین کرده‌اند.

هیچ کودک سه ساله‌ای اجازه ندارد که به تنهایی از خانه خارج شود، به تنهایی غذای دلخواه خود را بخورد و حتی لباسی را که دوست دارد بخرد. در این سن، کودک کاملاً به والدین خود وابسته است، البته می‌تواند اظهار‌نظر کند اما تصمیم‌گیری اصلی و قطعی با والدین است.

کودکان هنگامی که با مکان‌های تازه یا تجربه‌های جدید رو‌به‌رو می‌شوند از شیوه‌ای متفاوت استفاده می‌کنند، آن‌ها قوه تخیّل خود را به کار می‌برند. زمانی که به یک کودک چهار ساله اجازه می‌دهیم تا به تنهایی به مدرسه برود و برگردد او احساس می‌کند که یک فرمانده است و سوار بر اسب از یک قلعه به قلعه دیگر در حرکت است.

زندگی یک کودک چهار ساله خیلی معمولی و خسته‌کننده به نظر می‌رسد اما اگر تصور کند که یک مأمور آتش‌نشانی است، حس می‌کند مثل یک قهرمان زندگی می‌کند. پس خیلی تعجب نکنید 

اگر کودکتان در این سن به سمت خیال‌پردازی می‌رود.

در ادامه سعی کردیم حرف‌هایی بزنیم که بتواند شما را در ارتباط با کودک خیال‌پردازتان کمک کند.

..........................................

 

خیال‌پرداز بیمار نیست!

خیال‌پردازی در هر سنی، ممکن است وجود داشته باشد اما معمولا از خردسالی و سنین قبل از دبستان آغاز می‌شود. هنگام خیال‌پردازی، کودک به صورت موقتی از دنیای اطراف جدا می‌شود و درگیر تخیل‌هایی می‌شود که شامل آرزوها و احساسات خوب است. نمی‌توان گفت خیال‌پردازی، رفتاری بیمارگونه است بلکه برعکس کودکانی که خلاق‌ترند یعنی تفکر تصویری بهتری دارند، خیال‌پردازی بیشتری می‌کنند.

خیال‌پردازی در تک‌فرزند‌ها هم بیشتر دیده می‌شود و طبیعی است. خیال‌پردازی در دوره کودکی اهمیت زیادی دارد‌ زیرا یک کودک علاوه بر اینکه می‌تواند زندگی خود را تغییر دهد و شرایط تازه‌ای را برای خود خلق کند و از این شرایط می‌تواند دانستنی‌های جدیدی نیز بیاموزد. به طور مثال وقتی که یک کودک چهار ساله کلاه آشپزی بر سرش می‌گذارد، پیشبند آشپزی می‌بندد و تصور می‌کند که آشپز است، احساس استقلال و مسئولیت‌پذیری سبب می‌شود که به اطراف خود توجه بیشتری داشته باشد، همراه با پدر و مادر خود آشپزی کند. موادی را که استفاده می‌کند به خاطر می‌سپارد و از این که هر بار بر دانسته‌های خود می‌افزاید، خوشحال است.

بزرگسالان از دنیای پیرامون خود اطلاعات زیادی به دست می‌آورند و برای فراگیری بیشتر‌، تجربیات خود را نیز مورد استفاده قرار می‌دهند اما کودکان از استعدادی برخوردارند که لازم است توسط والدین پرورش یابد. آن‌ها با به کارگیری قوه تخیّل خود نه تنها دانستنی‌های تازه‌ای از دنیای اطراف خود به دست می‌آورند؛ بلکه می‌توانند آن‌طور که دوست دارند باشند و زندگی کنند. 

 

98978.jpg

 

چرا خیال‌پردازی برای کودکان با اهمیت است؟

«رویایی شیرین، لذت بخش و نوعی اشتیاق برای تصویرسازی است.» با این تعریف می‌توان گفت خیال‌پردازی مانند تعطیلات کوتاه مدتی ست که مزایای فراوانی به همراه دارد که به لحاظ علمی نیز ثابت شده‌اند!

استفاده از ایده‌های خوب در کارهای افراد مشهور و خلاقی چون وودی آلن و جی کی رولینگ، به خیال‌پردازی اعتبار بخشیده است. زمانی‌که خیال‌پردازی می‌کنید، ذهن شما میان بخش‌های مختلف مغز سفر می‌کند و اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کند که بعدها ممکن است به هم مرتبط شوند. این ارتباطات، اغلب به ایده‌های جدید و خلاقانه منجر می‌شوند.

همان‌طور که می‌دانید توانایی تصور دیدگاه دیگران، همچون یادآوری گذشته و فکر کردن به آینده مختص انسان است. هر شخصی نیمی از ساعات بیداری خود را صرف خیال‌پردازی می‌کند. اگر قادر باشید بخشی از این زمان را صرف اندیشیدن درباره احساس و تفکرات دیگران کنید، شکل تعاملات‌تان با آن‌ها تغییر خواهد کرد و شانس بیشتری برای ایجاد ارتباط خواهید داشت.

تحقیقات نشان داده است که خیال‌پردازی همچون نوعی هیپنوتیزم سطح پایین است. به هنگام خیال‌پردازی، استرس و فشار کمتری را تجربه می‌کنید که همین به معنای سلامت روانی شماست.

از دیگر راه‌های کاهش استرس از طریق خیال‌پردازی، آمادگی قبلی است. اگر قرار است تجربه جدیدی داشته باشید (مثلا حضور برای اولین بار در مهدکودک) می‌توانید آن را در ذهن خود تصور کنید تا برای حضور واقعی، آماده‌تر باشید.

 

خیال یا دروغ؟

به طور معمول، پدر و مادران در برابر داستان‌سرایی (چرندگویی) کودکان، وقتی داستانی را که خلاف واقع است، می‌سازند و بسیار اغراق می‌کنند، ممکن است دو عکس‌العمل نشان دهند: گروهی به داستان‌های فرزندانشان گوش می‌دهند و آن را تأیید می‌کنند و عده‌ای دیگر اعتنایی به آن نمی‌کنند. گروه دوم، داستان‌های غیرواقعی بچه‌ها را به دروغ گویی نسبت می‌دهند و به فرزندانشان گوشزد می‌کنند که: «این داستان‌ها، دروغ است و دیگر آن را تکرار نکن!»

هر دو گروه مذکور از والدین، در مواجهه با فرزندانشان، ناآگاهانه عمل می‌کنند زیرا در این سن، کودک خیال‌باف است و خیال بافی، لازمه رشد ذهنی، عقلی و خلاقیت اوست. از آنجا که کودک در این سن، نمی‌تواند بین خیال و واقعیت تفاوتی قائل شود، وظیفه پدر و مادر، این است که هم در جهت تفکیک خیال از واقعیت و هم اجتناب از دروغ‌گویی، آموزش‌های لازم را به کودک بدهند. دروغ‌گویی در کودکان‌ پیش‌دبستانی، بسیار شایع است؛ کودکان در این سن، نمی‌دانند دروغ‌گویی اشتباه است؛ در کلام اغراق می‌کنند، حقایق را می‌پیچانند، وقایع را پنهان کرده، داستان می‌سازند و بدیهیات را انکار می‌کنند.

برای نمونه وقتی کودک می‌گوید: «من امروز در مدرسه با دوستانم خیلی بازی کردم و خوش گذشت.» پدر و مادر باید پاسخ دهند: «راستی! خیلی دوست داری به مدرسه بروی و دوستان زیادی پیدا کنی؛ این‌طور نیست؟» با این بیان، هم به احساس کودک احترام می‌گذاریم و هم به غیرواقعی بودن فکرش اشاره کرده و به او کمک می‌کنیم تا کم‌کم خیال را از واقعیت متمایز کند و رشد ذهنی سالمی را در جهت قوه خلاقه پیش بگیرد.

پدر و مادرانی که خیال‌بافی کودک را به دروغ‌گویی نسبت می‌دهند، کودکانشان را سرکش و بدرفتار می‌کنند و خود نیز نسبت به آنان شکاک و بدگمان می‌شوند؛ این امر، به نوبه خود، یک چرخه دروغ و بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند که چرخه‌ای بسیار ناسالم ا ست و باید هرچه سریع‌تر، آن را متوقف کرد تا خیال بافی کودک، در ورطه دروغ و دروغ‌گویی نیفتد زیرا دروغ‌گویی مانند یک بیماری جسمی ساده، شروع و کم‌کم تبدیل به یک بیماری لاعلاج می‌‌شود که برای والدین، بسیار دردناک است و تبعات آن می‌تواند خطرات زیادی برای خود کودک و خانواده‌اش ایجاد کند؛ به همین دلیل، ابتدا باید انگیزه و علت دروغ را شناسایی کرد و سپس به درمان آن پرداخت.

 

چند توصیه به پدر و مادرها

سؤال‌هایی که کودک را وادار به دروغ‌گویی می‌کند، طراحی نکنید.

برای راست‌گویی، کودک را تشویق کنید و ارزش سخن راست را برایش توضیح دهید. کودک باید ارزش راست گفتن را در عمل، تجربه کند.

انتظارات و خواسته‌های خود را با توجه به توان کودک تعدیل کنید.

کودکان را با یکدیگر مقایسه نکنید زیرا موجب رشد حسادت و درنتیجه، تشدید دروغ‌گویی می‌شود.

کودکان خود را سرزنش و تحقیر نکنید زیرا کودک برای جبران آن، به دروغ‌گویی روی می‌آورد.

به سخنان آنان خوب گوش کنید و اجازه دهید احساسات خود را آزادانه بیان کنند.

الگوی مناسبی برای فرزندان باشید. (فرزندان ما آن چیزی می‌شوند که ما هستیم، نه آنچه که می‌خواهیم.)

یادمان باشد که تنبیه باید به عنوان آخرین ابزار ممکن درنظر گرفته شود، نه اولین ابزار!

..........................................

 

راهکارهایی برای تقویت تخیل کودکان وجود دارد

چند نکته مهم

- در منزل جایی را برای تغییر لباس اختصاص دهید. (جایی که در آن لباس‌های قدیمی، وسایل شخصی «مانند کلاه، کتاب‌های جیبی، هدیه‌های قدیمی و...» را نگهداری کنید.)

- داستانی را برای کودک خود تعریف کنید. لباس یکی از شخصیت‌های داستان را بپوشید و با کودک خود، براساس داستان، بازی کنید. اگر داستان را کودک شما تعریف کند بهتر است. می‌توانید موضوع آن را با مراسم عروسی، جشن تولد یا اتفاق‌های دیگری که در زندگی خود با آن‌ها سرو‌کار دارید مرتبط سازید.

- تعدادی ملحفه یا پتو در دسترس کودک قرار دهید تا بتواند خانه درست کند یا بازی‌های خیالی دیگری را طراحی کند.

- کودک خود را تشویق کنید که با اسباب بازی‌های سازنده و ابتکاری بازی کند. مانند اسباب‌بازی‌هایی که با کمک قطعه‌های مختلف می‌توان ماشین، خانه ، هواپیما و... ساخت.

- در حد امکان زمان بیشتری را با کودک خود در طبیعت سپری کنید. محل‌هایی که برای ساختن آن‌ها انسان دخالتی نداشته است، برای رشد قوه تخیّل کودک بهتراست.

- زمانی که فرزندتان، شما را به دنیای خیالی خود دعوت می‌کند، دعوت او را بپذیرید، با او سوار قایق شوید، سوار بر سفینه فضایی در فضا پرواز کنید و در همه موارد رهبری بازی را برعهده فرزندتان بگذارید.

- در بین اسباب‌بازی‌های کودک تعدادی گوش ماهی، سنگ‌های مختلف، چسب، تخته، بند، سکه، طناب و سایر وسایلی که می‌تواند مورد استفاده او قرار بگیرد، قرار دهید.

- هنگامی که با خیال‌پردازی‌های فرزندتان روبه‌رو می‌شوید، او را سرزنش نکنید. به او اجازه دهید تا آنچه در ذهن خود دارد، بیان کند.

- دوستی با دوستان خیالی از سنین قبل از مدرسه، شروع و معمولا تا ۱۰-۸ سالگی ادامه می‌یابد ولی شدت آن، نشان می‌دهد این رفتار بیمارگونه است یا نه. اگر کودک متوجه است که دوست خیالی‌اش واقعیت ندارد، یعنی مرز بین واقعیت و خیال را تشخیص می‌دهد.

بازی و صحبت با دوست خیالی ایرادی ندارد اما اگر کودک مرتب با دوست خیالی‌اش حرف می‌زند این مسئله بیمارگونه است. 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی