کد خبر : 70847
/ 23:27
مسئولان بهزیستی در نظارت صحیح بر مهدهای کودک سهل‌انگاری می‌کنند؛

فراموشی از اوضاع و احوال ۸۵ هزار کودک

تغییر سبک زندگی زنان ایرانی از «خانه‌داری» به «شغل‌داری» که در دهه اخیر رشد چندبرابری داشته‌است، خواسته و ناخواسته موجی از نسل جدید کودکان را به بزرگ‌شدن و گذران دوران کودکی در مکان‌هایی به نام «مهدهای کودک» کشانده‌است.

فراموشی از اوضاع و احوال ۸۵ هزار کودک

محدثه شوشتری- تغییر سبک زندگی زنان ایرانی از «خانه‌داری» به «شغل‌داری» که در دهه اخیر رشد چندبرابری داشته‌است، خواسته و ناخواسته موجی از نسل جدید کودکان را به بزرگ‌شدن و گذران دوران کودکی در مکان‌هایی به نام «مهدهای کودک» کشانده‌است، مکان‌هایی که کودکان نیمی از هرروزشان را در سنین مختلف، از شیرخوارگی، نوپا و نوباوه گرفته تا پیش‌دبستانی، در آن سپری می‌کنند. با توجه به اهمیت شرایط نگهداری، فضا و ساختمان مهدهای کودک، مربیان و تخصص آن‌ها، شیوه‌های تربیت و آموزش کودکان و... برای یافتن آمار و درجه‌بندی مهدهای کودک، ابتدا به سایت اداره‌کل بهزیستی خراسان‌رضوی مراجعه می‌کنیم و سپس به بازدید نامحسوس از چند مهدکودک در سطح شهر می‌رویم.

 

اطلاعات ناقص بهزیستی 

در مراجعه به سایت بهزیستی، آخرین به‌روزرسانی به ۲۱ آبان سال۹۳، یعنی دو سال پیش، برمی‌گردد! از فهرست ۸۹۰مهدکودکی که در این سایت نمایش داده‌می‌شود، ۴۳۲مهدکودک مربوط به مشهد هستند . از یک‌ستاره تا چهارستاره، فاقد ستاره، مشروط و محروم درجاتی هستند که بهزیستی برای مهدهای کودک مشهد در فهرست خود آورده است. به دنبال این آمار که نه نوع و نه درجه‌بندی آن به‌روز و صحیح است و نه منبعی مستند برای والدین، به سراغ مسئولان بهزیستی برای دست‌یافتن به آماری صحیح می‌رویم.در اعلام آمار جدید از مهدهای کودک مشهد از سوی بهزیستی، تفاوت حداقل ۴۰درصدی در تعداد و درجه‌های مهدکودک‌ها وجود دارد، چنان‌که براساس گفته حقدادی، معاون امور اجتماعی بهزیستی خراسان‌رضوی در حال حاضر، هزار و۴۰۰ مهدکودک در استان وجود دارد که ۶۰۰ مهد مربوط به مشهد هستند و در مجموع، ۸۵هزار کودک را نگهداری می‌کنند. این در حالی است که فهرست مهدهای کودک در سایت بهزیستی، شامل ۸۹۰ مهدکودک است.

 

غلو در ستاره‌های مهدکودک‌ها

نکته دیگر در بحث درجه‌بندی یا همان ستاره‌هایی است که بهزیستی برای مهدهای کودک تعیین کرده‌است. بنابر فهرست سایت بهزیستی، خیلی از مهدهای کودک مشهد فاقد ستاره، مشروط و حتی محروم ذکر شده‌اند، در حالی که در مراجعه میدانی خبرنگار ما به برخی از این مهدهای کودک، همین فاقدستاره‌ها ادعای چندستاره‌بودن داشتند. گویا خیال خیلی از مدیران مهدهای کودک از بازدیدهای بهزیستی که سالیانه به یک تا چندبار بیشتر شاید برسد یا نه، آن هم در مواقعی از سال که معمولا به ثبت‌نام اول مهر برمی‌گردد و زمان آن مشخص است، راحت است و به دلیل همین راحتی، هر تعداد ستاره‌ای را که بخواهند برای مهدکودک خود عنوان می‌کنند؛ البته ستاره‌هایی که اگر مبنای آن‌ها بزرگ‌نمایی و غلو باشد، جز بی‌فروغ‌بودن برای بچه‌های معصوم و پاک، چیزی در بر نخواهندداشت.در کنار همه این‌ها، مشکلاتی نظیر فرسوده‌بودن ساختمان‌ مهدها، فضای محدود درنگهداری از کودکان، رعایت‌نکردن مسائل ایمنی، نداشتن شیوه‌نامه تربیتی صحیح با مبانی اسلامی که به صورت منسجم در تمامی مهدها به کار گرفته‌شود، مشکلات ساختاری، وجود مربیانی که تخصص و مدرک مرتبط با نگهداری و آموزش کودکان را ندارند، برخوردهای برخی مربیان و مدیران مهدهای کودک که در مواردی همراه با بداخلاقی است و... ازجمله مهم‌ترین مشکلات موجود است که از نگاه متولیان به دور مانده‌است. در ادامه، چند صحنه از آنچه در بازدید میدانی از مهدهای کودک مشاهده کردیم، به طور نمونه بیان می‌شود.

 

برخورد دوگانه و حتی فریبنده

نمونه‌ای از برخوردهای دوگانه و حتی فریبنده خیلی از مربیان مهدهای کودک در زمانی که والدین به مهد برای تحویل یا بردن کودک خود مراجعه می‌کنند با سایر زمان‌هایی که مربیان با بچه‌ها سر و کار دارند را در گزارش میدانی از مهدها مشاهده می‌کنیم. در مهدکودکی، ظاهرا با خواندن جدول شهریه‌ها به عنوان یک مراجعه‌کننده عادی، خودم را سرگرم می‌کنم. ساعات پایانی کار این مهدکودک است. لحن مربی از طرز صحبت‌کردن تا تُن صدا و بیان واژه‌ها با ورود یکی از مادرانی که به دنبال کودکش آمده تغییر می‌کند. با لبخندی عمیق و کش‌دارکردن صدایش، کودک را نوازش و خطاب می‌کند. مادر با تحویل کودکش، هرچقدر که از فضای دید مربی دورتر می‌شود، لحن، تن صدا و کلام مربی در برخورد با سایر کودکان، برمی‌گردد به همان قاطعیت قبل و خشکی واژه‌هایی که برای کنترل بچه‌ها به کار می‌برد. چند دقیقه بعد، مادر دیگری برای بردن کودکش وارد سالن اصلی این مهد کودک می‌شود. دوباره لحن، تن صدا و واژه‌هایی که مربی به کار می‌برد صمیمانه‌تر می‌شود. گویا این نوع برخورد تضمینی ظاهری و فریبنده به مادران است نا نگران برخورد خشک، خشن و کوبنده کسانی که جگرگوشه‌هایشان را به آن‌ها سپرده‌اند در دور از چشم خود نباشند. به مهدکودکی دیگر مراجعه می‌کنم. در ورودی این مهدکودک واقع در محدوده بولوار کلاهدوز، با مادری روبه‌رو می‌شوم که به‌سرعت در حال خروج از حیاط مهدکودک است.

به عنوان مادری دودل که به دنبال سپردن فرزندش به مهدکودک است اما نمی‌داند از فرزندش خوب مراقبت خواهندکرد یا نه، به دنبالش می‌روم تا از وضعیت این مهدکودک جویا شوم. این مادر از خاطره تلخ کودکش که حالا دل‌زده از مهد کودک شده تعریف می‌کند. گویا روزی کودکش به طور ناگهانی در مهدکودک استفراغ می‌کند و لباس‌ها و میزش کثیف می‌شود و مربی که مجبور بوده به این کودک رسیدگی کند، با برخوردی خشن و گفتن این جمله که چرا بالا آوردی، با کودک مواجه می‌شود. از فردای آن روز، کودک سه‌ساله مدام گریه می‌کند که نمی‌خواهد به مهدکودک برود و در بیان دلیل، به مادرش می‌گوید: «خانم مربی منو دعوا کرد که چرا بالا آوردی. من می‌ترسم برم.»با شنیدن این تجربه تلخ این‌بار در مراجعه به این مهدکودک، از زاویه دیگری سر صحبت را با مدیر باز می‌کنم. این مدیر از هرآنچه که به یک مادر برای ثبت نام کودکش در این مهدکودک دلگرمی بدهد فروگذار نمی‌کند و از هر روش خوبی که به تربیت، آموزش و نگهداری کودک برگردد سخن به میان می‌آورد. گویا شعاردادن و فاصله حرف تا عمل فقط در مسائل سیاسی و مدیریت‌های مختلف اداری ما نیست و تا دل مهدهای کودک ما نیز رسوخ کرده‌است و در این میان، بهزیستی تا جایی که باید غفلت کرده‌است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی