کد خبر : 70844
/ 23:43
گزارش نامحسوس شهرآرا از مشکلات مهدکودک‌‌ها در نقاط مختلف مشهد؛

ستاره‌هایی که درخشش ندارند

اهمیت شرایط نگهداری، فضا و ساختمان مهدهای کودک، مربیان و تخصص آن‌ها، شیوه‌های تربیت و آموزش کودکان و... سبب شد به صورت نامحسوس، به سراغ مهدهای مختلف مشهد در نقاط به‌اصطلاح پایین‌شهر، بالاشهر، نقاط مرکزی و حاشیه شهر برویم و گزارشی از وضعیت کلی آن‌ها تهیه کنیم.

ستاره‌هایی که درخشش ندارند

رسپینا تاج‌الدین- برای این منظور، در قالب مادری که بناست دو کودک دو و چهارساله خود را در مهدکودکی ثبت‌نام کند، طی چند روز به مهدهای کودک مشهد می‌روم.

 

ساختمان‌های کلنگی و فرسوده با یک نقاشی دیواری «مهد کودک» شده‌اند

نخستین مهدکودکی که سراغش می‌روم در محدوده‌ بولوار ابوطالب است، ساختمانی کلنگی که حتی نقاشی‌های دیواری‌اش با طرح‌های کودکانه نیز فرسودگی آن را پنهان نکرده‌اند. از یک حیاط به‌نسبت کوچک که چند وسیله بازی برای کودکان در آن جانمایی شده، وارد سالن اصلی مهد می‌شوم. سه کلاس با یک آشپزخانه فضای کلی این مهدکودک است که از یک واحد مسکونی کلنگی، به مهد‌کودک تبدیل شده‌است. یکی از کلاس‌هایش دارای همان درهای دولنگه بزرگ با شیشه‌های رنگی است که حکایت از قدیمی‌بودن آن دارد. فقط یکی از اتاق‌های آن پنجره‌ دارد و نورگیر است و بقیه اتاق‌ها بدون دریچه نورگیر یا تهویه هستند. وسایل بازی درون نیز رنگ‌ورو‌رفته ‌است و در فضای بسیار محدود حیاط، جایی برای تحرک بچه‌ها نگذاشته‌است.مدیر این مهدکودک خطاب به من به عنوان مادری که برای ثبت‌نام کودک دوساله‌اش به آن مراجعه کرده‌است، توضیحاتش را این‌گونه آغاز می‌کند: «کودک شما دوساله است که در مهد ما هزینه کودکان زیر سه‌سال ۱۶۰هزار تومان و بالای سه‌سال ۱۲۰هزار تومان است. هزینه‌ای ابتدایی نیز برای لوازم تحریر گرفته می‌شود.»

 

تبلیغات آن‌چنانی از فضا و شرایط حداقلی

این‌بار به مهدکودکی در محدوده شهدا می‌روم که درون کوچه‌ای باریک قرار دارد. حیاط مهدکودک خیلی کوچک است، به‌گونه‌ای که بیشتر به حیاط‌خلوت شباهت دارد و به‌زور، چند وسیله بازی را در آن جانمایی کرده‌اند. ساختمان مهدکودک هم بنایی مسکونی و قدیمی در دو طبقه است که مانند مهدکودک‌ قبلی، با یک نقاشی دیواری، کاربری مکانی برای نگهداری و آموزش کودکان را پیدا کرده‌است. بحث بازدید از کلاس‌ها را برای ثبت‌نام فرزندم که مطرح می‌کنم، مدیر مهدکودک با توجیه اینکه بچه‌ها در حال آموزش هستند، اجازه دیدن فضای داخل کلاس‌ها را نمی‌دهد. در عین حال، با چرخاندن صفحه مانیتورش، نمایی از فضای کلاس‌ها را نشانم می‌دهد. در یکی از کلاس‌ها که برای بچه‌های زیر دوسال است، فقط دو تختخواب وجود دارد، در حالی که بیش از هشت کودک نوپا را پذیرش کرده‌اند. البته به گفته او، بچه‌ها هم‌زمان با هم نمی‌خوابند و همین دو تخت کفایت می‌کند.از مدیر مهد درباره نحوه و شیوه‌های تربیتی و نگهداری کودکان هم می‌پرسم که در پاسخ، شروع به تبلیغاتی تمام‌عیار از مهدکودک خودش با مربیان آن می‌کند. او با خاطرجمعی‌دادن به من به عنوان مادری که به دنبال ثبت نام فرزندش در مهدکودکی قابل‌اطمینان با شرایط نگهداری و تربیتی بهتری است، می‌گوید: «تمام مربیان این مهدکودک سابقه تدریس و کار در مهدهای کودک را دارند برنامه‌ها و شیوه‌های مختلفی را به کار خواهند گرفت تا فرزند شما به بهترین شکل ممکن نگهداری شود و...»

 

اوضاع مهدهای مناطق برخوردار هم تعریفی ندارد

مقصد بعدی محدوده آب‌وبرق است. به یکی از مهدکودک‌های موجود در هاشمیه می‌روم. فضای این مهدکودک هم مانند مکان قبلی است، حیاطی با چند وسیله بازی و بعد، ساختمان مسکونی یک‌طبقه‌ تغییرکاربری‌داده با یک لابی کوچک که میز مدیریت در آن قرار دارد و چهار اتاقی که تبدیل به کلاس شده‌اند. با همان سناریوی از پیش تعریف‌شده پیش می‌روم و این توضیحات را دریافت می‌کنم: «برای بچه‌های زیر دوسال ماهانه ۲۰۰هزار تومان شهریه می‌گیریم که البته لیستی هم برای تهیه مواد مصرفی و بهداشتی به خانواده‌ها می‌دهیم.»وقتی درباره مدرک مربیان و نحوه تربیت و سیستم آموزشی آن‌ها می‌پرسم، این‌گونه پاسخ می‌دهد: «آموزش‌ بچه‌های بالای سه‌سال براساس کتاب‌های بهزیستی است و علاوه‌بر آن، بسته به خلاقیت مربی و سیستم آموزشی مهدکودک، روش‌های دیگری را نیز به کار می‌گیریم. البته دو روز در هفته، آموزش زبان و یک روز قرآن و بازی‌های حرکتی داریم.»قصد رفتن دارم که مدیر مهدکودک اجازه بازدید از کلاس کودکان زیر سه‌سال را می‌دهد، اتاقی حدود ۶ متری با یک پنجره و فقط یک تخت بسیار‌کوچک بدون محافظ که کودکی هم روی آن خوابیده‌است. یک تخت برای پنج کودک. البته استدلال مدیر این است که همین یک تخت کافی است. در گوشه‌ای دیگر، بخاری برقی بر روی دیوار نصب و روشن است که با جوش‌دادن چند میله، حفاظی برای بخاری درست کرده‌اند.

بعد از بازدید ازکلاس‌ها که کاملا بر خلاف آنچه تصور می‌کردم بود، از این مهد کودک نیز خارج می‌شوم. گویا در قسمت برخوردار شهر نیز فضا و ساختمانی که اسم مهدکودک و مکانی برای نگهداری کودکان را یدک می‌کشد، حداقل امکانات و زیرساخت‌ها در نظر گرفته نشده‌اند. در مسیر برگشت تا رسیدن به مهدکودکی دیگر، همان هشداری که بارها از سوی سازمان آتش‌نشانی مشهد رسانه‌ای شده را به خاطر می‌آورم که اعلام شده‌بود: «بیشتر مهدهای کودک مشهد ایمنی ندارند.» مصداق این هشدار را در همین فصل سرما در بازدید میدانی از مهدهای کودک مشهد می‌بینم که از حداقل امکانات گرمایشی نظیر شوفاژ که برعکس بخاری برای بچه‌ها خطرساز نیست، بهره‌ نبرده‌اند. نهایتِ کاری که کرده‌اند گذاشتن یک حفاظ در هر طرف بخاری است که فضای کوچک و محدود اتاق‌های مهد را محدودتر کرده‌است.محدوده بعدی برای گزارش نامحسوس ما بولوار سجاد است، منطقه‌ای که در باور عامیانه، به برخوردارترین نقطه شهری معروف است. با این پیش‌‌تصور که شاید مهدکودکی با شرایط بهتری نسبت به نقاط دیگر شهر مشهد پیدا کنم، به سراغ یکی از مهدهای این منطقه می‌روم. ساختمان مهدکودک خانه‌‌ای قدیمی است که با تغییر کاربری، تبدیل به این مکان شده‌است. در نگاه اول، هیچ نکته متمایزی نسبت به مهدهای دیگر نقاط شهر نمی‌بینم.

این مهدکودک نیز ساختمانی کلنگی است که با نقاشی دیواری، به آن رنگ و لعابی به عنوان مکانی خاص برای نگهداری و آموزش کودکان داده‌اند.از مدیر مهدکودک درباره شرایط ثبت‌نام و برنامه‌های آموزشی و تربیتی‌ای که برای بچه‌ها دارند سوال می‌کنم که با سه‌ستاره و درجه‌یک خواندن مهدکودکش، می‌گوید: «آموزش‌ زبان انگلیسی با کارت‌های تصویری و شعرهای موزیکال داریم. کلاس ژیمناستیک هم در صورت تمایل شما، برای بچه‌های کوچک در نظر گرفته‌ایم. نقاشی را هم در صورت علاقه فرزندتان، با بهترین روش‌ها به کودکان آموزش می‌دهیم و...».توضیحات این مدیر از کلاس‌های مختلف که به پایان می‌رسد، به او می‌گویم: «کودک من فقط سه‌سال دارد؛ لذا با این حجم از کلاس و برنامه، نمی‌خواهم در سال‌های بعدی از درس و مدرسه دل‌زده شود؛ لذا فقط از شرایط نگهداری و تربیت کودکان سه‌ساله برایم بگویید. در پاسخ، مدیر مهد سعی دارد مجابم کند که زبان انگلیسی را کودکان این سن خیلی خوب فرامی‌گیرند و برای آینده آن‌ها نیز مفید است. نکته‌ای که هم‌زمان با صحبت‌های مدیر این مهد کودک ذهنم را درگیر کرده، نوع سبک زندگی افرادی است که به‌اصطلاح در نقاط برخوردار شهر سکونت دارند؛ اینکه حتی مربی یک مهد کودک هم می‌داند باید از تبلیغات چه چیزی سخن به میان بیاورد که فرد مراجعه‌کننده مجاب به ثبت‌نام کودکش در این مهد شود. آموزش زبان انگلیسی همان چیزی است که برای عده‌ای از مادران شاید به واسطه چشم‌وهم‌چشمی و شاید برای اینکه نکته‌ای برای پزدادن به دیگران داشته‌باشند، امتیازی بزرگ و مهم محسوب می‌شود؛ لذا در توضیحاتش از مهدکودکش، از این نوع آموزش شروع می‌کند. 

 

جای خالی خلاقیت و نوآوری در مباحث تربیتی

آنجا را به قصد محدوده قاسم‌آباد ترک می‌کنیم و به یکی از مهدکودک‌های بولوار امامیه می‌رویم. حکایت ساختمان و فضای این مهدکودک هم مشابه موارد قبلی است. به نقطه دیگری از شهر می‌روم.در یکی از مهدکودک‌های محدوده رسالت هم که به آن مراجعه می‌کنم، گذشته از نوع آموزش‌ها و مباحث تربیتی که جای نقد دارد، نکته قابل‌توجه در این مهدکودک وجود وسایل بازی رنگ‌‌و‌رو‌رفته‌ای است که بدون اینکه زیر آن‌ها از تاتامی و تشک‌‌های محافظ و ضربه‌گیر استفاده شود، روی موزاییک قرار گرفته‌اند و احتمال آسیب‌دیدن بچه‌ها را افزایش می‌دهد.

 

بیشتر بخوانید (مجموعه گزارش‌های نامحسوس شهرآرا از مشکلات مهدکودک‌‌ها) :

فراموشی از اوضاع و احوال ۸۵ هزار کودک 

پاسخ بهزیستی استان به مشکلات متعدد مهدهای کودک

نظارت در مهدکودک‌های مشهد مغفول واقع شده‌است

 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی