کد خبر : 70704
/ 19:48
دانش‌آموز برجسته دبیرستان ۱۷شهریور را با نهج‌البلاغه می‌شناسند؛

نمی‌توانم از این کتاب دل بِکَنم

دانش‌آموز دبیرستان «۱۷شهریور»(دوره دوم) خوب می‌داند پیشینه‌ای داشته که چهار سال با نهج‌البلاغه مأنوسش کرده است.

نمی‌توانم از این کتاب دل بِکَنم

شاهیان- حالا که فاطمه روبه‌روی ما نشسته است و به گذشته‌اش فکر می‌کند، پدر و مادرش و نوع تربیتی را که آن‌ها داشته‌اند، دلیل رضایت‌های بی‌شماری می‌داند که از زندگی‌اش دارد. گرچه در درس ممتاز است و به‌دلیل اجراهای زیبا و مسلطی که انجام داده، مربیان و دانش‌آموزان مدرسه و حتی اداره آموزش‌و‌پرورش ناحیه۲ او را به‌خوبی می‌شناسند، رضایتش از داشته‌های دیگرش است؛ مثل تربیتی که از خانواده گرفته و راهی که همین تربیت مذهبی برایش باز کرده است. فاطمه، انس با کلام مولاعلی(ع) را موهبتی می‌داند که از اوایل نوجوانی نصیبش شده است. او از سال اول راهنمایی به‌طور اتفاقی در مسابقه نهج‌البلاغه ثبت‌نام می‌کند و در آزمونی که در مدرسه و بعد در سطح ناحیه برگزار می‌شود، به رتبه نخست دست می‌یابد. هر چهار سال به همین منوال گذشته و رتبه‌های نخست او در مسابقه نهج‌البلاغه فقط به سطح مدرسه و ناحیه ختم شده است اما این دلیلی نیست که استعدادهای او به‌چشم نیاید. رفتار سنجیده و متین فاطمه به‌گونه‌ای است که توجه مدیران آموزشی و مربیان پرورشی را جلب می‌کند. شاید آخرین‌بارش در مراسم افتتاح مرکز شهیدپژوهی بود که چندی قبل در منطقه۷ برگزار شد. در این مراسم، مدیرکل وقت آموزش‌و‌پرورش خراسان رضوی به رئیس آموزش‌و‌پرورش ناحیه۲ می‌گوید: «این دانش‌آموز از ذخیره‌های انسانی ناحیه شماست.» اگر نظر مربیان مدرسه و حتی اولیای سایر دانش‌آموزان را هم بخواهید بدانید، همین است. خدیجه بندار، مدیر پرتلاش دبیرستان ۱۷شهریور، رضایتش را از فاطمه این‌طور بیان می‌کند: «او یکی از بهترین بچه‌های من است.»

..........................................

 

نشانه‌ای از لطف خداوند

وارد محله عنصری می‌شویم؛ وارد کوچه‌ای که مدرسه و خانه فاطمه رمضانی، هر دو به فاصله کمی از هم قرار گرفته‌اند. در خانه‌ای که آفتاب ملایم پاییزی، مهمان‌خانه‌اش را پُر کرده است، خانواده رمضانی میزبان ما می‌شوند. گفتگوی صمیمی‌مان پس از لبخندی، با این صحبت فاطمه شروع می‌شود که؛ «فکر می‌کنم توجه من به نهج‌البلاغه درکنار درسم باعث شده که خانم بندار معرفی‌ام کند. سال اول راهنمایی، وقتی شنیدم که شرکت در مسابقه نهج‌البلاغه به شیوه ارائه کنفرانس است، علاقه‌مند شدم که در این مسابقه شرکت کنم. درزمینه ارائه کنفرانس به خودم اعتماد دارم و در درجه نخست فقط همین توانایی، انگیزه‌ای شد تا به نهج‌البلاغه روی بیاورم. سال۸۹ که این تصمیم را گرفتم، حتی خودم نهج‌البلاغه نداشتم و مسابقه به‌گونه‌ای بود که باید از میان ۴۰حکمت، یکی را به انتخاب خودمان کنفرانس می‌دادیم. من با نهج‌البلاغه مادربزرگم شروع کردم که کتابی قدیمی با ترجمه فیض‌الاسلام بود. همیشه این کتاب را می‌دیدم که لای پارچه‌ای خاکستری و روی طاقچه قرار داشت، ولی فرصتی پیش نیامده بود که مطالعه‌اش کنم.»

بنده خوب خداوند هر اتفاق کوچکی را نشانه‌ای از لطف و توجه خالق به خودش می‌داند. فاطمه هم صحبت‌هایش را این‌طور ادامه می‌دهد که؛ «چهار سال قبل، بعد از اینکه در سطح مدرسه به رتبه نخست دست یافتم، با خودم گفتم شاید حکمتی بوده که توانستم با ترجمه‌ای غیر از ترجمه‌ای که باید در مسابقه شرکت می‌کردیم، موفق شوم. این شد که به کلام امیرالمومنین(ع) مشتاق شدم.» 

نتیجه این اشتیاق هم شرکت همه‌ساله فاطمه در مسابقه نهج‌البلاغه است. او تا حالا، هرسال پس از شرکت در مسابقات نهج‌البلاغه در سطح مدرسه‌ و ناحیه، رتبه نخست را کسب کرده و در مرحله استانی نیز به رتبه‌های دوم، سوم و چهارم دست یافته است.

 

جرج‌جرداقِ مسیحی دویست‌بار این کتاب را خواند

فاطمه می‌گوید: سطربه‌سطر نهج‌البلاغه، درس زندگی است و وقتی که جرج‌جرداقِ مسیحی دویست‌بار این کتاب را خوانده است، به‌نظر من بر همه شیعیان حضرت علی(ع) واجب است که دست‌کم، در زندگی‌شان یک‌بار که شده، این کتاب را بخوانند. می‌پرسیم از نهج‌البلاغه چه چیزهایی دستگیرت شده که خیلی قاطع پاسخ می‌دهد: از کتابی که فوق کلام مخلوق و کمتر از کلام خالق است و کامل‌ترین کتاب بعد از قرآن، چیزهای زیادی فهمیده‌ام. همه دستورهای زندگی مومن، در این کتاب نهفته است.

او خاطره سال نخستی را که در مسابقه شرکت کرده بود، به یاد می‌آورد و عنوان می‌کند: من حکمت۳۸ نهج‌البلاغه را که درباره ارزش‌ها و آداب معاشرت با مردم است، انتخاب کرده بودم. در این حکمت آمده است؛ «از دوستی با احمق بپرهیز؛ چراکه می‌خواهد به تو نفعی برساند، اما دچار زیانت می‌کند.» و ادامه می‌دهد: من سعی می‌کنم نکته‌هایی را که از نهج‌البلاغه خوانده‌ام، به خاطر بسپارم و به آن‌ها عمل کنم.

 

آنجا که موفق شدم...

از ویژگی‌‌های دیگر فاطمه که او را دربین دانش‌آموزان مدرسه و حتی ناحیه۲ شاخص کرده است، اجرای اوست که این موفقیت را نیز مدیون نهج‌البلاغه است. در این‌باره برای ما می‌گوید: سال دومی که در مسابقه نهج‌البلاغه شرکت کردم، شیوه اجرای مسابقه تغییر کرد و می‌بایست از پنج خطبه‌‌ای که اعلام می‌شد، یک خطبه را انتخاب و درباره‌اش تحقیق می‌کردیم و درنهایت کنفرانس می‌دادیم. سال سوم راهنمایی، اختتامیه مسابقه در اردوگاه ثامن‌الحجج(ع) و با حضور بیش از ۳۰۰دانش‌آموز و مربی برگزار شد. من آنجا کنفرانسم را خیلی خوب ارائه دادم، طوری‌که اصلا دلهره نداشتم و دربرابر آن جمعیت به‌خوبی صحبت کردم. همین موضوع باعث شد که ترس من از صحبت کردن در جمع بریزد و مربیان مدرسه از من بخواهند که برنامه‌های مناسبتی را اجرا کنم. حالا علاوه‌بر اجرای بیشتر برنامه‌های مناسبتی مدرسه، اجرای برنامه‌هایی که در سطح ناحیه برگزار می‌شود، نیز برعهده من است.

از این دانش‌آموز فعال می‌پرسیم چطور اجراهایت به ناحیه رسید که عنوان می‌کند: به ۱۴فروردین امسال مربوط می‌شود. در این روز اعضای شورای دانش‌آموزی ناحیه۲ که من نیز جزوشان هستم، به جلسه‌ای در اداره دعوت شدیم که دکتر صابری، رئیس آموزش‌و‌پرورش ناحیه۲ و سایر همکارانشان هم حضور داشتند. من به‌موقع نرسیدم و هیچ مطلبی هم آماده نکرده بودم؛ به همین دلیل در انتهای سالن نشستم. می‌دیدم که هرکدام از دانش‌آموزان صحبتی می‌کنند و علاقه‌مند بودم من هم صحبت کنم. مسئول شورای دانش‌آموزی که من را می‌شناخت، به کنارم آمد و درحالی‌که‌ انتظار سکوت من را نداشت، پرسید: «خانم رمضانی، شما نمی‌خواهید صحبت کنید؟» گفتم چرا. او هم خیلی سریع جایی کنار دکتر صابری برای من باز کرد و از انتهای سالن به صدر آن آمدم. چند دقیقه‌ای، کارهایی را که از ابتدای سال تحصیلی در مدرسه انجام داده‌ بودیم، در ذهنم مرور کردم و با جمله «باذن‌ا... و باذن رسو‌ل‌ا... و باذن امیرالمومنین» صحبتم را شروع کردم. بعد از آن بود که دکتر صابری از یکی از همکارانشان خواستند که به من بگوید ما دوست داریم اجرای جلسه مدیران را دانش‌آموزی مثل شما به‌عهده بگیرد و من هم پذیرفتم.

 

98637.jpg

 

تشکیل «گروه مجریان ناحیه۲»

فاطمه به اجرا علاقه زیادی دارد و حتی یکی از کارهایی که می‌خواهد در شورای دانش‌آموزی مدرسه پیگیری کند، تشکیل «گروه مجریان ناحیه۲» است. اتفاقا برای این منظور قول مساعد مدیران را هم گرفته است تا برای دانش‌آموزان بااستعداد مربی بگیرند و آن‌ها را آموزش دهند. به‌قول خودش، می‌خواهد کاری کند که ماندگار شود. 

یکی دیگر از کارهایی که او به‌عنوان رئیس شورای دانش‌آموزی در مدرسه پیگیری کرده، بررسی مشکلاتی بوده است که باعث حضور نیافتن دانش‌آموزان در نمازجماعت می‌شود. تعریف می‌کند: سال گذشته برای افزایش تعداد نمازگزاران مدرسه، تابلوی نماز تهیه و آن را نزدیک نمازخانه نصب کردیم. روی تابلو نوشتیم «من برای نمازجماعت در نمازخانه شرکت نمی‌کنم، زیرا....» می‌خواستیم نظر دانش‌آموزان را از کیفیت برگزاری نماز و دلایل آن‌ها را برای حضور نیافتنشان بدانیم. موضوع‌های نوشته‌شده را بررسی کردیم و متوجه شدیم که بیشترین دلایل به سرد بودن محیط نمازخانه و طولانی بودن نماز و به‌دنبال آن اجازه ندادن دبیران برای حضور در نمازجماعت مربوط می‌شود. به همین منظور با پیگیری‌های شورای دانش‌آموزی، سیستم گرمایش نمازخانه و موتورخانه را تعمیر کردند تا دانش‌آموزان بتوانند با آب گرم وضو بگیرند. با این کار خوشبختانه استقبال بچه‌ها از نماز بیشتر شد؛ البته کارهای دیگری هم مانند انتقال کتاب‌های کتابخانه از زیرزمین به سالن و... بوده که با کمک و همراهی دبیر پرورشی انجام شده است.

 

بی‌توجهی مسئولان به کمبودهای محله

از فاطمه می‌خواهیم کمی هم از محله زندگی‌اش بگوید. او بیان می‌کند: خوشبختانه اهالی محله عنصری، خیلی صمیمی و مذهبی هستند. ما همسایه‌های خوبی داریم و مسجدی فوق‌العاده صمیمی به نام مسجد امین که اتفاقا من در روز میلاد حضرت زهرا(س) در آن، اجرا انجام دادم. کاستی بزرگ محله ما هم وجود فضای ورزشی و تفریحی است. هرچند مدتی است که پدرم با خرید توپ والیبال و تور، سعی کرده است در زمین خالی نزدیک خانه‌مان، برای نوجوانان محله فرصت بازی و ورزش را فراهم کند، مسئولان توجهی نشان نمی‌دهند و همیشه این درد هست که چرا نمی‌آیند و رسیدگی نمی‌کنند!

 

این دریای معانی را کنار نمی‌گذارم 

اولویت نخست فاطمه، درسش است و در همه سال‌های تحصیلش هم جزو شاگرد اول‌ها بوده، اما از فضای فعلی مدرسه‌ها که به‌قول خودش «کنکوریزه» شده است، ناراحت است. می‌گوید: دانش‌آموزان باید کمی از درس و البته فضای مجازی فاصله بگیرند تا به استعدادهای خودشان پی ببرند. فاطمه بعد از عنایت خداوند متعال، موفقیتش را مدیون پدر و مادرش می‌داند که با تربیت درست، او را به سمت نهج‌البلاغه سوق دادند و معتقد است که خلقیات آن دو که اهل مطالعه و شعرخوانی و گفتگوی جمعی هستند، روی او تاثیر گذاشته و منجر به اجراهای مسلط وی شده است و از اینکه آن‌ها همیشه کنارش بوده‌اند و از دور به رفتارش نظارت می‌کردند تا قدرت اختیار او سلب نشود، بسیار خرسند است. علاوه‌بر این او از زحمات مدیر مدرسه‌اش نیز قدردانی می‌کند.

سوال پایانی ما از او درباره آینده تحصیلی‌اش است که چنین به آن پاسخ می‌دهد: چون جهت‌گیری زندگی من با نهج‌البلاغه بوده است، دوست دارم ادامه راهم نیز با نهج‌البلاغه باشد. من عنایت‌هایی از امیرالمومنین(ع) دیده‌ام که نمی‌توانم از این مسیر دل بکنم، بنابراین در هر رشته دانشگاهی هم که تحصیل کنم، حتما درکنارش نهج‌البلاغه را هم فراموش نخواهم کرد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی