کد خبر : 70677
/ 19:58
خیلی زود، دیر می‌شود؛ بهانه شما برای ازدواج‌نکردن چیست؟

خود اشکال‌تراشی

انگشتانش را زیر چانه‌اش گره می‌کند تا تکیه‌‌گاهی برای سرش بسازد، انگار هروقت به گذشته فکر می‌کند، سرش سنگین‌تر می‌شود. عمری سپری شده بود و راه بازگشتی نداشت.

خود اشکال‌تراشی

معصومه متین‌نژاد- خیلی از هم‌سن و سال‌هایش حالا بچه‌ مدرسه‌ای داشتند و او هنوز در پیچ‌وخم نخستین تصمیم‌ سرنوشت‌ساز زندگی‌اش مردد بود. گاهی فکر می‌کرد که باید بی‌خیال همه‌چیز شود و رویه‌ای را که در پیش گرفته همچنان ادامه بدهد ولی نمی‌شد، یعنی نمی‌گذاشتند. این‌طوری برای ابد دست مادرش از قبر بیرون بود؛ این تکه کلام خواهر بزرگ‌ترش بود و او را حسابی به هم می‌ریخت.

نگاه سنگین و تامل‌برانگیزش تا قبل از اینکه عذرخواهی کنم و لب به سخن باز کند، باعث شد چندبار خودم را سرزنش کنم که چرا چنین سوال شخصی پرسیده‌ام؛ «راستش رو بخواید از وقتی که دیدمتون هَمش می‌خواستم بپرسم که چرا با این سن‌وسال و این همه کمالات هنوز ازدواج نکردید؟» جوابش صریح است؛ «نیازی به عذر‌خواهی نیست؛ شما اولیش نیستی، آخریشم نیستی! فرصت‌های زیادی برای ازدواج داشتم ولی هربار مشکلی پیش اومد و نشد؛ یعنی خودم نگذاشتم که بشه؛ می‌خواستم درسم تموم بشه، شد. می‌خواستم وضعیت کاریم تثبیت بشه، شد. می‌خواستم یکمی خودمو بالا بکشم، کشیدم ولی...»

منتظرم حرفش را ادامه بدهد ولی نمی‌دهد. همه آنچه باید یک انسان موفق در زندگی‌ داشته باشد و به آن برسد، دارد ولی به‌نظر خودش خیلی از آن‌ها دیگر بی‌مفهوم می‌آیند. این تنها مشکل او نیست. درصد نسبتا بالایی از جوانان مجرد دهه ۵۰ و ۶۰ هم همین مشکل را دارند؛ خودساخته و موفق در اجتماع و تنها و بلاتکلیف در حریم خانه و خانواده که خود ندانسته و نخواسته این شرایط را رقم زده‌اند و این می‌تواند هشداری برای خانواده‌ها و دهه هفتادی‌ها باشد.

..........................................

اگر بخواهیم منصفانه فهرستی از عوامل تاثیرگذار بر تجرد و بالارفتن سن ازدواج در خیلی از جوان‌های امروزی پیدا کنیم. حتما باید در کنار عوامل اجتماعی و اقتصادی جایی هم برای عوامل شخصی باز کرد. منظور از عوامل شخصی هم، دلایلی است که مستقیم به خود فرد برمی‌گردد؛ بهانه‌گیری‌ها و اِن‌ قُلت آوردن‌هایی که در سرنگرفتن یک ازدواج، کم از عوامل اجتماعی و اقتصادی تقصیر ندارد. می‌گویید نه، این مطلب را که تنها به چند مشکل کوچک از این دست اشاره‌ای کوتاه دارد، بخوانید.

 

می‌خوام ادامه تحصیل بدم

نیاز نیست خیلی به گذشته دور سفر کنیم؛ تا همین سه دهه پیش، وقتی پسری دیپلم می‌گرفت و دختری درحال دیپلم گرفتن بود، مادر و پدرها آستین‌ بالا می‌زدند و چشم به‌هم‌زدنی دختر و پسر را می‌فرستادند خانه بخت. درخوش‌بینانه‌ترین حالت هم ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر همراه با زندگی تاهلی و فرزندداری طی می‌شد؛ یعنی همه چیز باهم، آهسته و پیوسته اما کم‌کم مثل خیلی چیزها، دگردیسی آرامی اتفاق افتاد.

بیشتر دختر‌خانم‌ها که باید فرصت‌های تحصیلی در مقاطع بالاتر را فدای خانه‌داری و بچه‌داری می‌کردند و در بیشتر اوقات هم با مخالفت همسر برای ادامه تحصیل روبه‌رو می‌شدند، ازدواج را مانع اصلی درس خواندن دانسته و تحصیلات پلکانی را با هدف کسب موفقیت‌های اجتماعی بیشتر و فرصت‌های بهتر برای ازدواج شروع کردند. تبی که به سرعت جامعه را فراگرفت و به نحوی نیز از طرف خانواده‌ها، نظام آموزشی، رسانه‌ها و حاکمیت هم پشتیبانی ‌شد.

مشابه این روند برای آقا پسرها هم اتفاق افتاد، اما دیرتر و در مقاطع تحصیلی بالاتر. تا اینجای ماجرا قابل تامل بود، اما ناگهان کفه ترازوی تحصیلات عالیه به نفع دخترخانم‌ها سنگینی کرد و شرایط ازدواج باز هم برای آن‌ها سخت‌تر شد؛ چراکه طبق عرف اجتماعی یک مرد باید در هر شرایطی یک سروگردن از زنش بالاتر می‌بود و حالا نبود. گذشته از آن، بهار زندگی بسیاری از این دخترها هم درحال سپری شدن بود و تمایل به تشکیل خانواده در آن‌ها کمتر.قبول داریم در آنچه اتفاق افتاده، بیشتر از خود این جوان‌ها، شرایط اجتماعی نقش داشته و بی‌انصافی است که بخواهیم همه کاسه کوزه‌ها را یک‌جا سر آن‌ها بشکنیم، اما به هرحال این موضوع تعادل خیلی چیزها را درجامعه به هم زد و سطح توقعات دوطرف را افزایش داد. شرایط و محدودیتی که آثار سوء آن همچنان ادامه دارد و تکرار می‌شود؛ با این تفاوت که تا دیروز ناآگاهانه بود و امروز آگاهانه است و دستاویزی برای فرار از مسئولیت زندگی مشترک.

 

98595.jpg

 

هنوز که سربازی نرفتم!

این مسئله هم از آن به ظاهر موانعی است که این روزها ۹۹درصد آقا پسرها را به این نتیجه رسانده که قید ازدواج را باید نه تنها تا بعد دوران خدمت بلکه تا چند سال پس از آن هم بزنند، چون معمولا پایان خدمت سربازی مساوی است با جدی گرفتن مسئله اشتغال. دور تسلسلی که افزون بر اشتغال، پای تحصیل و ازدواج را هم به میدان زندگی بیشتر آقا پسرها کشانده است.

قدیم‌ترها، سربازی مساوی بود با زمان آستین بالازدن خانواده‌ها برای پسرهایشان و بهترین زمان برای طی شدن دوران نامزدی و بعد از آن هم شروع یک زندگی مشترک ولی حالا دوطرفه، نه پسرها، نه دخترها و نه حتی خانواده‌هایشان تمایلی برای ازدواج تا پیش از سپری شدن این دوران ندارند؛ یعنی درخوش‌بینانه‌ترین حالت سن ۲۰‌سالگی برای آقا پسرها که اگر بخواهیم مدت زمان تحصیل تا مقطع ارشد و بعد هم پیدا کردن یک شغل مناسب و تثبیت شدن در آن را اضافه کنیم، می‌شود عمر یک نوجوان!

قبول داریم که ازدواج کردن تاپیش از این دوران کمی سخت است ولی برای بسیاری از پسرهای جوانمان این زمان بهترین فرصت اقدام برای زندگی مشترک است؛ هم به لحاظ تامین نیازهای عاطفی و غریزی که در این سن فوران می‌کند و هم شکل دادن به شاکله زندگی که در این سن بیشترین نابسامانی را دارد. گذشته از این، سازمان نظام وظیفه هم حمایت‌هایی را برای ازدواج جوان‌ها قائل شده که برای خیلی‌ها می‌تواند یک امتیاز باشد.

به‌طور مثال همه متاهل‌ها می‌توانند در شهر یا محل سکونت والدین خود یا همسرشان به خدمت ادامه بدهند و از تسهیلات مربوط به این امر استفاده کرده و درست مانند یک فرد شاغل مدت زمان زیادی را صرف خانواده خود کنند. اگر کسی هم دارای تحصیلات باشد، می‌تواند در قالب تعهدهایی، سربازی ضمنِ خدمت کرده و در‌حالی‌که به کار مشغول است، سربازی را بگذراند. (برای استفاده از این بند باید کمی شانس و بیشتر از آن بند پ داشت.)

 

خواهر برادر بزرگ‌تر دارم

این مانع هم از آن حرف‌هاست که بیشتر از دختر و پسرها، خانواده‌هایشان درگیر آن هستند؛ وجود یک برادر و خواهر بزرگ‌تر که به هر دلیل هنوز ازدواج نکرده‌ و طبق یک رسم و عرف اجتماعی و البته سنتی اشتباه باید کوچک‌ترها تا زمان ازدواج بزرگ‌تر‌ها صبر کنند تا این روند به ترتیب در بین فرزندان طی شود تا مبادا حرف و حدیثی پشت‌سر فرزند بزرگ‌تر پیش بیاید. هرچند به مدد کار فرهنگی رسانه‌ها، به‌ظاهر این روزها کمتر درجامعه با این مشکل برخورد داریم ولی این مسئله همچنان یکی از موانع ازدواج به ویژه برای دخترخانم‌هاست.

این موضوع تا زمانی که سن خواهر و برادر کوچک‌تر کم است، قابل تامل و چشم‌پوشی است ولی با بالارفتن سن در آن‌ها، فرصت ازدواج‌های خوب یکی پس از دیگری از بین می‌رود و تنش روحی بیشتری دربین خواهر و برادرها ایجاد می‌شود. معمولا در خانواده‌هایی که با این مشکل مواجه هستند، در سال‌های نخست تب ازدواج کوچک‌ترها داغ‌تر است ولی گذشت زمان باعث می‌شود که آن‌ها هم همان رویه خواهر یا برادر بزرگ‌تر را درپیش بگیرند و نسبت به ازدواج کم‌میل‌تر و سخت‌گیرتر شوند؛ نکته‌ای که کمتر خانواده‌ها یا خود جوان به آن توجه می‌کنند.

 

خونه و ماشین پس‌ چی!

همه افرادى که دیر ازدواج مى‌کنند واقعا به سبب نداشتن تمکنِ مالى نیست، چون ازدواج حقیقتا آن قدرها هم که ما فکر مى‌کنیم، دشوار نیست. قصد نداریم شعار بدهیم و بگوییم نداری و ناچاری دلیلی بر تاخیر در ازدواج نیست و باید اقدام کرد و سعی و تلاش. نه! واقعا در شرایطی که فرد به هردلیلی مانند نداشتن کار و یا بیماری، توانایی تامین مخارج ابتدایی یک زندگی را نداشته باشد، نباید ازدواج کند؛ بلکه همان‌طور هم که در معارف دینی سفارش شده، باید عفت پیشه کند و صبر و توکل برخدا تا گشایشی شود و شرایطش بهتر. روی صحبتمان اصلا با این گروه نیست؛ بلکه درباره کسانی حرف می‌زنیم که خیال می‌کنند اول زندگی باید همه چیز روبه‌راه باشد تا بتوان یک زندگی را شروع کرد.بیشتر جوان‌ها، مدام درحال مقایسه خودشان با دیگران هستند و امروز زندگی والدینشان را می‌بینند و همان توقع را هم از خودشان و یا همسرشان دارند، درحالی‌که فراموش کرده که همه ازجمله پدرو مادرهایشان، با هیچی زندگی را شروع کرده‌ و با سعی و تلاش و در طول سال‌ها آن را ساخته‌اند و این یعنی انتظار داشتن ماشین و خانه شخصی و استطاعت برگزاری یک مجلس عالی که کم از دیگران نداشته باشد، برای شروع یک زندگی توقع زیادی است و به تاخیر انداختن ازدواج تا برآورده شدن این انتظارات، چیزی جز از دست دادن نشاط جوانی و بهترین سال‌های زندگی نیست. 

..........................................

 

مراد از ازدواج زودهنگام در آموزه‌های دینی چیست؟

بلوغ جنسی + فکری

98596.pngدر بحث ازدواج از دیدگاه اسلامی خوب است که پسر و دختر هر چه زودتر و در سن بلوغ ازدواج کنند. یعنی دختر در سن ۱۱ و ۱۲ و پسر ۱۶ و ۱۷. خوب اگر تنها هدف از ازدواج ارضای غریزه جنسی می‌بود، ازدواج در این سنین خوب بود. اما ازدواج که فقط این نیست. ازدواج یک نیاز منطقی و متقابل به جنس مخالف است.

نیازی که خیلی بعید است در یک دختر و پسر با این سن و سال پیدا شود. پس چرا اسلام دستور به زود ازدواج کردن، داده است!؟ درحالی‌که همه ما می‌دانیم که خداى متعال به حکمت بالغه‌اش شهوت و غریزه جنسی را در نهاد انسان گذارده و آن را با طبیعتش در آمیخته و همچنین از روى رحمت و هدایت خود راه‌هاى آسان و معقول کنترل و ارضای آن را نیز پیش پاى او قرار داده و نسبت به بیراهه‌ها و انحراف از مسیر درست هشدارهاى لازم را داده است، یعنی ازدواج و رعایت عفاف و تقوای درونی و عملی که باید تا مهیا‌شدن شرایط ازدواج آن را در پیش گرفت.

پس از نظر دین، بهترین و موثرترین راه در کنترل غریزه جنسی، ازدواج است که آن هم مانند امور دیگر، به مقدمات و شرایطی بستگی دارد و باید فراهم باشد تا بتوان ازدواجی موفق و سالم داشت که یکی از شرایط آن ازدواج زودهنگام است ولی آیا این به معنای تسریع در ازدواج به هر قیمتی است؟ قطعا چنین نیست؛ بلکه باید سایر شرایط نیز لحاظ شود. یعنی همان‌گونه که رشد جسمانی و شایستگی پسر یا دختر برای ازدواج با بلوغ جنسی سنجیده می‌شود باید رشد عقلانی و توانایی‌های او برای ازدواج هم آزموده شود. بدیهی است که در رشد عقلانی و اموری چون بلوغ اقتصادی و بلوغ اجتماعی و شخصیتی، ‌افراد هم مانند یکدیگر نیستند. پس مراد اسلام از زود ازدواج کردن، آمادگی و استعداد افراد بعد از بلوغ جنسی است که از آن به بلوغ فکری یاد می‌شود و آن هم نتیجه تحول شناختی در انسان است که برای تحصیلش باید شرایطی را برای افراد ایجاد کرد، مانند شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و دادن مسئولیت به فرد، مدیریت هیجانات و عمل کردن براساس منطق و عقل، تأمل و تفکر هرچه بیشتر در مسائل پیرامونی و ....

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی