کد خبر : 70517
/ 19:03
روضه‌ خانگی «حسینیه شهید طالبیان» را مردم مشهد به‌خوبی می‌شناسند؛

۶۲سال ارادت

آرزوی کودکی ۱۲ساله که پای سماور مسجد ترک‌ها چایی می‌ریزد و در روزهای محرم، خدمت خادمان حسین(ع)، دل و دینش را می‌برد. دل و دینش را می‌برد آن‌جا که تصور می‌کند خودش بتواند روزی خدمت‌گذار مراسم مولایش باشد.

۶۲سال ارادت

لیلا کوچک زاده - حالا ۴۳سال است که سیدعلی‌رضا طالبیان همان کودک ۱۲ساله، در خانه‌اش روضه برپا می‌کند. صبح‌های وفات روضه است. دهه اول محرم، ۳۰روز ماه مبارک رمضان، روز عرفه، نماز عید فطر و ... مردم هم دلبسته این روضه‌های خانگی شده‌اند و از دور و نزدیک می‌آیند. 

و حالا همان کودک ۱۲ساله، پدر شهید سیدمهدی و جاویدالاثر سیدهادی نیز هست و همچنین مداح اهل بیت است و به رایگان در مراسم مختلف مداحی می‌کند. 

از این ۴۳سال روضه‌خوانی، ۱۴سال آن سهم محله ارشاد است. باقی سال‌ها، این روضه در خانه خیابان امام رضای خانواده طالبیان برگزار می‌شده است. 

منزل طالبیان‌ها ، در بین مردم، حسینیه شهید طالبیان نام گرفته است و به گفته این پدر شهید، حسینیه‌ای شخصی است. 

..........................................

عصر روز جمعه، برای تهیه گزارش به منزل شهید طالبیان می‌رویم. شنیدیم که در زمان روضه‌ها، منزلشان از جمعیت به‌شدت شلوغ می‌شود. طوری که علاوه بر فضای حیاط، مردم در کوچه هم می‌نشینند. یکی از دلایل استقبال مردم از روضه‌های این‌جا، دعوت از روحانیان و سخنرانان سرشناس برای اجرای مراسم است و نکته جالب، حضور همیشگی این روحانیان در این روضه است که مهم‌ترین دلیل آن، همیشگی بودن روضه‌ها و علاقه‌بستن آن‌ها به این مراسم است. 

معماری منزل خانواده شهید طالبیان بسیار خاص است و زیبا. پدر شهید خود طراحی ساختمان را انجام داد و مهندس ناظر هم یکی از شهرداران وقت مشهد بوده است تا فضای اینجا به معنای واقعی شبیه به یک حسینیه باشد. از دوشبستان بزرگ ویژه خانم‌ها و آقایان تا سرویس‌های بهداشتی و دو آشپزخانه مجهز و سالنی ویژه مراسم صبحانه‌خوری روضه‌های صبح و ... . 

 

98327.jpg

 

نخستین روضه هم زمان با شهادت حضرت جوادالائمه(ع)

گفتگوی ما با پدر و مادر شهید طالبیان در بخش بانوان و در فضای بزرگی که دورتادور آن صندلی چیده شده است و تمام دیوارها، با سلیقه سیاه‌پوش شده، برپا می‌شود. 

در مقابل ما زوجی نشسته‌اند که ظاهرا گذر ایام بر چهره‌شان چین و شکن انداخته است، اما حال و حوصله‌شان کاملا خوب است و با وجود برگزاری دائمی مراسم در منزلشان با انرژی از برنامه‌های حسینیه‌ می‌گویند. 

نخستین سؤال ما درباره دلیل برگزاری دائم روضه‌هاست. پدر شهید طالبیان می‌گوید: پدرم اهل روضه بودند و در منزل ما هر هفته ۴شنبه‌ها روضه برپا بود. از همان زمان به برپایی روضهه علاقه‌مند شدم. 

بعد هم همسرش اشاره می‌کند که روضه‌ها از سال ۱۳۵۲ شروع شد و نخستین روضه هم زمان شهادت حضرت جوادالائمه(ع) و برای این امام بزرگوار بوده است.

او توضیح می‌دهد که خانه قبلی‌شان در محله امام رضا(ع) دیگر جوابگوی تعداد شرکت‌کنندگان نبوده است و مجبور می‌شوند آن را بفروشند و به این خانه که بزرگ‌تر بوده، بیایند. البته این خانه ۴۲۳متری را دوباره از نو می‌سازند تا فضای مناسب برای برپایی روضه داشته باشند.

 

به آقای خامنه‌ای بگویید «پسر خادم مسجد ترک‌ها»؛ مرا می‌شناسند

اما سیدعلی‌رضا طالبیان متولد سال ۱۳۲۱ در محله خسروی نو است. پدرش عطاری ساده بوده که در ضمن عطاری خادم مسجد ترک‌ها نیز هست. مسجدی که پدر آقای خامنه‌ای در آن نماز می‌خوانند و سیدعلی رضای جوان نیز از ۱۲سالگی مکبر ایشان است و علاوه براین، کنار سماور می‌نشیند و چایی می‌ریزد. 

شهروند محله ارشاد با یادآوری آن روزها می‌گوید: اگر به آقای خامنه‌ای بگویید «پسر محمدعلی، خادم مسجد ترک‌ها» به خوبی مرا می‌شناسند. 

بعد هم اضافه می‌کند: یکی از آرزوهای من از همان زمان، برپایی مراسم روضه‌خوانی بود. 

او در کنار تحصیل، کمک خرج خانواده هم هست و در بازار فرش شاگرد فرش‌فروش. ازدواج می‌کند و برای تأمین مخارج زندگی‌اش دست به تلاشی دوچندان می‌زند. برای ما تعریف می‌کند: هرشب تا ساعت ۲نیمه شب کار می‌کردم. وقتی شاگرد فرش فروش بودم، هر شب دوقالی را ترک دوچرخه‌ام می‌گذاشتم و به خانه می‌آوردم تا به همراه همسرم، شیرازه‌‌های فرش را بدوزیم. ایشان سوزن را نخ می‌کردند و به دست من می‌‌دادند. 

حاج آقا برای ما با هیجان از ماجرای خریدن خانه در خیابان امام رضا(ع) می‌گوید. اینکه اصلا باورش نمی‌شده آن زمان یعنی سال ۱۳۵۲، بتواند ۲۰هزار تومان پول جور کند و خانه را بخرد و اینکه وقتی خانه را می‌خرد، نزدیک شهادت حضرت جوادالائمه(ع) است و چون برای جورشدن پول خانه، به ایشان متوسل شده است، اولین روضه را برگزار می‌کند. 

می‌گوید: روز شهادت ایشان، هشت‌روضه‌خوان دعوت کردم. از صبح تا ساعت دوی بعدازظهر روضه ادامه داشت. آبگوشتی هم درست کردیم و ناهار دادیم. 

 

98328.jpg

 

مشارکت همسایه‌های محله در برپایی روضه‌ها 

خلاصه روضه‌های آن‌ها شروع می‌شود و تا امروز ادامه دارد. در این راه نه‌تنها خسته نشده‌اند بلکه به دنبال گسترش فضای خانه خود هستند.

پدر شهید طالبیان می‌گوید: قصد داریم دوطبقه دیگر نیز به خانه اضافه کنیم تا برای مهمان‌های روضه جا داشته باشیم. باور کنید در شب‌های احیا، مردم در کوچه هم می‌نشینند. 

همسرش نیز در تکمیل صحبت او می‌گوید: زمانی که خانه را در این محله خریدیم، باور نمی‌کردیم مردم این‌جا هم از روضه‌ها استقبال کنند. اما آن‌ها آنقدر استقبال می‌کنند که باورمان نمی‌شد. حالا همسایه‌ها در برپایی روضه‌ها مشارکت می‌کنند. استکان می‌شورند، برای پخت غذا به حاج آقا کمک می‌کنند و ...

اما خانم طالبیان در پاسخ به این سؤال ما که مخارج روضه‌ها چگونه تأمین می‌شود، می‌گوید: وسیله‌اش را همیشه خدا می‌رساند. پسرم همیشه می‌گوید، در زمان برگزاری روضه‌ها مشکل داریم اما خداروشکر بعد از برپایی روضه، تمامشان حل می‌شود.

 

به پدرم بگو دوست ندارم در رختخواب بمیرم

پس از رسیدن گفتگو به این بخش، راهی طبقه پایین و بخش آقایان می‌شویم. جایی که بتوانیم از این پدر و مادر شهید در آن فضای دلنشین عکس بگیریم و برای ما از دوپسر خود که یکی شهید و دیگری جاویدالاثر شده است، بگویند. 

ورودی شبستان پایین، راهرویی دارد که بر دیوارهای سنگی آن، عکس تمام خدمت‌گذاران درگذشته هیئت محبان‌الحسین(ع) خودنمایی می‌کند. حاج آقا به تک تک این افراد اشاره می‌کند و خدا بیامرزی نثارشان می‌کند. وارد شبستان می‌شویم و حاج آقا به سمت پرده بزرگ سیاه رنگی که نشانه هیئت بوده می‌رود و می‌گوید: پرده هیئت در سال ۱۳۷۸قمری به دست قلاب‌دوزی نزدیک مسجد گوهرشاد دوخته شده است. 

نوبت صحبت درباره دوپسرشان است. پدر شهید طالبیان می‌گوید: سیدمهدی، ۵بار به جبهه رفت. بار ششم که قصد رفتن داشت، ما هم قصد رفتن به سفر سوریه داشتیم. به او گفتیم شما وظیفه‌ات را خوب به انجام رساندی. بمان و درست را ادامه بده. همان زمان دانشگاه قبول شده بود. خلاصه ما رفتیم سفر و او هم دوباره راهی جبهه شد. به مادرش گفته بود: به پدرم بگو خیال کند نرفتیم جبهه و سالم ماندیم و دوتن غذای بیشتر خوردیم. من دوست ندارم در رختخواب بمیرم. 

او ادامه می‌دهد: سال ۱۳۶۱ بود. از سوریه برگشتیم و چندهفته بعد خبر شهادتش را آوردند. ۱۴بهمن بود. پیکرش سر نداشت. ناراحت بودیم اما امانت خدا بود.

سیدهادی هم چندسال بعد از سیدمهدی رفت و همان بار اول که رفت دیگر برنگشت و به جاویدالاثرها پیوست. 

 

یک روز کاری حاج آقای طالبیان

حاج آقای طالبیان مداح اهل بیت هم هست و البته ۱۸سال نیز خادم حرم در بخش کفش‌داری. در خیابان خسروی نیز فروشگاه فرش دارد. این‌ها را گفتیم تا درباره یک روز کاری این مرد پرتلاش بگوییم. خودش می‌گوید: از ۴صبح تا ۸شب هر روز مشغولم. نکته مهم دیگر درباره او پختن غذاهای نذری است. چون یک تنه مسئول اصلی پخت غذا برای ۲هزار تا ۲هزار و ۴۰۰نفر است. خودش از حلیم ویژه صبح روز شهادت امام رضا(ع) تعریف می‌کند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی