کد خبر : 70330
/ 19:26
درباره مسئله خاص محلات قدیمی منطقه ما؛

چنبره برج‌ها

اغلب مجتمع‌های تجاری‌ای که در خیابان هاشمیه و هنرستان مشاهده می‌کنید، زمانی باغ‌های منطقه را تشکیل می‌داده‌اند.

چنبره برج‌ها

سپهری- وقتی از اهالی قدیمی این منطقه درباره تاریخچه مجتمع‌های تجاری منطقه می‌پرسید، همه می‌گویند اغلب این مجتمع‌های تجاری، طی سال‌های اخیر ساخته شده‌اند و حدود ۹۰‌درصد آن‌ها در گذشته، باغ‌های بزرگ و وسیعی بوده‌اند که در آن، انواع درختانی مانند چنار، افرا، زبان‌گنجشگ، اقاقیا و... وجود داشته است. آمار دقیقی در دست نیست که این درختان چه تعداد بوده اما آن‌طور‌که به نظر می‌آید، تعداد شایان‌توجهی از این درختان قطع شده‌اند تا جای آن‌ها را مجتمع‌های تجاری بلند‌ بگیرد. حدود ۱۰‌درصد باقی‌مانده از مجتمع‌های تجاری، در گذشته به‌‌ویژه در خیابان هفت‌تیر یا همان آب‌و‌برق، بیابان یا خانه‌های قدیمی بودند. آپارتمان‌هایی که همانند قارچ در این محله سبز شده‌اند و روزبه‌روز هم بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود، آپارتمان‌هایی سر‌به‌فلک‌کشیده‌اند که چنبره بر باغ‌ها انداخته و آن‌ها را تخریب کرده‌اند و این تخریب همچنان ادامه دارد.داستان تخریب باغ‌ها و جایگزینی آن‌ها با برج‌ها و ساختمان‌های شیک و بزرگ امروزی، قصه دیروز و امروز نیست؛ قصه آدم‌هایی است که قرار است در این ساختمان‌های بدون هیچ هارمونی سکونت کنند و به آدم‌های این برج‌ها بنگرند. از یک طرف با برج‌هایی همسایه می‌شوند که هر‌چقدر هم سرشان را بالا بگیرند باز نمی‌توانند پنت‌هاوس آن را ببینند و از‌طرفی همسایه می‌شوند با کوه‌هایی که فقط دیوار خانه‌شان شده و به آن تکیه می‌زنند و پشتشان به کوه گرم است. تخریب باغ‌ها و آباد‌کردن زمین‌های خیابان شهید‌راضی، روایت دیگری است از داستان سریالی کوه‌خواری و زمین‌خواری در ارتفاعات جنوبی.

 

دیوارهای باقی‌مانده باغ‌های دیروزی

هنوز برخی از دیوارهای باقی‌مانده از باغ‌های دیروزی در انتهای خیابان شهید‌راضی، جایی در حوالی هاشمیه، درست جایی که ساختمان‌ها و برج‌های سر‌به‌فلک‌کشیده‌ خودنمایی می‌کنند، به چشم می‌آید. زمانی که پا در کوچه‌های این خیابان می‌گذاری که به‌تازگی اسم و رسمی نیز یافته‌اند، خاکی‌بودن و ناهمواری کوچه‌ها به چشم می‌آید و گمان می‌کنی قدم به روستا گذاشته‌ای! بقایای به‌جامانده درختان دیروز باغ‌ها، آن‌هم به‌صورت خشکیده، گمان تو را بیشتر می‌کند و تو را به شک می‌اندازد که نکند اینجا روستا باشد! درختانی بلند و کهن‌سال که قامتشان، نشان از قدمت و عمر طولانی‌شان دارد.با اهالی این خیابان هم‌صحبت می‌شوم. با اینکه بیشتر آن‌ها ساکنان جدید این خیابان‌ها هستند، از اینکه در جایی زندگی می‌کنند که روزی مکان مناسبی برای تفریحات ییلاقی مردم شهر بوده و موقعیت آن نقش بسزایی در تلطیف هوای شهر داشته، دلشان می‌گیرد. ناراحتند که امروز این محله مورد‌تاراج برخی افراد سو‌ءاستفاده‌گر قرار گرفته است.

 

اتفاق جدیدی نیست!

زارعی، یکی از ساکنان این خیابان که سن‌و‌سالی از او گذشته است، می‌گوید: این اتفاق جدیدی نیست! سال‌هاست که باغ‌ها را خشک می‌کنند و به‌جای آن، برج‌هایی بلند می‌سازند. متاسفانه در این محله، نقش مسئولان کم‌رنگ است. اگر حضور شبانه‌روزی داشتند، این زمین‌ها و کوه‌های محله، این‌طور مورد تاراج زمین‌خواران قرار نمی‌گرفت. خودتان مشاهده می‌‌کنید که بیشتر این افراد با ماشین‌های میلیاردی‌شان یک روز می‌آیند و گشتی می‌زنند و فردا می‌بینی که صاحب یکی از زمین‌ها شده‌اند و پس‌فردا برجی در آن بالا می‌رود. دیگر چیزی از باغ‌ها و صاحبان آن‌ها باقی نمانده و روزبه‌روز هم بقایای آن در‌حال ازبین‌رفتن است.

با اینکه پای زمین‌خواران و کوه‌خواران به این محله باز شده است، هنوز امکانات و خدمات در اینجا کم‌رنگ است اما شنیده می‌شود آینده خوبی درانتظار اینجاست. این محله، در حال حاضر، پاتوق دلالان زمین و کوه شده است؛ خانه‌هایی که دیوارش همسایه با کوه است. هیچ نظارتی هم نیست و بنگاه‌های املاک نیز روزبه‌روز بر قیمت زمین‌های این محله می‌افزایند.

 

تصویری فراموش‌نشدنی از محلات قدیم

‌کوچه‌باغ‌ها و درخت‌های کهن‌سال و به‌ویژه چنارهای محلات قدیمی منطقه از‌جمله رضاشهر، پاچنار و... زیباترین تصویری است که در یاد اهالی قدیمی این محلات باقی‌مانده است.

علیزاده، از اهالی محله رضاشهر است. او می‌گوید: صدای پرنده‌ها و آواز گنجشک‌ها را فراموش نمی‌کنیم. امروز وقتی از بالا به این محله‌ نگاه می‌کنیم، درخت‌هایی را می‌بینیم که رنگشان به زردی می‌زند. دور آن‌ها را سیمان و آهن پوشانده‌اند و زمین پر شده از ساختمان‌ها، برج‌ها، مغازه‌ها و مراکز بلند تجاری و اداری.

جالب‌تر اینکه این مجتمع‌های تجاری هر‌روز در‌حال توسعه هستند و معلوم نیست که قصه کوچه‌باغ‌های رضاشهر با رشد بی‌رویه مجتمع‌های تجاری تا کجا برسد و در پایان این قصه، چه بر سر اهالی بیاید.

او ادامه می‌دهد: امروز خیابان صیادشیرازی، خیابان هاشمیه و بسیاری دیگر از خیابان‌های منطقه به مراکز تجاری و اداری و محل تجمع بازار خرید و فروش در سطح شهر تبدیل شده و نظر بسیاری از سرمایه‌داران شهر را به‌سمت خود جلب کرده‌اند.

به گفته وی، مجتمع‌های تجاری میدان صیادشیرازی، نظر هر بیننده‌ای را به سمت خود جلب می‌کند. وجود فروشگاه‌های لوکس و برندهای معروف در‌زمینه غذا، پوشاک، جواهرات و بدلیجات، لوازم‌خانه، اسباب‌بازی و... نوعی آرامش و زیبایی بصری برای هر بیننده‌ای به وجود می‌آورد که به‌راستی نیاز اهالی و مردم شهر است؛ دورزدن‌های خانوادگی به‌خصوص در اوقات بعدازظهر و شب، تفریح و سرگرمی‌ای برای ما به وجود آورده است که خالی از لطف نیست.

او ادامه می‌دهد: اگر نظارت بیشتری بر اجناس این فروشگاه‌ها باشد، شاید علاوه‌بر گشت‌زنی، بتوان کالاهای مورد نیاز را از همین‌جا خرید. گاهی قیمت‌های نجومی داخل مغازه‌ها، قدم‌زدن در این مجتمع را با تکدر خاطر همراه می‌کند.

 

خودروهای لوکس خیابان هاشمیه، در جوار برج‌ها

یک شب تعطیل است و خودرو‌های لوکس در خیابان هاشمیه پشت سر هم ایستاده‌اند. کمی جلوتر، یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های تجاری منطقه قرار دارد؛ مجتمعی تجاری که دارای پارکینگ است اما دو طرف خیابان، ماشین‌ها زیر تابلوهای «حمل با جرثقیل» پارک کرده‌اند.

یغمایی، یکی از ساکنان این خیابان می‌گوید: ‌بزرگ‌ترین مشکلی که این مجتمع برای اهالی ایجاد کرده است، همان‌طور که می‌بیند، ترافیک و آلودگی هواست. ترافیک به کوچه‌های اطراف هم سرایت کرده و حتی برای خود اهالی جای پارک باقی نمانده است.

این شهرووند ‌از ایجاد سر‌و‌صدای مجتمع تجاری، رفت‌وآمد مردم، صدای موزیک و‌ تردد دختران و پسران جوان و گاهی هنجارشکنی آن‌ها برایمان می‌گوید. او تأکید می‌کند: از زمانی که این مجتمع در محله ساخته شده، آسایش از ساکنان گرفته شده است. ما هر روز شاهد هستیم که کوچه یا خیابانی دراطراف مجتمع‌ تجاری، یک‌طرفه می‌شود یا قوانین و مقررات جدیدی به وجود می‌آید اما این‌ها گرهی از مشکل ترافیک حل نمی‌کند. به نظر می‌رسد تصمیم‌ها و قوانین براساس موقعیت مجتمع‌های تجاری شکل می‌گیرد!

 

کم‌شدن رونق محله

در خیابان صارمی، روبه‌روی یک ساختمان مسکونی بلند یعنی برج معروف منطقه‌مان می‌ایستم. اسم مجتمع در ابعاد بزرگ روی ساختمان حک شده است. برای صحبت با اهالی، به کوچه‌پس‌کوچه‌های اطراف می‌روم. عباسی، یکی از ساکنان قدیمی محله هنرستان است که ساختمان محل سکونت او درست روبه‌روی مجتمع تجاری قرار دارد. وقتی از مسائل و مشکلات مجتمع تجاری از او می‌پرسم، می‌گوید: هر روز که از پنجره اتاقم به روبه‌رو نگاه می‌کنم، غول عظیم‌الجثه‌ای را مقابل خود می‌بینم که منظره کوه‌ها را از من گرفته است.

او ادامه می‌دهد: در گذشته در همین محل زندگی من که امروز به یک برج تبدیل شده، باغ بود و خانه پدری با سقف شیروانی در آن قرار داشت. آن را خراب کردند و به‌جای آن برج ساختند. به‌مرور این مجتمع تجاری هم که در گذشته باغ بود، روبه‌روی خانه ما ساخته شد. در گذشته از پنجره خانه، منظره کوه‌ها را نگاه می‌کردم و دلم باز می‌شد ولی امروز باید پرده اتاق را بکشم و نگاهم تا دیوار بیشتر تجاوز نمی‌کند!

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی