کد خبر : 70277
/ 18:36
اندیشمندی می‌گفت کسی که دو زبان یاد دارد، دو نفر است؛

کَن یو اِسپیک خارجی؟

چرا باید یک زبان خارجی یاد گرفت؟ دلایل مختلفی برای این کار وجود دارد و به همین دلیل اینکه بدانید هدفتان از یادگیری زبان خارجی چیست بسیار حائز اهمیت است.

کَن یو اِسپیک خارجی؟

معین اصغری_ هرچه انگیزه شما بیشتر باشد، مطمئناً یادگیری آن زبان برایتان ساده‌تر می‌شود. دلیل شما می‌تواند تحصیلی، شغلی، خانوادگی و حتی سیاسی باشد.دانستن یک زبان خارجی تاثیری شگرف در افزایش اعتماد به نفس دارد. فردی که می‌تواند به یک زبان خارجی حرف بزند، با افراد جدید آشنا می‌شود و خلاصه کارهایی را انجام می‌دهد که بدون دانستن آن زبان انجام نمی‌داد. حتی تحقیقاتی در یکی از دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا انجام شده و نشان می‌دهد افرادی که به یک زبان غیر از زبان مادری‌شان تسلط دارند از مهارت‌های حل مسئله بیشتری برخوردارند و در تصمیم‌گیری‌های‌شان بهتر و کاراتر عمل می‌کنند. از همه این‌ها که بگذریم، کمتر کسی وجود دارد که تاثیر یادگیری یک زبان خارجی بر تقویت قدرت مغز انسان را رد کند. ثابت شده است که افرادی که به یک یا چند زبان خارجی مسلط هستند از هر دو نیم‌کره مغزشان استفاده می‌کنند و کمتر از سایرین در معرض بیماری‌هایی مثل آلزایمر و زوال عقلی قرار دارند.خیلی‌ها از آموزش زبان اهداف مشخصی را دنبال می‌کنند؛ مثلا بعضی فقط به فکر ترجمه‌اند، برخی تنها می‌خواهند مکالمه یاد بگیرند، تعدادی تافل می‌خواهند و... . همه این افراد در یک ترم کنار هم جمع می‌شوند و مثلا صد جلسه را باهم می‌گذرانند، در‌حالی‌که شاید کسی که فقط مترجمی می‌خواهد، شاید با سی جلسه هم کارش راه بیفتد. بنابراین کلاس خصوصی می‌تواند گزینه‌ای مناسب باشد. (قبول دارم هزینه کلاس خصوصی زیاد است اما باید بسنجید چه چیزی به دست می‌آورید و چه چیزی از دست می‌دهید).

................................................

 

مثل یک کودک یاد بگیرید!

مراحل درست یادگیری زبان روشی است که کودکان به طور غریزی در پیش می‌گیرند. کودکان ابتدا به دقت به محیط اطراف گوش می‌کنند (Listening) و پس از مدتی شروع می‌کنند به استفاده کردن و تقلید ساختار‌هایی که شنیده‌اند و حرف می‌زنند (Speaking) و بعد از مدتی یاد می‌گیرند چطور بخوانند (Reading) و بنویسند (Writing). اگر شما می‌توانید این نوشته را بخوانید، پس یک کودک نیستید و بنابراین باید به طور آگاهانه این کار را انجام بدهید. علاوه بر این، کودکان از یادگیری زبان لذت می‌برند و وقتی جمله‌ای را یاد می‌گیرند، آن‌قدر تکرارش می‌کنند که انگار این تکرار برایشان شیرین است. 

حتماً دیده‌اید چه طور یک کودک با اشتیاق یک کارتون را برای بار چندم تماشا می‌کند و هنوز همان اشتیاق بار اول (اگر بیشتر نباشد) را دارد. استراتژی ذاتی کودکان در یادگیری این است که برای آموختن یک چیز باید هر چقدر که لازم است آن را تکرار کرد. شاید باورش سخت باشد اما تحقیقات نشان می‌دهد چیزی که باعث می‌شود یک کارتون در بار بیستم هنوز برای یک کودک دو ساله جذاب باشد بخش‌هایی است که تا بار نوزدهم برایش مفهوم نبوده! پس، شما هم اگر مایلید درست زبان انگلیسی را یاد بگیرید، باید تکرار کنید. از تکرار قسمت‌هایی از دیالوگ‌های یک فیلم گرفته تا تکرار مثالی از یک کلمه که به نظرتان جالب رسیده. پس یادتان باشد تکرار، ساده‌ترین راز یادگیری زبان انگلیسی و در کل هر زبانی است.

 

از اشتباه‌کردن نترسید!

کودکان نه تنها از اشتباه کردن نمی‌ترسند؛ بلکه تا مدت‌ها درک درستی از مفهوم اشتباه ندارند و این باعث می‌شود بدون ترس آنچه را که یاد می‌گیرند و فکر می‌کنند درست است به زبان بیاورند و بنابراین شانس بیشتری برای اصلاح شدن اشتباهاتشان توسط اطرافیان خواهند داشت. در بزرگ‌سالان اما ماجرا کاملاً برعکس است و تجربه نشان می‌دهد که این مشکل تنها در افراد مبتدی وجود ندارد و حتی در سطوح بالاتر چون زبان‌آموزان فکر می‌کنند دیگران انتظار بیشتری از آن‌ها دارند، موضوع جدی تر هم هست.

به هر حال چه در سطوح مبتدی و چه در سطوح پیشرفته، ترس مهم‌ترین عامل بازدارنده در یادگیری زبان انگلیسی است.این ترس در واقع چیزی نیست جز ترس از «خنگ به نظر رسیدن» در جمع! ترس از ضایع شدن (یا هر نوع نوشتاری که دوست دارید برای این اصطلاح عامیانه استفاده کنید). شاید پیش خود بخندید اما حتماً شما هم قربانی این ترس شده‌اید. مثلاً زمانی که در کلاس سوالی برایتان پیش آمده و فقط چون احساس می‌کردید سوالتان احمقانه و خیلی پیش پا افتاده باشد، رویتان نشده در کلاس جلوی سایر هم‌کلاسی‌هایتان آن را مطرح کنید. همین ترس کوچک قطعاً یادگیری زبان شما را به شدت فلج خواهد کرد و شما هرگز لذتی را که باید از آموختن یک زبان دوم می‌بردید، تجربه نخواهید کرد. در عوض، اگر نترسید و اشتباه کنید، از اشتباهات‌تان درس بگیرید و سعی کنید آن‌ها را تکرار نکنید، تازه می‌فهمید یادگیری زبان یعنی چه. دقت کنید، سعی کنید اشتباهات‌تان را تکرار کنید. یعنی حتی نباید از تکرار اشتباه هم بترسید. پس دفعه دیگری که از خودتان می‌پرسید «چرا یادگیری زبان انگلیسی برای من این‌قدر کند پیش میره» کافی است از خود بپرسید: «من می‌ترسم اشتباه کنم یا نه؟!» اگر جواب بله باشد، باید هرچه سریع‌تر این دیدگاه خودتان را اصلاح کنید.

 

صدای خودتان را ضبط کنید!

عموماً خیلی‌ها دوست ندارند به صدای ضبط شده خودشان گوش کنند اما یکی دیگر از کارهایی که می‌توانید برای سرعت بخشیدن به فرآیند یادگیری زبان انگلیسی خود انجام دهید این است که با خودتان حرف بزنید و صدایتان را ضبط کنید. گوش کردن به صدای ضبط شده می‌تواند ضعف‌ها و قوت‌هایتان شما را آشکار کند. کاری که باید انجام دهید، این است که موضوعی برای خود انتخاب کنید و در موردش چند دقیقه‌ای حرف بزنید و حرف‌هایتان را ضبط کنید. 

پسپس به فایل ضبط شده گوش کنید و ایرادهایتان را مشخص کرده و سعی می‌کنید آن‌ها را برطرف کنید. بعد یک بار دیگر صدای خودتان را ضبط کرده و همین روند را تا جایی ادامه دهید که احساس کنید ایرادهای مدنظرتان برطرف شده‌اند.

 

لهجه استاندارد مهم است!

لهجه مهم است! شما اگر گرامر و دامنه لغت خیلی خوبی داشته باشید و بتوانید روان حرف بزنید، هنوز با یک لهجه غیراستاندارد ممکن است فهم حرف‌های شما بسیار سخت باشد. مثلاً کسی که فرق V و W را رعایت نمی‌کند یا بین th در think و this فرقی قائل نیست، حرف‌هایش ممکن است بسیار گیج‌کننده و حتی غیرقابل‌فهم باشد. علاوه بر اینکه باید روی نحوه صحیح تلفظ حروف دقت کنید، باید به استرس کلمات و لحن بیان جملات و بسیاری چیزهای دیگر هم توجه کنید. بهترین راه بهبود لهجه تقلید از افرادی است که انگلیسی زبان مادری‌شان است. مثلاً در فیلم‌ها. مهم نیست British حرف می‌زنید یا American، فقط باید درست حرف بزنید. یک لهجه استاندارد می‌تواند بسیاری از ضعف‌های زبان شما را پوشش دهد، در‌حالی‌که یک لهجه بد و غیراستاندارد باعث می‌شود سطح زبان شما آن‌طور که باید به نظر نیاید. پس، یک لهجه را انتخاب کنید و آن را درست یاد بگیرید.

 

انگلیسی فکر کنید!

یکی دیگر از نکات مهم و تاثیرگذار در یادگیری زبان انگلیسی فکرکردن به انگلیسی است. ترجمه از یک زبان به زبانی دیگر فرآیندی زمان‌بر است. تصور کنید برای هر جمله‌ای که می‌خواهید به زبان انگلیسی بیان کنید، ذهن شما باید ابتدا معادل فارسی‌اش را بسازد و سپس آن را به انگلیسی برگرداند. زبان‌آموزانی که به این کار عادت دارند هرگز نخواهند توانست به طور روان حرف بزنند و وقتی انگلیسی حرف می‌زنند، چون مجبورند همه چیز را از فارسی به انگلیسی ترجمه کنند، حرف‌زدنشان منقطع بوده و به نظر می‌رسد مطمئن نیستند چه می‌خواهند بگویند. این کمترین اتفاقی است که ممکن است در ترجمه از فارسی به انگلیسی رخ دهد. ماجرا زمانی بدتر می‌شود که ذهن شما به علت عادت داشتن به ترجمه از فارسی به انگلیسی، نبود تشابه ساختار‌های فارسی و انگلیسی را نادیده می‌گیرد و باعث می‌شود حرفتان مضحک به نظر برسد و حتی گاهاً غیرقابل‌فهم باشد. مثلا اگر بخواهید بگویید من ۲۰‌سال دارم و این را از فارسی به انگلیسی ترجمه کنید (یکی از رایج‌ترین اشتباهات زبان‌آموزان)، اشتباهی که ممکن است رخ دهد، اینکه جمله انگلیسی شما در نهایت این بشود:

I have 20 years.

در‌حالی‌که ساختار درست برای بیان سن در زبان انگلیسی به این شکل است:

I am 20 years old.

حال چطور می‌توان به انگلیسی فکر کرد؟ با یادگرفتن ساختار‌های زبان انگلیسی و استفاده مکرر از آن‌ها و دیدن فیلم. تا زمانی که به فارسی فکر می‌کنید و آن را به انگلیسی ترجمه می‌کنید و سپس به زبان می‌آورید، امکان ندارد بتوانید به شکلی روان انگلیسی صحبت کنید.

................................................

 

از چه سنی کودک توانایی یادگیری زبان دوم را دارد؟

طفل معصوم دو زبانه

97953.pngهمین که کودک به دنیا می‌آید برخی پدر و مادرها برنامه آموزش زبان را پیش از هر چیزی در اولویت آموزش‌هایش قرار می‌دهند. آن‌ها بدون آگاهی از سن مناسب شروع آموزش زبان دوم کودک را خیلی زود در برنامه آموزشی زبان قرار می‌دهند و حتی قبل از آنکه کودک بتواند زبان اول یا زبان مادری خود را خوب صحبت کند با زبان دیگری آشنا می‌شود.

در آموزش زبان دوم به کودک نکته قابل توجه این است که باید زبان مادری یا زبان اول برای کودک به طور کامل جا بیفتد. کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می‌کنند، حرف خاصی را نمی‌توانند تلفظ کنند و برخی کلمات را جا‌به‌جا ادا می‌کنند برای آموزش زبان دوم آماده نیستند. آموزش بی‌موقع زبان دوم باعث می‌شود هم آموزش زبان اول با تاخیر همراه باشد و هم آموزش زبان دوم طولانی‌تر شده و دیرآموزی اتفاق بیفتد.

به طور معمول در محیط‌های دوزبانه‌ای که یک زبان غالب نیست تداخل یادگیری اتفاق می‌افتد. مثلا اگر تلفظ برخی از کلمات در یک زبان برای کودک سخت باشد حتی ممکن است در املا دچار مشکل شود. معمولا در طیف کودکان دوزبانه اختلال خواندن و نوشتن بیشتر است. ازآنجاکه اختلال یادگیری با هوش کودکان ارتباطی ندارد، در کودکانی که زبان مادری غالب نشده و آموزش زبان دوم و سوم زودهنگام شروع شده است اختلال یادگیری بیشتر دیده می‌شود.

در مورد زمان دقیق آغاز آموزش زبان دوم تقریبا توافق نظری وجود ندارد اما به طور کلی بهتر است کودکان برای یادگیری زبان دوم تحت فشار قرار نداشته باشند و تا قبل از اینکه در زبان اول، پیشرفت لازم را نکرده‌اند، به یادگیری زبان دوم نپردازند اما اگر بتوان براساس فیزیولوژی بدن به این مسئله نگاه کرد در انتخاب زبان دوم پنج سالگی سن بسیار خوبی است زیرا حنجره فرصت هماهنگی لازم را دارد و کودکان سریع‌تر لهجه زبان دوم را یاد می‌گیرند. درنهایت توصیه مهم به والدین این است که انتظارشان از فرزندشان به اندازه توانمندی او باشد و هر وقت احساس کردند فرزندشان به زبان اول مسلط است اقدام به آموزش زبان دوم کنند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی