کد خبر : 69307
/ 11:10

شیشلیک‌خوران نمادین!

با اینکه در نگاه اول به نظر می‌رسد امسال گوسفندان تا حدی خیالشان از بابت حجاج راحت بود و عید قربان شیرین‌تری داشتند، اما مسئولان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یک فکر بکر کردند و آستین‌ها را بالا زدند و با کباب کردن صد گوسفند، شیشلیک دویست‌متری طبخ کردند تا در کتاب رکورد‌های جهانی گینس ثبت شود. در همین راستا: با اینکه گینسی‌ها ناداوری کردند (یعنی اصلا داوری برای این مراسم نفرستادند) ولی خدا را شکر مسئولان روحیه‌شان را حفظ کردند و گفتند: « این مراسم بیشتر جنبه‌ نمادین و نشانگر آمادگی برای ثبت رکورد جهانی‌اش در گینس بود.» نمادین بود، ولی نمادین خوشمزه‌ای بود!

شیشلیک‌خوران نمادین!

ما هم با صحبت‌های نماینده محترم چناران، طرقبه و شاندیز در مجلس شورای اسلامی موافقیم که گفتند:«بعد از ثبت ملی شیشلیک، باید متولیان برای ثبت جهانی این اثر ناملموس نیز اقدام کنند.» درستش هم همین است، اینکه مسئولان دنبال ثبت یکسری آثار فرهنگی و تاریخی کم‌اهمیت مثل خط نستعلیق، قنوات ایرانی، ارگ‌ها و دژهای تاریخ، هنرهای اصیل ایرانی، سازها و مسائل پیش‌پا افتاده‌ دیگر هستند، جای تأسف دارد. وقتی کشورهای رقیب می‌توانند زحمت ما را کم کنند و مثل چوگان آن‌ها را به نام خودشان ثبت کنند، چرا ما از شیشلیک غافل شویم؟
پیشنهاد می‌کنیم هر ماه یک‌بار از این مراسم نمادین شیشلیک‌خوران برگزار شود، تا اولا با این دیدارهای تدارکاتی آمادگی ما برای ثبت جهانی باز هم افزایش پیدا کند و ثانیا با در نظر گرفتن هر نیم متر شیشلیک برای یک فرماندار محترم، حداقل چهارصد نفر مانند «فرماندار ورامین» بتوانند به‌جای نان و پنیر، شیشلیک بخورند و خدمت‌رسانی کنند!
یکسری از مخاطبان سرسره ممکن است بپرسند ما که تا حالا نتوانسته‌ایم شیشلیک بخورده‌ایم، اصلا چه مزه‌ای هست؟ توصیه ما این است که یارانه‌های چندماه را جمع کنند و بروند یک شیشلیک چرب و چیلی با سرویس اضافی بزنند بر بدن، بعد حق می‌دهند که مسئولان نگران ثبت جهانی آن باشند!

خودروی فرسوده فقط وسیله است
خارجی‌ها بی‌خود همه چیز را شلوغ می‌کنند، مثلا مدیر سامسونگ به‌خاطر آتش‌ گرفتن فقط سی‌چهل مورد ناچیز از گوشی‌های جدیدش، تا کمر جلوی دوربین‌ها خم شده و معذرت‌خواهی کرده و اعلام کرده جبران خسارت می‌کند و تمام گوشی‌های فروخته شده را برای رفع ایراد فراخوانی می‌کند. چقدر سوسول! همین است که مثل ما پیشرفت نمی‌کنند، اینجا پژو 405 یا اسکانیا تولید می‌کنیم که هم خوب سوخت می‌سوزانند، هم خودشان خوب می‌سوزند، کسی هم ککش نمی‌گزد. حتی آمار فروشش هم تکان نمی‌خورد، کافی است یک شرایط فروش اقساطی بگذارند تا مردم برای خریدشان صف بکشند، این‌جور مردم ریسک‌پذیری هستیم!
بعد رئیس سازمان زندان‌ها بی‌خودی نگران زندانیان است و بد به دلش راه می‌دهد که «در حال حاضر خودروهای جابه‌جایی زندانیان استیجاری و فرسوده است که از نظر تامین امنیت جانی و امنیت جابه‌جایی متهمان،‌ مشکلاتی را به ما تحمیل می‌کند.» ای بابا! زندانیان خودشان مرد ریسک‌های بزرگ هستند و فقط ریسک آخرشان نگرفته و گرفتار شده‌اند، بعد شما نگران ماشین فرسوده مخصوص جابه‌جایی‌شان هستید؟ دلتان قرص باشد، مگر از آمار تصادفات جاده‌ای خبر ندارید؟ عمر دست خداست، خودروی فرسوده فقط وسیله است. البته به رانندگان خودروهای مخصوص حمل متهم، پیشنهاد می‌کنیم که اگر ماشین خراب شد یک وقت خامی نکنند و از متهمان بخواهند: «داداش بی‌زحمت یک دستی برسون این روشن بشه!» چون دیده شده که در این‌گونه موارد متهم رفته پشت ماشین برای هل دادن و بعد دیگر دیده نشده! یا اینکه مورد هم داشتیم به‌صورت برعکس، متهم رفته پشت فرمان و مأمور رفته پشت ماشین، بعد ماشین و متهم دیگر دیده نشده! خلاصه مواظب باشید متهمتان ناپدید نشود.

مجتبی نخعی راد 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی