کد خبر : 69290
/ 08:36
معاون پژوهشی جامعه‌المصطفی‌العالمیه واحد تبریز و مشاور طراح شهرک شهریار تبریز از نسبت شهرسازی با حقوق اجتماعی و اخلاق می گوید؛

حتی سایه و آفتاب را هم فروختیم!

وقتی شهرها بدون رعایت اصول روابط اجتماعی ساخته می‌شوند‌، صحبت از اخلاق، روابط اجتماعی، روابط خانوادگی و همسایگی در آن‌ها عملا آب در هاون کوبیدن است.

حتی سایه و آفتاب را هم فروختیم!

این جریان اکنون در شهرهای بزرگ و در حال توسعه کشورمان و حتی سایر کشورهای اسلامی مشاهده می‌شود. در‌حالی‌که طی حدود ۴۰‌سال بعد از انقلاب فرصت‌های فراوانی در اختیار معماران و شهرسازان بوده، نزدیک به ده هزار شهرک جدید در کل کشور ساخته ‌شده، ولی هیچ طرح و برنامه ‌اسلامی برای ساختار این شهرها وجود نداشته است. حجت‌الاسلام‌والمسلمین قربانی معاون پژوهشی جامعه‌المصطفی‌العالمیه واحد تبریز و نویسنده چهار جلد کتاب با عنوان معماری و شهرسازی اسلامی است که طراحی شهرک شهریار تبریز با مشاوره او براساس ویژگی‌های شهر اسلامی انجام شده و بیش‌از ۷۰‌درصد مولفه‌های شهر اسلامی در آن رعایت شده است. او در نشست دویست و سی‌ام دفتر مطالعات اجتماعی شهرداری مشهد از «نقش ساختار شهر اسلامی در شکل‌گیری روابط اجتماعی» و دغدغه‌هایش در این رابطه گفت.

وقتی ساختار شهری اجازه گناه می‌دهد

اگر ساختار شهر اسلامی نباشد، نباید انتظار فرهنگ اسلامی از مردم داشته باشیم. جایی که ساختار به ما اجازه رعایت اصول اسلامی همسایگی را نمی‌دهد، جایی که ساختار به ما اجازه گناه می‌دهد، چطور از فرهنگ اجتماعی، اخلاق و رعایت حقوق صحبت کنیم؟ جایی که حریم‌های اخلاقی در سازه‌ رعایت نمی‌شود، جایی که حریم بصری و شنوایی رعایت نمی‌شود و صدای اتاق خواب خانه در اتاق پذیرایی همسایه است، جایی که فیلترهای بصری ایجاد نمی‌کنیم در حالی‌که با کمترین هزینه‌ها و حتی در آپارتمان‌ها امکان آن وجود دارد، نباید هیچ انتظاری برای حریم‌های اخلاقی داشته باشیم. وقتی مسائل خصوصی خانواده از لای دیوارها نفوذ می‌کند، نباید انتظار داشته باشیم که بین این دو همسایه عفت و حیا وجود داشته باشد. می‌توانیم از سکنه این ساختارها انتظار رعایت حریم‌های اخلاقی را داشته باشیم؟ قطعا جواب منفی است.

معماری و شهرسازی خدامحوری چگونه است؟

امام صادق(ع) فرمودند: «خدا زیبایی را دوست دارد و دوست می‌دارد که آثار نعمت را بر بنده خویش ببیند». پرسیدند که چگونه اثرش ظاهر می‌شود؟ حضرت فرمود: «لباسش را پاکیزه، خودش را خوشبو و خانه خود را زیبا و حیاط خانه را تمیز کند. روشن کردن چراغ قبل از غروب آفتاب نیز فقر را از بین برده و رزق را فراوان می‌گرداند». خیلی جالب است که طبق این حدیث، اثر نعمت‌های الهی باید نمود شهرسازی داشته باشد. فقر در اینجا فقط به معنای فقر اقتصادی نیست، بلکه به مفهوم عام یعنی نیاز و ذلت است. اگر نعمت‌های الهی در جامعه نمود شهری و شهرسازی پیدا کند ذلت‌ها و نیازها از بین می‌رود. شهر اسلامی شهر توحیدی و خدامحور است، حتی اگر در آن مسیحی و اهل کتاب زندگی کنند. شهر خدامحور حول چهار عنصر اصلی می‌چرخد: طبیعت، انسان، اخلاق انسانی و جامعه. اگر این چهار عنصر توحیدی شکل بگیرند، شهری خدامحور خواهیم داشت. طبیعت به خودی خود توحیدی است منتها ما از آن بهره‌های توحیدی نمی‌بریم. این بحث ناظر به شهرسازی است.

ساختار شهر اسلامی باید اخلاق‌گرا باشد

ساختار شهر اسلامی باید اخلاق‌گرا باشد. اگر ساختار اخلاق‌گرا نباشد، جامعه اخلاق‌گرا نخواهد بود. حریم‌ها از بین رفته و این ساختاری است که ما به وجود آوردیم. اسلام با آپارتمان‌سازی و آپارتمان‌نشینی مخالف نیست با نقض حریم‌های حقوقی و اخلاقی مخالف است. من مستندات دینی درباره آپارتمان‌سازی و آپارتمان‌نشینی دارم. با رعایت ۶۰ تا ۷۰‌درصد مولفه‌های اسلامی امکان دارد. تنها اجرای ۳۰ تا ۴۰‌مولفه‌‌ هزینه‌بر است و در طول تاریخ هم اجرا نشده. ولی آن مواردی که می‌شود اجرا کرد بیشتر جانمایی است. ما این موارد را در آپارتمان‌هایی با تراکم ۶ تا ۸‌طبقه اجرا کردیم. از پنجره همسایه اتاق خواب و پذیرایی همسایه دیده می‌شود. مگر می‌شود همیشه پرده زد و خانه را تاریک و خفه نگه داشت؟ می‌توانیم فیلترهای بصری را نه پرده که با سازه ایجاد کنیم که بسیار هم ساده است و در طول تاریخ هم اجرا شده. ما پنجره‌های دو جداره را در طول تاریخ داشتیم و کار جدیدی نیست. به طوری‌که پنجره داخلی اگر باز باشد، بیرون دیده نمی‌شود و به همسایه اشراف ندارد. یعنی هم پنجره باز است و هوا می‌آید و تهویه صورت می‌گیرد و هم حریم بصری رعایت شده است.‌ از این دست نمونه‌های کارکردی در تاریخ معماری اسلامی زیاد داریم.

عدالت در ساختار شهر اسلامی

عدالت در ساختار شهر باید وجود داشته باشد. وقتی دسترسی‌ها به ابنیه مختلف اداری، بازاری و مذهبی و‌... در شهر عادلانه توزیع و مدیریت نشود، مردم دچار استرس و فشار خواهند بود. مصلی یا محل نماز جمعه در نقطه‌ای باید باشد که همه به آن دسترسی ساده داشته باشند. شهرهای اسلامی در طول تاریخ به صورت مسجد محور بوده و همه ابنیه اداری و خدمات‌رسانی حول مسجد جامع ساخته شده‌اند. مطابق تاریخ، پیامبر مسجدالنبی را بنا کرد و بعد خط‌هایی حول مسجد کشید. راه‌ها را مشخص کرد. معابر و ورودی‌ها را مشخص کرد و دستور داد اصحاب‌ و اهل قبیله‌اش که از مکه مهاجرت کرده بودند، حول همان مسجد خانه‌هایشان را بسازند. این یعنی حاکمیت اسلامی با محوریت مسجد. اسلام یک دین جامع است و ما از این معارف فاصله گرفتیم. تفکر غالب اندیشمندان دانشگاهی ما در زمینه معماری اسلامی را تفکر جناب کارل پوپر تشکیل می‌دهد که می‌گوید اسلام از ذات خود هیچ چیزی درباره معماری نیاورده است، در بین مهندسین و معماران ما ریشه دوانده است. من موارد تاریخی و مستندات نقض حرف پوپر را در مقدمه کتاب «مسکن مطلوب» آورده‌ام. پیغمبر(ص)، امیرالمومنین(ع) و حتی امام صادق(ع) طراحی معماری کرده‌اند. پیامبر اولین کاری که در بدو ورود به شهر یثرب انجام داد، این بود که این شهر را تغییر شکل داد و طراحی کرد. امام علی(ع) کوفه را که یک شهر نظامی بود، به عنوان دارالحکومه انتخاب و ساختار شهری آن را مدیریت کرد. معابر را اصلاح و تعریض و بالکن‌های رو به معبر را کور کرد. دسترسی‌ها به مسجد جامع کوفه را که محل استقرار امام به عنوان حاکم اسلامی بود، سهل کرد. این‌ها یعنی مدیریت شهری که ما از آن‌ها غافل شدیم.

انرژی‌های شهر را مدیریت کنیم

اگر در شهر اسلامی عدالت از نظر ساختار رعایت شود، بسیاری از مسائل اجتماعی حل می‌شود. مباحثی چون دسترسی‌ها، حد کفاف‌ و مدیریت انرژی حل می‌شوند. الان ما در طراحی شهر مسیرهای وزش باد را مدیریت نمی‌کنیم که دقیقا بحث عدالت است. حق طبیعی همه سکنه شهر ‌ است که به طور یکسان از باد استفاده کنند که بخشی مربوط به خود بناست و بخشی هم به خیابان‌ها و معابر برمی‌گردد که به تناسب جهت وزش باد ساخته شوند. در شهرضا که توسط بزرگ معمار جهان اسلام شیخ بهایی در دوره صفویه ساخته شده، کوچه‌ها و معابر بر اساس وزش باد طراحی شده‌است، در‌حالی‌که امروزه این را نداریم. یاقوت هموی در معجم البلدان یکی از شهرها را اسم می‌برد و می‌گوید در این شهر کوچه‌ها و معابر چنان طراحی شده‌اند که در هر کدام از کوچه‌هایش درختان با وزش باد نوای متفاوتی دارند. در‌حالی‌که یک باد به شهر می‌وزد.

سایه‌ و آفتاب‌ها را فروختیم

تمام شکل‌های انرژی باید به صورت عادلانه در شهر مدیریت شوند. یکی از مواردی که ما در مدیریت شهری مورد غفلت قرار دادیم نور و سایه است. ما با سیاست‌های اجرایی و بعضا نانوشته ناشی از تراکم‌فروشی و تصرف‌های بیجا در ساختار شهر سایه‌ها را و آفتاب‌ها را فروختیم. جای بحث و مطالعه دارد که آیا از نظر مبانی اسلامی زمین قابل خرید و فروش است یا نه. الان در خیلی از کشورها زمین قابل خرید و فروش نیست. منافع قابل خرید و فروشند. آن هم به صورت حساب شده که نقض حریم‌های حقوقی اتفاق نیفتد. من در سال‌۸۹ نامه‌ای در این زمینه به نهاد ریاست جمهوری ارائه دادم که عملا به حاشیه رفت. علما و محققان باید این کار را سروسامان دهند و گفتمانی ایجاد شود. اگر قرار شد زمینی به فروش رود آیا من حق دارم آفتابی را که روی این زمین می‌افتد، بفروشم؟ از نظر مبانی اسلامی به نظر می‌رسد که این حق وجود ندارد. اما این کار صورت می‌گیرد. کسی که بعد از من ساکن این خانه می‌شود محروم از آفتاب و نور خورشید است. این حق طبیعی همه انسان‌هاست که از انرژی به طور یکسان بهره‌برداری کنند. نورگیر نبودن خانه مشکلات بهداشتی و روحی و روانی فراوانی دارد. مردم اعتراض می‌کنند که از بس صبح تا عصر در خانه ما سایه است، افسردگی گرفته‌ایم. می‌گویند: خب برو بیرون! اینکه راه چاره نشد. شما باید ساختار شهرتان را به گونه‌ای بسازید که در زندگی مردم شادابی ایجاد کند. نه اینکه با ایجاد محرومیت سکنه از نور آفتاب به آن‌ها دستورالعمل بدهید.

 ■

احسان و تکریم دیگر در ساختار شهرها نیست

اجزای فضایی و عناصر شهری در نحوه شکل‌گیری ارتباطات سالم اجتماعی قدیم اجرا می‌شد. الان هم در خانه‌های تاریخی در شهرهایی مثل تبریز و کاشان وجود دارد. مثلا فیلترهایی در فضاهای داخلی جوری طراحی شده‌اند که وقتی در باز می‌شود فضای خانه در معرض دید عمومی قرار نمی‌گیرد. الان درهای ورودی آپارتمان‌ها روبه‌روی هم هستند و در که باز می‌شود تا انتهای خانه دیده می‌شود. این یک ساختار نامتقارن اجتماعی را شکل می‌دهد که تبعات منفی اجتماعی زیادی دارد. به عنوان اخلاق شهری ما در قدیم احسان و تکریم را در ساختارها داشتیم. پیرنشین‌ها و سقاخانه‌ها را داشتیم. بسیاری از عملکردهای شهری امروزه از بین رفته‌اند. احسان در ساختار از بین رفته و ساختار شهری متناسب با تکریم مردم نیست. قدیم موسسات خیریه نبود، ولی در مساجد به روی همه باز بود. پیامبر اولین کاری که کرد این بود که صفه و اصحاب صفه را در کنار مسجد ایجاد کرد. ما امروز درهای مساجد را بستیم و ساختارهای دیگری با بوروکراسی‌های زیاد ایجاد کردیم که به جای اینکه به انسان کرامت ببخشند، بعضا کرامت‌ها را هم نقض می‌کنند. اگر مسجدمحوری در شهر از بین برود، همه عناصر اجتماعی، رفتاری، اخلاقی و حقوقی از بین می‌روند.

شهر می تواند به جای ارتفاع در عرض توسعه پیدا کند

ما در طراحی شهر جدید شهریار یا ملکیان در اطراف تبریز بیش از ۶۰ تا ۷۰‌درصد مولفه‌های اسلامی را طراحی کردیم. این طرح بر همین اساس به مرحله تفکیک اراضی رسیده و به زودی به مرحله واگذاری می‌رسد. جهاد خانه‌سازی سپاه این طرح را اجرا می‌کند و خوشبختانه طرح جامع شهری آن هم مصوب شورای عالی معماری و شهرسازی است. در شهرک شهریار پلان‌های مسکونی را دو طبقه طراحی کردیم. 

ما در ایران مشکل زمین نداریم. ایران تقریبا یک سوم اروپاست. این امکان را داریم که به جای ارتفاع در عرض توسعه پیدا کنیم. در مسکن مهر می‌بینیم در یک فضای درندشت، ساختمان‌ها به صورت قوطی کبریتی بالا رفته‌اند در حالیکه اطرافش همه زمین خالی است. این عقلانیت است؟ آن هم در آپارتمان‌های ۷۵‌متری؟ این‌ها به خاطر اقتضائات کارتل‌های اقتصادی در آپارتمان‌سازی است که اجازه نمی‌دهد اهداف اسلامی را رعایت کنیم. 

ما تا صد سال هم توسعه پیدا کنیم، نه مشکل زمین داریم، نه مشکل تاسیساتی، نه مشکل آب و نه نور. ولی جاهایی ناچاریم و اقتضایی جز آن نداریم. مثلا یک خانواده می‌خواهند در خانه و آبا و اجدادی یک‌جا زندگی کنند. می‌توانند تراکم طبقات را با رعایت اصول اجرا کنند.

آب ناودان همسایه در حیاط بی‌حریم همسایه

حریم ابنیه، یکی از عناصر مهم‌ ساختار شهر اسلامی با کارکردهای فراوان است که امروزه از بین رفته. در گزارشات مربوط به تلفات زلزله بم آمده بود که به دلیل رعایت‌نکردن حریم معابر و ریخت آوار در معابر، امکان خدمات‌رسانی به زلزله‌زدگان وجود نداشته‌ است. این به خاطر رعایت‌نکردن حریم ابنیه است. اسلام برای هر یک از عناصر شهری حریم تعریف کرده که قابل محاسبه است و ما از آن‌ها غافلیم. 

این رعایت نکردن‌ها، بسیاری از ارتباطات ناسالم اجتماعی را شکل می‌دهند. آب ناودان یا برف و باران همسایه در حیاط همسایه یا جلوی در خانه همسایه می‌ریزد و موجب تنش‌های اجتماعی می‌شود. دادن مجوز هشت طبقه در یک کوچه شش متری یا ساخت‌و‌سازهایی که در معابر صورت می‌گیرند، رعایت حد کفاف و عدالت نیست. اگر قرار است ساخت‌و‌سازی در معابر صورت بگیرند، باید با رعایت حقوق اجتماعی و اعتدال در بنا باشد. نه اینکه یک ساختمان دو طبقه و یکی شش طبقه باشد و منظر زشتی را ایجاد کنند. 

در قدیم این بدنه‌ها در ساختار شهرها رعایت می‌شد. ساختار قدیمی شهرهایی مثل تبریز و کاشان یک خط آسمان بسیار ساده و زیبا دارد. ناهموار و ناهمگون نیست در‌حالی‌که ما در شهرهای جدید این اعتدال بنایی را نمی‌بینیم. 

شهر اسلامی انسان محور است

هدف اصلی در بلد طیبه اسلامی لقاء‌ا... است. همه مخلوقات حتی آن سنگ یا گیاه یا حیوان باید به خدا برسند. برای رسیدن به لقاءا... هم باید زمینه سعادت دنیوی را در ساختار شهر فراهم کنیم و هم سعادت اخروی. برای اینکه به حیات طیبه برسیم باید زیست مومنانه داشته باشیم. زیست مومنانه در شهر اسلامی تحقق پیدا می‌کند. 

امام علی(ع) می‌فرمایند: از مواضع معصیت به دور باشید. این موضوع باید تحقق شهرسازی داشته باشد. یعنی جوری باید ساختار را طراحی کنیم که زمینه‌ فساد اجتماعی و رفتاری از بین برود و زیست مومنانه تحقق پیدا کند. زمانی مقام معظم رهبری فرمودند: جامعه اسلامی و شهر اسلامی، انسان محور است. بعضی از آقایان تخطئه کردند که یعنی چه که انسان محور است؟ درحالی‌که ایشان انسان محور را به معنای انسانی و اسلامی و توحیدی که عقلانیت محور و خدامحور است، گفته‌اند؛ انسانی که نمود و تجلی خداست و صفات کمالی الهی را نشان می‌دهد. این شهر اسلامی، شهر انسان محور است؛ شهر انسان محوری که انسانش انسان الهی و محل تجلی صفات الهی است. اگر چنین انسانی در شهر اسلامی زندگی کند، هدف غایی شهر اسلامی تربیت چنین انسانی باشد و ساختار آن شهر انسان را به آن سمت سوق بدهد، این شهر، شهر انسان محور است.

متخصصان معماری و شهرسازی آستین بالا بزنند

مطالعات معماری و شهرسازی اسلامی شامل سه مرحله اساسی است که اگر این سه مرحله صورت نگیرند، نمی‌توانیم ادعای معماری و شهرسازی اسلامی داشته باشیم. اولین حرف این است که باید بدانیم اسلام چه می‌گوید. 

حرف‌های اسلام بدون تفسیر و تاویل و حاشیه در متون اصلی اسلام چیست. کتاب جامعی در زمینه فرهنگ دینی در حوزه معماری و شهرسازی نداریم. من در مورد مسکن دارم این کار را انجام می‌دهم. اما در مورد مسجد، اماکن تفریحی، ورزشی، خدماتی، بازار و... جای کار دارد. 

ما باید متن دینی را آماده کرده و در اختیار متخصصان قرار دهیم. مرحله بعد استفاده از متون دینی برای شاخص‌سازی فنی است. شاخص‌هایی که ما از آن‌ها صحبت می‌کنیم، شاخص‌های دینی هستند و برای تبدیل به شاخص‌های فنی ممکن است به چند واسطه و احتیاج باشد. بعضی‌ها مثل حد کفاف محاسبه و بعضی‌ها به‌روز‌سازی می‌خواهند. 

شاخص‌های متنی باید به شاخص‌های فنی تبدیل شوند. یعنی شاخص‌های ضابطه‌ای معماری شهرسازی. مرحله بعد طراحی نمونه‌های اسلامی است. الان نرم‌افزار اتوکد تیپ‌های مختلفی برای کپی کردن دارد. 

ما نمونه‌های اسلامی را براساس این مولفه‌ها باید در نرم‌افزارهای معماری ایجاد کنیم. به گونه‌ای که وقتی طراح آن را باز می‌کند با الگوهایی مختلفی به تفکیک کالبدهای مختلف و اقتضائات مکانی، زمانی، اقلیمی و.... مواجه شود. بنابراین شاخص‌هایی که ما مطرح کردیم قدم اول است. قدم دوم بحث‌های فنی ضابطه‌ای است. قدم سوم طراحی و عملیاتی‌سازی و قدم چهارم هم اجراست.

■ 

جای «وسایل‌الشیعه» معماری و شهرسازی خالی است

در حوزه معماری و شهرسازی اسلامی دو نوع مطالعه وجود دارد: یکی مطالعه متون اسلام و یکی مطالعه تاریخی. من در همه مباحثم از موارد تاریخی مثال آورده‌ام، ولی اصلا نظرم معطوف به مطالعات تاریخی نیست. مطالعات تاریخی را مستشرقین بسیار قوی‌تر از ما و غالبا مغرضانه انجام داده‌اند. آثار آرتور پوپو هسفلد و دیگران را ببینید. 

با اینکه حقایق معماری اسلامی را ننوشته‌اند، اما در مورد تاریخ ابنیه خیلی کار کرده‌اند. اما از نظر مطالعه متون اسلامی هیچ کاری انجام نشده‌ است. طلاب حوزه و اساتید دانشگاه باید دست به دست هم بدهند و وسایل‌الشیعه معماری و شهرسازی را بنویسند که جای آن خالی است. یک مهندس معماری و شهرسازی اکنون هیچ خبری از روایت اسلامی ندارد. اطلاعات چندانی از آیات قرآن ندارد. در حالی‌که نزدیک به ۱۰۰‌آیه درباره معماری و شهرسازی در قرآن به صورت مستقیم و غیرمستقیم داریم. 

 ■

به اصول فقه جدیدی در معماری شهرسازی نیاز داریم

دررابطه با روش استخراج متون دینی در مقدمه کتاب‌های شاخص‌های معماری و شهرسازی و معماری شهرسازی مطلوب اسلامی توضیح داده‌ام. برای اولین بار در این کتاب بحث اصول فقه معماری و شهرسازی را بیان کرده‌ام. الان درس خارج‌هایی در قم به نام درس خارج معماری اسلامی هست، منتها با مبانی اصول فقه رسمی یعنی با نگرش فقه جواهری است. 

به نظر من فقه جواهری نمی‌تواند فقه معماری و شهرسازی را به ما ارائه دهد. اصول فقه آخوند خراسانی و شیخ انصاری هم نمی‌توانند این کار را بکنند. ناچاریم که یک ساختار جدید در اصول فقه ارائه دهیم. 

مقدمات آن را من تحت عنوان درآمدی بر مسائل و مباحث اصول فقه معماری و شهرسازی تعریف کرده و به عنوان پایان‌نامه داریم روی آن کار می‌کنیم. این روش جدید استنباطی است که با آن از بعضی تضادهای موجود خارج می‌شویم. 

■■■

آیا طراحی مدینه، کاری نو بود یا اینکه پیامبر از طراحی مکه یا جاهای دیگر الگوبرداری کردند؟

پیامبر در مدینه با یک ساختار ناهمگون قبایلی و عشایری مواجه شد و این ساختار ناهمگون را به یک ساختار شهری تبدیل کرد. مسجد مدینه را براساس الگویی که خودش طراحی کرد. ساخت و نمونه قبلی در مکه وجود نداشت. پیامبر ساختار جدیدی ارائه و به عنوان حاکم اسلامی الگودهی کرد. ایشان حتی با طراحی‌های پسرعموها و عموهایش مخالفت کرد. این‌ها همه در تاریخ ذکر شده.

■ 

در روایات داریم که محل زندگی اجنه در ارتفاع خاصی از سطح زمین است. این مسئله و اثراتش را چطور می‌توانیم در معماری ساختارهای شهری مد نظر قرار دهیم؟

جن از نظر مفهوم لغوی به مفهوم پوشیده است و در زندگی ما وجود خارجی ندارد. چون حقیقتش بر ما پوشیده است می‌گوییم جن. اصلا ارتباطی به زندگی ما ندارد چون در عالم ما زندگی نمی‌کند. عالمش جداست. وجودی است که فیزیولوژی او از فیزیولوژی انسان جداست و محل زیستش هم از محل زیست انسان جداست. 

البته در بعضی موارد تداخلی بین زیست جن و زیست انسانی پدید می‌آید. مثلا وقتی آب داغ را روی زمین می‌ریزیم. یا در بعضی موارد که فردی جن‌زده می‌شود. یا اینکه روایت داریم وقتی ارتفاع بنا در فضای داخلی، بیشتر از هفت ذراع که مساوی حدود ۳.۵ متر است باشد، حتما در آن ارتفاع آیت‌الکرسی بنویسید چون آنجا محل سکونت جن قرار می‌گیرد. 

در بعضی روایات به اسما الهی، آیات قرآن یا نگهداری کبوتر هم در این ارتفاع برای اینکه محل سکونت جن قرار نگیرد، اشاره‌ کرده‌‌اند. این کار را شیخ بهایی با سوره دهر در مسجد پایین سر حضرت معصومه(ع) که معروف به مسجد شاه است، انجام داد. این موضوع تضادی با تراکم طبقات ندارد.

 ■

محوریت گفتمان‌سازی در موضوع ساختار شهر اسلامی از کدام جامعه مخاطب شروع می‌شود؟ آیا بهتر نیست این مسئله از دوران کودکی و در سطوح ابتدایی آموزشی فرهنگ‌سازی شود؟

در اینجا تمام لایه‌های اجتماعی شامل کودکان، دوچرخه‌سواران، عزاداران در خیابان، ورزش‌های همگانی، پیرمرد و پیرزن‌ها، معلولان و‌... جامعه هدف ما هستند. نمی‌خواهیم صحبت از آموزش معماری و شهرسازی کنیم. می‌خواهیم بگوییم این شهری که متولیان ما می‌خواهند احداث کنند و قرار است نیاز همه لایه‌ها را برطرف کند، چه مولفه‌هایی باید داشته باشد.

■ 

مدیران اغلب از فضاهای دانشگاهی می‌آیند. آیا نباید تمرکزی در فضاهای دانشگاهی و نخبگانی در قالب دروس و دوره‌های مصوب باشد تا آن انحصار مدیرانی که با نگاه‌های توسعه‌گرا و یک‌طرفه به حوزه مدیریت ساختارهای شهری می‌آیند، شکسته شود؟

من به همه عزیزانی که در دانشگاه تدریس دارند، این توصیه را می‌کنم که سعی کنید مبانی نظری معماری درس بدهید. چون ایده‌ها و اندیشه‌های دانشجو در آنجا شکل می‌گیرد. به جای اینکه اساتیدی با افکار و اندیشه‌های غیراسلامی مبانی نظری را در ذهن دانشجو شکل بدهند، شما دغدغه‌مندها و متدینین، مبانی نظری اسلامی را شکل دهید. مدیر گروه در دانشگاه به من گفت دو واحد معماری اسلامی برای شما دارم. این دیگر کار شما است. 

گفتم: نه از قضا کار من این نیست. چون من مجبورم مبانی نظری راکه آن استادها در ذهن دانشجو چپانده‌اند، دربیاورم که در نمی‌آید چون اذهان آن‌ها با آرا و عقاید پوپر و... شکل گرفته و سراغ معماری شهرسازی مطلوب اسلامی نمی‌آیند.

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی