کد خبر : 69237
/ 09:30
گذری به چهارراه نانوایی و ماهیت نام‌گذاری‌اش

‌نام و نان

هویت تاریخی مشهد در یکی از مناطق اصیل این شهر یعنی منطقه ما آن‌قدر مشهود و هویداست که برای اثبات این ادعا، کافی است نقشه منطقه را مقابل چشمانمان بگذاریم و انگشت اشاره را به‌سمت هر نقطه و بولوار و خیابان آن متمایل کنیم. آنجاست که زیر پوست هر قسمت از منطقه ما در این شهر، هویتی نمایان می‌شود و از هر خیابان و بولوار آن به کوچه و محله و چهارراه، بسط و گسترش می‌یابد.

‌نام و نان

کوچه حسین‌باشی، کارخانه قندآبکوه، چهارراه سی‌وپنج‌متری و بالاخره چهارراه نانوایی و کارخانه کبریت، ‌همه‌وهمه تنها بخشی از هویت تاریخی منطقه ما زیر نبض حیات شهر مشهد است؛ هویتی که وصفش این روزها از زبان‌‌ها و گویش‌های محلی و هویتی فراتر رفته است و در دنیای مدرن تکنولوژی و اینترنت هم احساس می‌شود.
این‌بار قرار است در یک تحقیق و گزارش میدانی به‌سراغ یکی از همین هویت‌های تاریخی و اصیل منطقه برویم؛ هویتی که امروز نامش با نان مردم می‌آید و از همان روزهای ابتدای گسترش منطقه ما به این قسمت از شهر، با نام نان شهرت آورد و بعد از گذشت حدود 40سال، هنوز که هنوز است، نه‌تنها مردم و اهالی این محله و منطقه بلکه خیلی از همشهریان در دیگر مناطق و حتی زائران و گردشگران مشهد، این نام را با نان می‌شناسند.
وقتی در فضای مجازی و اینترنت هم عنوان «چهارراه نانوایی» را جستجو می‌کنم، فهرست زیادی از عناوین فروشگاه‌‌ها، املاک، مدارس و مهدهای کودک‌ منطقه ما با این عنوان بر صفحه رایانه نقش می‌گیرد. اتفاقا در جستجوی تصاویر هم هر مرکز تجاری و مغازه فروش در کنار شهرت چهارراه نانوایی، تبلیغات خود را انجام داده است.
تقاطع عبدالمطلب و کریمی‌ امروزی یا واضح تر بگوییم، همان چهارراه نانوایی، یکی از هویت‌های تاریخی و محلی منطقه ماست که این روزها دیگر چهره هویت شهری، ملی و حتی فراملی به خود گرفته است، تاآنجاکه به‌گفته خیلی از اهالی و قدیمی‌های این محله، حتی گردشگران خارجی نیز این چهارراه را به چهارراه نانوایی می‌شناسند.

مرور یک سرگذشت تاریخی و محلی
ماجرا به سال1357 برمی‌گردد؛ درست سال‌هایی که خاندان نانوازاده «خلیلی» در جای‌جای منطقه ما به فکر فروش نان مرغوب به همشهریان و هم‌محله‌ای‌های خود بودند. سیدابراهیم نیز که تا آن روز شاگردی نانوایی برادرش را در چهارراه عامل می‌کرد، تصمیم گرفت مستقل شود و نانوایی جداگانه‌ای برای خود روبه‌راه کند. او ابتدا از لحاظ جغرافیایی بررسی می‌کند که کدام منطقه از شهر نانوایی ندارد. این موضوع، اساس ماجرا می‌شود. سیدابراهیم نخست خیابان نکاح امروز در بولوارعبدالمطلب را برای احداث نانوایی خود انتخاب می‌کند. آهن‌ریزی‌های اولیه را انجام می‌دهد و تازه متوجه می‌شود که یک کارگر عراقی نیز قرار است آنجا نانوایی راه بیندازد، بنابراین وی از راه‌اندازی نانوایی خود در آن مکان، منصرف می‌شود و به‌گفته خودش روبه‌روی روستای حسین‌آباد را برای استقرار نانوایی‌اش انتخاب می‌کند؛ یعنی همین چهارراه نانوایی کنونی و از اینجا می‌شود که قصه سی‌وهشت‌ساله چهارراه نانوایی مشهد شکل می‌گیرد.

آدرس؛ چهارراه نانوایی
لازم به پرسیدن آدرس نیست؛ نانوایی سیدابراهیم را همه می‌شناسند. اصلا وجود همین نانوایی است که به کوچه‌پس‌کوچه‌های هنرور، کریمی‌ و عبدالمطلب، هویت بخشیده است. وارد مغازه می‌شوم. شاطر و چانه‌گیر و پاچال‌دار همه سخت مشغول کارند. آن‌طرف‌تر هم کارگر دیگری مشغول بسته‌بندی نان‌های سنگک است. صف خرید نان، بلندبالا و طولانی است. جلوتر می‌روم و از پاچال‌دار درمورد علت معروف بودن این چهارراه به چهارراه نانوایی می‌پرسم که می‌گوید: «این نانوایی را نزدیک 40سال است که آقای خلیلی اداره‌ می‌کند. او خودش با دستان خود، ستون‌‌های این نانوایی را بالا برده است.» سپس با دست به درخت توت باقدمتی که حالا داخل لچکی چهارراه قرار گرفته است، اشاره می‌کند و می‌گوید: «ابتدا نانوایی تا آنجا وسعت داشت. بعد از خیابان‌کشی، نانوایی هم عقب‌نشینی کرد و به کنج چهارراه منتقل شد».

قدمت سی‌وهشت‌ساله
هنوز در حال گفتگو هستیم که صاحب مغازه از راه می‌رسد. سیدابراهیم خلیلی، صاحب نانوایی چهل‌ساله‌ای است که اساس هویت اعتباری و محلی چهارراه نانوایی را رقم زده است. او که این روزها دهه60 زندگی‌اش را پشت‌سر می‌گذارد، از روزهای آغازین ساخت نانوایی می‌گوید، درست زمانی که بعد از انصراف از ساخت نانوایی در خیابان نکاح امروز به این محل آمد و وارد گیرودارها و فرازونشیب‌های احداث نانوایی شد.
حاجی‌خلیلی توضیح می‌دهد: « درست سال57 بود که تصمیم گرفتم مانند پدر و برادرهایم شغل نانوایی را پیشه اصلی خود کنم؛ به همین دلیل به این قسمت از شهر آمدم و تصمیم گرفتم در این محل، نانوایی بسازم. یادم می‌آید آن زمان بعد از پیگیری‌های بهداشتی و اتحادیه‌ای کار، شرکت برق با اتصال برق به این قسمت، مخالفت کرد. دلیلش هم منطقی بود؛ چون نشانی از آبادانی در اینجا نبود. غیر از چندین ساختمان در خیابان نکاح امروز و روستای حسین‌آباد در آن‌طرف چهارراه، هیچ آبادانی دیگری غیر از باغ‌تره در اینجا وجود نداشت.»
او بیان می‌کند: «ما اصالتا نانوازاده هستیم. پدرم، عموها، برادرها و پسرعموها و نوه‌عموها روی هم شاید بیست‌وچندنفری باشیم که به‌اصطلاح اوستای فوت‌وفن نانوایی هستیم؛ از شاطری گرفته تا چانه‌گیری.»
او ادامه می‌دهد: «خلاصه با هزار التماس و خواهش، شرکت برق اعلام کرد که سیم برق می‌دهد اما ستون‌‌‌‌‌های برق را باید خودم به محل نانوایی می‌بردم. این کار را انجام دادم.
از روستای حسین‌آباد، حدود 45تیر برق کشیدم تا برق را به نانوایی برسانم.»
حاجی تاکید می‌کند: «آن سال دوباره برای تهیه آرد دولتی به مشکل برخوردم اما از پای ننشستم و با آرد آزاد، کار پخت نان و خدمات‌دهی به شهروندان را آغاز کردم».
او می‌گوید: «سال‌های اول، نان‌های تولیدی ما بیشتر از نوع تنوری و بربری‌های سال‌های قدیم بود. بربری زمینی که به نان خراسانی معروف است، در نانوایی ما پخت می‌شد. یادم می‌آید آن سال‌ها از صفر تا صد کار پخت نان را خودمان انجام می‌دادیم و اصلا هم خسته نمی‌شدیم.»

مبدع تافتون خراسانی
او در ادامه به طبخ انواع نان در نانوایی‌اش در طول این سال‌ها اشاره می‌کند و می‌افزاید: «بعد از طبخ نان بربری و تنوری، نان ماشینی دوار به مجموعه نان‌های ما اضافه شد و بعد از آن هم نان نازک و نان بربری ماشینی».
حاج‌آقای خلیلی که اولین مبدع نان تافتون خراسانی هم به‌شمار می‌آید، ادامه می‌دهد: «برای اولین‌بار ما نان تافتون خراسانی را باب کردیم و الان نان سنگک را هم به مجموعه نان‌هایمان اضافه کرده‌ایم».
او در ادامه به تولید و تهیه خمیر نان سبوس‌دار در نانوایی‌اش اشاره می‌کند و می‌افزاید: «از سال60 اولین نانوایی تولیدکننده نان سبوس‌دار در سطح شهر مشهد معرفی شده‌ایم و هنوز که هنوز است، این نان را برای شهروندان می‌پزیم.»
او اذعان می‌دارد: «نان سبوس‌دار از نظر منبع فیبر، کامل است و من معمولا خرید و خوردن این نان را به همه توصیه می‌کنم اما در این حوزه هنوز که هنوز است، مشکل داریم؛ مثلا آردی که برای تهیه این نان در اختیار ما قرار می‌گیرد، آرد کاملی نیست؛ یعنی مغز سفید گندم از آن جدا شده است. امیدواریم روزی برسد که مشهد نیز مانند نیشابور بتواند از آرد کامل(آردی که گندم آن کامل آسیاب می‌شود) نان سبوس‌دار تولید کند».
او در ادامه به نوع پخت و ورآمدگی خمیر نان سبوس‌دار اشاره می‌کند که کاری سخت و دشوار است و می‌افزاید: «باید زحمت زیادی کشید تا آردی که در حال حاضر برای تهیه این نوع نان در اختیار نانواها قرار می‌گیرد، به خمیر تبدیل شود؛ به همین دلیل خیلی از نانوایی‌ها به تولید و پخت این نوع نان، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند.»

شاطری کردن را دوست دارم
از او درمورد سختی‌های کار می‌پرسم که پاسخ می‌دهد: «هر کاری سختی‌های خودش را دارد. سختی کار نانوایی هم، حضور ما در اولین ساعات صبح در نانوایی است که معمولا 3 تا 4صبح برای فراهم کردن مقدمات طبخ نان باید در نانوایی باشیم.»
او که همه قسمت‌های کار پخت نان را تجربه کرده است، می‌گوید: «بیشتر از 20سال رئیس اتحادیه بودم و الان مدت کوتاهی است که بازنشسته شده‌ام. هنوز که هنوز است، گاهی لباس‌ کار می‌پوشم و شاطری می‌کنم. قسمت پخت نان را از دیگر قسمت‌ها بیشتر دوست دارم؛ اینکه نان داغ را به دست مردم بدهی، لذت‌بخش است.»
ماحصل زندگی مشترک او و همسرش، دوپسر و یک دختر است که پسران با وجود تحصیل در رشته‌های فنی، فوت‌وفن نانوایی را خوب از پدر ارث برده‌اند، تاآنجاکه هر زمان از کار روزمره فارغ می‌شوند، به نانوایی پدر سری می‌زنند و در تهیه نان، دستی بر آتش دارند.

60استادکار نانوا از نانوایی چهارراه نانوایی
صاحب نانوایی چهل‌ساله محله، در ادامه به زحمات و همراهی‌های همسرش در تمام این سال‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر حمایت‌های همسرم نبود، بی‌شک نانوایی من در «چهارراه نانوایی» به هویت یک محله تبدیل نمی‌شد. سال‌های گذشته من در این محل، هم نانوایی داشتم و هم لبنیاتی که همسرم در کار لبنیات، بسیار همراه و کمک‌دستم بود.»
او بیان می‌کند: «در طول این سال‌ها حدود 50 تا 60کارگر را استادکار کرده‌ام، به‌طوری‌که خیلی‌هایشان برای خودشان نانوایی زده‌اند. خیلی‌هایشان هم مانند چانه‌گیر الانم که به سن بازنشستگی نزدیک شده است، از ابتدا همکار من بوده‌اند».
حاجی به همکاری با سازمان فنی‌وحرفه‌ای برای پرورش نانوا و شاطر و چانه‌گیر، هم اشاره‌ای می‌کند و می‌گوید: «در آن دوره بیش از 250نفر در نانوایی ما آموزش‌های پانزده‌روزه دیدند.»
او که این روزها به‌عنوان یک خبره در امور نانوایی در سطح شهر و حتی کشور مطرح است، از ادامه فعالیت‌هایش در حوزه دانشگاه و علم می‌گوید و می‌افزاید: «در حال حاضر با دانشگاه در تعامل هستیم تا برای علمی‌ کردن نان، تثبیت و معرفی نان سنتی و... وارد عمل شویم.»
سیدابراهیم این را هم به حرف‌هایش اضافه می‌کند که به‌دلیل علاقه و خدمت به مردمی‌ که حدود 40سال است به این نانوایی اعتماد کرده‌اند، هیچ‌گاه نانوایی را تعطیل نکرده است و در این‌باره می‌گوید: «موسسات مالی و بانک‌ها پیشنهادهای زیادی برای واگذاری مغازه‌ام مطرح کرده‌اند. اگر مغازه را اجاره می‌دادم، شاید درآمد بیشتری عایدم می‌شد، ولی من به همه آن پیشنهادها جواب منفی داده‌ام و به شهروندان قول می‌دهم که تا زنده‌ هستم، چهارراه نانوایی و نانوایی‌اش را سرپا نگه‌دارم.»
 
لاله‌سادات کوثری 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــرات شــما
سید جواد خلیلی
00:50 0 0 پاســخ به ایــن نظــر

آیا کسی را دیدی زحمات برادر بزرگش را نا دیده بگیرد وخود را بانی پیشرفت وطرقی در کار بداند درحالی که تمام این پیشرفت ها مدیونه برادر بزرگتر یشان بنام میرزاجانی خلیلی که حال در قید حیات نیستند که خود بگوید ای برادر نمک خوردی نمک دان شکستی تا شاید این خود بینی وغرور باعث نشود آن نانوایی از کجا آمد و چگونه بدستش آمد آیا نمیداند برادرش آن را درست کرد وبدستش داد ای کاش یک جو معرفت داشته. از طرف فرزند مرحم سید جواد خلیلی

نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی