کد خبر : 68669
/ 19:16
پلیس‌فتا دست شیادی عاشق‌پیشه در فضاهای مجازی را رو کرد؛

فریب‌های عاشقانه!

این خانواده گرفتار فرد شیادی شده بودند که به‌بهانه خواستگاری از دخترشان در یک نوبت او را سرکیسه کرده بود و قصد داشت با چرب‌زبانی، طلاهای او را هم تصاحب کند که هوشیاری دختر، نقشه او را ناتمام گذاشته بود.

فریب‌های عاشقانه!

دختر با خانواده‌اش برای اولین‌بار بود که پایشان به کلانتری باز می‌شد. این خانواده گرفتار فرد شیادی شده بودند که به‌بهانه خواستگاری از دخترشان در یک نوبت او را سرکیسه کرده بود و قصد داشت با چرب‌زبانی، طلاهای او را هم تصاحب کند که هوشیاری دختر، نقشه او را ناتمام گذاشته بود.

به‌گزارش شهرآرا، این پرونده همچون بسیاری از پرونده‌های دیگر که این‌روزها در دادگستری خراسان‌رضوی درحال بررسی است، از یک ارتباط ساده در فضای مجازی آغاز می‌شود و دختر جوان اسیر ارتباطی می‌شود که در آن سوی داستان، فردی شیاد با ظاهری گول‌زننده این دختر را چهارمیلیون تومان سرکیسه می‌کند.

با شکایت خانواده دختر، کارشناسان پلیس فتای خراسان‌رضوی تحقیقات خود را آغاز کرده و متهم را که پسر جوانی بود، شناسایی و در اقدامی غافل‌گیرانه دستگیر کردند.

دختر جوان که خود را مقابل خانواده سرافکنده می‌دید، درخصوص این حادثه به خبرنگار ما گفت: بارها و بارها درمورد خطرات و آسیب‌های فضای مجازی در روزنامه‌ها و برنامه‌های مختلف تلویزیونی مطالبی شنیده بودم؛ اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خودم درگیر چنین‌ماجرایی شوم.

فرزانه افزود: همیشه فریب‌خوردگان فضای مجازی را افرادی کم‌تجربه و خنگ فرض می‌کردم. نمی‌دانستم جذابیت‌های دروغین این شبکه‌های مجازی می‌تواند افراد را درگیر خودش کرده و به‌راحتی خام کند.

او ادامه داد: من دختر تحصیل‌کره‌ای هستم و خانواده‌ای آبرومند و اسم‌ورسم‌دار دارم. حدود چند ماه قبل در شبکه‌های اجتماعی تلفن‌همراه با مرد جوانی آشنا شدم که ادعا می‌کرد برای خودش بروبیایی دارد. می‌گفت تاجر است و به اکثر شهرهای کشور رفت‌وآمد دارد. ازطرفی ادعا می‌کرد آدم بانفوذی است و با مقامات و مسئولان زیادی ارتباط دوستانه و صمیمانه دارد. او در مدت کوتاهی مرا شیفته متانت مجازی خود کرد و بر این باور بودم که بالاخره مرد رؤیاهایم را که درخورشأن خانواده‌ام باشد، پیدا کرده‌ام. مرد جوان با یک دنیا رؤیا و شعرهای عاشقانه، وعده ازدواج و ساختن زندگی عاشقانه می‌داد.

فرزانه خودش را جابه‌جا کرد و درحالی‌که سرش را به نشانه تأسف تکان می‌داد، افزود: به‌همین‌راحتی فریب گفته‌های پرت‌وپلایش را خوردم. آن‌قدر محکم حرف می‌زد که اصلا باور نمی‌کردم بخواهد دروغ بگوید. یک روز در تماس تلفنی که داشتیم، گفت می‌خواهد چند‌دقیقه‌ای مرا ببیند. با اینکه اصلا اهل این حرف‌ها نیستم، باز هم خام شدم و سر قرار رفتم.

دختر جوان گفت: رامین خیلی ماهرانه توانست اعتمادم را به خودش جلب کند و در مدتی که با هم در فضای مجازی آشنا شده بودیم، کوچک‌ترین بی‌احترامی یا گفتار غیر‌اخلاقی از او نشنیده بودم. وقتی با هم روبه‌رو شدیم، باز هم خودش را نجیب و سر‌به‌زیر نشان می‌داد. ظاهرش هم شیک و غلط‌انداز بود؛ اما غمی در چهراش بود و ادعا می‌کرد یکی از چک‌هایش برگشت خورده و اگر شش‌ونیم‌میلیون تومان به حسابش واریز نکند، باید به زندان برود‌. از طرفی می‌گفت تا چند روز دیگر چک‌های خودش نقد خواهد شد.

او ادامه داد: از من مقداری پول قرض خواست. با خودم کلنجار می‌رفتم که زنگ زد و گفت: «نمی‌خواهد جلوی دوستانش موضوع برگشت‌خوردن چک لو برود و اگر لب تر کند، ده‌برابر این مبلغ هم به حسابش واریز خواهد شد.» من خام شدم و چهارمیلیون تومان از همسر برادرم قرض گرفتم و به حسابش واریز کردم. روز بعد دوباره زنگ زد و گفت هرطورشده سه‌میلیون تومان دیگر هم جور کن. گفتم من یک دختر هستم و پولی ندارم. می‌گفت می‌توانی دست‌بند طلایت را امانت بدهی تا به طلبکارم بدهم و... .

دخترجوان تصریح کرد: با این حرف به من ثابت شد که تمام حرف‌هایش دروغ است و با فردی شیاد و کلاهبردار روبه‌رو هستم. روی احساساتم پا گذاشتم و موضوع را به خانواده‌ام اطلاع دادم. آن‌ها گفتند بهتر است هرچه‌سریع‌تر موضوع را به پلیس گزارش دهیم.

 

خبرنگار: امیر محصل

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی