کد خبر : 68048
/ 11:41
قاسم رفیعا

آ‌ب

آ‌ب

اصلا در مملکت ما متاسفانه و در فرهنگ ما با عرض شرمندگی پشت‌هم‌اندازی و بی‌تدبیری دارد تبدیل به یک معضل اساسی می‌شود. 

ما همه فرصت‌ها را به‌طور‌مرتب از دست می‌دهیم تا نهایت امر به بحران می‌رسیم. 

من فکر می‌کنم این ماجرا از زمان حمله مغول در ایران به یک تربیت اجتماعی تبدیل شده است، نخندید! ما اولین‌بار درست همان‌موقع بند را آب دادیم و کار به جایی کشید که ملت ما تبدیل شدند به موجوداتی که نه کشته‌شدن همدیگر را جدی گرفتند و نه بحران‌هایی را که به سراغمان می‌آید.

تصور بفرمایید الان سال‌هاست که در جاده‌های این کشور صبح تا شب آدم کشته می‌شود بدون اینکه کسی ککش بگزد. فقط به یک اظهارتاسف خشک‌وخالی بسنده می‌کنیم.

الان سال‌هاست که درمورد مصرف آب هشدار می‌دهند، ولی کو گوش شنوا؛ از من مصرف‌کننده شهری بگیر تا کشاورز زحمت‌کش که نه مسیر‌های آبیاری استانداردی دارد و نه دقتی در مصرف آب.

حالا شده میدان جنگ وزارت نیرو و جهاد کشاورزی که آن‌یکی می‌گوید ٨۵درصد مصرف آب کشاورزی است و آن یک می‌گوید ٨٨درصد و این وسط صبح تا شب دارد منابع آب این کشور به نابودی کشیده می‌شود و دریاچه‌ها خشک می‌شود و رودها حسرت می‌شوند و چاه‌ها عمیق و کویر پیش می‌آید و جنگل‌ها در آتش بی‌تدبیری می‌سوزند و عاقبت یک نفر هم پیدا می‌شود و می‌گوید:

- ما چاره‌ای جز مهاجرت نداریم!

جالب نیست؟ یک مسئول این مملکت می‌گوید:

- ما چاره‌ای جز مهاجرت نداریم!

پس چه شد آن غرور آریایی و وطن‌پرستی؟

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی