کد خبر : 67265
/ 09:30
آیا تعیین مقدرات شب قدر با تلاش و اختیار آدمی منافات ندارد؟

مرا آن ده ، که آن به

چیزهایی در این دنیا هست که هیچ طوری توی مخیله آدمیزاد نمی‌گنجد، یعنی هرچه فکر می‌کنی که چی به چیست، کمتر سر درمی‌آوری. برای همین هم فکر کردن جدی درباره بعضی مسائل مانند ماهیت وجودی خداوند و امثال این‌ها برای عامه مردم ممنوع شده، چون مغز آدمی در این مسائل راه به جایی نمی‌برد و سرانجامش چیزی جز کفر و ویرانی نخواهد بود.

مرا آن ده ، که آن به

اما مسائلی هم وجود دارد که درعین پیچیدگی می‌توان از طریق اثرها و تاثیرها یا علت‌ها و معلول‌ها به حقیقت وجودی آن‌ها پی‌برد. مثل همین موضوع اراده و اختیار آدمی که باید بتوان آن را با قضا و قدر الهی درکنار هم نگه داشت. سوالی که همیشه برای آدمی یک دغدغه است و با رسیدن شب‌ و روزهای قدر هم جدی‌تر می‌شود.

قرار است در شبی یا شب‌هایی، پرونده عمل و سرنوشت آدمی بسته و امضا شود و تو باید تمام تلاشت را بکنی تا برای یک سال آینده بهترین‌ها را بچینی. 

با این وجود یک سال زندگی را هم در پیش‌رو داری و هر روزش باید با اراده و اختیار بکوشی تا بهتر از روز قبل باشد و این دو به ظاهر یعنی تناقض هم! از همان مسائلی که هیچ جوره در مخیله‌ات نمی‌گنجد؛ از یک سو بحث قضا و قدری است که به خداوند تعلق دارد و از سوی دیگر انسانی که توانایی تغییر در این سرنوشت رقم خورده و معلوم خداوند را دارد و این یعنی بی‌معنا بودن علم و قضا و قدر خداوندی که برای رد آن باید قدرت انسان بر تغییر آن سرنوشت را انکار کنیم و این هم به معنای جبر و پذیرفتنش با این همه امر و نهی تشریعی، بی‌معنی است.

می‌خواهیم کمی با هم در مورد این سوال اساسی در شب قدر حرف بزنیم.

﷯ 

می‌دانید مشکل کجاست؟ اینکه ما همه‌چیز را با حساب و کتاب ریاضی که در مدرسه یاد گرفتیم، می‌سنجیم و انتظار داریم که نتیجه جمع ٢‌عدد زوج حتما بشود زوج یا دو دوتا حتما بشود چهار. درحالی‌که این علم محدود ما به درد خرید چند کیلو میوه و ترسیم یک طرح هندسی مثلا پیچیده در چارچوب قوانین ساده زندگی در این کره خاکی می‌خورد و بس. منظور اینکه برای تفسیر هر پدیده و رابطه‌ای باید از سطح این زندگی خاکی کمی فاصله گرفت و از کمی بالاتر به موضوع نگاه کرد.

﷯ 

به این چند دلیل ساده باید پذیرفت 

﷯ اشراف و تسلط بر امور: وقتی صحبت از علم خداوند درباره سرنوشت و چگونگی تعاملات و رفتارهای موجودات می‌کنیم، درست مانند این است که شما با استفاده از موقعیتی مسلط همانند یک ساختمان یا مکانی مرتفع، شاهد رانندگی بسیار بد یکی از دوستانتان باشید. دوستی که به رفتارهای خارج از ضابطه و عقلانیت او در رانندگی، علم و آگاهی کامل هم دارید و با آنچه می‌بینید، عاقبت ناخوشایند رفتارش را حدس می‌زنید و پس از دقایقی هم وی به اثر طبیعی کار خود یعنی تصادف می‌رسد. حالا سوال اینکه آیا شما مقصرید؟ آیا علم شما درباره وقوع تصادف باعث به وجود آمدن این شرایط شده‌؟ آیا مهندسان راه و سازندگان اتومبیل که به یقین می‌دانند بسیاری از تصادفات به خاطر استفاده نادرست و نابجا از اتومبیل و جاده است، عامل جبری سوانح جاده‌ای‌اند؟

﷯ قواعد و قوانین وضع شده: حالا پا را یک قدم فراتر می‌گذاریم. در حقیقت نقش علم خداوند این است که می‌داند چه کسی از اسباب و زمینه‌های هدایت بهره گرفته و چه کسی به آن پشت پا می‌زند! و آن عذاب، بازتاب کردار اختیاری مردم در استفاده نکردن از اسباب هدایت است. درست همانند معلمی ورزیده که روز آغاز درس، عوامل موفقیت تحصیلی را می‌گوید و براساس تجربه‌ای که دارد، خوب می‌داند که چه دانش‌آموزانی حرف گوش می‌کنند و چه دانش‌آموزانی سر به هوا هستند. نمره خوب و بد هم، نتیجه طبیعی عمل اختیاری هرکدام از آن دانش‌آموزان است که از پیش تعریف شده و نمی‌توان آگاهی معلم از کردار چنین دانش‌آموزانی را دلیلی بر اجبار آن‌ها در چنین رفتاری دانست. نتیجه اینکه خدا به طاعت و معصیت بندگانش علم دارد و این علم کاشف و تابع آن کردار بندگان است.

﷯ علت‌ها و معلول‌های مشخص: خداى بزرگ که خالق و مالک همه موجودات است، اراده کرده که انسان در کارهاى اختیاری‌اش با اراده خود منشأ اثر باشد؛ یعنى اگر تحقق یک حادثه به پنج شرط و علت نیازمند دارد، حتما یکى از آن‌ها، اختیار و اراده آدمی است. به طورمثال براى روشن شدن یک لامپ باید کلید، سیم رابط، لامپ سالم، کنتور برق، اتصال سیم به کارخانه یا منبع تولید برق، فراهم باشد تا ما بتوانیم با اراده و اختیار خودمان کلید برق را بزنیم و لامپ روشن شود. با وجود اختیار ما در روشن کردن یا نکردن لامپ، به نظرتان در سطحی بالاتر اگر از منبع، برقی فرستاده نشده باشد، آیا اختیار ما کار‌گشاست؟ نتیجه اینکه اختیار ما و خواست و قضا و قدر خداوند در طول هم قرار می‌گیرند، نه در عرض هم که بخواهد جبری را بر امور ما سایه کند.

﷯ 

در قدر، پیمانه‌ها مشخص می‌شود 

اینکه می‌گویند: در شب قدر همه مقدرات تقدیر خواهد شد، معنایش این است که قالب معین و اندازه خاص هر پدیده روشن و اندازه‌گیری می‌شود؛ اندازه‌ای که حتمی نیست، یعنی در این عالم، وجود اشیا تنها در صورتی قطعیت می‌‏یابد که علت تامه‌شان موجود شود، به عبارتی تمام شرایط موجود و همه موانع رفع شود و فاعل نیز تاثیر بخشد. ازطرفی خداوند متعال چنان مقدر کرده که همیشه بین اشیا رابطه‌‏ای خاص برقرار باشد.

به طور مثال بین عزت و دفاع از کیان و ذلت و پذیرش ستم رابطه‌ای عکس وجود دارد و وجود یکی حتما با نفی دیگری همراه است یا بین طول عمر و رعایت بهداشت و ترک بعضی گناهان مانند قطع صله رحم و دادن صدقه رابطه برقرار کرده، پس در افعال و کردار اختیاری بین عمل و نتیجه که همان تقدیر الهی است، رابطه مستقیم وجود دارد.

نتیجه اینکه خداوند می‌‏داند هر چیز در زمان و مکان خاص خودش، به چه صورت و با توجه به کدام شرایط و علل تحقق می‏‌یابد و می‏‌داند که فلان انسان با اختیار خود، کاری خاص انجام می‏‌دهد؛ چراکه فعل اختیاری انسان، با وصف اختیاری بودن، متعلق علم ازلی خداوند است که در شب قدر و بلکه در تمام زمان‏‌ها به حجتش در زمین، یعنی امام زمان(عج) منتقل می‏‌شود و این امر به‌هیچ‌وجه با اختیار آدمی منافات ندارد و حتی بر آن تاکید هم می‌‏ورزد.

همین نکته یکی از دلایلی است که به ما تأکید شده حتما هر سه شب نوزدهم، بیست‌ویکم و بیست‌وسوم را به عبادت و دعا و شب‏ زنده‌داری مشغول باشیم تا این اعمال خیر، باعث آمادگی و وسعت وجودی و توان برتر ما شود و بتوانیم فیض الهی را درک کنیم. اگر عنصر اختیار در میان نبود و هر چه ما می‏‌کردیم در سرنوشت ما تأثیر نداشت، هیچ دلیلی بر این همه تأکید بر شب‏‌زنده‌داری و عبادت نبود.

﷯ 

آدمی خود مسبب همه امور است

انسان می‌تواند با تلاش و کوشش خود آنچه را در لوح محو و اثبات برای خود تعیین کرده، تغییر دهد، به طور مثال با دعا. همان‌طور که امام صادق(ع) هم دراین‌باره فرموده‌اند: «دعا، قضای الهى را بر می‌گرداند، اگر‌چه محکم شده باشد. پس زیاد دعا کنید که کلید هر رحمت و برآورده شدن هر حاجت است». از امام کاظم(ع) هم نقل است: «بر شما باد به دعا کردن، زیرا دعا و درخواست از خدا، بلایى را که از مرحله‌ قضا و قدر گذشته و جز امضای آن نمانده (یعنى تمامى اسباب آن فراهم شده ولى هنور در خارج وجود پیدا نکرده) برمى‌گرداند».با این اوصاف باید بپذیریم که سعادت و شقاوت، خوشبختى و بدبختى امری حتمى و اجتناب‌‏ناپذیر نیست، حتى اگر انسان کارهایى انجام داده باشد که در صف بدکاران قرار گیرد، باز مى‌‏تواند با تغییر موضع خود و روى آوردن به نیکى‌ها، به ویژه خدمت به خلق خدا سرنوشت خود را دگرگون کند. ازاین‌رو خداوند هم به صراحت در آیه‌١١ سوره مبارکه رعد می‌فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومى و ملتى را تغییر نمى‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند».

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی