• خانه
  • یادداشت
  • سناریوی مصرف‌گرایی در فرهنگ اقتصادی
کد خبر : 64973
/ 08:36
سامان مظاهری

سناریوی مصرف‌گرایی در فرهنگ اقتصادی

اگر واقعاً رضایتمندی از زندگی، تابعی است از درآمد سرانه، پس تبعا باید آمریکایی‌ها رضایتمندی‌شان از زندگی هم بیشتر باشد؛ یعنی باید ده برابر باشد. پس چرا این‌گونه نیست و رضایتمندی مکزیکی‌ها از زندگی به همان اندازه آمریکایی‌هاست؟! ***

سناریوی مصرف‌گرایی در فرهنگ اقتصادی

یکی از مواردی که می‌توان گفت در پیشبرد اقتصاد مقاومتی در کشور مورد غفلت واقع شده است، بحث تربیت اقتصادی است. به‌عبارتی اگر اقتصاد را به دو بخش سخت و نرم تقسیم کنیم و بخش سخت آن را مربوط به مباحث پولی و تولیدی، بانکی و مواردی از این دست بدانیم، در بخش نرم آن به‌دنبال مواردی از جمله باورها و ادراکات اقتصادی، فرهنگ اقتصادی و مواردی از این جنس هستیم. 

اگر ما بخواهیم ارتباطی را بین اقتصاد مقاومتی و تربیت اقتصادی بیان بکنیم، اول باید اقتصاد مقاومتی را خوب بشناسیم‌، آن را تعریف کنیم و بعد ببینیم با این تعریف، تربیت اقتصادی کجای بحث ما قرار می‌گیرد. 

اقتصاد مقاومتی را می‌توان اقتصادی دانست که قرار است بر موانع پیشرفت غلبه پیدا کند و اجازه ندهد که اقتصاد یک کشور از مسیر پیشرفت خود خارج شده‌، متوقف یا کند شود. 

از جمله این موانع می‌توان به تحریم‌های بین‌المللی، معماری قدرت‌های اقتصادی در فضای رقابت بین‌الملل، سرقت‌های اطلاعاتی در فضای اقتصادی و... اشاره کرد.

در همین زمینه و به‌عنوان مثال در فضای اقتصادی کشور در یک دوره‌ای که ملت ما در سال‌٩٢ تجربه کرد، به‌دلیل مضیقه‌های ارزی، اقتصاد کشور دارای مشکلات فراوانی شد که به گفته کارشناسان حل این مشکلات زمان بر است.

اما سئوال اینجاست که چرا این مشکلات تشدید شد؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت که قطعا یکی از دلایل اصلی آن فرهنگ ناصحیح مردم در سرمایه‌گذاری بود. 

این فرهنگ ناصحیح داخلی اثر مضیقه‌های بیرونی را که دشمن برای ما به‌وجود آورده بود، تشدید کرد و در واقع اثر آن را بر اقتصاد چند‌برابر کرد.

این فرهنگ اقتصادی ناصحیح در کشور را نباید نادیده بگیریم. یا در بحث الگوی مصرف، متاسفانه الگوی مصرف ایرانی‌ها بسیار مسرفانه است. 

اکنون مصرف سرانه ایرانی‌ها از مصرف سرانه چینی‌ها بیشتر است! یعنی کشور ایران با ٧٠‌میلیون جمعیت از کشوری مثل چین با ١.۵‌میلیارد جمعیت در مصرف انرژی مسرف کارانه‌تر عمل می‌کند.

یا یکی دیگر از موانع داخلی بسیار مهم در مسیر پیشرفت اقتصاد ایران، شبهات اقتصادی و ادراکات اقتصادی مردم از وضعیت موجود است.

همه شاخص‌های اقتصادی نشان می‌دهد که ما در دوران پس از انقلاب در کاهش فقر پیشرفت داشتیم، در برقراری فضای عدالت پیشرفت داشتیم، در برقراری رفاه اقتصادی پیشرفت داشتیم. 

ادراک مردم از این شاخص‌ها کاملا بالعکس است. یعنی شخص احساس می‌کند نادارتر شده است، وضعش بدتر شده و این به‌خاطر این است که ما در حوزه تربیت اقتصادی، عملا کاری نمی‌کنیم و شبهات اقتصادی‌ای که بسیاری از آن‌ها هدفمند و طراحی شده است به جامعه القا می‌شود، کارگر می‌افتد و در جامعه اثر می‌گذارد. 

ما اگر جامعه را تربیت نکنیم، نتیجه این می‌شود که جامعه براساس ادراک‌هایش قضاوت خواهد کرد، نه بر اساس واقعیت یعنی بر اساس ادراک یکی از پارادوکس‌هایی که در دانش اقتصاد مطرح بوده، این است که چرا بین «رفاه» و «ادراک از رفاه» تفاوت وجود دارد. 

آقای «‌کروگمن»، در کتاب اکنومیکسش (Economics)مطرح می‌کند که همیشه برای اقتصاددانان آمریکایی این سؤال است که چرا با وجود درآمد سرانه ١٠‌برابری آمریکایی‌ها نسبت‌به مکزیکی‌ها، رضایتمندی زندگی این دو ملت باهم برابر است؟

اگر واقعاً رضایتمندی از زندگی، تابعی است از درآمد سرانه، پس تبعا باید آمریکایی‌ها رضایتمندی‌شان از زندگی هم بیشتر باشد؛ یعنی باید ده برابر باشد. پس چرا این‌گونه نیست و رضایتمندی مکزیکی‌ها از زندگی به همان اندازه آمریکایی‌هاست؟! 

اینجا همان بحث ادراک به میان می‌آید. ادراک چیزی غیر از آن فضای اقتصادی است که ما در آن قرار داریم.

باید به این نکته نیز توجه داشت که فرهنگ‌سازی و تربیت اقتصادی نیز بلندمدت اثر می‌گذارند. به‌عبارتی مدت‌ها طول می‌کشد تا تاثیرات این فرهنگ‌سازی در وضعیت موجود احساس شود.

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی