کد خبر : 61690
/ 11:30
گفتگوی شهرآرا با مجید اخشابی

برخی موسیقی‌ها یک بار مصرفند!

حمیده وحیدی- مجید اخشابی خواننده‌ای است که خیلی‌ها او را از سریال «گم‌گشته» می‌شناسند. او از سال١٣٧۵ با تشکیل گروهی به نام «مهرآوا» مرکب از استادان موسیقی سنتی در اقصی‌نقاط ایران و جهان در کشورهایی چون آلمان، انگلستان، روسیه، اسپانیا، ژاپن، کره، مالزی، فرانسه، هند، ترکیه، قبرس و... کنسرت‌های موفقی برپا نمود. همین‌طور شرکت در فستیوال‌هایی چون مین‌اون (جاده‌ابریشم٢٠٠٠)، جشن ملی کره (١٣٨۴)، کران مونتانای سوئیس (١٣٨٣) و... از افتخارات اوست. اخشابی با ساخت آثاری فاخر تحولی در آهنگ‌سازی صداوسیما ایجاد کرد. او درحال‌حاضر دانشجوی دکترای موسیقی است و مجله «زیر و بم» را مدیریت می‌کند. آخرین‌کاری که از او شنیدیم اثر «لبخند» در برنامه خندوانه بود که خوانش متن آن را رامبد جوان به‌ عهده گرفت.

برخی موسیقی‌ها یک بار مصرفند!

معرفی

مجید اخشابی دی‌ماه سال١٣۵١ در تهران متولد شد. شش‌سال از سال‌های ابتدایی عمر را در تهران سپری‌کرد. به‌علت انتقال محل کار پدر، از هفت‌سالگی به همراه خانواده در زادگاه پدری‌اش، تنکابن، سکنی گزید. حدودا هشت‌نه‌سال داشت که یکی از دوستان آن‌ها به خانه‌شان می‌رود و سنتور می‌نوازد. او یک دل نه، صد دل عاشق سنتور می‌شود و با ساختن یک کاردستی شبیه به سازی که دیده‌بود، مسیر زندگی‌اش به سمت موسیقی جهت پیدا کرد. استعداد سرشارش وی را قادر کرده‌بود بدون استاد و مربی آهنگ بسازد و در روزهای اول، از عهده کوک‌کردن سنتور برآید، کار بسیار دشواری که هنرجویان پس از چندین سال، با راهنمایی استاد، آن‌هم به‌زحمت، می‌توانند آن را یاد بگیرند و انجام دهند. در مدت کوتاهی پس از اجرای سنتورنوازی در صبحگاه مدرسه و برنامه‌های پرورشی، متقاضیان زیادی برای فراگیری این ساز علاقه‌مندی نشان دادند و او را مجبور کردند در کسوت یک معلم نیز نقش‌آفرینی کند. بعد از مدت کوتاهی، از طرف اداره ارشاد تنکابن و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از او برای تشکیل کلاس‌های موسیقی دعوت شد. این همکاری و کلاس‌ها سال‌ها، یعنی تا زمانی که در آن شهر ساکن بود (١٣٧٠)، ادامه پیدا کرد. در همان سال‌های اولیه، با تشکیل گروه‌های سرود و بعدها گروه‌های موسیقی سنتی، به اجرای برنامه در سطح شهرستان، شهر و اندک‌اندک استان و حتی استان‌های همجوار پرداخت و در منطقه به‌عنوان نوازنده‌ای چیره‌دست شهرت یافت، هرچند امروز او را بیشتر به‌عنوان خواننده تیتراژهای سریال‌های ماه رمضان می‌شناسند. برای کسب دانش بیشتر، یک‌بار به هنرستان ملی پسران مراجعه‌کرد که در همان روز اول، با استقبال استادان هنرستان مواجه شد و بلافاصله او را پذیرفتند. دو مرتبه نیز خدمت استاد فرامرز پایور رفت. ایشان نیز با تشویق و تحسین او، پدر و مادرش را به توجه بیشتر و لزوم شرکت وی در کلاس‌های پیشرفته‌تر فراخواندند. در سال١٣٧٠ در رشته مهندسی عمران در دانشگاه چالوس مشغول به تحصیل شد. در دوران دانشجویی، امکان رفت‌وآمد بیشتر به تهران و شرکت در گروه‌های هنری و نهایتا تشکیل یک گروه توسط خود او و تمرین آهنگ‌هایی که ساخته‌بود و ضبط آن‌ها در استودیو فراهم آمد. در این سال‌ها وی آلبوم‌های متعددی را با آهنگسازی، تنظیم و نوازندگی خود روانه بازار کرد. شرکت در ضبط موسیقی فیلم‌ها و همکاری با استادانی چون همایون خرم، علی تجویدی، فریدون شهبازیان، بابک بیات و مجید انتظامی و نیز همکاری با اکثر قریب به اتفاق خوانندگان بنام و مطرح موسیقی در قالب آلبوم یا کنسرت ازجمله فعالیت‌های وی به‌شمار می‌آید. از سال١٣٧۵، با تشکیل گروهی به نام «مهرآوا» مرکب از استادان موسیقی سنتی ایران، حسن ناهید، جمال جهانشاد، سیامک نعمت‌ناصر ، محمود فرهمند و مسعود حبیبی، در اقصی‌نقاط ایران و جهان در کشورهایی چون آلمان، انگلستان، روسیه، اسپانیا، ژاپن، کره، مالزی، فرانسه، هند، ترکیه، قبرس و... کنسرت‌های موفقی اجرا کرد. شرکت در فستیوال‌هایی چون مین‌اون (جاده‌ابریشم٢٠٠٠) سال١٣٧٩، سوری جشن ملی کره سال١٣٨۴، کران مونتانای سوئیس سال١٣٨٣ و... از افتخارات اوست. از سال١٣٨٠ با خوانندگی در تیتراژ یکی از سریال‌های تلویزیونی به نام «گم‌گشته» توانست قابلیت‌های صدای خود را به شکلی جدی و فراگیر به مردم معرفی کند. آن مجموعه با استقبال گسترده‌ای از سوی مردم مواجه شد. از آن سال به بعد، استفاده از موسیقی در تیتراژ سریال‌های پس از انقلاب به‌صورت سنتی همیشگی شکل گرفت. پس از آن، در سریال‌ها و برنامه‌هایی چون همراز، عروج، مهتاب، محله بنده‌نواز، یک‌وجب خاک، متهم گریخت، خانه‌به‌دوش،ماه محبوب و فیلم سینمایی تلافی، توانست قطعات زیبا و ماندگاری به مخاطبانش هدیه کند.

***

فضای موسیقی فیلم‌ها و سریال‌ها را چگونه می‌بینید؟

آثار موسیقی فیلم‌ها و سریال‌ها رو به معمولی و تکراری شدن رفته‌است. خلاقیت موسیقایی آثار تلویزیونی و سینمایی رو به کم‌رنگ شدن است؛ ضمن اینکه پردازش موسیقایی رسانه هم باید دچار یک تغییر و دگرگونی شود. اتفاق خاصی در عرصه موسیقی فیلم و سریال رخ نداده‌است. به عقیده من، اکثر آثار موسیقایی فیلم‌ها و سریال‌ها به لحاظ ملودی شبیه به هم شده‌اند.

چرا موسیقی موسوم به زیرزمینی رو به افزایش است؟

سهل‌نگری افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند و گمان می‌کنند داشتن یک کامپیوتر شخصی و داشتن یک‌سری شعر و آهنگ تمام فرآیند خواننده شدن است و قادر نیستند برای کارهایشان مجوز بگیرند و بر اساس سیستم‌های نظارتی، آن سطح کیفی مطلوب را ندارند، دست به این کار می‌زنند؛ البته نکته دیگر هم وجود ابزاری مثل اینترنت است که هر کسی به‌راحتی می تواند از خانه‌اش هر کاری انجام دهد. در زمان‌های گذشته تنها رسانه رادیو و تلوزیون خودمان بود، اما حالا هر کسی می‌تواند تولیداتش را خیلی راحت در اختیار دیگران قرار دهد. به‌هرحال سیستم‌های نظارتی باتوجه به سخت‌گیری‌هایی که انجام داده‌اند باعث شده‌اند جوانان دل‌زده شوند و ترجیح دهند اصلا به آن‌ها مراجعه نکنند. این مشکل بهتر است این‌گونه حل شود که سیستم‌های نظارتی به‌جای تنها امر و نهی کردن، راه‌های پیش‌تولید و آموزش را پیش روی علاقه‌مندان قرار دهند. فقط نبایدها کفایت نمی‌کند. بالاخره تمام این مشکلات دست به دست هم داده‌اند که موسیقی زیرزمینی راحت‌تر و دل‌خواه‌تر شود. البته من اعتقاد به اینکه موسیقی دولتی یک ژانر موسیقی خاصی است ندارم.

شما در موسیقی امروز ایران فرد مطرحی هستید. این نکته را در سواد مجید اخشابی می‌دانید یا در اینکه به‌هرحال از همان قدم اول مسیرتان مشخص بود و هیچ‌گاه به دنبال موسیقی زیرزمینی یا هر نوع باطل آن نبودید؟

به‌هرحال بخشی مربوط می‌شود به طی کردن آموزش صحیح، آموزش آکادمیک و حرفه‌ای. این مسئله خیلی نقش دارد که شما مهارتی را یاد بگیرید و بر اساس آن کار کنید. اگر قرار باشد من بر اساس سلیقه شخصی خودم کاری را درست کنم، ممکن است اولی و دومی‌اش جلوه کند، اما وقتی درون‌مایه‌ای وجود نداشته‌باشد، یقینا مردم هم استقبال نخواهندکرد. قدم‌برداشتن در مسیر صحیح علمی و دیدن آموزش‌های لازم می‌تواند به یک هنرمند کمک کند تا قدم‌های درستی بردارد.

موسیقی را به‌عنوان یک هنر در چه جایگاهی می‌دانید؟

هنوز در کشور ما ارزش واقعی خود را پیدا نکرده‌است. آن‌طور که شایسته است به آن توجه و پرداخته نمی‌شود و آن‌طور که لازم است ارزشی برای هنر قائل نیستیم. این به این دلیل است که اگر در کشور قانون کپی‌رایت اعمال شود، رسانه‌ها یا مراکز فرهنگی باید هزینه‌های تمام‌شده زیادی متحمل شوند و این ظاهرا مقرون‌به‌صرفه نیست و به همین دلیل، قانون اجرایی پیگیری نمی‌کند. به نظر من این موضوع کاملا فرهنگی است و باید گفت فرهنگ کپی‌رایت برای کشور ما هنوز جا نیفتاده‌است. یکی از مصادیق ضعف فرهنگی وقتی است که اجازه‌ای از صاحب اثر گرفته نشود، اما کارش را کپی کنند. این کار دزدی تلقی می‌شود، اما برای سرقت چیزی که فیزیکال نیست و دارای محتواست نسبت دزدی داده نمی‌شود.

پیامدهای اقتصادی این کار چیست؟

کار هنر با مکاشفه به نتیجه می‌رسد؛ یعنی وقتی یک هنرمند به یک اثر هنری خیلی خوب دست پیدا کرد، مورد قبول واقع می‌شود. این درست مشابه کشف برق توسط ادیسون است.کمترین لطمه‌ای که کپی‌رایت تا به حال به موسیقی ما زده این است که یک هنرمند هیچ‌وقت به معنای واقعی برداشت مالی لازم را از اثرش نکرده‌است و از این نظر در کشور ما آرامش وجود ندارد. این اتفاق باعث می‌شود اثر بعدی آن هنرمند از غنای کافی برخوردار نباشد. وقتی هنرمندی روی اثرش سرمایه‌گذاری می‌کند اما در نهایت، سرمایه برگشتی بر خلاف انتظارش است، این موضوع باعث تنزل کیفی آثار هنری می‌شود و در نهایت سرمایه در جیب هنرمند نرفته و دست وی از معاملات کوتاه است.

پیشنهاد شما برای جلوگیری از کپی‌رایت چیست؟

کسانی که به حلال و حرام معتقدند به این فکر کنند که وقتی بهایی برایش نپرداخته‌اند، استفاده‌کردن از آن هم حلال نیست. گاهی هم اقداماتی قطعی از سوی مسئولان وجود داشته‌است. به‌عنوان مثال در برهه‌ای از زمان، وزارت ارشاد فعالیت‌هایی انجام داده و جلوی تکثیرهای غیرمجاز گرفته‌است، اما این به معنای ریشه‌کن شدن این ماجرا نبوده‌است. ممکن است دولت با استفاده از روش‌های قبلی بتواند جلوی این کار را بگیرد و این کار جرم تلقی شود، اما به عقیده من، درمجموع اقدامات رسانه‌ای و مطبوعاتی ارزشمندتر از روش‌های سلبی است. اگر مردم آثار بدون برچسب و بدون مهر و امضا نخرند، دیگر کسی کپی نخواهدخرید؛ اما متاسفانه بازار کپی‌های غیر مجاز داغ است. چون متاسفانه مردم خرید با قیمت کمتر را ترجیح می‌دهند. مصرف‌کننده باید این بزرگ‌منشی را به خرج دهد که دنبال کپی‌رایت نرود؛ بنابراین فقط این مردم هستند که می‌توانند جلوی این کار را بگیرند.

قبل از محرم و صفر برنامه‌ای پخش می‌شد به نام «شب‌کوک» که به استعدادیابی در زمینه خوانندگی می‌پرداخت. این برنامه را دیده‌اید؟ با پخش چنین برنامه‌هایی موافقید؟

من این برنامه را ندیده‌ام اما نظری هم در مورد این‌چنین برنامه‌ها ندارم.

نظرتان در مورد اشعاری که در موسیقی سریال‌ها شنیده می‌شود چیست؟

برخی خوبند و برخی نه. گاهی دیده می‌شود اشعاری که سروده می‌شوند از عمق و معنی خاصی برخوردار نیستند و سراینده فقط حس لحظه‌ای خودش را نوشته‌است. این را از ماندگار نشدن اثر می‌توان کاملا فهمید. مردم درک موسیقی دارند و کار خوب را از بد تشخیص می‌دهند. شاهد هستیم که وقتی که یک اثر خوب پردازش می‌شود، بعد از پایان سریال یا فیلم هم تا مدت‌ها شنیده می‌شود. برخی از خواننده‌ها هم با همان اثر تا مدت‌ها جاودانه می‌شوند.

شما خیلی از اشعار استاد علی معلم را خوانده‌اید. علت این مسئله چه بود؟ شاید بعضی‌ها هم مجید اخشابی و علی معلم را موازی با هم در ذهنشان سپرده‌اند.

زمانی پیشنهاد کاری شد و من برای اولین‌بار از طریق استاد فریدون شهبازیان استاد علی معلم را شناختم، به این طریق که یک شعری را به من دادند و از من خواستند روی آن آهنگ بسازم. بعد از اتمام کار، قطعه‌ای را به نام «سیب‌گلاب» پیش استاد اجرا کردم که ایشان هم خوششان آمد. کم‌کم آشناییمان شکل گرفت و شعرهای بیشتری به من سپردند.

شعرهای علی معلم شاید از نظر عامه کمی سنگین‌تر باشد، اما خیلی خوب به مردم انتقال پیدا کرده‌است.

این لطف مردم را می‌رساند.

بعضی از مردم معتقدند برخی خوانندگان به خاطر دیده‌شدن سریع توسط تیتراژخوانی، حاضرند پول‌های کلانی به تهیه‌کنندگان بدهند. نظرتان در این‌باره چیست؟

این حرف‌ها را هم ما هم شنیده‌ایم که برخی حاضرند برای خوانندگی تیتراژ پول‌های کلانی بدهند. به‌هرحال باید کمی پیگیری بیشتری کنند. البته اگر تهیه‌کنندگان به لحاظ مالی مشکل نداشته‌باشند، مسلما این اتفاق‌ها کمتر خواهد افتاد. اگر بودجه لازم در اختیار فیلم‌سازان قرار بگیرد، هیچ‌کس حاضر نمی‌شود چنین کاری انجام دهد. تمام تهیه‌کنندگان می‌دانند که یک ترانه و آهنگ خوب تا حدی در ماندگاری سریال و فیلم اثربخش است.

باتوجه به اینکه ما صدای شما را در انتهای تعداد زیادی از سریال‌های دهه اخیر شنیده‌ایم، خودتان بر چه معیارهایی این انتخاب را دارید؟

به‌هرحال بر روی پیشنهادها فکر می‌کنم. اگر براساس آن معیارها و سطحی که مدنظر دارم باشد، قبول می‌کنم وگرنه رد می‌کنم.

تا به حال شده‌است پای قراردادی را امضا کنید و بعد از اینکه برای آن سریال آهنگ ساختید، پشیمان شوید؟

نه، هرگز این اتفاق نیفتاده‌است.

لطفا درمورد آهنگ‌هایی که برای امام رضا(ع) خوانده‌اید، توضیح دهید.

بعد اولین‌باری در تاریخ زیبای٨/٨/٨٨ آهنگی را برای حضرت خواندم، در سال٨٩ هم از طرف جشنواره و آستان قدس به من سفارش کار داده‌شد. بعد از اینکه این کار به‌طور متوالی تکرار شد، به خودم گفتم قسمت این است که من هرسال یک کار را تقدیم حضرت‌رضا(ع) کنم و نیت کردم به‌عنوان یک سنت در زندگی‌ام، این جریان را تامین کنم و تصمیم گرفتم هرسال یک اثر را برای حضرت‌رضا(ع) بسازم. الحمدلله تا به امروز اجرا شده‌است و به خاطر ارادتی هم که دارم، این مسئله برایم بسیار اهمیت دارد. در مناسب‌هایی که به امام‌رضا(ع) مربوط است، این آثار را بازنشر می‌کنم. از الطاف حضرت هم به من همین است که سالی چندین مرتبه زیارت ایشان نصیبم می‌شود؛ ضمن اینکه از سعادتمندی‌های من است که هموطنانم در مشهد لطف زیادی به من دارند و مرتب به این شهر دعوت می‌شوم.

شما با موسیقی مقامی خراسان هم ارتباط دارید؟

بله، من دو تا آلبوم هم در این زمینه تنظیم کرده‌ام. یقینا یکی از زیباترین موسیقی‌های ایرانی موسیقی خطه خراسان است.

آیا در نظر دارید اثری را به سبک موسیقی مقامی خراسان برای حضرت‌رضا(ع) تولید کنید؟

اتفاقا یک آهنگ تولید کرده‌ام با عنوان «ماه دلارام» که تقدیم به ساحت مقدس حضرت‌قائم(عج) شده‌است و کاملا از موسیقی مقامی خراسان بهره‌گرفته‌ام. در قطعه «سکوت امام‌رضا(ع)» نیز تا حدودی از تم موسیقی خراسانی استفاده کرده‌ام.

به‌عنوان سوال آخر، به نظرتان آینده ما در موسیقی به کجا ختم خواهدشد؟

اگر هنرمند در تلفیق بتواند به یک جذابیت و نوآوری دست پیدا کند، اثرش موفق خواهدبود، ولی بعضی‌وقت‌ها دیده می‌شود که کارهای تلفیقی هویت خاصی ندارند و محصول بافته‌شدن آسمان و ریسمان به هم هستند. بدیهی است چنین آثاری را نمی‌توان موسیقی تلفیقی قلمداد کرد. درهرحال، تلاش من این است که با بهره‌گیری از الحان و موسیقی اصیل کشورمان بتوانم با امکاناتی که موسیقی مدرن در اختیارمان می‌گذارد به فضاهایی آشنا ولی جدید دست پیدا کنم.

***

هنر تجلی گاه افکار و عقاید هنرمند است

هر هنری می‌تواند جایگاه تجلی افکار، عقاید و اندیشه‌های مولف در زمینه‌های مختلف هنری باشد که در بعضی رشته‌ها ‌مشخص‌‌تر و ملموس‌تر است. در برخی هنرها این موضوع در لایه‌های زیرین پنهان است. در سینما با دیدن چند صحنه می‌توان به اعتقاد و اندیشه فیلم‌ساز پی‌برد. در موسیقی نیز به همین شکل است، اما کمی مستترتر. باتوجه به اینکه موسیقی کمی تخصصی‌تر است، پی‌بردن به افکار سازنده آهنگ کمی تبحر شنیداری بیشتری می‌طلبد. به‌هرحال، موسیقی این قابلیت را دارد و از اعصار گذشته تا به امروز، این نقش را به‌خوبی ایفا کرده‌است. 

ما موسیقی‌های مختلفی از قبیل سوگ، سور، جنگ، درمان و آیین‌های مختلف داشته‌ایم که همه این‌ها برای لحظات مختلف مردم جامعه ساخته و پرداخته شده‌اند. اکنون نیز موسیقی ظرفیت‌های بالایی دارد، ضمن اینکه کالایی بسیار ارزشمند و در عین‌حال ارزان و سهل‌الوصول است که می‌تواند در جامعه موثر و راهگشا باشد. قطعا هنر موسیقی آن جامعیت و ظرفیت را دارد که پاسخ‌گوی توقعات و انتظارات ما باشد؛ منتها بستگی به مصرف، تولید، عرضه و عوامل دیگری دارد که تعیین‌کننده چگونگی تاثیرگذاری یک اثر است. 

در جامعه شاهد موسیقی‌های متعددی هستیم، از موسیقی زیرزمینی، راک و جاز که کمی از فرهنگ موسیقایی ما دورند گرفته تا موسیقی‌های آیینی و تواشیح. ارتقای اعتقادات از طریق موسیقی از عهده فرد و گروه خاصی برنمی‌آید، بلکه شاید بشود گفت منشا و منشور اصلی تولیدکنندگان و مصنفین هستند که باید ایده‌ها و طرح‌های جدیدشان جاذب باشد و توجه شنوندگان را به سمت اثر خود جلب کند.

***

به دنبال زبان متفاوت و حس جدید هستم

برخی به من می گویند: شما آثارتان را بر اساس موسیقی ایرانی می‌سازید و در کنار سازهای ایرانی، از سازهای غربی نیز استفاده می‌کنید. این تلفیق سازها چه ویژگی‌هایی باید داشته‌باشد که مفید واقع شود؟

وقتی شما در موسیقی دست به تلفیق می‌زنید، به دنبال کنش‌ها و واکنش‌های سازها بر هم هستید؛ مانند یک شیمیدان که می‌خواهد با ترکیب دو عنصر به عنصر سومی دست یابد. گاهی این آزمایش به انفجار می‌انجامد، گاهی به یک ماده عجیب‌و غریب دست پیدا می‌کند و گاهی نیز به کیمیا می‌رسد! 

در موسیقی هم این شرایط وجود دارد. من به دنبال آن هستم که با آمیختن سازهای مختلف و متفاوت به یک زبان و ساختار و حس جدید برسم.

من در زمینه موسیقی سنتی و نوازندگی سنتور تخصص دارم و از طرفی در زمینه خوانندگی پاپ فعالیت می‌کنم. به یاد دارم زمانی که در گذشته با استادان موسیقی سنتی همکاری داشتم، آلبوم‌های زیادی در این زمینه ضبط می‌شد و در کارهای زیادی نوازندگی می‌کردم، اما اکنون آثار بسیار کمی در حوزه موسیقی سنتی تولید می‌شود. 

به‌هرحال، من باتوجه به کار و علاقه‌مندی‌ام، در آثارم تلفیقی از موسیقی سنتی و پاپ را کرده‌ام؛ به‌خصوص لحن‌ها و آوازهای موسیقی ایرانی با در موسیقی پاپ تلفیق کرده‌ام. 

اگر در تلفیق به یک جذابیت دست یابیم، کار موفقی داشته‌ایم؛ اما گاهی نیز ممکن است کارهای بی‌هویتی تولید شود؛ بنابراین تلفیقی که تجسم موسیقایی جدیدی را پیش روی مخاطب قرار دهد خلاقیت و نوآوری را نیز با خود به همراه خواهدداشت.

***

برخی موسیقی‌ها یک‌بارمصرفند!

آنچه مسلم است، رپ و راک موسیقی‌ای برگرفته از موسیقی شرق نیست، یک موسیقی صددرصد وارداتی است. شاید بگویید با این‌حال، موسیقی پاپ هم وارداتی است، اما باید گفت تفاوت‌های زیادی بین پاپ، رپ و راک وجود دارد. باید به این نکته توجه داشته‌باشم که موسیقی پاپ به شکلی است که در کشورهای مختلف دنیا با لهجه موسیقی آن کشور ساخته می‌شود؛ برای مثال موسیقی پاپ عربی به شکلی ساخته می‌شود که اگر یک شنونده اجرای بدون‌کلام آن را گوش دهد، متوجه می‌شود که این موسیقی عربی است. موسیقی ترکی استانبولی، اسپانیایی و... نیز به همین صورت است. در اروپا هم وضع به همین شکل است. موسیقی مجاری، موسیقی شرق و غرب اروپا یا موسیقی شمال اروپا؛ اما موسیقی رپ در ایران به شکلی است که ملودی‌های آن هم کاملا وارداتی است، یعنی درواقع تنها شعر و کلام ایرانی است. ضمن اینکه این نوع موسیقی جذابیت‌هایی هم دارد، اما زودگذر است. اگر بخواهیم موسیقی رپ وارد جامعه موسیقی ایرانی شود، باید حداقل آن را کمی بومی‌تر کنیم. از لحاظ غنای موسیقی هم باید اشاره داشت که از هر لحاظ، این نوع موسیقی از پاپ‌های معمولی هم ضعیف‌تر است. یک موسیقی یک‌بارمصرف است، حتی در زمینه شعر هم وضع بدین شکل است؛ یعنی شما بار اول که این نوع موسیقی را بشنوید، شاید خوشتان بیاید، اما دفعه دوم دیگر شنیدن این نوع موسیقی چیز جدیدتری را به شنونده نمی‌دهد. این نوع موسیقی از سوی سیاهان قاره آفریقا که کلام را سریع در موسیقی بیان می‌کردند شکل گرفت و سپس در آمریکا به تکامل رسید. آن‌ها موسیقی را با هیجان می‌خواندند. مع‌الوصف، خود من اعتقادی ندارم که این نوع موسیقی موسیقی مصرف‌پذیری باشد، زیرا ذائقه شنیداری ایرانی آن را پس از مدتی پس می‌زند. به‌طور کلی، این نوع موسیقی می‌تواند برای سنین جوانی باشد که پس از مدتی از آن عبور می‌کنند، اما اینکه ادعا شود رپ یک موسیقی غنی و فاخر است، ادعایی بیهوده است. اگر به من پیشنهاد ساخت موسیقی رپ شود، آن را نمی‌پذیرم، اما اگر هم بخواهم بسازم، درواقع آن را با ذهنیت خودم می‌پرورانم. شاید برایتان جالب باشد که در مجموعه «یک‌وجب خاک» که ماه رمضان چندسال قبل از شبکه سوم پخش می‌شد، فرم خواندن تیتراژ آن کمی ویژگی‌های رپ را داشت، اما من سعی‌کردم تلفیقی درست داشته‌باشم به‌طوری که موسیقی ایرانی در بافت آن وجود داشته‌باشد. باتوجه به اینکه کلام آن، برعکس رپ‌های وارداتی، معنا داشت و برای من یک تجربه جدید بود. ولی درکل، به این سبک موسیقی علاقه‌مند نیستم.

نوآوری تا جایی که ساختارهای موسیقی ما را نشکند خوب است و تلفیق هم نوعی نوآوری است؛ ضمن اینکه باید توجه داشته‌باشیم موسیقی سنتی ما یک شان و منزلت میراثی نیز دارد که برای ما به ارث مانده‌است. نکته دیگر اینکه برای تولید این نوع موسیقی، موزیسین‌هایی باید تربیت شوند که بتوانند موسیقی سنتی را به همین شکل به نسل‌های آینده منتقل کنند. موسیقی سنتی درواقع موسیقی کلاسیک ماست؛ یعنی معرفی تاریخ، فرهنگ و جغرافیای ما، اما مسلما دقیقا مثل هنرهای سنتی دیگر ما می‌ماند؛ یعنی ممکن است زیبایی‌هایی داشته‌باشد که خود آن زیبایی‌ها مصرف‌پذیری این نوع موسیقی را کم کند. برای مثال، شما یک فرش بسیار زیبا دارید، این فرش را دیگر زیر پا نمی‌گذارید که روی آن سفره بیندازید، بلکه آن را پشت شیشه‌ای قاب می‌کنید و یا در گوشه‌ای می‌گذارید که روی آن زیاد راه نروید. موسیقی سنتی ما هم عیار بالایش را دارد. شاید به همین خاطر کمی مصرف‌پذیری‌اش کم می‌شود. نکته بااهمیت دیگر این است که موسیقی سنتی ما تا حد زیادی دیداری است و باید اعتراف کرد نوآوری در این نوع موسیقی در سال‌های اخیر بسیار محدود بوده‌است.

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی