کد خبر : 56738
/ 12:25
محمدجواد نوری

مذاکره بر سر مقاومت عاقلانه نیست

روزهای حساسی در منطقه ما سپری می‌شود. مداخله قدرت‌های بزرگ، رفتار قدرت‌های منطقه‌ای و گروهک‌های تروریستی همگی نشان از چینش و مناسبات امنیتی جدید در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا دارد.

مذاکره بر سر مقاومت عاقلانه نیست

بحران سوریه به‌عنوان یکی از این اتفاقات شاخص‌، محل تلاقی و مقابله ایدئولوژی‌ها و منافع بازیگران مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی است. ‌ازیک‌سو جریان مقاومت منطقه به رهبری ایران و ازسوی دیگر حکومت‌های مرتجع عربی به رهبری سعودی‌ها دربرابر هم صف‌آرایی کرده‌اند و در‌این‌میان قدرت‌های مداخله‌گر مثل ایالات متحده و روسیه به‌دنبال دستیابی به اهداف خود و اصطلاحا گرفتن ماهی از این آب گل‌آلود هستند.بسیاری از شواهد میدانی و تحرکات سیاسی جهانی نشان از تصمیم بازیگران بین‌المللی بر پایان‌دادن به این بحران دارد. حضور بدون پیش‌شرط ایران در مذاکرات اخیر و جدیت طرفین در مذاکرات شاهدی دیگر بر این مدعاست.حضور جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات از جوانب مختلفی قابلیت بررسی دارد که در ذیل به برخی موارد اشاره می‌شود:

١. طبق گفتمان انقلاب اسلامی ما بایستی بتوانیم که بحران‌ها و اختلافات منطقه‌ای را توسط خود دول منطقه حل‌وفصل کنیم. شعار ما همواره این بوده است که اگر دولت‌های مستکبر از منطقه خارج شوند، ما خود توانایی مدیریت مسائل منطقه را دارا هستیم.

مذاکرات اخیر سوریه و حضور ایران در پای میزی که در اطراف آن بازیگران مختلف بین‌المللی و از‌همه‌مهم‌تر ایالات متحده حضور داشتند، درواقع ناقض این اصلی است که ما همواره داعیه‌دار آن بوده‌ایم. از‌این‌منظر می‌توان این شکل از مذاکرات را نوعی عقب‌نشینی از گفتمان انقلاب اسلامی دانست. پیش از این نیز، ایران درباره مناسبات امنیتی خلیج فارس طرح‌هایی را ارائه کرده بود؛ ولی به‌علت کارشکنی غربی‌ها و بی‌توجهی و حتی دشمنی برخی شیوخ منطقه به سرانجام نرسیدند.

٢. پیرو مورد قبل، حضور روسیه در سوریه با هماهنگی جمهوری اسلامی و حتی استفاده از خزر برای پرتاب موشک علیه مخالفان اسد نیز نافی اصل عدم مداخله قدرت‌ها در منطقه است. طبیعتا این‌گونه مداخله (به هر دلیلی که صورت می‌گیرد) برای کشوری مثل روسیه حقوق و انتظاراتی را ایجاد می‌کند و بایستی این نکته را به‌دقت درباره فرجام بحران سوریه درنظر داشت!

٣. جمهوری اسلامی ایران همواره آمادگی خود را برای مذاکره در موارد مختلف با جهان اعلام کرده است و به‌جز رژیم صهیونیستی و آمریکا خط قرمز دیگری برای تماس دیپلماتیک ندارد؛ اما یک سوال اساسی که بایستی پرسیده شود، این است که آیا ما درباره مهم‌ترین و باارزش‌ترین داشته‌های خود که همانا نفوذ معنوی منطقه‌ای ما در میان امت اسلامی است، می‌توانیم وارد مذاکره شویم؟ 

به نظر می‌رسد هیچ انسان عاقلی حاضر به گفتگو بر سر داشته‌های ارزشمند اصلی خود با طرف مقابلش نباشد. مخصوصا که در روی زمین نیز این روزها نمی‌توان برتری موضع خاصی را ازجانب دولت اسد مشاهده کرد.بنابراین باید باردیگر از خود بپرسیم که آیا می‌توان بر سر یکی از حساس‌ترین نقاط و محور‌های مقاومت، بدون اینکه حتی دست بالایی در میدان جنگ داشته باشیم، وارد گفتگو و بده‌بستان شویم؟

به نظر نگارنده، ما نباید فریب اینکه آن‌ها بدون هیچ شرطی حضور ما را قبول کرده‌اند، بخوریم و بر این نکته دقت کنیم که دلیل این تصمیم جز قدرت جریان مقاومت و ایران نمی‌تواند باشد. همچنین باید بدانیم که یکی از اهداف دشمن از دعوت ایران به مذاکرات، استفاده از ظرفیت خود ما بر علیه دوستان ماست.بنابراین در جمع‌بندی نکات فوق ایران نباید لااقل تا به‌دست‌آوردن موقعیت برتر در زمین وارد مذاکرات جدی در‌این‌باره شود.

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی