کد خبر : 46160
/ 10:30
طرح قرآن آموزی به بچه ها در حسینیه کفاشان با اهدای گل به کودکان در سر تا سر شهر اجرا می شود

رحـل های کـودکانه

جواد برفر، مدیر حسینیه کفاشان محله وحدت ماست و فعال در بازار کفش و چرم. حاج آقا 50 سال را پرنکرده است و روزهای میان سالی شیرینی دارد، نگوید هم از آرامش و سکونش پیداست .

رحـل های کـودکانه

 لطفا همین جا پیش فرض هایتان را پاک کنید. این گپ وگفت روالش با همه مصاحبه ها متفاوت است؛ دست کم برای من که قرارست از دل حرف هایی که اول و آخرش به خدا ختم می شود یک متن هزار و چند کلمه ای بیرون بکشم.

نشسته ام با کسی که خودش هیئتی است و مدیر یک مجموعه هیئتی درباره سبک زندگی اش حرف بزنیم و اینکه او این همه آرامش را از کجا دارد و وامدار چه لطفی است.

 تارسیدن به مقصد، مدام به این فکر می کنم چطور می شود روال یک گفتگوی هفتگی را به سمتی کشاند که هم مخاطب پایان آن حس خوبی داشته باشد و هم حرفی برای گفتن از دل آن بیرون بیاید.

 ماجرایی که حافظ قرآنم کرد

 جواد برفر، مدیر حسینیه کفاشان محله وحدت ماست و فعال در بازار کفش و چرم. حاج آقا 50 سال را پرنکرده است و روزهای میان سالی شیرینی دارد، نگوید هم از آرامش و سکونش پیداست .

هفت سال قبل در پی ماجرایی تصمیم به حفظ قرآن کریم می گیرد و این تصمیم تحول بزرگی در زندگی اش می شود و حالا حافظ بخش بزرگی از آن است.

بعد از آن ماجرا همیشه دوست داشته است دیگران را هم شریک لحظه های خدایی اش کند و چه بهتر که از سال های آغاز زندگیباشد.

همان اول گفتگو بحث را می کشاند به آموزش قرآن و اجرا کردن طرحی که امید دارد پرقوت ادامه یابد. طرح آموزش رایگان قرآن و اذان در حسینیه کفاشان برای کودکان، طرحی که به صورت متوالی سه ماه است شب های پنجشنبه برگزار می شود و هنوز نامی برای آن انتخاب نشده است .

حاج آقا تعریف می کند: من و بچه های حسینیه سعی داریم انگیزه و اشتیاق کودکان برای شرکت در کلاس های قرآنی زیاد شود. خودمان شب های چهارشنبه که می شود با گل می رویم در منازل تا لحظه گفتگوی ما با حاج آقای برفر 40 نفر از کلاس های قرآنی فیض می برند.

برفر اعتقاد دارد: این حس درون همه آدم ها هست و فقط باید تقویت و چه بهتر که از کودکی شروع شود «کودک اگر با قرآن مانوس و همراه شود محال است آن را کنار بگذارد. بچه ها اگر زمان کودکی این حال و هوای معنوی را درک کنند و با آن انس بگیرند همیشه همراهشان خواهد بود.»

حاج آقا توضیح می دهد: هنوز نامی برای این طرح انتخاب نشده است اما ایمان دارد که با استقبال روبه رو خواهد شد.

 دلباخته قرآن شده بودم

 صحبت را می کشانم به انگیزه اش برای انجام این کار، تعریف می کند: ماجرا برمی گردد به هفت سال گذشته «آن روز یک جلسه عمومی بود که حاضران قرآن تلاوت می کردند. نوبت به من که رسید مانده بودم چطور بخوانم. آمادگی اش را نداشتم، نمی توانستم. این موضوع خجالت زده ام کرد.

از طرفی مدت ها دنبال حفظ قرآن بودم. اشتیاق این را داشتم این کلمه ها و آیه ها را جایی توی قلبم بگذارم که همیشه محافظتم کند و وقت تنهایی به دادم برسد و آن روز بود که تصمیمم را گرفتم و رفتم دنبال تجوید و حفظ .

هر چه بیشتر می گذشت قرآن بیشتر به دلم می نشست. دلباخته قرآن شده بودم. نامش که می آمد خودم را می باختم.

خدا خودش هم جا به جا گفته بود اگر در خدمتش باشیم همه چیز را در خدمتمان می گذارد.

باور نمی کنید این کتاب اولویت اول زندگی تان باشد طبیعت هم در خدمت تان خواهد آمد.

جای پرسش و پاسخی نمی ماند. حاج آقا همین طور حرف می زند، از لذت بودن با کتابی که زندگی را مثل عسل شیرین می کند.

 خدا شما را هم دوست دارد

هیچ چیز مثل قرآن آدم را درست نمی کند. هر جا و هر لحظه در زندگی احساس کردی کم آوردی و حسی درونت جوشید که احساس کردی یواشکی می خواهی قرآن را از روی تاقچه اتاق برداری بدان خدا خیلی دوستت دارد.

 خدا شما را خیلی دوست دارد حاج آقا؟

این جا را با اشتیاق می پرسم و منتظر می مانم تا اشکی را که لای محاسنش گم می شود با انگشت اشاره اش بگیرد و سکوت کند و من از سکوت و آرامشش بفهمم خدا نعمت باهم بودنش را به آدم هایی که خیلی دوستشان دارد، می دهد. دعا می کنم خدا آرامشش را به من هم بدهد و به همه آن هایی که دلشان نور می خواهد.

شیفته آرامش مثال زدنی آدم های خدایی ام. آن هایی که تا نام «یارب یارب» کسی را می فهمند زانو می زنند و دل می بازند.

خانه ای که در آن قرآن باشد، سبک زندگی آدم هایش با قرآن باشد، دستورهای قرآنی حکم دهد و اعضای آن خانه فرمان از قرآن بگیرند، خانه ای است که خدا به آن نظردارد. می گوید: خدا قلبی را که نورش را در آن به امانت گذاشته باشد تنها نمی گذارد، می گذارد؟ این را حاج آقا می پرسد. این نوع پرسشش غافلگیرم می کند.

پاسخی ندارم. حالا سکوت من است و ادامه حرف های او: «خدا اگر میل و علاقه ای هر چند کوچک در دل کسی ببیند او را یاری می کند. به این جمله که می گویم ایمان دارم ها. نه اینکه فکرکنی از روی احساسات است که می گویم. آزمایش کن امتحانش بی ضررو رایگان است.»

 از کم شروع کنیم

از کم هم می شود شروع کرد. روزی چند آیه، هفته ای، ماهی یک جزء، ببین خدا چطور مهرش را توی دلت می اندازد که جز خانه اش هیچ جایی را نزنی . هیچ وقت هم حاضر به رهاکردنش نمی شوی.

ما برای همه چیز سهم می گذاریم اما از قرآن غافل ایم . بنویسید قرآن مظلوم مانده است . باید برای هر چیزی که سهم می گذاریم سهم قرآن را هم در زندگی مان جدا کنیم.

من و همه بچه های حسینیه کفاشان خادم بچه هایی هستم که مورد عنایت خدا هستند. ما خوشحال می شویم از سراسر شهر پذیرای کودکان برای قرآن آموزی باشیم. من خودم راننده سرویس یکی از نقطه ها هستم. همیشه سفارش کرده ام با لطف و مهربانی باید سراغ کودکان رفت تا خاطره خوش در ذهن شان بماند. بچه ها اصلا اجبار به ماندن در محیط ندارند. خسته که شدند می توانند محیط راترک کنند.

 به برکت آیه ها

این ها را می گوید، می رسد به خودش کوتاه می گوید: چیدمان میوه را از کودکی دوست داشتم . میوه فروشی می کردم و از سال 62وارد صنف کفاشی شدم و حالا هم مشغولم به این کار. زندگی آرام و شیرینی دارم و همه آن ها را به برکت همین آیه ها .

باز هم می گویم قرآن همیشه هست سرد و گرم ندارد، غفلت ماست که از یادش می بریم . برش داریم و نشاط را وارد زندگی هایمان کنیم.

اینجا بیت الکریم است

 زمان: چهارشنبه

 مکان: حسینیه وحدت

حسینیه کفاشان اجراها و برنامه های متفاوتی در طول سال دارد. شاید برای شما هم این سئوال پیش بیاید بین این همه مسجد و فعالیت فرهنگی و برنامه چرا رفته ایم سراغ مجموعه ای که فعالان و گردانندگان آن صنف کفاش ها باشند .

این حسینیه مگر چه ویژگی خاص و بارزی دارد که موضوع گزارش این هفته ما شده است ؟ پاسخ پرسش حتما تاحالا دستتان آمده است، این موضوع تکمیل کننده همان حرف هاست .

 قرار، گل فروشی اردیبهشت

یک عده از خادمان که قرارست امشب با سرویس های شخصی بروند سراغ بچه های سطح شهر دارند گل های این هفته را تحویل می گیرند .

 تمام تلاشaشان این است که بهترین و زیباترین گل ها را برای هدیه به بچه ها انتخاب کنند. مهم نیست این طرح پیشنهادی کدام یک از فعالان حسینیه است اما قرار همیشگی شان است؛ آن ها هر هفته با گل سراغ بچه ها می روند تا شب متفاوتی را شروع کنند .

 سرویس ها تقسیم بندی شده و مکان ها، مشخص است . مدیر حسینیه قبلا اعلام کرده است با اشتیاق تمام پذیرای کودکان سراسر شهر هستیم؛ به خصوص بچه های حاشیه شهر. فقط کافی است آدرس اعلام شود .

 بچه ها با سلام و صلوات وارد حسینیه می شوند . حالا تا رحل ها چیده می شود آن ها هم برای نشستن پشت رحل ها آماده می شوند. پوشیدن لباس های یکدست و سفید شروع برنامه هفتگی قرآن با کودکان است.

 بچه ها هیچ محدودیتی ندارند و هروقت بخواهند می توانند جلسه را ترک کنند. مربیان سعی دارند به بچه ها یاد بدهند قرآن اولین تاثیرش روی اخلاق است . خلق خوش ارمغان صوت دلنشین قرآن است که بچه ها با اشتیاق آن را دنبال می کنند.

 خیلی از نوآموزان حفظ را شروع کرده اند. پیشرفت خیلی ها هم چشمگیر بوده است . فعالان حسینیه مشتاق اند تا در آینده ای نزدیک حافظان کوچک زیادی داشته باشند .

 شما هم به این مهیمانی کوچک و بی ریا دعوت اید. آدرس را فراموش نکنید؛ وحدت 8 حسینیه کفاشان.

یک حسینیه به نام کفاشان

حاج آقا ماهرو بنیانگذار حسینیه کفاشان در سال 83 است. از آن سال تا

حالا فعالیت های زیادی در حسینیه انجام شده است.

برگزاری مراسم مختلف دعا و جلسه های قرآن، سینه زنی و روضه خوانی جزو برنامه های محرمی بوده و هست.

کار قرآنی اصل اول برنامه حسینیه ای است که فعالان کفش شهر آن را می گردانند.

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی