دردسر است سر که نیفتد به پای یار

مراسم بزرگداشت دو شهید مقاومت اسلامی‌ در حرم مطهر رضوی و در حال‌و‌هوایی شاعرانه برگزار شد؛

چهارشنبه / ۲۵ مرداد ۹۶

دردسر است سر که نیفتد به پای یار

عصر امروز مراسم بزرگداشت شهید محسن حججی و شهید احمد محمد مَشلَب، از شهدای حزب‌ا... لبنان، با حضور خانوادۀ این‌دو شهید، حجت‌الاسلام پناهیان، محمدمهدی سیار، حسن روح‌الامینی و سیدرضا نریمانی در سالن «قدس» حرم مطهر رضوی برگزار شد.

امیـد آســمانی

گفتگو با خانوادۀ شهید مرزبان، امید پارداد؛

شنبه / ۱۷ تیر ۹۶

امیـد آســمانی

پنج فرزند پسر دارد که همه را دوست دارد و از آن‌ها راضی است و بعد از سال‌ها هنوز صحنه‌های بازی و شیطنتشان بر لب حوض خانه یادش هست، اما امید برایش چیز دیگری بود ...

مرگش پرافتخار بود، سفید پوشیدیم

درباره شهید حمید نبی‌زاده که از کوچه بحره پایین‌خیابان به میهمانی خدا رفت؛

چهارشنبه / ۲۴ خرداد ۹۶

مرگش پرافتخار بود، سفید پوشیدیم

سی‌سال است رمضان‌ در خانوادۀ نبی‌زاده رنگ و بوی غربت و دلتنگی دارد. سی‌سال است که شب‌های قدر برای اهل خانۀ شهید نبی‌زاده، یادآور داغ و فر‌اقی جاودانه‌ است.

نسبت به ظلم علیه کودکان سوری ساکت نماند

گفتگوی شهرآرا با همسر شهید محمدرضا سیدی به بهانه تشییع پیکر ایشان در مشهد؛

جمعه / ۲۵ فروردین ۹۶

نسبت به ظلم علیه کودکان سوری ساکت نماند

محاصره مردم و دسترسی‌نداشتن به غذا، دارو، امکانات پزشکی و دیگر مواد و امکانات ضروری زندگی، ازجمله موارد نقض حقوق بشر در کشور سوریه است. اما تهدید و بی‌احترامی‌ به حرم حضرت‌زینب(س) نگذاشت خیلی از بزرگ‌مردان ایرانی ساکت بنشینند.

پدر خانه؛ پدر پاد گان

با خانواده سردار رمضانعلی یعقوبی به مناسبت اولین «روز پدر» پس از شهادت او؛

سه شنبه / ۲۲ فروردین ۹۶

پدر خانه؛ پدر پاد گان

روز پدر، بهانه خوبی‌ است تا این سطرها را با بردن نام شهید رمضانعلی یعقوبی پیش ببریم و در گفتن از او ادامه دهیم.

ساخت فیلم شهید شوشتری دغدغه‌ام بود

گفتگو با ابراهیم اصغری، تهیه‌کننده مشهدی سینمای کشور؛

دوشنبه / ۱۶ اسفند ۹۵

ساخت فیلم شهید شوشتری دغدغه‌ام بود

جواد اردکانی (کارگردان) و ابراهیم اصغری(تهیه‌کننده) برای تکمیل سه‌گانه خود از شهدای خراسانی، در نظر داشتند نگاهی هم در فیلم سومشان به رشادت‌های شهید وحدت، سردار شوشتری بیندازند ...

دیده‌بــان

خانواده شهید اصغرزاده زندگی جوان شهیدشان را روایت می‌کنند؛

دوشنبه / ۱۶ اسفند ۹۵

دیده‌بــان

خانواده بسیاری از شهدا، در منطقه ما زندگی می‌کنند؛ خانواده‌هایی که سال‌هاست دلتنگ دوری از فرزندشان هستند اما صبوری می‌کنند و چیزی نمی‌گویند؛ مثل خانواده‌ای در محله بهشتی که سراغشان رفته‌ایم.

سرباز امام‌زمان(عج) بود

گفتگو با خانواده اولین شهید کوچه «چهل‌خانه» محله نوغان شهید محمدهادی حسینی؛

چهارشنبه / ۲۷ بهمن ۹۵

سرباز امام‌زمان(عج) بود

در یکی از خانه‌های قدیمی‌ کوچه‌ «چهل‌خانه» محله نوغان به‌دنیا می‌آید؛ در خانو‌اده‌‌ای مذهبی و انقلابی. نوجوانی‌اش با اتفاقات پرشور انقلاب گره می‌خورد و می‌شود یکی از انقلابی‌های کوچک‌ سال‌57.

این راه مرد می خواهد

گفتگو با همسر شهید مهدیزاده که پیکرش امروز در شهر تشییع می شود؛

چهارشنبه / ۶ بهمن ۹۵

این راه مرد می خواهد

عکس سه شهید مدافع حرم را که می‌بینم، فکر می‌کنم چه تقارن عجیبی بین تشییع این بزرگ‌مردان و آتش‌نشانان دلاور و ایثارگر کشورمان وجود دارد.

سمائی در آسمان

گفتگو با خانواده و هم‌رزمان سردار شهید مدافع حرم غلامرضا سمائی؛

دوشنبه / ۴ بهمن ۹۵

سمائی در آسمان

سردار شهیدغلامرضا سمائی، از یادگاران و پیش‌کسوتان دفاع مقدس است که پنجم آبان۱۳۹۵ در سوریه به درجه رفیع شهادت رسید.

ترافیک قهرمان در خانواده باقری

یک شهید، یک مفقودالاثر و ۴قهرمان کشوری در خانواده شهیدباقری؛

یکشنبه / ۳ بهمن ۹۵

ترافیک قهرمان در خانواده باقری

سرش را از پنجره بیرون می‌آورد و رو به عکاس روزنامه می‌گوید: در را که زدم، هرچه پله جلوی راهت می‌بینی، بالا بیا. در را می‌زند و شمارش پله‌ها آغاز می‌شود؛ یک، دو، سه، چهار و... طبقه اول، دوم، به پله‌‌های۳۷ و ۳۸ در طبقه سوم که می‌رسیم، می‌بینیم که تعداد زیادی از اهالی خانه برای استقبال به جلوی همان در کوچک آپارتمانی آمده‌اند.

داغ هجران و زخم زبان

درد‌دل‌های خانواده شهید حسینعلی میرزایی؛

شنبه / ۲۵ دی ۹۵

داغ هجران و زخم زبان

داغ دلش از اتفاقی که سوم آذرماه امسال افتاده، تازه است. زمان زیادی نیست که خبر شهادت شوهرش را به او داده‌اند. وقتی می‌خواهد برایمان از او بگوید، بغض راه گلویش را می‌بندد و چشمانش پر از اشک می‌شود.

همان عقب جبهه هستم

ساعتی با خانواده شهید شلمچه، مهدی سلیمانی در سالگرد سی‌ام؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

همان عقب جبهه هستم

«تابستان سال۱۳۴۵ به‌دنیا آمد و شد چشم‌وچراغ خانه‌مان. اگر زنده بود، تابستان امسال پنجاه‌سالگی را پشت‌سر می‌گذاشت. سه دهه از نبودنش می‌گذرد، اما داغ فراقش هنوز زنده است. اگرچه این گذر بی‌رحم روزگار، سلول‌های خاکستری را فرسوده و خاطرات گذشته را در ذهن کم‌رنگ می‌کند، هرچند سال هم که بگذرد، عطر محبت و مهربانی‌اش، فراموشم نمی‌شود.»