اسرا را به زیارت امام‌رضاعلیه‌السلام می‌بردیم!

خاطرات مسئول نگهداری اسرای عراقی در مشهد؛

جمعه / ۲۷ مرداد ۹۶

اسرا را به زیارت امام‌رضاعلیه‌السلام می‌بردیم!

مردم عصبانی بودند و گاهی به شدت از ما گلایه می کردند که چرا این ها را به زیارت می بریم. مردم هم حق داشتند و تاب دیدن این عراقی های بعثی را نداشتند اما رفتارهای ما سبب شد که بعدها آن ها سفیر و پیام رسان صلح و دوستی ما باشند.

بوی جوی مولیان آید همی...

گفت‌وگو با جواد امامی کشفی، آزاده‌ای جانباز که از روزهای بیم و امید و آزادی می‌گوید؛

چهارشنبه / ۲۵ مرداد ۹۶

بوی جوی مولیان آید همی...

او شاهدی شایسته از مشهد انقلابی در آخرین سال حکومت پهلوی، مشهد انقلابی در سال‌های اولیه انقلاب اسلامی و رشادت‌های ایثارگرانه‌ی رزمندگان و آزادگان است. او هم از آزادگان است و هم از جانبازان دفاع مقدس با ۴۵ درصد جانبازی.

امتداد رنج‌های «اردوگاه بعقوبه»

سه شنبه / ۲۴ مرداد ۹۶

امتداد رنج‌های «اردوگاه بعقوبه»

هادی غفاریان که تجربۀ دو سال شرایط سخت اسارت را دارد، از مصائب دیروز و دردهای امروزش می‌گوید ...

«صفایی» هم قاب عکس شد

خیالتان راحت، برادر صفایی دیگر زنگ نمی‌زند تا از بنیاد شهید چیزی بخواهد؛

دوشنبه / ۲۳ مرداد ۹۶

«صفایی» هم قاب عکس شد

جانباز حسین صفایی، به فیض شهادت نایل شد. این همان خبر شوکه‌کننده‌ای بود که سه‌شنبۀ گذشته، نصف روز بعد از چاپ گفتگویش در شهرآرامحله، از ساکنان محلۀ طرق شنیدیم.

هنوز هم موقع خواب منتظر لگد عراقی‌ها هستم

آزادۀ محلۀ المهدی از ۸سال اسارتش می‌گوید؛

دوشنبه / ۲۳ مرداد ۹۶

هنوز هم موقع خواب منتظر لگد عراقی‌ها هستم

داستان بلندشدن از پشت میزهای مدرسه و پوشیدن لباس‌های خاکی جبهه و برداشتن کوله به جای کیف مدرسه داستانی است که برای نوجوانان دهه شصت حکایت آشنایی است.

۲۴۳۳ روز اسارت

خاطرات علیرضا قربان‌زاده، آزادۀ محلۀ امام خمینی(ره)؛

دوشنبه / ۲۳ مرداد ۹۶

۲۴۳۳ روز اسارت

علیرضا قربان‌زادۀ ۵۰ساله، یکی از آزادگان دوران دفاع مقدس است که ۶سال و ۷ماه و ۲۷روز از سال‌های جوانی‌اش را در اردوگاه‌های عراق سپری کرده و در اردوگاه‌ «رُمادیه» روزهای سختی را گذرانده.

هرکجا مرز کشیدند شما پُل بزنید...

یکشنبه / ۲۲ مرداد ۹۶

هرکجا مرز کشیدند شما پُل بزنید...

گفتگو با محسن میرزایی، جانباز و آزادۀ افغانستانی که در جنگ هشت‌سالۀ ایران و عراق به‌عنوان غواص حضور داشته و پسرش هم حالا در سوریه با داعشی‌ها می‌جنگد...

بگوبخند بعد از ضربه‌های کابل

آزادۀ محلۀ راه‌آهن از خاطرات اسارت می‌گوید؛

شنبه / ۲۱ مرداد ۹۶

بگوبخند بعد از ضربه‌های کابل

خانواده‌های بسیاری پس از پایان جنگ چشم‌انتظار رزمنده‌هایشان بودند، اما شاید خبر نداشتند که در طول این سال‌ها در زندان‌های رژیم بعث برآن‌ها چه گذشته است...

یلدای اسارت

گفتگو با سیدعلی اصغر موسوی، رزمنده‌ای که هفت‌سال از دوره جوانی خود اسیر بود؛

شنبه / ۲۱ مرداد ۹۶

یلدای اسارت

روایت‌های آزادگان از روزهایی که دور از وطن اسلامی و خانواده بوده‌اند، روایت‌های منحصربه‌فردی است. خوانندگان این روایت‌ها با جهانی دیگر که با روزمرگی‌های امروزمان به‌کلی متفاوت است، آشنا می‌شوند.

خسته‌تر از آنم که مرا درد بنامی...

جانباز شیمیایی محله طرق ، رنجور از بی‌توجهی‌هاست؛

دوشنبه / ۱۶ مرداد ۹۶

خسته‌تر از آنم که مرا درد بنامی...

این‌ها حرف‌های «حسین صفائی» جانباز دفاع مقدس است که تمام دردهایش را تحمل می‌کند ولی این انتظار کشنده برایش سخت است. آنقدر دلش گرفته است که یک روز پیام می‌دهد و از ما می‌خواهد پای درد و دل‌هایش بنشینیم.

خط سرخی پشت قرآن

مادرانه‌ای برای «محمد‌جواد خرسندی‌علیزاده» که در عملیات والفجر یک به شهادت رسید؛

چهارشنبه / ۱۱ مرداد ۹۶

خط سرخی پشت قرآن

وقتی رفت ۱۶سال بیشتر نداشت؛ یعنی نوجوانی ریزجثه که برای رفتن به میدان جنگ و رودرروشدن با دشمن باید به فرماندهان التماس می‌کرد و اشک می‌ریخت تا شاید از سر دلسوزی او را با خود همراه کنند.

از کاخ شاه تا سربازی خمینی

گفتگو با قربانعلی ایزانلو که پس از خدمت در کاخ شاه، جزو ‌ اولین داوطلبان جبهه بود؛

یکشنبه / ۱ مرداد ۹۶

از کاخ شاه تا سربازی خمینی

در سال ۹۴ گفتگویی صمیمانه با او ترتیب دادیم که در خاطرمان ماند و امروز برای پاسداشت رشادت‌های این مرد، آن گفتگو بازنشر می‌ شود. روحش شاد.

بعد از ۳۴ سال دوباره سردار

دوشنبه / ۱۹ تیر ۹۶

بعد از ۳۴ سال دوباره سردار

گفتگو با خانواده و هم رزمان شهید ابوالفضل رفیعی که به‌تازگی شناسایی شده است.