صِفری که دادم و سیلی که آمد!

پای خاطرات دبیر بازنشسته زبان در محله سجاد؛

جمعه / ۸ اردیبهشت ۹۶

صِفری که دادم و سیلی که آمد!

خانم زهره رحیمی دبیر بازنشسته زبان با آمادگی لازم برای گفتگو روبه روی ما می‌نشیند. در همان ابتدای گفتگو، می‌گوید: در کارم عاقبت بخیر شدم. این حس عاقبت بخیری، بارها و بارها برای او با دیدن بسیاری از شاگردان موفقش که احترام بسیاری هم برای دبیر زبان خود قائل هستند، به‌وجود می‌آید.

یک کلام آبادی محله

گفتگو با رسول مصدقیان؛ پدر شهید، معلم بازنشسته و از پایه گذاران انجمن‌های محلی؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

یک کلام آبادی محله

رسول مصدقیان از جوانی خیلی فاصله گرفته اما دلش قرص است که مسیر را اشتباه نرفته. هشتاد بهار را پشت سر گذاشته با انبوهی از خدمات ریز و درشتی که در محله‌های زندگی‌اش به اسم او رقم خورده است.