امتداد رنج‌های «اردوگاه بعقوبه»

سه شنبه / ۲۴ مرداد ۹۶

امتداد رنج‌های «اردوگاه بعقوبه»

هادی غفاریان که تجربۀ دو سال شرایط سخت اسارت را دارد، از مصائب دیروز و دردهای امروزش می‌گوید ...

هنوز هم موقع خواب منتظر لگد عراقی‌ها هستم

آزادۀ محلۀ المهدی از ۸سال اسارتش می‌گوید؛

دوشنبه / ۲۳ مرداد ۹۶

هنوز هم موقع خواب منتظر لگد عراقی‌ها هستم

داستان بلندشدن از پشت میزهای مدرسه و پوشیدن لباس‌های خاکی جبهه و برداشتن کوله به جای کیف مدرسه داستانی است که برای نوجوانان دهه شصت حکایت آشنایی است.

بگوبخند بعد از ضربه‌های کابل

آزادۀ محلۀ راه‌آهن از خاطرات اسارت می‌گوید؛

شنبه / ۲۱ مرداد ۹۶

بگوبخند بعد از ضربه‌های کابل

خانواده‌های بسیاری پس از پایان جنگ چشم‌انتظار رزمنده‌هایشان بودند، اما شاید خبر نداشتند که در طول این سال‌ها در زندان‌های رژیم بعث برآن‌ها چه گذشته است...

یلدای اسارت

گفتگو با سیدعلی اصغر موسوی، رزمنده‌ای که هفت‌سال از دوره جوانی خود اسیر بود؛

شنبه / ۲۱ مرداد ۹۶

یلدای اسارت

روایت‌های آزادگان از روزهایی که دور از وطن اسلامی و خانواده بوده‌اند، روایت‌های منحصربه‌فردی است. خوانندگان این روایت‌ها با جهانی دیگر که با روزمرگی‌های امروزمان به‌کلی متفاوت است، آشنا می‌شوند.

خبر بیار اردوگاه

رضا اسدیان در دوران اسارت برای حفظ ارتباط با دنیای بیرون روزنامه‌های عربی را برای اسرا ترجمه می‌کرد؛

سه شنبه / ۲۲ فروردین ۹۶

خبر بیار اردوگاه

روبه‌روی اسرای جنگی که می‌نشینید و دل به حرف‌هایشان می‌دهید، جمله‌هایشان خیلی عجیب است. آن‌قدر عجیب که هنوز هم وقتی از روزهای اسارت تعریف می‌کنند، حرف‌هایشان به افسانه و قصه بیشتر شبیه است تا زندگی و واقعیت.

رنــج اُســرا هِـلهـِله بعثــی‌ها

حمید یعقوبی، آزاده بسیجی محله علیمردانی از ۶سال‌واندی اسارت می‌گوید؛

یکشنبه / ۱۹ دی ۹۵

رنــج اُســرا هِـلهـِله بعثــی‌ها

سطرهای پیش‌رو روایت دوران اسارت حمید یعقوبی، از آزادگان محله علیمردانی در منطقه ماست؛ اسارتی که شش‌سال‌ونیم خاطره تلخ و شیرین را در زندگی او رقم زده و تا هنوز هم از خاطر نرفته است.