عروج خونین در ظهر یکشنبه

جزئیات شهادت غلام‌رضا شفاهی، شهید واقعه ۱۰دی۵۷، به روایت همسرش؛

جمعه / ۱۷ دی ۹۵

عروج خونین در ظهر یکشنبه

واقعه روزهای نهم و دهم دی۱۳۵۷ در مشهد که برای همیشه در تاریخ مبارزات سیاسی مردم ایران به ثبت رسیده است، یکی از وقایع مهم تاریخ‌ساز انقلاب ایران به‌دست مردم مشهد است.

می‌دانست کجـا می‌رود

گفتگو با مادر مهدی دهستانی، شهید یکشنبه خونین مشهد؛

سه شنبه / ۱۴ دی ۹۵

می‌دانست کجـا می‌رود

واکاوی رویداد شنبه و یکشنبه نهم و دهم دی‌ماه۵۷ مشهد، نقش گسترده و حساس این شهر در روند مبارزات مردم ایران علیه دستگاه سلطنتی پهلوی را به‌وضوح نشان می‌دهد.

مشهدِ ده دی شهر جنگ زده

گفتگو با رمضان‌علی شاکری؛ محقق و تاریخ‌نگار انقلاب مشهد به بهانه کشتار دهم دی ماه سال ۵۷ مشهد؛

جمعه / ۱۰ دی ۹۵

مشهدِ ده دی شهر جنگ زده

اهمیت ده دی و حضور اکثریتی مردم مشهد در «یکشنبه خونین» زمانی برایم واضح‌تر شد که وقتی به دنبال گزینه مناسبی برای مصاحبه بودم خیلی‌ها در این باره خاطره داشتند.

امیر شهید

پای صحبت‌های پدر شهید محمدزاده از شهدای ده‌دی مشهد؛

جمعه / ۱۰ دی ۹۵

امیر شهید

پدر شهید امیر محمدزاده چندبار در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که در زمان انقلاب در محله قدیمی خود یعنی بالاخیابان شناخته شده بوده است. از این نظر که جسارت داشته و درباره عقاید خود و آنچه سال‌های پیش از انقلاب آموخته، بین مردم صحبت می‌کرده است.

پدر شهید، پسر مجروح

روایت دو برادر، از پدری که در سیاسی‌ترین و ملتهب‌ترین زمستان ایران معاصر شهید شد؛

چهارشنبه / ۸ دی ۹۵

پدر شهید، پسر مجروح

زمستان سال ۱۳۵۷ شاید سیاسی‌ترین و ملتهب‌ترین فصل در تاریخ معاصر ایران باشد. فصلی که هنوز وقتی تقویم را باز می‌کنیم، بوی باروت و خون و اسپند، صدای شعار و شادباش و هل‌هله و رنگ سبز و سفید و قرمز توامان از آن بیرون می‌ریزد.

در راه نجات دوستش شهید شد

روایت مادرانه و خواهرانه از مهری زارع شهید ۹دی مشهد؛

دوشنبه / ۶ دی ۹۵

در راه نجات دوستش شهید شد

«مهری زارع» نوجوانی بود که در دوازده‌سالگی، کلمه «شهید» را به نام خانوادگی‌اش الصاق کرد و در ردیف شهدای انقلاب قرار گرفت. خانواده زارع مثل خیلی از خانواده‌های مذهبی اصرار داشتند در جریان‌های انقلابی و راهپیمایی‌ها شرکت کنند.

چیزی که از آن می‌ترسی من آرزویش را دارم

آخرین صحبت الهه زینال‌پور دانش‌آموز شهید به روایت مادرش؛

دوشنبه / ۶ دی ۹۵

چیزی که از آن می‌ترسی من آرزویش را دارم

زمستان‌۵۷ در تقویم، بین همه سال‌ها متفاوت ثبت شده است؛ فصلی که سرمای استخوان‌سوزش بیداد می‌کرد اما کسی از های‌و‌هوی سرما نمی‌ترسید. همه به‌دنبال آفتابی بودند که به زندگی‌شان گرما بدهد.

فرزندتان نمونه شده است

پس از شهادت فریدون بهارلو، مادرش را دلداری دادند و گفتند:

دوشنبه / ۶ دی ۹۵

فرزندتان نمونه شده است

سال۵۷ که وقایع روزمره انقلاب در مشهد مانند دیگر شهر‌ها قوت گرفته بود، شهید فریدون بهارلو نیز درکنار سایر فعالان متدین این شهر برای پیروزی انقلاب از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرد.

رویای بدل شدن به مجموعه فرهنگی

فرهیختگان محله پورسینا خواستار توجه جدی مسئولان به مزار شهدای ۱۰دی هستند؛

یکشنبه / ۵ دی ۹۵

رویای بدل شدن به مجموعه فرهنگی

«پارک آلاله‌ها» به قبرستان مشهور بود؛ در‌واقع به هرکسی می‌گفتم پارک آلاله، فوری اسم قبرستان را می‌آورد و برخی دیگر هم آنجا را بازار اجناس دزدی می‌نامیدند.

یکشنبه خونین

۱۰روایت خواندنی از شاهدان عینی قیام مردم در دی ماه ۵۷ ؛

شنبه / ۴ دی ۹۵

یکشنبه خونین

دی‌ماه۱۳۵۷ از روزهای خونین و فراموش‌نشدنی در تاریخ تحولات اجتماعی مشهد است.

کارناوال مرگ برای حفظ شاه

یادی از شهید ناجی‌امیدوارکه در یکشنبه خونین مشهد به شهادت رسید

یکشنبه / ۱۳ دی ۹۴

کارناوال مرگ برای حفظ شاه

نهم و دهم دی‌ماه57 مشهد، از خونین‌ترین روزهای انقلاب بود. در این ایام ده‌ها نفر از مبارزان مسلمان توسط نیروهای رژیم پهلوی به خاک و خون کشیده شدند. ماجرا این‌گونه بود که پس‌از به‌دارآویختن سه نفر از ارتشی‌هایی که توسط مردم به قتل رسیده بودند، ارتش، جنازه‌ها را به پادگان منتقل می‌کند و در معرض دید ارتشیان قرار می‌دهد.

مبارزه، موتور «ایژ» و یک خورجین پر از اعلامیه...

گفتگو با همسر شهید قربان مشایی‌جعفرآبادی، از شهدای 10دی 57

چهارشنبه / ۹ دی ۹۴

مبارزه، موتور «ایژ» و یک خورجین پر از اعلامیه...

این روزها میدان 10‌دی، آرام و غمگین، نظاره‌گر صدها رهگذری است که تن خسته و رنجورش را بدون هیچ ذهنیتی دور می‌زنند تا هرچه سریع‌تر به مقصد خویش برسند.