به احترام مرام پهلوانی

رقابت‌های بین‌المللی جام تختی در مشهد، تحت‌تأثیر حادثه «پلاسکو» پایان یافت؛

جمعه / ۱ بهمن ۹۵

به احترام مرام پهلوانی

سی‌وهفتمین دوره مسابقات کشتی بین‌المللی جام تختی درحالی دیشب در سالن بهشتی مشهد به پایان رسید که این رقابت‌ها کاملا تحت‌تاثیر شهادت گروهی از آتش‌نشانان در ماجرای ساختمان پلاسکو بود.

یک کلام آبادی محله

گفتگو با رسول مصدقیان؛ پدر شهید، معلم بازنشسته و از پایه گذاران انجمن‌های محلی؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

یک کلام آبادی محله

رسول مصدقیان از جوانی خیلی فاصله گرفته اما دلش قرص است که مسیر را اشتباه نرفته. هشتاد بهار را پشت سر گذاشته با انبوهی از خدمات ریز و درشتی که در محله‌های زندگی‌اش به اسم او رقم خورده است.

جمع خوش ِ۶۰ نفره

پدربزرگ و قدیمی محله شفیعی از راز جمع صمیمی‌شان می‌گوید؛

یکشنبه / ۱۹ دی ۹۵

جمع خوش ِ۶۰ نفره

حاج‌علی اکبرپور هفتادودوساله معروف به حاج‌علی نکاحی، یکی از ساکنان قدیمی محله شفیعی است. اهالی محله، او را خوب می‌شناسند؛ زیرا در همین محله متولد شده و ازدواج کرده و صاحب ۱۴اولاد شده است. او حالا بیش از ۶۰فرزند، عروس، داماد، نوه و نبیره دارد که به هر بهانه‌ای دورهم جمع می‌شوند.

امیر شهید

پای صحبت‌های پدر شهید محمدزاده از شهدای ده‌دی مشهد؛

جمعه / ۱۰ دی ۹۵

امیر شهید

پدر شهید امیر محمدزاده چندبار در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که در زمان انقلاب در محله قدیمی خود یعنی بالاخیابان شناخته شده بوده است. از این نظر که جسارت داشته و درباره عقاید خود و آنچه سال‌های پیش از انقلاب آموخته، بین مردم صحبت می‌کرده است.

در انتظار حمید

پای حرف‌های مادر شهید اسرمی؛ از اهالی محله استاد یوسفی؛

سه شنبه / ۷ دی ۹۵

در انتظار حمید

مادر به همان مهربانی دیگر مادران شهید، به داخل خانه دعوتمان می‌کند و روبه‌رویمان می‌نشیند تا از حمیدرضایش بگوید. میهمان‌نواز است و مهربان و همین که بهانه‌ای پیدا کرده تا از پسر جوانش بگوید، سر ذوق آمده؛ پسری که به‌قول خودش، هنوز با هم زندگی می‌کنند.

فرزندتان نمونه شده است

پس از شهادت فریدون بهارلو، مادرش را دلداری دادند و گفتند:

دوشنبه / ۶ دی ۹۵

فرزندتان نمونه شده است

سال۵۷ که وقایع روزمره انقلاب در مشهد مانند دیگر شهر‌ها قوت گرفته بود، شهید فریدون بهارلو نیز درکنار سایر فعالان متدین این شهر برای پیروزی انقلاب از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرد.

افتخار محله

داستان خلیل‌تشکری که اهل محل پس از شهادت به او یک لقب دادند؛

چهارشنبه / ۲۴ آذر ۹۵

افتخار محله

بزرگ‌ترین حسرت زندگی‌اش این است که تلفن زنگ بزند و آن سمت خط، صدایی آشنا بگوید: «الو!.. مادر جان... منم خلیل، صدام خوب می‌یاد؟... خوبی مادر؟»

او در مجنــون؛ ما مجنــون او

حکایت ۱۲‌سال چشم‌انتظاری یک پدر و مادر؛

چهارشنبه / ۳ آذر ۹۵

او در مجنــون؛ ما مجنــون او

پیکر شهید ابراهیم دهقان پس‌از ۱۲‌سال، توسط گروه تجسس یافته و تشییع شد.

رهبر غافلگیرمان کرد

خانواده شاهنگی از خاطرات فرزند شهیدشان «محمد» می‌گویند؛

دوشنبه / ۱ آذر ۹۵

رهبر غافلگیرمان کرد

آدم‌ها بین سال‌های زندگی‌شان، حرف و خاطره زیاد دارند اما بعضی از آن‌ها خاص‌ترند، فراموش‌نشدنی و به‌یادماندنی. دیدار با سید انقلاب، از این دست ماجراهاست که سهم هر کسی نمی‌شود.

قول بده برای شهادتم بخوانی

سید احمد واعظی از شهید حسین حریری می گوید؛

جمعه / ۲۸ آبان ۹۵

قول بده برای شهادتم بخوانی

مقام معظم رهبری: «در جنگ نامتقارن دشمنان با ایران، آن‌ها نمی‌دانند چه قدرتی در ایمان به خدا و جهاد وجود دارد.»

تمـام مـرد

سیدعلی حسینی، روحانی مهاجر و پدر شهید جنگ تحمیلی از سال‌ ها خدمات فرهنگی اش می‌گوید؛

یکشنبه / ۱۶ آبان ۹۵

تمـام مـرد

این سطرها تلاش می‌کند تا به معرفی مردی مهاجر از ولایت بامیان بپردازد که سقف بالای سرش، یعنی تمام دارایی‌اش را وقف کرده تا با قسمتی از آن، کتابخانه‌ای برای دانش‌آموزان افغانستانی و مهاجران بازمانده از تحصیل بسازد.

امیرشاه شهید

درباره نوجوان افغانستانی که در جنگ تحمیلی و در دفاع از خاک‌های ایران به شهادت رسید؛

یکشنبه / ۱۶ آبان ۹۵

امیرشاه شهید

اما از همه این‌ها که بگذریم، این روزها نزدیک به ۳۵سال است عکسی روی طاقچه قدیمی خانه سیدعلی، تسلای دل اوست؛ تصویری که جوانیِ پسر اولش را در آن قاب گرفته و هر روز تماشا می‌کند

بازمانده دره کلات

پای حرف‌های پدر شهید بسکابادی که زندگی‌اش سراسر ماجرا بوده است؛

یکشنبه / ۱۶ آبان ۹۵

بازمانده دره کلات

فقط او و چند نفر دیگر از خانواده بُسکابادی زنده مانده‌اند. مادر و برادر شهید هم در اتوبوسی بودند که چندسال پیش توی جاده کلات به ته دره سقوط کرد و جان خیلی‌ها را گرفت ...