رویای تاج گل و میهمان خاص

ساعتی با پدر و مادر شهیدان رجب‌پور که از قدیمی‌های خیابان آیت‌ا...شیرازی‌اند؛

شنبه / ۹ اردیبهشت ۹۶

رویای تاج گل و میهمان خاص

وقتی دو پسرش را از همین‌جا به جبهه فرستاده و غلامرضایش را از جلوی در همین خانه تشییع کرده است، باید هم دلش نیاید که از اینجا به محله‌ای ساکت‌تر و آرام‌تر کوچ کند.

دانشجوی کانادا؛ مهندس جبهه‌ها

گفتگو با پدر شهید آقاسی‌زاده‌شعرباف که جهاد را بر رفاه دنیوی ترجیح داد؛

جمعه / ۸ اردیبهشت ۹۶

دانشجوی کانادا؛ مهندس جبهه‌ها

از زندگی کوتاه اما پربار پسرش، شهید مهندس حسن آقاسی‌زاده‌شعرباف معاون مهندسی قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در زمان جنگ برایم تعریف می‌کند.

خاطرات پدر موزه شد

هم‌زمان با سالروز مبعث رسول اکرم (ص)؛

سه شنبه / ۵ اردیبهشت ۹۶

خاطرات پدر موزه شد

بالأخره حاج آقا رجبعلی دهنوی به آرزویش رسید و خانه‌ای که سال‌ها بعد از درگذشت همسر آن را تک‌و‌تنها سرپا نگه داشته بود به موزه تبدیل شد.

نقش کاشی‌کار افغانستانی بر آسمان حرم بی بی

درباره شهید مدافع حرم، روح‌ا... رضایی؛

یکشنبه / ۲۷ فروردین ۹۶

نقش کاشی‌کار افغانستانی بر آسمان حرم بی بی

جای بعضی آدم‌ها هیچ‌وقت و با هیچ‌چیزی پر نمی‌شود و افسوس رفتن آن‌ها بر جا می‌ماند، حتی اگر شهادت، پایان راه زندگی‌شان باشد.

دلدار شهید

گفتگو با پدر شهید رجبعلی دلدار بهاری که نامش زینت‌بخش یکی از کوچه‌های محله بهمن است؛

شنبه / ۲۶ فروردین ۹۶

دلدار شهید

برای پیدا‌کردن خانه حاج‌عیسی دلدار کمی به دردسر می‌افتیم. چندباری کوچه را بالا و پایین می‌کنیم و با دیدن عکس پسر شهیدش که روی تابلوی قدیمی بهمن ۱۱ /۱۶ نصب شده، می‌فهمیم که راه را درست آمده‌ایم.

ایوب وار

گفتگو با پدر شهید حبیبی که در آزمایش الهی هفت پسرش را از دست داده است؛

سه شنبه / ۲۲ فروردین ۹۶

ایوب وار

دیروز، ولادت حضرت علی(ع) و روز پدر را از سر گذراندیم. از پیش‌ترها تصمیم گرفته بودیم با پدری نمونه به همین مناسبت گفتگو کنیم؛ هرچند به‌قول دوستی، همه پدران، نمونه هستند. هر مردی که برای رزق‌ و روزی زن و فرزندانش تلاش می‌کند، انسانی نمونه و شایسته است و بسیارند از این مردان.

اگر امام فردا نیاد، مسلسل از مشهد میاد

محمدعلی غفاریان، ساکن محله بهشتی از روزهای قبل از انقلاب می‌گوید؛

دوشنبه / ۱۱ بهمن ۹۵

اگر امام فردا نیاد، مسلسل از مشهد میاد

کم نیستند مردان انقلاب که در گوشه‌وکنار این شهر زندگی می‌کنند. آن‌ها روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌اند، از جان و مالشان گذشته‌اند، تنها به عشق انقلاب اسلامی.

ماجرای نوشابه باز کردن برای ساواکی‌ها!

گفتگو با پدر و مادر شهید علی‌اکبر درخشی، فعال انقلابی محله؛

یکشنبه / ۱۰ بهمن ۹۵

ماجرای نوشابه باز کردن برای ساواکی‌ها!

مادر شهید می‌گوید: «دلبریان را دیدی آمده بود توی برنامه خندوانه؟» و بعد، پدر شهید و آقای طیبی می‌خندند و می‌گویند برنامه خیلی خوبی شده بود.

به احترام مرام پهلوانی

رقابت‌های بین‌المللی جام تختی در مشهد، تحت‌تأثیر حادثه «پلاسکو» پایان یافت؛

جمعه / ۱ بهمن ۹۵

به احترام مرام پهلوانی

سی‌وهفتمین دوره مسابقات کشتی بین‌المللی جام تختی درحالی دیشب در سالن بهشتی مشهد به پایان رسید که این رقابت‌ها کاملا تحت‌تاثیر شهادت گروهی از آتش‌نشانان در ماجرای ساختمان پلاسکو بود.

یک کلام آبادی محله

گفتگو با رسول مصدقیان؛ پدر شهید، معلم بازنشسته و از پایه گذاران انجمن‌های محلی؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

یک کلام آبادی محله

رسول مصدقیان از جوانی خیلی فاصله گرفته اما دلش قرص است که مسیر را اشتباه نرفته. هشتاد بهار را پشت سر گذاشته با انبوهی از خدمات ریز و درشتی که در محله‌های زندگی‌اش به اسم او رقم خورده است.

جمع خوش ِ۶۰ نفره

پدربزرگ و قدیمی محله شفیعی از راز جمع صمیمی‌شان می‌گوید؛

یکشنبه / ۱۹ دی ۹۵

جمع خوش ِ۶۰ نفره

حاج‌علی اکبرپور هفتادودوساله معروف به حاج‌علی نکاحی، یکی از ساکنان قدیمی محله شفیعی است. اهالی محله، او را خوب می‌شناسند؛ زیرا در همین محله متولد شده و ازدواج کرده و صاحب ۱۴اولاد شده است. او حالا بیش از ۶۰فرزند، عروس، داماد، نوه و نبیره دارد که به هر بهانه‌ای دورهم جمع می‌شوند.

امیر شهید

پای صحبت‌های پدر شهید محمدزاده از شهدای ده‌دی مشهد؛

جمعه / ۱۰ دی ۹۵

امیر شهید

پدر شهید امیر محمدزاده چندبار در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که در زمان انقلاب در محله قدیمی خود یعنی بالاخیابان شناخته شده بوده است. از این نظر که جسارت داشته و درباره عقاید خود و آنچه سال‌های پیش از انقلاب آموخته، بین مردم صحبت می‌کرده است.

در انتظار حمید

پای حرف‌های مادر شهید اسرمی؛ از اهالی محله استاد یوسفی؛

سه شنبه / ۷ دی ۹۵

در انتظار حمید

مادر به همان مهربانی دیگر مادران شهید، به داخل خانه دعوتمان می‌کند و روبه‌رویمان می‌نشیند تا از حمیدرضایش بگوید. میهمان‌نواز است و مهربان و همین که بهانه‌ای پیدا کرده تا از پسر جوانش بگوید، سر ذوق آمده؛ پسری که به‌قول خودش، هنوز با هم زندگی می‌کنند.