نامی نام آور

غلامرضا نامی بسکتبالیست ملی‌پوش فیاض‌بخش از پاراالمپیک و سختی‌هایش می‌گوید؛

جمعه / ۱۵ اردیبهشت ۹۶

نامی نام آور

آشنایی با زندگی و روند دستیابی به موفقیت افراد دارای معلولیتی که توانسته‌اند مشکلات و موانع سر راهشان را کنار زده و همانند سایر افراد وارد جامعه‌ای شوند که از بسیاری جهات هنوز آمادگی لازم جهت پذیرش چنین پتانسیل‌هایی را ندارد، می‌تواند الگوی مناسبی برای دیگر معلولین و سایر افراد باشد.

اخراجی‌های معراجی

با جانباز و پیش‌کسوت ورزشی محله سرافرازان که کنجکاوی باعث حضور او و تعدادی از هم‌محله‌ای‌هایش در جبهه می‌شود اما جنگ سرنوشت متفاوتی را برایشان رقم می‌زند؛

سه شنبه / ۱۲ اردیبهشت ۹۶

اخراجی‌های معراجی

روز جانباز بهانه‌ای شد برای دیدار با مردی که پیش از نشستنِ نشان افتخار جانبازی بر سینه‌اش، نشان افتخار دان ۵ ورزش رزمی کنگ‌فو کراپ را در کارنامه دارد.

فرزند خلف کشتی

ملی‌پوش سابق و مربی باآتیه کشتیِ محله ما از سختی‌های دوران ورزشی‌اش می‌گوید؛

جمعه / ۱ اردیبهشت ۹۶

فرزند خلف کشتی

ثانیه‌‌ثانیه جوانی‌اش را به پای ورزش موردعلاقه‌اش گذاشته است و امروز با پرورش نوجوانان ورزشکار، سرش را بالا می‌گیرد.

صعود زمستانی به دماوند

کوه‌نورد نوجوان محله بهمن بار دیگر افتخار آفرید؛

شنبه / ۱۹ فروردین ۹۶

صعود زمستانی به دماوند

امیر‌محمد دانایی را پیش از این در همین هفته‌نامه شهرآرامحله معرفی کرده بودیم. نوجوان کوشای کوه‌نوردی که پس‌از ورود به این رشته، در عرض چند ماه توانسته بود به قله‌های سه و حتی چهارهزارمتری صعود کند.

امید انگشتانِ شکسته

گفتگو با والیبالیستی که مشکلات نتوانسته او را زمین بزند؛

یکشنبه / ۲۲ اسفند ۹۵

امید انگشتانِ شکسته

آدم‌های دنیا را شاید بتوان به دو قسمت تقسیم کرد. آن‌هایی که با دیدن هر مشکلی خم به ابرو آورده، غر می‌زنند و از زمین و زمان شکایت می‌کنند و آدم‌هایی که با دیدن مشکلات دست‌به‌کار می‌شوند تا نه تنها گره زندگی‌شان بزرگ‌تر نشود؛ بلکه راهی برای حل و فصل مسائلشان بیابند.

آن‌کس که تلاش می‌کند،خوشبخت است

گفتگو با علی رضایی چهره بین‌المللی ووشو که ساکن محله خرمشهر است؛

دوشنبه / ۲ اسفند ۹۵

آن‌کس که تلاش می‌کند،خوشبخت است

علی رضایی متولد۱۳۶۰ ساکن محله خرمشهر در بیست‌سالگی ووشو را بدون سابقه قبلی و به پیشنهاد خانواده‌اش آغاز کرد. در بیست‌و‌پنج‌سالگی به اردوی تیم ملی راه یافت و از آن به بعد، هر سال به اردوی تیم ملی دعوت شد.

جنگ به روایت کشتی‌گیر

ورزشکار پیشکسوت خیابان باباطاهر از اهالی انرژی می‌گیرد؛

جمعه / ۱ بهمن ۹۵

جنگ به روایت کشتی‌گیر

علی‌اکبر عیسی‌زاده، پیشکسوت کشتی مشهد با عشق و علاقه از رشته ورزشی‌اش می‌گوید. او قهرمانی‌های بسیاری را کسب کرده و شاگردان بسیاری هم پرورش داده است.

بانوی کوهستان

گپ و گفتی با «کبری محمودی» که بر بلندای تمام قله‌های ایران ایستاده است؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

بانوی کوهستان

بیشتر از نیم قرن است که با کوه رفاقت دارد، و به حکم این رفاقت، او به کوه احترام گذاشته و کوه هم استقامت و صبر یادش داده است.

سبک وزن و سنگین مقام

همراه با کشتی‌گیر جوان محله جاهدشهر؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

سبک وزن و سنگین مقام

صبح کلات، بعدازظهر درگز و شب قوچان؛ این‌ها سه‌مکان مختلف برگزاری کشتی‌ باچوخه در یک روز است که در هر سه آن‌ها دست «طاهر شعبانی» به‌عنوان نفر اول وزن ۶۶کیلوگرم بالا رفت.

ورزیـده فنـون

گفتگو با بانوی محله شاهد که در رشته‌های ورزشی بسیاری، دارای مهارت است؛

سه شنبه / ۷ دی ۹۵

ورزیـده فنـون

انتخاب رشته تربیت‌بدنی در دانشگاه، زندگی ورزشی او را رقم می‌زند؛ زندگی‌ای که با کوه‌نوردی، دوومیدانی و چند رشته ورزشی دیگر عجین می‌شود تا به او ثابت کند که استعداد و علاقه زیادی در این وادی دارد.

طبیـعت خوان

زندگی رضا خوشدل، استاد کوهنوردی، یخ‌نوردی و سنگ‌نوردی محله کوشش با کتاب پیوند خورده است

سه شنبه / ۲۵ آبان ۹۵

طبیـعت خوان

در محله کوشش شهروندی ساکن است که با تمام مشغله‌هایش در زمینه‌های کوهنوردی، سنگ‌نوردی و یخ‌نوردی و تحقیق و تفحص در این عرصه و همچنین تالیف کتب بی‌شمار درباره شناخت جاذبه‌های گردشگری کشورمان، همسایه‌ بسیار خوبی نیز هست. منزل خوشدل به‌جای دیوار، قفسه‌هایی دارد پر از کتاب درزمینه‌های کوهنوردی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، گردشگری و... او علاوه‌بر این‌ها کلکسیون بسیار زیبایی از کبریت‌های ایرانی و خارجی دارد و کلکسیونی از قوطی‌ها و پول ایران و کشور‌های دیگر را نیز جمع‌آوری کرده است. نکته جالب‌تر در زندگی این کوهنورد پرمشغله این است که هنوز هم همسایه‌های او اگر نردبانی بخواهند یا کمکی لازم داشته باشند، درِ خانه او را می‌زنند و با وی مراودات دوستانه‌ای دارند. خوشدل هنوز هم در منزل پدری‌اش که به مدت چند دهه در همین محله بوده است، زندگی می‌کند و باوجودی‌که بسیاری از همسایه‌های قدیمی این خانه، تغییر کرده‌اند، برای او رسم همسایگی محترم است و هنوز مراودات خانوادگی خود را با همسایه‌ها حفظ کرده است. همسایه برای خوشدل، قدیم و جدید ندارد؛ او به این مهم اعتقاد دارد که خبرداشتن از حال همسایه یک ضرورت است و جالب‌تر اینکه حتی زائران آقاامام‌رضا(ع) نیز برای او همسایه تلقی می‌شوند و با افتخار می‌گوید اگر زائری بی‌مکان مانده باشد، این وظیفه منِ همسایه امام‌رضاست که نگذارم در شهر آقا به او بد بگذرد. او همان‌قدر که به مراوده با همسایه‌هایش معتقد است، درمورد صله‌رحم و تاثیر آن بر روحیه افراد نیز تحقیقات جالبی کرده است و می‌گوید اگر آدم‌ها بدانند که ارتباط با اقوام و دوستان و همسایگان چه تاثیر مثبتی می‌تواند بر جسم و روح آن‌ها بگذارد، آن را در اولویت‌های خود می‌گذارند. معتقد است آدم‌ها حلقه‌های زنجیری هستند که قدرت آن زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است، پس چه خوب است که همه آن‌قدر با هم ارتباط مناسب داشته باشند که سبب قوی ‌شدن آن زنجیره و درنهایت استحکام آن زنجیر شوند و باز معتقد است که اگر آدم‌ها سخاوت را از کوه بیاموزند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

خانواده‌ام مثل کوه پشتم ایستاده‌اند

گفتگو با خانم ورزشکاری که بعد از 3ماه در کما بودن حالا اوضاع‌واحوال زندگی‌اش، زمین تا آسمان فرق کرده است

دوشنبه / ۵ مهر ۹۵

خانواده‌ام مثل کوه پشتم ایستاده‌اند

همه‌چیز از یک حادثه شروع شد. حسابش را بکنید که این حادثه نه در جاده‌ای پرپیچ‌وخم اتفاق افتاده و نه در یک بیابان بی‌آب‌وعلف. حتی اگر منتظر تاکسی هم باشی، امکان دارد حادثه‌ای برایت رخ دهد. نیره شهامتی چیزی حدود 12سال پیش در انتظار تاکسی بوده که ناخوآدگاه ماشینی با او برخورد می‌کند و باعث می‌شود شکستگی‌های بسیاری در بدنش ایجاد شود. سه ماه به کما می‌رود و روزهای سختی را می‌گذراند، با این‌همه این ورزش است که می‌تواند تحولی بزرگ در زندگی او ایجاد کند. در این گفتگو، «شهامتی» از روزهای تلخ و شیرین بعد از آن اتفاق می‌گوید.

مربی‌ام فیلم بود

نداشتن مکان ورزشی دغدغه این روزهای زوج ووشوکار شهرک شهید رجایی است

یکشنبه / ۷ شهریور ۹۵

مربی‌ام فیلم بود

وقتی آقای غمخوار را دیدم، در وضعیت خوبی به‌سر نمی‌برد. خاک‌وخلی سر ساختمانی بود که هنوز بنایی‌اش تمام نشده بود و یکهو وارد شدم و خواستم گفتگو را همان‌جا آغاز کنم که نشد. حق هم داشت؛ این روزها سرش شلوغ است و از آن‌طرف همسرش هم نبود؛