نقش یار بر دیوار

دوشنبه / ۶ شهریور ۹۶

نقش یار بر دیوار

اعضای کانون فرهنگی مذهبی مدافعان حرم، وصیت نامه بچه محلشان را روی یکی ازدیوارهای محلۀ ولیعصر(عج) نقش زده‌اند.

خوبِ بی‌‌خبر!

در نمایشگاه «اقتصاد مقاومتی غدیر» مردان و زنان سرپرست خانوار، دسترنج خود را به‌طور مستقیم به مسافران عرضه می‌کنند اما از اطلاع‌رسانی ضعیف گله دارند؛

دوشنبه / ۳۰ مرداد ۹۶

خوبِ بی‌‌خبر!

کمتر از یک هفته است که نمایشگاه اقتصاد مقاومتی با رویکرد حمایت از تولیدات داخلی و ارائه سوغات مشهد به مسافران، در بوستان زائرپذیر غدیر برپا شده است.

طعم همتی که زیر دندان می‌ماند

نیم‌روزی با محصلان نوجوانی که از تابستان‌شان پول درمی‌آورند و تجربه کسب می‌کنند ؛

دوشنبه / ۳۰ مرداد ۹۶

طعم همتی که زیر دندان می‌ماند

خیلی زودتر از آنچه فکر کنی، وقتش می‌رسد که بخواهند مسئولیت یک زندگی را به عهده بگیرند یا بخواهند کاری را شروع کنند. شاید درس را ادامه بدهند یا نه. شاید کار پیدا کنند یا نه ...

هنوز هم موقع خواب منتظر لگد عراقی‌ها هستم

آزادۀ محلۀ المهدی از ۸سال اسارتش می‌گوید؛

دوشنبه / ۲۳ مرداد ۹۶

هنوز هم موقع خواب منتظر لگد عراقی‌ها هستم

داستان بلندشدن از پشت میزهای مدرسه و پوشیدن لباس‌های خاکی جبهه و برداشتن کوله به جای کیف مدرسه داستانی است که برای نوجوانان دهه شصت حکایت آشنایی است.

خسته‌تر از آنم که مرا درد بنامی...

جانباز شیمیایی محله طرق ، رنجور از بی‌توجهی‌هاست؛

دوشنبه / ۱۶ مرداد ۹۶

خسته‌تر از آنم که مرا درد بنامی...

این‌ها حرف‌های «حسین صفائی» جانباز دفاع مقدس است که تمام دردهایش را تحمل می‌کند ولی این انتظار کشنده برایش سخت است. آنقدر دلش گرفته است که یک روز پیام می‌دهد و از ما می‌خواهد پای درد و دل‌هایش بنشینیم.

تشویق‌های پدرم؛ همراهی همسرم

نویسندۀ جوان محلۀ ایمان، موفقیتش را مدیون رفاقت بی‌اندازه پدرش با کتاب می‌داند؛

دوشنبه / ۹ مرداد ۹۶

تشویق‌های پدرم؛ همراهی همسرم

نویسندگی برایش شبیه زندگی است. فضای ذهنش را به جای روزمرگی‌ها، برای خواندن و نوشتن خالی نگه می‌دارد تا کلمات منفصل را جوری کنار هم قرار بدهد که از دلش داستانِ زندگی بیرون بیاید.

خواب دیدم در میان نور ایستاده‌ام

ابوالقاسم ملکی، معمار پیش‌کسوت حرم رضوی از خاطراتش در زمان مرمت سرداب حضرت(ع) می گوید؛

دوشنبه / ۹ مرداد ۹۶

خواب دیدم در میان نور ایستاده‌ام

به سختی اصرارمان را برای گفتگو می‌پذیرد و می‌گوید: این روزها حال خوشی ندارد. اما حرف آقا که به میان می‌آید، پا سست می‌کند.

سید ِ عطری

آخرین دیدار با معروف‌ترین عطرفروش مشهد؛

دوشنبه / ۲ مرداد ۹۶

سید ِ عطری

خیلی‌ها که وصفش را شنیده و حتی او را از نزدیک ندیده بودند هم آمدند تا به «سیدجواد عطری» ادای احترام کنند. روزی که فوت می‌کند، خیلی از جوانانِ شهر، عکس او را در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌کنند تا آنجا که ما از همین راه مطلع می‌شویم.

امید می‌بافیم

تولیدکنندۀ پوشاک بافت در محلۀ سیدی، چرخ تولید ملی و اشتغال بومی را می‌چرخاند

سه شنبه / ۲۷ تیر ۹۶

امید می‌بافیم

ساختمان سه‌طبقه‌ای در حاشیۀ بولوار صباست که در همۀ طبقات آن روی یک کار اهتمام ورزیده‌اند؛ تولید ملی. طبق نشانی‌ای که اهالی به ما داده‌اند، در این ساختمان تعدادی از جوانان بومی محلات سیدی و المهدی مشغول به کار شده‌اند و با زحمت و تلاش دارند برای خودشان زندگی می‌سازند؛ عده‌ای پیر و جوان که دور از قیل و قال بعضی هم‌محله‌ای‌هایشان، با اتحاد و صمیمیت می‌بافند و می‌بُرند و می‌دوزند!

از غربت دیروز؛ تا شهرت امروز

دوشنبه / ۱۹ تیر ۹۶

از غربت دیروز؛ تا شهرت امروز

از در شرقی بازار رضا که بیرون بروی، فقط چند قدم راه است که به سراها برسی. قدمتشان اندازۀ بازار رضای مشهد است و با این نیّت ساخته شده‌اند که مرکز تولید و پخش اجناس بازار شوند.

پا به قلم!

بانوی توان‌خواه محلۀ ولیعصر، هنرمندی است که از حرکت نایستاده؛

دوشنبه / ۱۲ تیر ۹۶

پا به قلم!

هشت سالی، نقاشی همدمش شده است و نگاره‌هایی از امید را در قاب تصویر جا می‌دهد. تا به حال در پنج نمایشگاه، کارهایش را به نمایش گذاشته است که آخرینش اردیبهشت امسال بود. شعار که نه، شعر اصلی زندگی، این است؛ «‌سختی‌ها، آدم را محکم می‌کند.

خانه‌داران قرآنی

خانم شریفی و دخترانش با توجه به قرآن، همسایگانشان را هم به حفظ و فراگیری این کتاب مقدس تشویق کرده‌اند؛

دوشنبه / ۲۹ خرداد ۹۶

خانه‌داران قرآنی

خانه زن و مردی که فرزندانی اهل قرآن و افتخارآفرین تربیت کرده‌اند، حتماً خانه پربرکتی است؛ باصفا و معطر به بوی خوش قرآن.

ماهی در دریای چاروق!

هنرمند شاغل در کاروان‌سرای باباقدرت از نیم‌قرن کارِ باذوق می‌گوید؛

دوشنبه / ۲۲ خرداد ۹۶

ماهی در دریای چاروق!

محمود یغمایی، هنرمند چارق‌دوزی که بیش از نیم‌قرن سابقۀ کار دارد، در شش سالگی با این هنر اصیل آشنا شده و در 7سالگی چرم و سُنبه به دست گرفته است.