ساختمان جادویی

درباره ایستگاه راه‌آهن مشهد بیشتر بدانیم؛

شنبه / ۲۱ اسفند ۹۵

ساختمان جادویی

زمانی که ماشین بخار و در پی آن لوکوموتیو اختراع شد سازندگان آن شاید فکرش را نمی‌کردند که این وسیله پرسروصدا روزگاری به یکی از محبوب‌ترین وسیله‌های نقلیه بشر تبدیل شود و این‌طور جای خودش را در میان مردم دنیا باز کند.

عاشق، صبور، خلاق

گفتگو با معلم هنرستان استثنایی محله خواجه‌ربیع که سرمشق برتر تدریس در کشور شده است؛

شنبه / ۱۴ اسفند ۹۵

عاشق، صبور، خلاق

«معلم بچه‌های استثنایی‌شدن عشق می‌خواهد. اگرکسی به زور و بدون علاقه وارد این میدان شود، هم خودش عذاب می‌کشد و هم دانش‌آموزانش.»

یک ارمنی در خواجه‌ربیع

گپ دوستانه شهرآرامحله با جهانگردی که در بوستان بهار مستقر شده است؛

شنبه / ۱۴ اسفند ۹۵

یک ارمنی در خواجه‌ربیع

گفته شده که نام‌های «ارمنی» و «ارمنستان» از نام یکی از نیاکان این قوم به نام «آرام» گرفته شده و انگار این نام، صفتی برازنده برای این مردم است.

مردی با پاروی آبی

گپ‌وگفت روز برفی با برف‌انداز محله دروی؛

شنبه / ۷ اسفند ۹۵

مردی با پاروی آبی

قدیم‌ترها که زمستان بیشتر خودنمایی می‌کرد و برف پشت برف می‌بارید، کار برف‌اندازها حسابی رونق داشت. آن روزها خبری از ایزوگام نبود و اولین برف سنگینی که می‌آمد، کوچه‌ها و محله‌ها پر می‌شد از مردانی که پاروبه‌دست صدا می‌زدند: «برف پارو می‌کنیم.»

همسفران بهشت

زوج‌های زائری که در منطقه ما مستقر شدند؛

شنبه / ۳۰ بهمن ۹۵

همسفران بهشت

حال‌و‌هوای این روزهای مشهد، کمی متفاوت‌ با دیگر روزها و ماه‌های سال است؛ نه به‌خاطر انتخاب آن به‌عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام یا افتتاح خط دوی قطار شهری. دلیل این تفاوت، حضور زوج‌های دانشجوی طرح «همسفر تا بهشت» از سراسر ایران در شهرمان است.

به قلم مجتبی

درباره شهید مجتبی رجبی مشهدی که بچه کوچه پژمان است؛

شنبه / ۲۳ بهمن ۹۵

به قلم مجتبی

کوچه پژمان، دوم تیرماه سال۱۳۴۸، زاده‌شدن پسری را به خود دید که نامش را مجتبی گذاشتند؛ «مجتبی» یعنی برگزیده‌شده، بنده‌ای که خداوند او را برمی‌گزیند و از فیض‌های خاص الهی برخوردارش می‌سازد. و تنها ۱۷سال از آن روز باید بگذرد تا مجتبی رجبی‌مشهدی با رسیدن به فیض شهادت ثابت کند که نامش چقدر بامسما بوده است.

اگر متعلق به ‌هالیوودی‌ها بود از او قدیس می‌ساختند

شهیدی که یک‌تنه برای انقلاب، کاری کارستان کرد؛

شنبه / ۱۶ بهمن ۹۵

اگر متعلق به ‌هالیوودی‌ها بود از او قدیس می‌ساختند

ناشناخته‌ترین و گمنام‌ترین شهید انقلاب مشهد؛ این شاید بهترین توصیف برای محسن مباشرکاشانی باشد؛ سرباز شهیدی که بیشتر، او را با اسم خیابانی می‌شناسند که به‌نامش کرده‌اند و نه کار بزرگی که در آذر ۱۳۵۷ انجام داد.

«بلال»، محله‌ای که خبرچین نداشت

خاطرات جانباز و پیشکسوت انقلابی منطقه ما از روزهای انقلاب؛

شنبه / ۹ بهمن ۹۵

«بلال»، محله‌ای که خبرچین نداشت

خاطرات روزهای انقلاب از زبان هر فردی شنیدنی است اما شیرینی این خاطرات، زمانی بیشتر خواهد شد که از زبان آن‌هایی روایت شود که خودشان وسط ماجرا بوده‌اند.

رزم آور

روایت‌های دست اول جوانی از محله طبرسی‌شمالی که برای نبرد با داعش، راهی عراق شد؛

شنبه / ۲ بهمن ۹۵

رزم آور

این روزها خاورمیانه درحال سوختن و خاکستر شدن در آتش جنگ با داعش است و کانون این نبرد، جایی نیست جز عراق و سوریه؛ جنگی که غربی‌ها و برخی کشورهای همسایه، هیزمش را روزبه‌روز بیشتر می‌کنند.

داغ هجران و زخم زبان

درد‌دل‌های خانواده شهید حسینعلی میرزایی؛

شنبه / ۲۵ دی ۹۵

داغ هجران و زخم زبان

داغ دلش از اتفاقی که سوم آذرماه امسال افتاده، تازه است. زمان زیادی نیست که خبر شهادت شوهرش را به او داده‌اند. وقتی می‌خواهد برایمان از او بگوید، بغض راه گلویش را می‌بندد و چشمانش پر از اشک می‌شود.

دختران آسیب‌دیده در پناه چتر آبی

این سازمان مردم‌نهاد در پی کاهش آسیب‌های اجتماعی و پیشگیری از آن تشکیل شده است؛

شنبه / ۱۱ دی ۹۵

دختران آسیب‌دیده در پناه چتر آبی

یکی از مسائل مهمی که در مشهد به‌ویژه در محلات حاشیه‌ای این شهر، با آن درگیر هستیم، مسئله آسیب‌های اجتماعی است. اگر یک روز صفحه حوادث روزنامه‌های شهر را ورق بزنید، با حجم زیادی از اتفاق‌ها و حوادثی روبه‌رو می‌شوید که گاهی نادر هستند.

بچه‌های زرنگ و اتاق درنگ

گپ و گفت با پدر و پسری از محله راه‌آهن که مغازه‌ای ویژه بازی‌های فکری راه انداخته‌اند؛

شنبه / ۱۱ دی ۹۵

بچه‌های زرنگ و اتاق درنگ

همین که پای فضای مجازی و تلفن همراه وسط آمد، کم‌کم بازی‌های فکری هم به فراموشی سپرده شد. دیگر به‌جای قدرت تفکر، همه از قدرت انگشت استفاده می‌کردند تا پرنده‌ای را به‌سمت خوک‌ها پرتاب، یا میوه بخت‌برگشته را از وسط نصف کنند تا امتیاز بگیرند.

صدای بی‌صدا

گفتگو با مادر خستگی‌ناپذیر چهار فرزند ناشنوا و کم‌شنوا که تلاش‌هایش، موفقیت ورزشی بچه‌ها را به‌دنبال داشته است؛

شنبه / ۴ دی ۹۵

صدای بی‌صدا

سنگ عیار زحمت‌های مادری که مسئولیت چهار فرزند ناشنوا و کم‌شنوای خود را به دوش می‌کشد و هریک را مانند شهروندی عادی و توانمند برای زندگی در جامعه آماده می‌کند، واقعاً چه می‌تواند باشد؟