نجارِ تکریت ۱۱

گفتگو با عباس مومن، آزاده دفاع مقدس که ساکن محله فرهنگیان است؛

سه شنبه / ۱۷ اسفند ۹۵

نجارِ تکریت ۱۱

دنیا بارها روی ناخوش‌ و سختش را نشان او داده؛ آن‌چنان ناخوش که پس از گذشت سال‌ها، همچنان تلخی‌‌اش زیر زبان او مانده. پای حرف‌های جانباز و آزاده دلاوری نشستیم که زمانی مفقودالاثر به‌حساب می‌آمد و درحال حاضر شهروند محله فرهنگیان است.

زیــر تیــغ

چهره حسن عمرانی، جانباز محله هدایت بیش‌از ۱۰۰ بار جراحی شده است؛

جمعه / ۲۹ بهمن ۹۵

زیــر تیــغ

«هر که چهره‌ام را می‌بیند، می‌پرسد: در آتش‌سوزی این بلا سرت آمده؟ برخی هم مسخره‌ام می‌کنند. خیلی از بچه‌ها هم با دیدنم می‌ترسند. به همین دلیل ترجیح می‌دهم در مکان‌های شلوغ، کمتر ظاهر شوم.»

نیم‌میلی‌متری‌های دوست‌د‌اشتنی

وجود بیش از ۳۰۰ترکش در بدن براتعلی موحد تخریب‌چی دیروز و جانباز امروز؛

یکشنبه / ۱۰ بهمن ۹۵

نیم‌میلی‌متری‌های دوست‌د‌اشتنی

به ایمان باور داشتم؛ باوری که در لحظه و یک‌باره به‌وجود نیامده بود. تَه تهش اعتقاد بود و اراده راسخ. همین هم باعث شد تا در هر بار مرخصی دوباره دلم پَر بکشد و نجوای دلم، آرام‌وقرار از روح و جسمم برباید.

«بلال»، محله‌ای که خبرچین نداشت

خاطرات جانباز و پیشکسوت انقلابی منطقه ما از روزهای انقلاب؛

شنبه / ۹ بهمن ۹۵

«بلال»، محله‌ای که خبرچین نداشت

خاطرات روزهای انقلاب از زبان هر فردی شنیدنی است اما شیرینی این خاطرات، زمانی بیشتر خواهد شد که از زبان آن‌هایی روایت شود که خودشان وسط ماجرا بوده‌اند.

هم‌‌سنگر برونسی

۸سال حضور جانباز رضایی در جبهه و شاگردی در محضر شهید برونسی؛

جمعه / ۲۴ دی ۹۵

هم‌‌سنگر برونسی

محمد سال پنجم ابتدایی بود که وقوع جنگ تحمیلی، روحیه حق‌پروری و اسلام‌دوستی‌اش را قلقلک داد. طوری شد که محمد به‌شدت به‌دنبال رفتن به جبهه بود. او احساس می‌کرد دوشادوش پدر که آن روزها در جبهه حزب‌ا... لبنان بود، باید در خط مقدم کشور بجنگد و از مرزهای ایران اسلامی دفاع کند.

پزشکیارِ عکاس

پای حرف‌های ابراهیم روحانی‌نیا عضو گردان۲۱۴ و موسس انجمن فرهنگی‌ورزشی فجر؛

سه شنبه / ۲۱ دی ۹۵

پزشکیارِ عکاس

موهای جوگندمی و چین‌وچروک‌های نه‌چندان عمیق صورتش، حکایت از سن‌وسالش دارد؛ پنجاه‌وهفت‌سالگیِ پرتجربه. تجربه‌هایی که برخی‌هاشان منحصر به زندگی خودش است؛ زندگی «ابراهیم روحانی‌نیا».

«یادمان نهر خین» یادمان نرود!

گفتگو با علی کاشانی جانباز، راوی جنگ و مسئول اجرایی یادمان نهر خین؛

جمعه / ۱۷ دی ۹۵

«یادمان نهر خین» یادمان نرود!

طبق دستوری که از مالکین‌، جهاد کشاورزی و فرماندار گرفته بودند مجبور شدند تا کانال را به سمت داخل یادمان یعنی پارکینگ و اسکان خادمین و راویان پیش ببرند و این یعنی این مکان‌ها از بین خواهند رفت.

من جانباز نبرد «آلواتــــان» هستم

مرور کوتاهی بر خاطرات رزمنده‌ای از تیپ ویژه شهدا ؛

چهارشنبه / ۱ دی ۹۵

من جانباز نبرد «آلواتــــان» هستم

۳۴ سالی می‌شود که روی ویلچر نشسته است. از نیمه‌های سال ۱۳۶۲ که در منطقه کردستان در نبردی تن به تن با نیروهای کوموله و منافقین، وقتی ۶ نفر از آنان را از پا درآورد، با اصابت دو گلوله به بدنش زمین‌گیر شد.

دنبال هیچ امتیازی نبودم

پای صحبت‌های اسد‌ا... نجار که بقالی می‌کند و جانباز گمنام جنگ است؛

دوشنبه / ۲۴ آبان ۹۵

دنبال هیچ امتیازی نبودم

اسدا... نجار، جانباز گمنام و بی‌درصد، ماندگار از روزگار جنگ است اما ادعای هیچ‌کدام از این‌ها را ندارد و سرگرم کاسبی‌اش است تا نان حلالی پای سفره خانواده‌اش ببرد.

شهید حلبچه

روایتی از سرباز شهید قاسم شارد در گفتگو با مادرش؛

دوشنبه / ۱۰ آبان ۹۵

شهید حلبچه

حکایت، روایت دو برادر هم‌رزم است که در شهر حلبچه، شیمیایی می‌شوند. گازهای سمی و شیمیایی، توفیق شهادت را نصیب «قاسم شارد» و افتخار جانبازی را برای برادر دیگرش «رمضان» به ارمغان می‌آورد.

تو که شهید شده بودی!

مرور خاطرات تخریبچی و جانباز دفاع مقدس حسین فنایی؛

سه شنبه / ۴ آبان ۹۵

تو که شهید شده بودی!

قصه عشق را باید همراه غروب اروند باشی تا بدانی و با هوای ابری پاییز مهران و صالح‌آباد و در‌کنار مرغکی که در پس نیزارهای مجنون و هورالعظیم نغمه‌سرایی می‌کند...

فیلم/ جانبازی که ما را به یاد بابا رجب می‌اندازد

دوشنبه / ۲۶ مهر ۹۵

فیلم/ جانبازی که ما را به یاد بابا رجب می‌اندازد

حسین خسروخاور جانباز 70 درصد که در شهر میبد زندگی می‌کند، از آرزوهایش سخن می‌گوید.

محکوم به اعدام

پای خاطرات جانباز ارتشی محله امام‌خمینی که یک اتفاق بزرگ، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد

دوشنبه / ۸ شهریور ۹۵

محکوم به اعدام

سرنوشت مردان جنگ با هم متفاوت است. عده‌ای در همان سال‌ها شهید شدند و همه دلخوشی پدر و مادرشان به قفسه آهنی بالای سر مزار فرزند شهیدشان است و اینکه هر شب جمعه، عکس او را پاک کنند و در قاب بگذارند.