خرمـی خرمـشهر روایت‌هایی از عملیات بیت‌المقدس، از زبان دو شاهد عینی گردان ۱۱۰؛

خرمـی خرمـشهر

لِهجَمِ با هیچی عِوض نُمکُنم گفتگو با امیر هادی‌زاده زرگر گوینده رادیو خراسان که بسیاری از مشهدی‌ها از طنازی‌های بداهه او خاطره دارند؛

لِهجَمِ با هیچی عِوض نُمکُنم

دوستی عالمِ سالخورده با جـوانـان درباره حضور مشفقانه آیت‌ا... حائری در محله کوی کارگران که تاکیدش بر ذکر صلوات بود؛

دوستی عالمِ سالخورده با جـوانـان

فقط نان حلال یک ساعت با کارگر فلکه آب که به خاطر یک باور مقدس تا‌به‌حال پول‌های زیادی را به صاحبانش برگردانده است؛

فقط نان حلال

عاشق، صبور، خلاق

گفتگو با معلم هنرستان استثنایی محله خواجه‌ربیع که سرمشق برتر تدریس در کشور شده است؛

شنبه / ۱۴ اسفند ۹۵

عاشق، صبور، خلاق

«معلم بچه‌های استثنایی‌شدن عشق می‌خواهد. اگرکسی به زور و بدون علاقه وارد این میدان شود، هم خودش عذاب می‌کشد و هم دانش‌آموزانش.»

یک ارمنی در خواجه‌ربیع

گپ دوستانه شهرآرامحله با جهانگردی که در بوستان بهار مستقر شده است؛

شنبه / ۱۴ اسفند ۹۵

یک ارمنی در خواجه‌ربیع

گفته شده که نام‌های «ارمنی» و «ارمنستان» از نام یکی از نیاکان این قوم به نام «آرام» گرفته شده و انگار این نام، صفتی برازنده برای این مردم است.

اولین مدافع

گزارشی از نخستین شب برگزاری نمایش آیینی به همت گروه تئاتر فرج ا... سلحشور؛

شنبه / ۱۴ اسفند ۹۵

اولین مدافع

شب شهادت بانوی دو عالم حضرت صدیقه‌طاهره، فاطمه‌زهرا(س) است و توفیقی دست می‌دهد تا میهمان برنامه‌ای متفاوت و سراسر شور و صفا در مسجدالرضای محله طبرسی‌شمالی بشوم؛ محفلی خالصانه و بی‌ریا که به‌همت جوانان دغدغه‌مند مسجد در گروه تئاتر «فرج‌ا... سلحشور» برپا شده است.

دنیا را هم بدهند دوست داریم کار کنیم

گفتگو با فرزندان مرحوم موسی نیری دومین گل‌خانه‌دار قدیمی مشهد و همسایه ما در چهارراه مجد؛

جمعه / ۱۳ اسفند ۹۵

دنیا را هم بدهند دوست داریم کار کنیم

گل‌خانه نیری حدود ۴۰سال است که در حدفاصل خیابان قرنی و چهارراه مجد، گل و گیاه مشهدی‌ها را تأمین می‌کند. باغ گل نیری، پس از گل‌خانه و گل‌فروشی اردیبهشت در میدان سعدآباد، دومین گل‌فروشی مشهد محسوب می‌شود.

فاتح قلب‌ها

برش‌هایی از زندگی شهید بخشی

چهارشنبه / ۱۱ اسفند ۹۵

فاتح قلب‌ها

بار آخری که به مرخصی آمده بود، رضا دیگر رضا نبود، هر چند که قبل از آن هم او با همه فرق داشت، اما این بار می‌شد آسمانی شدن را در تک‌تک حرکاتش دید.

ما پای آرمان‌های انقلاب اسلامی ایستاده‌ایم

گفتگو با خانم ام‌البنین حسینی، همسر سردار توسلی(شهید ابوحامد)

چهارشنبه / ۱۱ اسفند ۹۵

ما پای آرمان‌های انقلاب اسلامی ایستاده‌ایم

گذشتن از خانه و خانواده و همسر و فرزند برای هیچ‌کس ساده نیست. همه انسان‌ها دلبستگی‌های دنیایی دارند، اما رسالت و وظیفه‌ای که در برابر آرمان‌هایشان احساس می‌کنند، آن‌ها را وارد معامله دیگری می‌کند؛ معامله‌ای که آن سویش خدا نشسته است.

درس‌ آخر: شهادت

برگی از خاطرات سیّد

چهارشنبه / ۱۱ اسفند ۹۵

درس‌ آخر: شهادت

تل قرین، لحظاتی قبل از شهادت ابوحامد

به اشارت بانو

نگاهی به چگونگی شکل‌گیری فاطمیه قاسم‌‌آباد که در سال‌های جنگ، بانوان محله لشکر آن را ساختند؛

سه شنبه / ۱۰ اسفند ۹۵

به اشارت بانو

اگر بخواهیم تاریخچه و چگونگی ساخت‌وساز بنای «فاطمیه» قاسم‌آباد را بنویسیم و همانند یک لوح، بر سردر آن نصب کنیم، این کار نشدنی است؛ چراکه ماجرا در چند خط و چند صفحه نمی‌گنجد.

رکاب‌زن طلایی

با قهرمان مسابقات دوچرخه‌سواری ۲۰۱۷ آسیا که مدال طلای خود را به خیریه همدم هدیه کرد؛

سه شنبه / ۱۰ اسفند ۹۵

رکاب‌زن طلایی

یک ماه بیشتر نیست که با یک مدال طلا و یک نقره، از مسابقات جهانی هندوستان برگشته و این روزها اسمش، تیتر درشت بسیاری از روزنامه‌هاست اما بهانه ما برای نشستن پای حرف‌‌هایش و شنیدن از حال‌وهوای قهرمانی، این است که هم‌محله‌ای ما در بولوار پیروزی است.

نجات در لحظه شلیک

۱۰سال اسارت، برای آزاده محله بهشتی روایت‌های زیادی داشته است ؛

دوشنبه / ۹ اسفند ۹۵

نجات در لحظه شلیک

«هیچ وقت نخواهیم توانست شرایط آن‌ها را درک کنیم.» این جمله را اول این گزارش می‌نویسم و چند‌بار فایل صوتی مصاحبه را عقب و جلو می‌کنم و به نقطه اوج ماجرا می‌رسم تا لحظه پایان زندگی یک نفر را از زبان خودش گوش دهم؛ لحظه‌ای که بی هیچ هراس و نگرانی، با لبخند به سرباز عراقی می‌گوید: کار را تمام کن. منتظر چه هستی!

شهادت در شبِ هجوم

درباره شهید مدافع حرم، غلام‌رضا خاوری‌فر که در سوریه به «سلیمان قنّاس» مشهور بود؛

یکشنبه / ۸ اسفند ۹۵

شهادت در شبِ هجوم

انگار دوباره تاریخ به عقب برگشته است و خاطراتِ غبارگرفته هشت سال جنگ تحمیلی دارد دوباره تکرار می‌شود. دوباره مادران و پدران بسیاری را «والدین شهید» صدا می‌زنند و دوباره خواهران بسیاری هر روز، راه ‌بهشت رضا را قدم می‌گیرند تا داغ برادر را روی سنگ‌قبری گریه کنند.

کار فرهنگی‌ در برزخ حاشیه شهر

گفتگو با زوج هنرمندی که با ۲ملیت متفاوت، زندگی‌شان را وقف مردم حاشیه کرده‌‌اند؛

یکشنبه / ۸ اسفند ۹۵

کار فرهنگی‌ در برزخ حاشیه شهر

میانه یک کوچه باریک و بلند در یکی از خیابان‌های گلشهر، دری بزرگ است که روی آن نوشته شده است: «خانه کودک»؛ مهدکودکی که مدیریت آن را یک زوج هنری برعهده دارند.

مردی با پاروی آبی

گپ‌وگفت روز برفی با برف‌انداز محله دروی؛

شنبه / ۷ اسفند ۹۵

مردی با پاروی آبی

قدیم‌ترها که زمستان بیشتر خودنمایی می‌کرد و برف پشت برف می‌بارید، کار برف‌اندازها حسابی رونق داشت. آن روزها خبری از ایزوگام نبود و اولین برف سنگینی که می‌آمد، کوچه‌ها و محله‌ها پر می‌شد از مردانی که پاروبه‌دست صدا می‌زدند: «برف پارو می‌کنیم.»