خرمـی خرمـشهر روایت‌هایی از عملیات بیت‌المقدس، از زبان دو شاهد عینی گردان ۱۱۰؛

خرمـی خرمـشهر

لِهجَمِ با هیچی عِوض نُمکُنم گفتگو با امیر هادی‌زاده زرگر گوینده رادیو خراسان که بسیاری از مشهدی‌ها از طنازی‌های بداهه او خاطره دارند؛

لِهجَمِ با هیچی عِوض نُمکُنم

دوستی عالمِ سالخورده با جـوانـان درباره حضور مشفقانه آیت‌ا... حائری در محله کوی کارگران که تاکیدش بر ذکر صلوات بود؛

دوستی عالمِ سالخورده با جـوانـان

فقط نان حلال یک ساعت با کارگر فلکه آب که به خاطر یک باور مقدس تا‌به‌حال پول‌های زیادی را به صاحبانش برگردانده است؛

فقط نان حلال

قلم‌زن بهشتی

با هنرمند مصلای تاریخی مشهد که ۳نشان ملی دریافت کرده است؛

یکشنبه / ۲۲ اسفند ۹۵

قلم‌زن بهشتی

بعضی هنرها انگار بهشتی هستند. آدم با دیدن آن کارهای هنری حس‌ خوبی دارد و برای لحظاتی هم که شده وارد دنیای معنوی یا حس و حالی عجیب می‌شود.

امید انگشتانِ شکسته

گفتگو با والیبالیستی که مشکلات نتوانسته او را زمین بزند؛

یکشنبه / ۲۲ اسفند ۹۵

امید انگشتانِ شکسته

آدم‌های دنیا را شاید بتوان به دو قسمت تقسیم کرد. آن‌هایی که با دیدن هر مشکلی خم به ابرو آورده، غر می‌زنند و از زمین و زمان شکایت می‌کنند و آدم‌هایی که با دیدن مشکلات دست‌به‌کار می‌شوند تا نه تنها گره زندگی‌شان بزرگ‌تر نشود؛ بلکه راهی برای حل و فصل مسائلشان بیابند.

بوی خوش نمد

گفتگو با یکی از بازماندگان نمدفروشی در خیابان سرخس؛

یکشنبه / ۲۲ اسفند ۹۵

بوی خوش نمد

بوی پشم گوسفند نباید این‌قدرها هم بد باشد؛ یعنی بعدش عادی شد، همان جا صبحانه خوردیم؛ همان جا نشستیم و کلی برو بیا داشتیم داخل همان یک ذره جا.

ایستاده در تنهایی

روایتی از فرازونشیب‌های زندگی مادری نمونه که هم همسر شهید است و هم خواهر شهید؛

شنبه / ۲۱ اسفند ۹۵

ایستاده در تنهایی

برخلاف روال معمول که همه از زندگی می‌نالند و شکوه دارند، بعضی‌ها هرچه زندگی بهشان سخت بگذرد، باکشان نیست؛ انگار نه انگار. خم به ابرو نمی‌آورند، ناامید نمی‌شوند، شکایت نمی‌کنند و راضی‌ راضی‌اند!

پشت وانت به جشنواره رسیدم

گفتگو با اشکان ضیایی، فیلم‌ساز موفق منطقه ما؛

جمعه / ۲۰ اسفند ۹۵

پشت وانت به جشنواره رسیدم

اشکان ضیایی متولد مرداد۱۳۵۶ است. او زاده مشهد است اما سال‌های کودکی را در بجنورد گذرانده است؛ چراکه آن زمان، پدرش به این شهر منتقل شده بود. او از دوران کودکی‌اش در بجنورد، خاطراتی خوش به یاد دارد. از همان کودکی، زمینه کارهای هنری در او بوده است.

قمه‌کشی در ماهی فروشی!

پای خاطرات شهرستانی‌ها که ۴۰سال پیش ماهی‌های‌ تزئینی و آکواریومی را به مشهد آوردند؛

جمعه / ۲۰ اسفند ۹۵

قمه‌کشی در ماهی فروشی!

در ماهی فروشی کوچک ابتدای خیابان سناباد، حدود هفت‌هزار ماهی تزئینی مربوط به رودخانه‌ کشورهای مختلف آسیا و ایران را خواهید داد. ماهیان آب‌های شیرین و دریاهای شور، مغازه سیدمحسن شهرستانی را به مستندی زنده از دنیای ماهی‌ها تبدیل کرده‌ است.

عبادت به‌جز خدمت خلق نیست

به‌‌مناسبت هفته نیکوکاری، ساعتی میهمان خیریه محبا‌ن‌الحسین(ع) و خدمتگزاران بی‌ادعایش شدیم؛

چهارشنبه / ۱۸ اسفند ۹۵

عبادت به‌جز خدمت خلق نیست

پیرزن، گوشه چادرش را به دندان گرفته است و پشت در نیمه‌باز‌ ‌خیریه، این‌پا و آن‌‌پا می‌کند. برای رفتن مردد است. ازبین صحبت‌هایش با یکی‌ دیگر از مراجعان، می‌فهمم ‌که سال‌هاست مرد و‌ نان‌آور خانه‌اش فوت کرده است.

طلوع سبز آقای غروبی

ابتکاری منحصر‌به‌فرد در استفاده مجدد از آب مصرفی و ذخیره آب باران و برف برای آبیاری درختان مجتمع مسکونی‌؛

چهارشنبه / ۱۸ اسفند ۹۵

طلوع سبز آقای غروبی

یکی از موانع اصلی کاشت درخت در مجتمع‌های مسکونی، تأمین آب و هزینه‌های آن است که معمولا افزایش نجومی قیمت‌ها و البته توجه‌به موضوع کم‌آبی، موجب می‌شود ساکنان، قید کاشت درخت در محل سکونتشان را بزنند.

بازی‌های خشن امریکایی جایگزین داستان‌های شاهنامه شده است

گپ و گفتی با «سید قاسم سیدی مقدم» که بیش از سه دهه در عرصه نمایش و تئاتر کودک و نوجوان تجربه اندوخته است؛

چهارشنبه / ۱۸ اسفند ۹۵

بازی‌های خشن امریکایی جایگزین داستان‌های شاهنامه شده است

در هیاهوی روزهای دود گرفته او دغدغه‌اش سلامت و نشاط کودکان است و با لبخند و مهربانی‌اش پذیرای آنهاست و در این راه سال‌ها خاک صحنه خورده است و با کلامش قصه‌گوی، یکی بود، یکی نبود زندگی برای کودکان و نوجوانان بوده است.

نجارِ تکریت ۱۱

گفتگو با عباس مومن، آزاده دفاع مقدس که ساکن محله فرهنگیان است؛

سه شنبه / ۱۷ اسفند ۹۵

نجارِ تکریت ۱۱

دنیا بارها روی ناخوش‌ و سختش را نشان او داده؛ آن‌چنان ناخوش که پس از گذشت سال‌ها، همچنان تلخی‌‌اش زیر زبان او مانده. پای حرف‌های جانباز و آزاده دلاوری نشستیم که زمانی مفقودالاثر به‌حساب می‌آمد و درحال حاضر شهروند محله فرهنگیان است.

دیده‌بــان

خانواده شهید اصغرزاده زندگی جوان شهیدشان را روایت می‌کنند؛

دوشنبه / ۱۶ اسفند ۹۵

دیده‌بــان

خانواده بسیاری از شهدا، در منطقه ما زندگی می‌کنند؛ خانواده‌هایی که سال‌هاست دلتنگ دوری از فرزندشان هستند اما صبوری می‌کنند و چیزی نمی‌گویند؛ مثل خانواده‌ای در محله بهشتی که سراغشان رفته‌ایم.

شعر من از گلشهر گل کرد

گفتگو با امان‌ا... میرزایی، شاعر و روزنامه‌‌نگار افغانستانی؛

یکشنبه / ۱۵ اسفند ۹۵

شعر من از گلشهر گل کرد

در چهره و رفتار «امان» همیشه یک شرارت مهربانانه و ذوق سرشار می‌بینم. همیشه یک چیزی ته جیبش یا توی آن فایل یادداشت‌‌های موبایلش دارد که برایت بخواند و حرف‌ها و روایت‌هایی که فقط خودش باید تعریفشان کند.

رنج و گنج زندگی

همراه با بانوی خیّر خیابان سرخس که سختی‌های گذشته مسیری برای خیرخواهی او شده است؛

یکشنبه / ۱۵ اسفند ۹۵

رنج و گنج زندگی

قصه زندگی بانویی که راه می‌افتد تا لبخندی بر لبی بنشاند یا باری از دوش کسی بردارد، به‌اندازه دردهایی که در گذشته کشیده‌است و همان دردها عامل کارهای خیرش شده، شنیدنی است.