زندگیِ بعد از پیوند «مهدیۀ کارگران » در دومین دورۀ بازی‌های کشوری ورزشکاران پیوند اعضا، قهرمان دو و میدانی شد

زندگیِ بعد از پیوند

تکیه کن فقط به چشمان خودت ساعاتی با روشن‌دلان مرکز «رؤیای سفید نابینایان» در محلۀ صیاد

تکیه کن فقط به چشمان خودت

خادم هنر گفت‌وگو با «مصطفی آقایی»؛ هنرمندی که تاکنون به 2هزار نفر از بانوان مشهدی، هنرهای دستی را به رایگان آموزش داده است

خادم هنر

گرۀ کور ۸نفر از اعضای خانوادۀ شه‌بخش دچار بیماری چشمی هستند که آن‌ها را در دهۀ ۴۰ زندگیشان نابینا می‌کند

گرۀ کور

شاگرد آوینی

گفتگو با همسر شهید ایمانی‌مقدم که فیلم‌بردار و عکاس مناطق جنگی بوده

شنبه / ۱۱ شهریور ۹۶

شاگرد آوینی

- «پشت پنجره بودم که دیدم چند آقا و خانم وارد حیاط منزل مادرم شدند. با خودم گفتم حتما این‌ها از محمودم خبری آورده‌اند. فقط چشمم به دهان‌ آن‌ها بود که ببینم چه می‌گویند. آن‌ها گفتند: «نگران نباشید؛ همسرتان مجروح شده.» و بعد کم‌کم گفتند شهید شده.

اوستا یوسف

یادی از سرمقنی شهرداری مشهد که در دهه بیست نخستین چاه‌های مشهد را حفر کرد و مسئول هفت قنات مهم شهر بود

شنبه / ۱۱ شهریور ۹۶

اوستا یوسف

لیلا کوچک‌زاده- آقای خجسته‌پور حق دارد که اینقدر درباره پدرش «حاج یوسف» حساس باشد و دلش بخواهد که عکس قدیمی او را، روی جلد نشریه بیاوریم و درخواست او را همین اول گزارش بنویسیم که روا نیست خیابانی به نام سرمقنی زحمت‌کش مشهد نام‌گذاری نشود. حاج یوسف خجسته‌پور معروف به اوستا یوسف در دهه بیست تا پنجاه، به عنوان سرمقنی شهرداری و کارشناس رسمی دادگستری، رسیدگی، نگهداری و گسترش قنات‌ها و چاه‌های مشهد را که تنها سیستم آبرسانی در مشهد برای آب مصرفی و آبیاری زمین‌های کشاورزی بوده، به عهده داشته است. آن هم بدون تجهیزات امروزی و به گفته پسرش فقط با داشتن یک قطب‌نما. بارها و بارها آقای خجسته‌پور پسر درباره سختی کار پدرش می‌گوید که با نداشتن تجهیزات ده‌ها متر را می‌کندند و در زمین فرو می‌رفتند. به‌قول او اگر کسی امروز وارد آن قنات‌ها شود، می‌گوید این‌ها را اجنه کنده‌اند نه آدمیزاد. همچنین حاج یوسف در طی 40سال کار سخت و داشتن ده‌ها کارگر و بنا، یک‌نفر تلفات هم نداشته است . این هم از عجایب کار اوست.

خوشمزگی‌ یک محله

دربارۀ حاج‌ اصغر روحبخش و کبابی قدیمی تپل‌محله که آشنای خیلی‌هاست

پنجشنبه / ۹ شهریور ۹۶

خوشمزگی‌ یک محله

فاطمه سیرجانی- کمتر کسی است در‌ تپل‌محله و نوغان که «حاج‌‌اصغر روحبخش» را نشناسد. از مو‌سپیدهایی است که سابقۀ هفتاد دهه کاسبی در ‌این محله ‌را دارد و نامداری او هم از همین جهت است؛ کسب‌وکاری که در پانزده‌سالگی راه انداخت و تا امروز پابرجاست و او را به «اصغر کبابی» شهره کرده است. امروز اگرچه همچون قدیم، صفی طولانی از زائران مقابل مغازۀ او تشکیل نمی‌شود که برای رعایت انصاف و عدل نوبت‌دهی کند، اما خیلی‌ها هستند که مزۀ خوب کباب او را زیر دندان به یاد دارند و برای تکرارش بازهم به او و کبابی «ممتاز» سر می‌زنند. اصلا همین دیدارها و تجدید خاطرات است که حاج‌اصغر هشتاد‌و‌پنج‌ساله را مجاب می‌کند سوار دوچرخه شود و تا کبابی‌ای برود که چرخَش این روزها بیشتر به‌همت پسرانش می‌چرخد.

هنرمند و حل معادله سه مجهولی

گپ و گفتی با حمید ظهوریان، از گرافیست‌های باتجربه مشهدی با حدود چهار دهه تجربه کار هنری ؛

چهارشنبه / ۸ شهریور ۹۶

هنرمند و حل معادله سه مجهولی

زندگی هنری و حرفه‌ای حمید ظهوریان را سه ضلع نقاشی، خوشنویسی و گرافیک تشکیل داده و او در میانه این مثلث زیسته است.

۱۲۰ روز بی‌خبری

گفتگو با همسر شهید ارسلان علی‌نژاد که در سال ۹۴ در حادثۀ منا جان خود را از دست داد؛

سه شنبه / ۷ شهریور ۹۶

۱۲۰ روز بی‌خبری

شهید ارسلان علی‌نژاد یکی از شهدای واقعۀ منا در سال ۹۴ بود. معصومه شاهرودیان همسر اوست که با او رفت و بی او بازگشت...

بازگشت بیماری پس از ۲۰ سال

مهدی شایقی ، جانباز ساکن محلۀ بهشتی در گفتگو با شهرآرا محله می‌گوید؛

دوشنبه / ۶ شهریور ۹۶

بازگشت بیماری پس از ۲۰ سال

خیلی‌ها می‌گویند: «جنگ تمام شده؛ چقدر از جانباز، شهید و آزاده صحبت می‌کنید؟!»، اما گفتگوهای ما با جانبازان، آزاده‌ها و خانوادۀ شهدا خلاف این تصور را بیان می‌کند؛ برای آن‌ها همچنان جنگ و مشکلاتش وجود دارد.

نقش یار بر دیوار

دوشنبه / ۶ شهریور ۹۶

نقش یار بر دیوار

اعضای کانون فرهنگی مذهبی مدافعان حرم، وصیت نامه بچه محلشان را روی یکی ازدیوارهای محلۀ ولیعصر(عج) نقش زده‌اند.

معلم باید صد برگ هنر را از بَر باشد

یکشنبه / ۵ شهریور ۹۶

معلم باید صد برگ هنر را از بَر باشد

گفتگو با فاطمه میلانی، کارآفرین و آموزگار سخت‌کوشی که اعتقاد دارد معلم وقتی سر کلاس می‌رود باید از نظر روحی و جسمی آمادگی لازم را داشته باشد.

میراث‌دار ذوالفقــار

درباره استاد عسکریان، دوتار نواز خراسانی که خانه‌اش در مشهد پاتوق هنرمندان موسیقی مقامی است؛

یکشنبه / ۵ شهریور ۹۶

میراث‌دار ذوالفقــار

ساز نمی‌نوازد، ساز را می‌زند؛ یک جور جنگ عاشقانه اما بی‌تعارف بین ساز و نوازنده که در حجمی‌ از نواهای ریز دوتار اتفاق می‌افتد. جدالی که فرق نمی‌کند استاد محسن عسکریان روی صحنۀ رقابت باشد یا در خلوت خودش.

پایان سرخ انتظار مادر

روایت عروج عاشقانۀ یک مادر آزاده در حج خونین۱۳۶۶؛

شنبه / ۴ شهریور ۹۶

پایان سرخ انتظار مادر

موضوع این گزارش موضوع جدیدی نیست. داستان رنج و محنت مادران و پدران این سرزمین که پس از سال‌ها در حسرت دیدار فرزندانشان که در چنگال رژیم بعث عراق اسیر بودند، از دنیا رفته‌اند، اما چندوچون این روایت با سایرین متفاوت است.

زهراخانم دارد کتاب می‌نویسد!

گفت‌وگو با بانوی نویسندۀ محلۀ طبرسی‌شمالی که خاطرات اهالی را می‌نویسد؛

شنبه / ۴ شهریور ۹۶

زهراخانم دارد کتاب می‌نویسد!

بانویی فعال و خستگی‌ناپذیر که در چهل‌وهشت‌سالگی مثل نوجوانی شانزده‌هفده‌ساله و پرانرژی است. او برای یک‌کتاب صدوچندصفحه‌ای صبح تا شب، محله را وجب‌به‌وجب زیر و رو و خاطرات دست‌اولی را جمع‌آوری کرده است.

چشـم‌انتظاری «مامان‌زری»

۳۴سال بیم و امید خانواده مجربی برای بازگشت محمدرضایشان از جنگ ادامه دارد؛

جمعه / ۳ شهریور ۹۶

چشـم‌انتظاری «مامان‌زری»

فاطمه قمصریان، مادر شهید محمدرضا مجربی کرمانی را همه در خیابان سناباد می‌شناسند. اکنون درهمه این سال‌ها که شماره‌اش به ۳۴ رسیده، منتظر بوده فرزندش سالم وسلامت از جنگ به خانه برگردد.

آلیش کار جوان

گفت وگو با زهرا رهنما، کشتی‌گیر موفق منطقۀ ما؛

جمعه / ۳ شهریور ۹۶

آلیش کار جوان

قدم‌هایش محکم و پرقدرت است و این روزها عزمش را جزم کرده که بتواند این دوره نیز به مسابقات جهانی راه پیدا کند. تمرینات پی‌درپی و سخت انجام می‌دهد، آن‌قدری‌که حتی دیدن تمریناتش هم ‌نفس را به‌شماره می‌اندازد.