سید میرالماسی‌ها وقتی سومین بارداری مادر ۳۴ساله، ساکن محله خاتم الانبیا(ص)چهار قلو شد؛

سید میرالماسی‌ها

با پول مسافرکشی فیلمم را ساختم گفتگو با بهزاد وزیری‌نسب مستندساز و فعال اجتماعی؛

با پول مسافرکشی فیلمم را ساختم

خاطرات روزهای مرخصی درباره شهید محله محمدآباد که در ۱۴سالگی به جبهه رفت؛

خاطرات روزهای مرخصی

مرغداری کوچک مهدی نوجوان سیزده‌ساله محله شهیداحمدی‌روشن نشان داده است که اشتغال و درآمدزایی به سن و سال نیست؛

مرغداری کوچک مهدی

قبل از قرآن، بعد از قرآن

گفتگو با خانواده کمالی که یک اتفاق ساده زندگی شان را متحول کرده است؛

شنبه / ۲۵ دی ۹۵

قبل از قرآن، بعد از قرآن

همه ما به اهمیت و جایگاه قرآن کریم به‌عنوان برنامه و راهنمای زندگی هر مسلمانی واقف هستیم. باوجود‌این، هم‌نشینی و بهره‌مندی از این کتاب آسمانی را اغلب به سفره عقد و مراسم عزا محدود کرده و بدون آنکه متوجه باشیم، به‌بهانه تقدس، قرآن را به کتابی زینتی و تشریفاتی و دور از دسترس تبدیل کرده‌ایم.

هم‌‌سنگر برونسی

۸سال حضور جانباز رضایی در جبهه و شاگردی در محضر شهید برونسی؛

جمعه / ۲۴ دی ۹۵

هم‌‌سنگر برونسی

محمد سال پنجم ابتدایی بود که وقوع جنگ تحمیلی، روحیه حق‌پروری و اسلام‌دوستی‌اش را قلقلک داد. طوری شد که محمد به‌شدت به‌دنبال رفتن به جبهه بود. او احساس می‌کرد دوشادوش پدر که آن روزها در جبهه حزب‌ا... لبنان بود، باید در خط مقدم کشور بجنگد و از مرزهای ایران اسلامی دفاع کند.

۳۰سال ضامن مردم

یک‌قرن از حضور متدین توسی‌ها در خیابان توحید می‌گذرد؛

جمعه / ۲۴ دی ۹۵

۳۰سال ضامن مردم

این مغازه که در راسته خیابان توحید واقع شده، یک‌صد سال قدمت دارد. ابتدا در اختیار پدر آقای تدین، محمدعلی متدین توسی بوده است که در آن عطاری داشته‌ و بعد هم پسرش در همین مغازه ده‌متری به کسب روزی حلال پرداخته‌ است.

بانوی کوهستان

گپ و گفتی با «کبری محمودی» که بر بلندای تمام قله‌های ایران ایستاده است؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

بانوی کوهستان

بیشتر از نیم قرن است که با کوه رفاقت دارد، و به حکم این رفاقت، او به کوه احترام گذاشته و کوه هم استقامت و صبر یادش داده است.

یک کلام آبادی محله

گفتگو با رسول مصدقیان؛ پدر شهید، معلم بازنشسته و از پایه گذاران انجمن‌های محلی؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

یک کلام آبادی محله

رسول مصدقیان از جوانی خیلی فاصله گرفته اما دلش قرص است که مسیر را اشتباه نرفته. هشتاد بهار را پشت سر گذاشته با انبوهی از خدمات ریز و درشتی که در محله‌های زندگی‌اش به اسم او رقم خورده است.

سبک وزن و سنگین مقام

همراه با کشتی‌گیر جوان محله جاهدشهر؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

سبک وزن و سنگین مقام

صبح کلات، بعدازظهر درگز و شب قوچان؛ این‌ها سه‌مکان مختلف برگزاری کشتی‌ باچوخه در یک روز است که در هر سه آن‌ها دست «طاهر شعبانی» به‌عنوان نفر اول وزن ۶۶کیلوگرم بالا رفت.

همان عقب جبهه هستم

ساعتی با خانواده شهید شلمچه، مهدی سلیمانی در سالگرد سی‌ام؛

چهارشنبه / ۲۲ دی ۹۵

همان عقب جبهه هستم

«تابستان سال۱۳۴۵ به‌دنیا آمد و شد چشم‌وچراغ خانه‌مان. اگر زنده بود، تابستان امسال پنجاه‌سالگی را پشت‌سر می‌گذاشت. سه دهه از نبودنش می‌گذرد، اما داغ فراقش هنوز زنده است. اگرچه این گذر بی‌رحم روزگار، سلول‌های خاکستری را فرسوده و خاطرات گذشته را در ذهن کم‌رنگ می‌کند، هرچند سال هم که بگذرد، عطر محبت و مهربانی‌اش، فراموشم نمی‌شود.»

آموزگار خط و نقش

گفتگو با هنرمند محله اقبال که زیبایی آثارش بر دیوارهای شهر خودنمایی می‌کند؛

سه شنبه / ۲۱ دی ۹۵

آموزگار خط و نقش

تجربه زیباشناختی، تجربه‌ای خوشایند و مطلوب است که به زندگی، ارزش و اصالت می‌بخشد؛ اگر این تجربه را در‌قالب هنر معنا کنیم اصولا این مفهوم، در ذات خود، ابزاری برای تعالی روح انسان‌ها و بالا بردن سطح افکار و سلیقه عمومی جوامع خواهد بود.

پزشکیارِ عکاس

پای حرف‌های ابراهیم روحانی‌نیا عضو گردان۲۱۴ و موسس انجمن فرهنگی‌ورزشی فجر؛

سه شنبه / ۲۱ دی ۹۵

پزشکیارِ عکاس

موهای جوگندمی و چین‌وچروک‌های نه‌چندان عمیق صورتش، حکایت از سن‌وسالش دارد؛ پنجاه‌وهفت‌سالگیِ پرتجربه. تجربه‌هایی که برخی‌هاشان منحصر به زندگی خودش است؛ زندگی «ابراهیم روحانی‌نیا».

رنــج اُســرا هِـلهـِله بعثــی‌ها

حمید یعقوبی، آزاده بسیجی محله علیمردانی از ۶سال‌واندی اسارت می‌گوید؛

یکشنبه / ۱۹ دی ۹۵

رنــج اُســرا هِـلهـِله بعثــی‌ها

سطرهای پیش‌رو روایت دوران اسارت حمید یعقوبی، از آزادگان محله علیمردانی در منطقه ماست؛ اسارتی که شش‌سال‌ونیم خاطره تلخ و شیرین را در زندگی او رقم زده و تا هنوز هم از خاطر نرفته است.

جمع خوش ِ۶۰ نفره

پدربزرگ و قدیمی محله شفیعی از راز جمع صمیمی‌شان می‌گوید؛

یکشنبه / ۱۹ دی ۹۵

جمع خوش ِ۶۰ نفره

حاج‌علی اکبرپور هفتادودوساله معروف به حاج‌علی نکاحی، یکی از ساکنان قدیمی محله شفیعی است. اهالی محله، او را خوب می‌شناسند؛ زیرا در همین محله متولد شده و ازدواج کرده و صاحب ۱۴اولاد شده است. او حالا بیش از ۶۰فرزند، عروس، داماد، نوه و نبیره دارد که به هر بهانه‌ای دورهم جمع می‌شوند.

دیدن شادی چشم نمی‌خواهد

لحظاتی با حسین ابراهیم‌زاده مقدم، نابینایی که کارش تزیینات است؛

یکشنبه / ۱۹ دی ۹۵

دیدن شادی چشم نمی‌خواهد

تصور انجام یک کار تزییناتی همچون چیدن اتاق عقد و میوه‌آرایی‌ توسط فردی نابینا که نمی‌تواند رنگ‌ها را تشخیص دهد و ابزارهای کار را ببیند، کمی عجیب به نظر می‌رسد؛ کاری که نیاز به دقت و توجه ویژه دارد؛ باوجوداین «‌حسین ابراهیم‌زاده مقدم» خوب از پس این کار برآمده تا‌جایی‌که با این کار، خرج دوخانواده را می‌دهد.

همدم بینوایان

مرحوم آیت ا... رحیمی از همراهی با امام(ره) تا خانه‌دار کردن محرومان؛

شنبه / ۱۸ دی ۹۵

همدم بینوایان

عمر آشنایی اهالی جاده سیمان با مرحوم آیت‌ا... علی رحیمی تقریبا به نزدیک نیم‌قرن می‌رسد. روحانی‌ای که دل مردم، آن روز که اصلا کسی آن‌ها را تحویل نمی‌گرفته، به او گرم بوده است.