دختران انقلاب دانش‌آموزان دبیرستان رضوان، به جمع‌آوری خاطرات مادران و همسران شهدا و تقدیر از آن‌ها پرداختند؛

دختران انقلاب

سمنو پزون رسم هر ساله خانواده مشفق در همین روزها به عشق حضرت زهرا(س)؛

سمنو پزون

عیدی به نام مردگان و به کام نیازمندان شهرآرامحله در پنجشنبه‌ای که به زیارت اهل قبور معروف است، نگاهی می‌اندازد به قبرستان قدیمی اسلامیه و رسمی باستانی در میان مردمان توس؛

عیدی به نام مردگان و به کام نیازمندان

دامن‌های آسمانی مادرانه‌های شهدای منطقه ثامن در آستانه روز مادر؛

دامن‌های آسمانی

بچه‌های زرنگ و اتاق درنگ

گپ و گفت با پدر و پسری از محله راه‌آهن که مغازه‌ای ویژه بازی‌های فکری راه انداخته‌اند؛

شنبه / ۱۱ دی ۹۵

بچه‌های زرنگ و اتاق درنگ

همین که پای فضای مجازی و تلفن همراه وسط آمد، کم‌کم بازی‌های فکری هم به فراموشی سپرده شد. دیگر به‌جای قدرت تفکر، همه از قدرت انگشت استفاده می‌کردند تا پرنده‌ای را به‌سمت خوک‌ها پرتاب، یا میوه بخت‌برگشته را از وسط نصف کنند تا امتیاز بگیرند.

اهدای عضو،خیر ماندگار

گفتگو با خانواده میخوش که اعضای بدن جوانشان، به زندگی ۳ بیمار، حیات دوباره بخشیده است؛

شنبه / ۱۱ دی ۹۵

اهدای عضو،خیر ماندگار

مجتبی که ۳۶سال داشت، خیلی اتفاقی و بی‌هیچ دلیل خاصی از میانشان پرمی‌کشد و آن‌ها در اوج اندوه فراق عزیزشان، با اهدای اعضای بدنش به بیماران نیازمند، لبخند شادی را برای آنان به ارمغان می‌آورند.

سادگی وصل

گزارشی از دومین ازدواج آسان با محوریت بیت‌العباس در محله میثم‌شمالی؛

شنبه / ۱۱ دی ۹۵

سادگی وصل

دیگر در جامعه امروزی مقوله ازدواج برای خیلی از جوان‌ها به یک رؤیا تبدیل شده است. درحالی‌که شاید در کمتر از نیم قرن پیش و حداقل در زمان پدران و مادران خود ما وضعیت به‌گونه دیگری بود و فقط کافی بود که زن، خانه‌ داری بداند و مرد، اهل کار باشد.

زیارتت قبول محمد

گزارشی از مراسم وداع با شهید مدافع حرم، «محمد فیضی» در محله تلگرد؛

شنبه / ۱۱ دی ۹۵

زیارتت قبول محمد

بازهم پرستویی دیگر از تبار مدافعان حرم را از دیار عشق آورده بودند که قرار بود با وی وداع شود. نزدیک مسجد که می‌شوم، زن و مرد درحال رفتن به داخل مسجد هستند؛ مردمی که شاید اصلا این شهید مدافع حرم را نشناسند اما خوب اهل حرم و به‌ویژه حضرت زینب(س) را می‌شناسند.

واقف و خدمتگزار

با حاج علی‌اکبر غلامی، معتمد و واقف هشتادویک‌‌ساله مسجد الرسول(ص) در کوی امیر؛

جمعه / ۱۰ دی ۹۵

واقف و خدمتگزار

امیر شهید

پای صحبت‌های پدر شهید محمدزاده از شهدای ده‌دی مشهد؛

جمعه / ۱۰ دی ۹۵

امیر شهید

پدر شهید امیر محمدزاده چندبار در صحبت‌هایش اشاره می‌کند که در زمان انقلاب در محله قدیمی خود یعنی بالاخیابان شناخته شده بوده است. از این نظر که جسارت داشته و درباره عقاید خود و آنچه سال‌های پیش از انقلاب آموخته، بین مردم صحبت می‌کرده است.

ساده بود، بی تفاوت نه

درباره ماشاا... نیک‌فرد، یکی از ثامنی‌هایی که در تظاهرات ۹ دی ۵۷ به شهادت رسید؛

چهارشنبه / ۸ دی ۹۵

ساده بود، بی تفاوت نه

بعد از حمله به بیمارستان امام رضا(ع) و کشته‌ شدن یک کودک در بخش اطفال، راهپیمایی‌ها پرشورتر شده بود. خیلی‌ها دیگر خانوادگی می‌آمدند، انگار که ظلم‌های حکومت، صبرشان را تمام کرده بود.

شادی‌های زندگی من

گپ وگفتی با« فاطمه خالقی» حافظ کل قرآن کریم که آرامشش را مدیون قرآن می داند؛

چهارشنبه / ۸ دی ۹۵

شادی‌های زندگی من

فاطمه خالقی حافظ کل قرآن است و در تمام مدت گفت و گو به تاثیری که قرآن در آرامش امروزش و موفقیت‌هایی که به دست آورده اشاره می‌کند.

پدر شهید، پسر مجروح

روایت دو برادر، از پدری که در سیاسی‌ترین و ملتهب‌ترین زمستان ایران معاصر شهید شد؛

چهارشنبه / ۸ دی ۹۵

پدر شهید، پسر مجروح

زمستان سال ۱۳۵۷ شاید سیاسی‌ترین و ملتهب‌ترین فصل در تاریخ معاصر ایران باشد. فصلی که هنوز وقتی تقویم را باز می‌کنیم، بوی باروت و خون و اسپند، صدای شعار و شادباش و هل‌هله و رنگ سبز و سفید و قرمز توامان از آن بیرون می‌ریزد.

کارآفرینی و خدمت به خلق

گفتگو با احمد رضایی، مهندس جوان و نیک‌اندیش محله رضاشهر که یک هدف دارد؛

سه شنبه / ۷ دی ۹۵

کارآفرینی و خدمت به خلق

«انجمن مهندسین خیّر» در منطقه‌۹ با رویکردی نوین و تاثیرگذار، در مسیر خیر و نیکی گام نهاده که دانستن اهداف و حال و هوای اعضای آن خالی از لطف نیست.

ورزیـده فنـون

گفتگو با بانوی محله شاهد که در رشته‌های ورزشی بسیاری، دارای مهارت است؛

سه شنبه / ۷ دی ۹۵

ورزیـده فنـون

انتخاب رشته تربیت‌بدنی در دانشگاه، زندگی ورزشی او را رقم می‌زند؛ زندگی‌ای که با کوه‌نوردی، دوومیدانی و چند رشته ورزشی دیگر عجین می‌شود تا به او ثابت کند که استعداد و علاقه زیادی در این وادی دارد.

در انتظار حمید

پای حرف‌های مادر شهید اسرمی؛ از اهالی محله استاد یوسفی؛

سه شنبه / ۷ دی ۹۵

در انتظار حمید

مادر به همان مهربانی دیگر مادران شهید، به داخل خانه دعوتمان می‌کند و روبه‌رویمان می‌نشیند تا از حمیدرضایش بگوید. میهمان‌نواز است و مهربان و همین که بهانه‌ای پیدا کرده تا از پسر جوانش بگوید، سر ذوق آمده؛ پسری که به‌قول خودش، هنوز با هم زندگی می‌کنند.

در راه نجات دوستش شهید شد

روایت مادرانه و خواهرانه از مهری زارع شهید ۹دی مشهد؛

دوشنبه / ۶ دی ۹۵

در راه نجات دوستش شهید شد

«مهری زارع» نوجوانی بود که در دوازده‌سالگی، کلمه «شهید» را به نام خانوادگی‌اش الصاق کرد و در ردیف شهدای انقلاب قرار گرفت. خانواده زارع مثل خیلی از خانواده‌های مذهبی اصرار داشتند در جریان‌های انقلابی و راهپیمایی‌ها شرکت کنند.