خرمـی خرمـشهر روایت‌هایی از عملیات بیت‌المقدس، از زبان دو شاهد عینی گردان ۱۱۰؛

خرمـی خرمـشهر

لِهجَمِ با هیچی عِوض نُمکُنم گفتگو با امیر هادی‌زاده زرگر گوینده رادیو خراسان که بسیاری از مشهدی‌ها از طنازی‌های بداهه او خاطره دارند؛

لِهجَمِ با هیچی عِوض نُمکُنم

دوستی عالمِ سالخورده با جـوانـان درباره حضور مشفقانه آیت‌ا... حائری در محله کوی کارگران که تاکیدش بر ذکر صلوات بود؛

دوستی عالمِ سالخورده با جـوانـان

فقط نان حلال یک ساعت با کارگر فلکه آب که به خاطر یک باور مقدس تا‌به‌حال پول‌های زیادی را به صاحبانش برگردانده است؛

فقط نان حلال

دانشگاه سیار

در تاکسی آقای عبداللهی در خط فردوسی تا راهنمایی کتاب بخوانید، شعر بشنوید و موسیقی آرامش‌بخش گوش کنید؛

جمعه / ۲۹ بهمن ۹۵

دانشگاه سیار

مسافران تاکسی آقای عبداللهی، دقایق متفاوتی را در خودروی او تجربه می‌کنند. دقایقی که در هیاهوی زندگی شهری، موجب آرامش آن‌ها می‌شود.

سرباز امام‌زمان(عج) بود

گفتگو با خانواده اولین شهید کوچه «چهل‌خانه» محله نوغان شهید محمدهادی حسینی؛

چهارشنبه / ۲۷ بهمن ۹۵

سرباز امام‌زمان(عج) بود

در یکی از خانه‌های قدیمی‌ کوچه‌ «چهل‌خانه» محله نوغان به‌دنیا می‌آید؛ در خانو‌اده‌‌ای مذهبی و انقلابی. نوجوانی‌اش با اتفاقات پرشور انقلاب گره می‌خورد و می‌شود یکی از انقلابی‌های کوچک‌ سال‌57.

زندگی وقف زندانی

گفتگو با «ابراهیم عبداللهی» یکی از اولین روحانیانی که برای تعلیم مجرمان و بزه کاران، پا به پشت دیوارهای بلند گذاشت؛

چهارشنبه / ۲۷ بهمن ۹۵

زندگی وقف زندانی

بیش از آن که فکرش را می‌کردیم اهل کتاب و مطالعه است. از آن روحانیانی که روحی لطیف دارد و طبعی شاعرانه و کاغذهای زیادی را با اشعارش پرکرده و حتی یک ردیف از کتابخانه شخصی‌اش را اختصاص داده به این مجموعه‌ها که اگر وقت و حوصله‌ و حمایتی باشد، منتشرشان کند.

سرآمد اما بی‌درآمد!

همراه با یکی از سنگربانان حفاظت از اصالت و هنر ایرانی در محله جاهدشهر؛

چهارشنبه / ۲۷ بهمن ۹۵

سرآمد اما بی‌درآمد!

دیرزمانی است که به‌واسطه زحمت فراوان و درآمد اندک، بسیاری از هنرمندان صنایع دستی، هنر خود را کنج خانه دلشان رها کرده و در خیابان‌ها به‌دنبال شغلی دیگر برای گذران عمر می‌گردند.

پشت و روی چرخ زندگی

زندگی آقا و خانم رمضانی؛ زوج شاکر محله حجاب؛

سه شنبه / ۲۶ بهمن ۹۵

پشت و روی چرخ زندگی

محل کارش رنگ‌وبوی سادگی دارد؛ نه از زرق‌وبرق ویترین‌های امروزی، در آن خبری است و نه از رنگ‌ولعاب اجناس تازه. دوروبرش، کفش‌های کهنه‌‌ای قرار گرفته است که مشتریانش برای تعمیر به او سپرده‌اند. بوی چسب و واکس، زیر بینی می‌زند و دست‌هایش با وجود ناتوانی، گرم کار کردن می‌شود.

بنا شده برمیراث پدر

تلفیق خط و نقاشی در آثار هنرمند محله اقبال پیشینه‌ای زیبا دارد؛

سه شنبه / ۲۶ بهمن ۹۵

بنا شده برمیراث پدر

میترا ابراهیم‌زاده، یکی از معدود هنرمندانی است که به‌اصطلاح قدیمی‌ها از هر انگشتش یک هنر می‌ریزد. او که حالا چندسالی می‌شود در محله اقبال سکونت دارد، از کودکی نخستین آموزش‌های هنری را نزد پدرش فراگرفته است.

پاسبان باستان

روایت انتشارات قدیمی مشهد در کوچه سراب که پاتوق اهل ادب بوده است ؛

دوشنبه / ۲۵ بهمن ۹۵

پاسبان باستان

اولین‌ها و ترین‌ها همیشه مهم و شایان‌توجه‌اند؛ اولین مدرسه، نخستین بیمارستان، قدیمی‌ترین کتابخانه. شاید به این دلیل باشد که خبر فعالیت قدیمی‌ترین انتشاراتی مشهد در کوچه سراب، مشتاقمان می‌کند که برویم آن را ببینیم و از تاریخچه‌اش بشنویم.

چرم‌دوز ایده‌پرداز

گفتگو با جوان هنرمند محله مصلی که از تقلید در کارهایش دوری می‌کند؛

یکشنبه / ۲۴ بهمن ۹۵

چرم‌دوز ایده‌پرداز

کارگاه کوچک و جمع‌و‌جورشان، آخرین غرفه از سالنی است که در بنای مصلی قرار دارد؛ کارگاهی که وقتی به آنجا نزدیک می‌شوی، بوی چرم طبیعی، مشامت را پر می‌کند و کافی‌ است داخل آن سرک بکشی و ببینی که ورق‌های چرم چطور روی هم انباشته شده‌اند.

نه عشق اروپا نه هوای افغانستان

صحبت‌های صریح اعضای بنیاد «سفیران سلامت» که این روزها حسابی سروصدا به‌پا کرده‌اند؛

یکشنبه / ۲۴ بهمن ۹۵

نه عشق اروپا نه هوای افغانستان

به‌نمایندگی از شورای یازده‌نفره بنیاد آمده بودند؛ جوان و فوق‌العاده پرشور بودند و پر از برنامه و تا دلتان بخواهد، حرف‌ برای گفتن داشتند؛ همه‌شان از افغانستانی‌های مقیم مشهدند که البته این جمله کمی خطای معنایی هم دارد.

سرباز خمینی در گارد شاه

گفتگو با محمد قربانی که مدتی از خدمت سربازی خود را قبل از انقلاب گذرانده است؛

شنبه / ۲۳ بهمن ۹۵

سرباز خمینی در گارد شاه

آغاز خدمت سربازی محمد قربانی‌تقی‌آباد، مصادف می‌شود با اوایل سال۵۷ و دوران اوج نهضت انقلاب اسلامی و او ناخواسته، دوران سربازی متفاوت و دردناکی را تجربه می‌کند؛ دورانی که باید برخلاف عقیده و آرمانش مقابل هم‌کیشانش بایستد و آنان را به گلوله ببندد.

به قلم مجتبی

درباره شهید مجتبی رجبی مشهدی که بچه کوچه پژمان است؛

شنبه / ۲۳ بهمن ۹۵

به قلم مجتبی

کوچه پژمان، دوم تیرماه سال۱۳۴۸، زاده‌شدن پسری را به خود دید که نامش را مجتبی گذاشتند؛ «مجتبی» یعنی برگزیده‌شده، بنده‌ای که خداوند او را برمی‌گزیند و از فیض‌های خاص الهی برخوردارش می‌سازد. و تنها ۱۷سال از آن روز باید بگذرد تا مجتبی رجبی‌مشهدی با رسیدن به فیض شهادت ثابت کند که نامش چقدر بامسما بوده است.

کفـن‌پوش ورامـین

بانوی انقلابی محله جانباز از دستگیرشدنش به دست ساواک می‌گوید؛

جمعه / ۲۲ بهمن ۹۵

کفـن‌پوش ورامـین

تاریخ را که ورق بزنید، مملو از نام مردان و بانوانی است که برای رسیدن به اهدافشان، خطر را هیچ انگاشته‌اند و تا رسیدن به خواسته‌شان، حتی یک لحظه‌ از پا ننشسته‌اند.

سنگ صبور

این مرکز حقوقی و مشاوره را وکلا و مشاوران نابینا و کم‌بینا اداره می‌کنند؛

جمعه / ۲۲ بهمن ۹۵

سنگ صبور

شاید خیلی به این فکر نکرده باشیم که در حضور وکیل یا مشاوری نابینا که فقط می‌تواند صدایمان را بشنود، راحت‌تر می‌توانیم صحبت کنیم و از مشکلاتمان بگوییم. چون سنگینی نگاه شنونده را بر خود احساس نمی کنیم و بدون رودربایستی و خجالت می‌توانیم حرفمان را بزنیم.