آخرین فرمانده گفتگویی با جانباز نعمتی که تاریخ‌نامۀ شفاهی جنگ تحمیلی است

آخرین فرمانده

روی موج خاطره گفتگو با محمدرضا رضوانی،مجموعه دار مشهدی که کلکسیونش مجموعه ای از 200 رادیو و 100 گرام است

روی موج خاطره

به خواستگاری جانبازان می‌آمدند گپ و گفتی با علیرضا مداح، جانباز ضایعه نخاعی که خاطراتی شنیدنی دارد از نگاه جامعه به مجروحان جنگ تحمیلی

به خواستگاری جانبازان می‌آمدند

شاعر اوسنه‌ها با قاسم رفیعا که لهجۀ مشهدی نقش پررنگی در اشعارش دارد

شاعر اوسنه‌ها

«روبان» تنبلی را پاره کنید!

یکشنبه / ۱۸ تیر ۹۶

«روبان» تنبلی را پاره کنید!

گفتگو با سمیه موسوی کارآفرین پرتلاشی که می‌گوید همیشه تلاش کرده خانم‌ها را برای انجام کار حتی در خانه‌هایشان تشویق کند ...

کتیبه‌ای که کشاورزان نوشتند

مسجد جامع شهرک شهید رجایی حاصل رویداد تقسم اراضی و نیت خیر ۸۸ کشاورز است؛

یکشنبه / ۱۸ تیر ۹۶

کتیبه‌ای که کشاورزان نوشتند

روزگاری خشت‌ به خشت مسجد جامع شهرک شهید‌رجایی، با دست‌های زحمت‌کش و پینه‌بستۀ کشاورزان بالا‌رفته بود. مکانی که هنوز هم تک دیوار کاهگلی به‌جای مانده از روزگار قدیم مسجد، نشان از تلاش همین کشاورزان دارد.

آقای ربات

گفتگو با نوجوان خلاق محلۀ دروی که ساخته‌هایش را به ثبت نمی‌رساند؛

شنبه / ۱۷ تیر ۹۶

آقای ربات

نمونۀ کامل نوجوانی امروزی است. پرجنب‌وجوش و سرشار از انرژی و البته کم‌صبر. این از پاسخ‌های کوتاه کوتاهش به پرسش‌هایمان کاملا روشن می‌شود...

امیـد آســمانی

گفتگو با خانوادۀ شهید مرزبان، امید پارداد؛

شنبه / ۱۷ تیر ۹۶

امیـد آســمانی

پنج فرزند پسر دارد که همه را دوست دارد و از آن‌ها راضی است و بعد از سال‌ها هنوز صحنه‌های بازی و شیطنتشان بر لب حوض خانه یادش هست، اما امید برایش چیز دیگری بود ...

نام آن کافۀ نیکو «چمن‌‌نو» باشد

دقایقی در فالوده و بستنی‌فروشی قدیمی چهارراه خواجه‌ربیع که نزدیک شش دهه پیشینه دارد؛

شنبه / ۱۷ تیر ۹۶

نام آن کافۀ نیکو «چمن‌‌نو» باشد

فالوده و بستنی چمن‌نو درحال سپری‌کردن شلوغ‌ترین ساعت‌های خودش است که ما به آنجا می‌رسیم. مغازه مدام پُر و خالی می‌شود و محمد حامدمقدم که حالا پس از درگذشت پدرش عهده‌دار بستنی‌فروشی شده، حسابی سرش شلوغ است.

نماز آهنگران

تنها نمازخانۀ خیابان طرحچی در کارگاه آهن‌فروشی قرار دارد؛

جمعه / ۱۶ تیر ۹۶

نماز آهنگران

این مسجد با سایر مساجدی که تا حالا وصفش را شنیده‌اید، متفاوت است زیرا نه گنبدی دارد و نه گلدسته‌ای، نه در ورودی که نشان دهد اینجا نمازخانه یا مسجد است.

نقش آکاسیف در تبلیغات جنگ!

با خاطرات نجار محله بهشت که مسئول تبلیغات بسیج مسجد قائم(عج) بود؛

جمعه / ۱۶ تیر ۹۶

نقش آکاسیف در تبلیغات جنگ!

قرارمان با محمد نجاتی در کارگاه درودگری‌اش در خیابان قائم۲۰ رقم می‌خورد. کارگاهی که سوای بوی چوب و هوای خاک خورده‌اش، عطر اصالت می‌دهد ...

تئاتر مشهد خوب، سینمای مشهد افتضاح!

گفت‌وگو با سعید ولی‌زاده، بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما؛

چهارشنبه / ۱۴ تیر ۹۶

تئاتر مشهد خوب، سینمای مشهد افتضاح!

سینما همیشه جذابیت داشته و دارد و از آنجا که همه اقشار و سنین آن را دنبال می‌کنند و به آن علاقه‌مندند، شاید بشود گفت همگانی‌ترین هنر است.

هزینه‌های شخصی، مـــدال‌های ملی

امین جلالی، قهرمان جهان هاپکیدو، سال‌هاست بدون حمایت ورزش را ادامه می‌دهد؛

چهارشنبه / ۱۴ تیر ۹۶

هزینه‌های شخصی، مـــدال‌های ملی

آسمان ستاره‌های بی‌شماری دارد اما کم نیستند ستارگان زمین؛ آدم‌هایی که هم‌رنگ ما هستند، از ما و در میان ما هستند. اما یک خصلت، یک ویژگی یا پشتکارشان آن‌ها را بدل می‌کند به ستاره‌ای زمینی.

شاعرم از قبیلۀ قلمم

با استاد امیر برزگر خراسانی که اولین پاتوق شعر جوان و یکی از اولین هنرکده‌های مشهد به همت او تأسیس شده است؛

سه شنبه / ۱۳ تیر ۹۶

شاعرم از قبیلۀ قلمم

سجلش با نام غلامحسین برزگر خراسانی مهر خورده اما اهل ادب او را با تخلص نام «امیر» می‌شناسند...

صندوق ماشینم کتابخـانۀ سیـار من است

گفتگو با علیرضا مهرداد؛ نویسنده و منتقد ادبیات داستانی ؛

سه شنبه / ۱۳ تیر ۹۶

صندوق ماشینم کتابخـانۀ سیـار من است

کسانی که در عرصۀ ادبیات داستانی مشهد فعالیت می‌کنند، سیدعلیرضا مهرداد را به‌خوبی می‌شناسند؛ نویسنده و منتقد ادبیات داستانی که رزومه و سوابقش او را به‌عنوان چهره‌ای ادبی در حوزۀ دفاع مقدس، معرفی کرده است.

پا به قلم!

بانوی توان‌خواه محلۀ ولیعصر، هنرمندی است که از حرکت نایستاده؛

دوشنبه / ۱۲ تیر ۹۶

پا به قلم!

هشت سالی، نقاشی همدمش شده است و نگاره‌هایی از امید را در قاب تصویر جا می‌دهد. تا به حال در پنج نمایشگاه، کارهایش را به نمایش گذاشته است که آخرینش اردیبهشت امسال بود. شعار که نه، شعر اصلی زندگی، این است؛ «‌سختی‌ها، آدم را محکم می‌کند.

حالا دیگر به وعده‌وعیدها می‌خندم!

گفتگو با رضا سلیمانی؛ رفتگری که هنگام کار تصادف کرده و دچار ضایعۀ نخاعی شده است؛

یکشنبه / ۱۱ تیر ۹۶

حالا دیگر به وعده‌وعیدها می‌خندم!

برای گفتگوی شهرآرامحلۀ این هفته، قرار بر این شد که به خانۀ یک پاکبان زحمتکش بروم که در تابستان سال قبل بعد از اینکه کار روزانۀ خود را تمام می‌کند، با یک خودرو تصادف می‌کند، و از ناحیۀ گردن به پایین قطع نخاع می‌شود.